کد خبر: 409714
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۲
نگاهی به تئاتر خیابانی و مشکلات آن به بهانه پایان همایش «فصل رهایی»
رضا احسان‌پور - آنچه امروزه به عنوان نمایش خیابانی در کشور ما شناخته می‌شود با آن چیزی که در جهان به این نام شهرت دارد تفاوتی بسیار دارد. چرا که نمایش‌هایی که امروزه در کشور ما تحت عنوان نمایش خیابانی به مخاطب عرضه می‌شود آثاری هستند که تنها سالن مسقف مجموعه‌های نمایشی را در کنار خود نمی‌بینند و درست همان آثاری هستند که قابلیت اجرا در صحنه سالن‌های نمایشی را دارند و حالا با تغییر محیط جغرافیایی اجرا به خیابان‌ها و میادین کشور آمده‌اند و نام نمایش خیابانی را بر روی آنها‌گذارده‌اند. این در حالی است که ماهیت نمایش خیابانی اصلاً دارای متن نمایشی نیست و گروه با توجه به یکی از مشکلات جامعه و یا اتفاقی که در یکی از محیط‌های شهری ممکن است رخ بدهد دست به کار اجرا به صورت بداهه می‌زنند و سعی می‌کنند در حین اجرا با یاری گرفتن از عابرانی که ممکن است به عنوان مخاطب به کار آنها نظری‌انداخته باشند خطی داستانی را پیگیری کنند و حال ممکن است نمایش به پایانی برسد و یا حتی بدون پایان و یا با عوض کردن موضوع وارد فاز جدیدی شود.
اما همین که در کشور ما نمایش به عنوان یک هنر وارداتی توانست با تمام شاخه‌های خود (جز باله و بالت) در بین مخاطبان جایی – هر چند کوچک – باز کند باز هم مایه خوشبختی است و از همه مهم‌تر اینکه در ایام تابستان به دلیل فراغت بیشتر مردم و همچنین مناسبت‌های مذهبی و ملی نمایش خیابانی توانسته بسیاری از وجوه معنایی، روایی و تفسیری آن مناسبت‌ها را بین مخاطبان خود که البته بر عکس نمایش صحنه‌ای بسیار بیشتر هستند قسمت کند.
از جمله این اقدامات برگزاری نخستین همایش تئاتر خیابانی «فصل رهایی» بود که در آستانه بیستمین سال ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی برگزار شد. اینکه این همایش چرا با 20 سال تاخیر به برگزار شد پرسشی است که جای بحث آن در این مقال نیست اما حال با وجود اینکه این موضوع ملی و ارزشی از طریق نمایش خیابانی برای اولین بار به مخاطب عرضه شد بر آن شدیم که به سراغ چند هنرمند که در این همایش حضور داشتند برویم و با آنها درباره نقاط قوت و ضغف این همایش و تجربه نخستین آن در برابر بازخوردهای مخاطبان گفت‌وگویی داشته باشیم. حاصل این گفته‌ها و شنیده‌های در زیر از خاطر شما می‌گذرد.
خیلی چیزها را به راحتی فراموش کرده‌ایم
اولین نکته‌ای که به ذهن می‌رسد این است که با وجود تاخیر 20 ساله در برگزاری چنین همایشی تا چه حد داستان‌ها مخاطب هدف خود را جوانانی و نوجوانانی قرار داده که یا در آن دوران شکوهمند نبوده‌اند یا اگر بوده‌اند به دلیل خردسال بودن در آن ایام کمتر نشانه‌ای را به یاد می‌آورند. بی‌شک رسالت چنین همایشی در گام اول انتقال آن روزهای حماسه و ایثار به نسلی است که در آن دوران حضور نداشته اما آیا این حرکت توانسته هر چند ‌اندک در گام نخست به این توفیق دست یابد؟
شاهد پیوند بازیگر و کارگردان شناخته شده نمایش خیابانی که با نمایش «حلقه گل» در این جشنواره شرکت کرده است ضمن بیان این نکته که ادای دینی که به بحث دفاع مقدس و به ویژه آزادگان داشته دلیل شرکت او در این جشنواره بوده است، گفت: «تا به حال به بحث آزادگان در مباحث هنری اینگونه پرداخته نشده بود.»
