کد خبر: 409784
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۴:۲۰
تمام رؤیاهای یک نویسنده
مجید پور ولی کلشتری - به نام خداوند بخشاینده و مهربان
یکی از آن چیزهایی که باعث می‌شود هر از چند گاهی بغض کنم و یک ساعتی یک گوشه ای در خودم فرو روم و با هیچ کسی توی این دنیا کار نداشته باشم، کارنامه‌ ما در تقابل با این جمله از حضرت روح الله بود که گفته‌اند:‌ «ما باید انقلابمان را به تمام دنیا صادر کنیم.» وقتی به حقیقت و ذات این جمله فکر می‌کنم، می‌بینم چقدر بلند پروازانه و عظیم است. بالواقع این حضرت روح الله چه مهندسی عظیم و چه آرمان‌ها و آرزوهای بلندی را برای این انقلاب در ذهن خود ترسیم نموده است. آن چه که باعث بغض و‌ اندوه من می‌شود، این نکته است که من در مقام داستان نویس و آن آقایان در لباس و مقام مسئول فرهنگی جمهوری اسلامی در برابر این آرمان و فرمایش حضرت روح الله چه کرده‌ایم؟ داستان نویس وظیفه دارد بخواند و بنویسد و از خط مستقیم تعهد خارج نشود. اما عامل فرهنگی و مسئول فرهنگی چه باید بکند؟ به کتابفروشی‌های خیابان انقلاب نگاه کنید. این جا مرکز کتاب در پایتخت و بلکه تمام کشور است. در میان این کتابفروشی‌ها فقط دو فروشگاه به ادبیات دفاع مقدس و انقلاب اختصاص دارد. یکی از آنها متعلق به نشر صریر است که سه قدم طول و دو قدم عرض دارد و به زور پنج نفر می‌توانند درونش کتاب ورق بزنند!! و دیگری متعلق به نشر شاهد است که پنج روز در هفته تعطیل است. حالا به تمام کتابفروشی‌ها و ویترین آنها و عناوین آنها نگاه کنید. کتاب‌های معاند با بحث مذهب، دین، خدا و. . . را نگاه کنید. این جاست که من بغض می‌کنم. زمانی که رئیس جمهور مردمی ما حامی ارزش و اخلاق و انقلاب است و وزیر ارشاد ما حامی‌ اندیشه‌های امام (ره) و شهدا و دفاع مقدس است و بودجه‌ها و سرانه‌ها و تریبون‌ها و محفل‌ها و رسانه‌ها در دست ماست، حالا چه جای تعلل و کم کاری و سستی و کوتاهی است ؟! یادمان باشد ما به شهدا بدهکاریم. یادمان باشد ما به حضرت روح الله بدهکاریم. یادمان باشد چقدر جوان سینه در برابر گلوله و سرب سپر کردند تا امروز ما با خیال راحت در خیابان انقلاب راه برویم و آب میوه بنوشیم و به پرده‌های سینما نگاه کنیم. یادمان باشد که اگر شهدا از یاد این شهر برود، این شهر دیگر شهر زندگان نیست. آیا ما توانسته‌ایم ادبیات انقلاب را به خیابان انقلاب صادر کنیم؟ حالا اروپا و امریکا پیشکش !! چگونه است که آنها هری پاتری که ضد خدا و حامی جادوست را توانسته‌اند به کشور انقلابی و اسلامی ما صادر کنند ولی ما نتوانسته‌ایم! راستی نتوانسته‌ایم یا نخواسته‌ایم؟ من که اعتقاد دارم کم کاری کرده ایم. بی‌برنامگی کرده‌ایم. شعار داده‌ایم. ما هنوز کشف نکرده‌ایم که نشر یک صفحه داستان از 10 ساعت سخنرانی اثر گذارتر است. ما هنوز نفهمیده‌ایم که یک فیلم سینمایی از هزار کنفرانس و همایش قوی‌تر و مفیدتر است. چرا مسئول فرهنگی این نظام هنوز به ارزش ادبیات و هنر برای انتقال مفاهیم انقلاب معتقد نیست؟ و اگر معتقد است، این اعتقاد در نوع برنامه‌ریزی‌ها و تقسیم بودجه و حمایت‌های او پیدا نیست ؟! یادمان باشد که اگر صدام مرده است، در عوض هالیوود زنده است و تا درون خاکریز جوان ایرانی پیش آمده است. آقای وزیر لطفاً انقلاب را بایگانی نکنیم !
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار