
احمد پرهیزی - دیروز با گفتههای اهالی سینما درباره معرفی نماینده ایران برای اسکار موضوع این جایزه مهم سینمایی دوباره مطرح شد. جایزه فرهنگستان امریکا هر ساله بخشی به نام اسکار بهترین فیلم خارجی دارد و سینمای ایران تنها یک بار توانسته است در این بخش کم و بیش موفقیتی کسب کند و آن حضور «بچههای آسمان» به عنوان یکی از پنج نامزد نهایی بوده است. آیا چنین اتفاقی دوباره تکرار خواهد شد؟
مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی به خبرگزاری ایسنا گفته است: «بهزودی مقدمات انتخاب نماینده سینمای ایران در اسکار فراهم میشود و فیلم منتخب در موعد مقدر توسط هیأت انتخاب معرفی خواهد شد.» از حرفهای احمد میرعلایی میتوان فهمید که روال کار مثل گذشته است و چندان تغییری نکرده است: «شورایی برای انتخاب، متشکل از افراد حرفهای تشکیل جلسه خواهد داد تا با در نظر گرفتن معیارهای لازم این انتخاب صورت گیرد.» میتوان از گفتههای او بوی امیدواری را شنید که البته مشخص نیست تا چه حد خود وی به این موفقیت ایمان دارد: «ما علاقهمند نیستیم به هردلیل انتخابی داشته باشیم، اما با بررسی فیلمهایی که در یک سال گذشته نمایش عمومی داشتهاند، قطعا به فیلم خوبی خواهیم رسید تا نماینده شایستهای از سینمای ایران داشته باشیم.»
اسکار اروپایی
در مقابل سیدجمال ساداتیان یکی از تهیهکنندگان سینمای ایران گفته است: «اثر شاخصی در سینمای ایران که به نمایش عمومی درآمده باشد، برای حضور در اسکار امسال ندیدم.» این تهیهکننده سال گذشته در کمیته انتخاب نماینده سینمای ایران در اسکار عضویت داشت و در نهایت «درباره الی...» یکی از فیلمهای شاخص پس از انقلاب راهی امریکا شد، اما هیچ موفقیتی کسب نکرد. ساداتیان توضیح داده است: «هر کشوری سعی میکند بهترین اثرش را به اسکار معرفی کند و فیلم باید شاخصهای اولیه را برای معرفی داشته باشد تا جایگاهی کسب کند و من چنین ویژگیهایی را در آثار اخیرمان ندیدم.» او تکلیف دو فیلم «به رنگ ارغوان» و «هفت دقیقه تا پاییز» (به تهیهکنندگی خودش) را از الان مشخص کرده است: «این دو فیلم قصه بومی دارند و برای معرفی مناسبت نیستند.» او هیچ اشارهای به فیلم «طلا و مس» که بومیتر از دو فیلم نامبرده است نکرده اگرچه بر خلاف گفتههای او فیلمهای بومی بخت بیشتری برای رقابت دارند.
شاید مروری بر جایزه اسکار بهترین فیلم بتواند نشان دهد که کشور ما در این بخش چه میزان شانس دارد. این جایزه سال 1956 راهاندازی شد و شرط اصلی تولید فیلم به زبانی غیرانگلیسی است. تا به حال 62 فیلم موفق به کسب آن شدهاند. جالب آن است که از این تعداد 51 فیلم به سینمای اروپا رسیده است، پس از آن پنج فیلم از آسیا و سه فیلم از آفریقا برنده این جایزه شدهاند. سهم ایتالیا به تنهایی 13، فرانسه 12 و اسپانیا چهار فیلم بوده است. جوایزه آسیایی را چهار بار ژاپن و یک بار تایوان دریافت کرده است و دیگر کشورهای صاحب سینما مثل هند تنها به سه نامزدی قناعت کردهاند. با این وضع تقریباً میتوان فهمید که بخت کشورهای غیراروپایی روی کاغذ بسیار اندک است.
انتخاب امریکایی
ایران از سال 1994 به طور پیوسته نمایندگانی را به اسکار ارسال کرده است و میتوان گفت همه سینماگران مطرح ایرانی بخت خود را دست کم یک بار آزمودهاند و هیچ کدام موفق نبودهاند جز مجید مجیدی با فیلم «بچههای آسمان» که به یک نامزدی دلخوش کرده است. مجید مجیدی در سال 1377 به این موفقیت دست پیدا کرده است و همین شائبه سیاسی بودن این انتخاب را پررنگ میکند. میتوان گفت امریکاییها با این فیلم سیگنال آغاز روابط دو کشور را کلید زدهاند. بنابراین اگر در آن سال «رنگ خدا»، «زیر درختان زیتون»، یا «باران» هم نماینده میشد شانس فراوانی برای نامزد شدن در این بخش میداشت چرا که سینمای برنامهدار و سیاسی هالیوود، به این سادگیها، استراتژیاش را فدای هنر و دلخوشی هنرمندان نمیکند.
جایزه اسکار در مجموع برای حمایت از هالیوود تأسیس شده است و به ندرت حتی به سینمای مستقل امریکا چراغ سبزی نشان داده است. جایزه اسکار فیلم خارجی نیز همواره با حرف و حدیثهای فراوانی همراه بوده است، از جمله همین دوره گذشته که به کشور آرژانتین رسید. سینمای ما با شرایط کنونی بهتر است چندان روی این جایزه حسابی باز نکند. امریکاییها هر وقت خود صلاح بدانند این جایزه را به ما خواهند داد و چندان کاری به کیفیت فیلم ما نخواهند داشت.