وی در ادامه با اشاره به اینکه این اولین دوره جشنواره بود و ممکن است کاستی‌هایی داشته باشد ولی در عین حال این دوره می‌توانست تعیین کننده برگزاری دوره‌های بعدی باشد نیز افزود: «با برگزاری این دوره می‌شود دریافت که ما چقدر می‌توانیم منشأ اثر باشیم و چقدر امکانات برای ما مهیاست تا بتوانیم حرف‌هایمان را بیان کنیم. اگر ما بحث را محدود به جنگ ایران و عراق کنیم ممکن است سوژه‌ها، جایی تمام شود ولی وقتی بحث را روی مفاهیمی مثل رهایی، اسارت و ... متمرکز کنیم، این برنامه‌ها می‌تواند تا مدت‌ها ادامه داشته باشد. چون مفهوم اسارت یک مفهوم جهانی است. شبیه همان کاری که در مورد سینمای دفاع مقدس صورت گرفت. دفاع مقدس تا زمانی که محدود به جنگ و جبهه بود خیلی نمی‌توانستند هنرمندان در مورد آن مانور بدهند و به همین سبب از یک زمان به بعد متوجه شدند که باید از دریچه‌های دیگری به جنگ نگاه کنند یا با نگاهی فراتر در آثار خود به بیرون از جنگ و بعد از آن بپردازند.»
جمشید عسگری، از دیگر شرکت‌کنندگان در جشنواره در مورد آزادگان و لزوم پرداخت آثار نمایشی درباره خاطرات و زندگی این بزرگواران خاطرنشان کرد: «ما نباید خدمت‌هایی که به ما شده است را به راحتی فراموش کنیم. این برنامه‌ها برای گفتن یک سری از مسائل برای نسل جوان امروز که در آن روزها حضور نداشتند بسیار مفید است. من خوشبختانه سنم آنقدر هست که کسانی که در جبهه بوده‌اند و آزادگان و مشکلاتی که با آنها دست و پنجه نرم کرده‌اند را از نزدیک دیده باشم و بر همین اساس سعی کرده‌ام در متن نمایشنامه «امانت» که در اینت جشنواره آن را اجرا کردم، پایداری و وفاداری به عهدی که این آدم‌ها هنوز به آن معتقدند را به‌رغم همه سختی‌ها و مشقت‌هایی که دارند ولی از زیر آن شانه خالی نمی‌کنند را به همه از خودم گرفته تا نوجوانان امروز نشان دهم.»
همچنین مرتضی وکیلیان، پیشکسوت تئاتر خیابانی، این جشنواره را حرکت نویی دانست و تصریح کرد:«من می‌خواهم با کار در حوزه دفاع مقدس و با موضوع آزادگان بتوانم روزهایی که این افراد گذرانده‌اند را به نمایش بگذارم تا همگان متوجه شوند این افراد چه کسانی بودند و هستند. من خاطرات آزادگان را خوانده‌ام و از ناراحتی دندان‌هایم را روی هم فشار داده ام. من در این نمایش که «ما هنوز زنده ایم» نام دارد سعی کردم بین دو نسل وصلی برقرار کنم. ما در رابطه با اسرا خوشبختانه اطلاعات فراوانی داریم. اما مردم متأسفانه آن طور که باید و شاید از سختی‌ها و شکنجه‌هایی که این افراد تحمل کرده‌اند اطلاع دقیقی ندارند و این وظیفه ما هنرمندان است که این مسائل را در کار خود و به شیوه‌ای هنرمندانه به نمایش بگذاریم.»
تئاتر خیابانی، متعلق به مردم است
متأسفانه این حقیقت تلخ اما گفتنی است که تئاتر خیابانی با وجود پتانسیلی که اینگونه هنری در ارتباط، جذب و اثرگذاری روی مخاطب دارد و کم هزینه بودن و سهولت اجرای آن، آنگونه که شایسته است مورد توجه مسئولین قرار نگرفته و اکثر فعالین این حوزه، از عدم توجه و بی‌مهری‌های متولیان شکایت دارند.
عسگری در این ارتباط با اشاره به اینکه به‌رغم همه مشکلات و کمبودها با تلاش خود و دیگران، دوام آورده‌ایم فرصت این گفت‌وگو را غنیمت می‌شمارد و طی درد و دلی ساده و صمیمی خطاب به مسئولان می‌گوید:«من از سال 74 در تئاتر خیابانی فعالیت دارم و کارهای زیادی که بالغ بر 50 اثر نمایشی می‌شود را برای مردم کشورم اجرا کرده‌ام. وقتی اثری را تولید می‌کنم فقط نباید محدود به یک جشنواره شود و هر اثرم با 2 یا 3 اجرا تمام شود. آیا در شهر تهران با 20 میلیون جمعیت، فقط 1000 نفر باید کار من را ببیند؟ متاسفانه تئاترخیابانی فقط مناسبتی شده و تنها به بهانه جشنواره‌های مختلف فرصت اجرا پیدا می‌کنیم. به قول معروف شده ایم مرغی که هم توی عزا می‌خورند و هم توی عروسی.»
این کارگردان تئاتر در مورد تنوع موضوعاتی که در تئاتر خیابانی می‌شود به آنها پرداخت نیز می‌افزاید:«با هر موضوعی، حتی موضوعات اجتماعی مثل ترافیک یا آلودگی هوا هم می‌شود کاری نمایشی تولید کرد و فقط کافیست به هنرمندان زمان و مکان اجرا داده شود. مطمئن باشید به خاطر جنس این موضوعات، استقبال از تئاترخیابانی بیشتر از پیش نیز خواهد شد.»
وی در مورد ویژگی‌های منحصر به فرد و روح مردمی تئاتر خیابانی نیز تصریح می‌کند:«همیشه گفته ام که تئاترخیابانی بدون دغدغه و واسطه‌های معمول اجرا می‌شود و مردم به راحتی با آن ارتباط برقرار می‌کنند.»
وکیلیان نیز تئاتر خیابانی را متعلق به مردم می‌داند و دلیل علاقه اش به تئاتر خیابانی را همین نکته ذکر می‌کند. او با گلایه از مرکز هنرهای نمایشی در خصوص کم توجهی به تئاتر خیابانی و کمی اجراهای خیابانی بیان می‌کند:«ما چند سالی می‌شود که اجرای عمومی نداریم. در سال جدید هم تا امروز خبری از بودجه نبوده است. به نظر من، مرکز هنرهای نمایشی تئاتر خیابانی را بچه ناخواسته خود می‌داند و نسبت به آن حس ناپدری دارد.من تجربه تئاتر صحنه را نیز در کارنامه خود دارم ولی متاسفانه تئاتر صحنه‌ای الان به این شکل شده است که وقتی من کاری را آماده می‌کنم دوستان هنرمندم را برای تماشا دعوت می‌کنم و برعکس. یعنی مثل آرایشگرها وقتی بیکار هستیم سر یکدیگر را می‌تراشیم. اکثر تماشاگران خود هنرمندان هستند نه مردم.»
شاهد پیوند وظیفه تئاتر خیابانی را روشنگری و اینکه بتوان با آن حرف‌ها را رو در رو و بدون واسطه با مردم زد، می‌داند و اضافه می‌کند:«دلایل مختلفی از جمله گرانی بلیت، نبود وقت کافی و قرار نگرفتن تئاتر در سبد فرهنگی خانوار باعث شده است که مردم تئاتر نبینند؛ الا یک قشر خاص! مسئولین باید از شعارهایشان کم کرده و حرف‌هایشان را در قالب نمایش‌ها بزنند که نه تنها شعاری نیست بلکه مخاطبان هم می‌پذیرند. تئاتر خیابانی در مقایسه با قالبی مثل چاپ کتاب مخاطب بیشتری دارد ولی متاسفانه به آن توجه کافی نمی‌شود.»
وی درباره منابعی که باید در این کارها از آنها استفاده کرد می‌گوید:«بهترین منابع برای این کارها افرادی هستند که آنجا حضور داشته‌اند. نکته قابل توجه اینکه یکی از بازبین‌های این جشنواره از آزادگان بود. متاسفانه خیلی از چیزهایی که در عرصه هنر دفاع مقدس ارائه می‌شود، منطبق بر واقعیت نیست.
وقتی کاری از صدا و سیما نمایش داده می‌شود، با توجه به بودجه‌ای که برای آن صرف شده است، فرض بر این است که تمام تحقیقات در مورد آن صورت گرفته است در حالی که اینطور نیست. من پیشنهاد می‌کنم برای دوره‌های بعدی تعدادی از آزادگان به گروه‌های تئاتری معرفی شوند تا افرادی که می‌خوهند اثری را ارائه بدهند با مشورت و صحبت با آنها به واقعیت قضیه پی ببرند. یعنی کارگاه‌هایی برگزار شود که هنرمندان بتوانند با این افراد در تماس باشند و کیفیت آثارشان را ارتقا دهند.»
اینها تنها بخش کوچکی از تمام دغدغه‌ها و مشکلات هنرمندان تئاتر خیابانی بود که با اعلام فراخوان یک جشنواره ملی و لرزشی و بدون کوچک‌ترین چشمداشتی از جوان تا پیشکسوت بسیج شدند تا به سهم خود خریدار آبروی دلاورمردانی باشند که اگر آنها و طلایه‌دارانشان – شهدا – نبودند شاید ایران امروز رنگ و بویی متفاوت‌تر داشت. این درشت که از این دست گزارش‌ها و از این قبیل گفت‌وگو‌ها بارها صورت گرفته اما حرف حق را باید زد ولو اگر تکراری شاید بالاخره گوشی در گوشه‌ای از این دستگاه بزرگ فرهنگی پیدا شود تا صدای این هنرمندان را نیز به جان و دل بشنود. به امید آن روز!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار