
علی خداییبیجاری - «اشکان خطیبی» متولد 19 مهرماه 1357 است که در شمیران به دنیا آمده است. وی کارشناس تئاتر است که از دانشگاه هنر و معماری فارغالتحصیل شد. خطیبی کار تئاتر را از سال 76 آغاز کرد و در سال 1379 در گروه موسیقی راک ایرانی با نام «آپولو» حضور داشت که با جدا شدن اعضای این گروه، گروه آپولو منحل شد. وی نوازنده پیانو و گیتار است. خطیبی در حال حاضر نقش «مهران سارنگ» را در سریال «در مسیر زایندهرود» بازی میکند.
آقای خطیبی در حال حاضر بهجز بازی در سریال «در مسیر زایندهرود» مشغول چهکار دیگری هستید؟
یک بازی دیگر در یک فیلم سینمایی داشتم که بازی در فیلم «روایت» به کارگردانی خانم نیکی کریمی بود که البته فکر میکنم به احتمال قوی تغییر نام خواهد داد و همزمان در سریال «در مسیر زایندهرود» و «روایت» بازی داشتم. بازی در سریال «در مسیر زایندهرود» کار بسیار زمانبری است و نمیشود درکنار این سریال فعالیتهای دیگری کرد.
آقای خطیبی شما در انتخاب پیشنهادهایتان بیش از حد وسواس نشان میدهید، چرا؟
وسواس همیشه بد نیست، البته تا جایی که به مریضی نزدیک نشود.
چطور روی نقش مهران سارنگ کار کردید و تحقیق روی نقش مشتمل بر چه مراحل و بخشهایی بود؟
خب به هر صورت بخشی از نقش را بازیگر از زندگی خودش برمیدارد و در نقش میگذارد و بقیهاش را من با کمک از دوستان فوتبالیستم گرفتم. من دوست فوتبالیست زیاد داشتهام و دارم و وقتی بحث این کار شد سعی کردم با این دوستان ورزشکار نشست و برخاست زیادی داشته باشم.
سوسول بودن نقش مهران را هم از این دوستان گرفتهاید؟
]میخندد[ نه، همه فوتبالیستها سوسول نیستند. این فوتبالیست (مهران) سوسول است.
پیشنهاد جدید بازی داشتهاید؟
دو، سه فیلم سینمایی بود که متأسفانه به دلیل اینکه با سریال «در مسیر زایندهرود» تداخل داشت، نشد تا انشاالله این کار تمام شود آن وقت ببینیم چه میشود کرد.
شما برای کارهایتان برنامهریزی هم میکنید؟
در حرفه ما خیلی نمیشود برنامهریزی کرد. باید بنشینیم تا کاری پیش بیاید و پیشنهادی اتفاق بیفتد.
آقای خطیبی در یکی، دو سال اخیر تقریباً شما هیچ حضوری در تلویزیون نداشتید و زمزمههایی در مورد غیبت شما بود که صحت و سقماش معلوم نبود. خودتان در این باره توضیح دهید.
واقعیت این است که من با یک گروه آلمانی کار میکنم به اسم «مارین باد» که امسال هم دوباره با این گروه در آلمان اجرا داریم و طی یک سال و نیم گذشته من بین ایران و آلمان در سفر بودم و درگیر بازی در تئاتر این گروه بودم.
لطفاً در مورد گروه مارین باد و کارهایش بیشتر توضیح دهید.
خب اولین باری بود که با این گروه به صورت مشترک کار کردیم. من در اصل عضو گروه تئاتر آقای محمد رحمانیان هستم که به گروه «پرچین» معروف است. این اولین کار مشترک گروه پرچین با گروه مارین باد بود به عبارت دیگر اولین تئاتر مشترک ایران و آلمان بود.
اسم نمایش چیست و بنمایه آن متعلق به کجاست؟
اسم نمایش «آخرین پر سیمرغ» است و براساس داستانهای شاهنامه نوشته شده است.
در مورد زبان نمایش توضیح دهید.
خب، خوشبختانه این فرصتی بود که با آقای رحمانیان یک کار تئاتر به زبان انگلیسی هم کار کنیم و نمایش با دو زبان انگلیسی و فارسی اجرا میشود و بازیگران بزرگی در این نمایش بازی دارند و قرار شده که حداقل سالی یک بار با این شیوه در ایران و آلمان اجرا داشته باشیم، البته اجرای دوم «آخرین پرسیمرغ» در آلمان دست داده و امسال دوباره به آلمان اعزام میشویم.
نویسنده «آخرین پرسیمرغ» کیست و کارگردانی آن را چه کسی به عهده دارد؟
آقای «محمد چرمشیر» متن را نوشتهاند و «اشتفان وایلند» کارگردانی آن را برعهده دارد.
در مورد اجرای دو زبانه نمایش بگویید که اجرای دو زبانه به صورت همزمان است یا در دو اجرای مختلف؟
به صورت همزمان نمایش اجرا میشود، یعنی در آن واحد بازیگران آلمانی حرف میزنند و بازیگران ایرانی به فارسی به نحوی ترجمه میکنند که واقعاً کار بسیار سختی است.
تماشاچی ارتباط برقرار میکند؟
بله. به شدت تماشاچی ارتباط برقرار میکند، البته نمایش به هر دو زبان بالانویس دارد ولی تماشاچیان آلمانی به زبان فارسی بسیار ریکشن (عکسالعمل) خوبی نشان میدهند و فکر میکنند که ما در حال شعر خواندن هستیم.
به عنوان آخرین سؤال بفرمایید که «در مسیر زایندهرود»از نگاه شما چه ویژگیهای خاصی داشت که شما را راضی به بازی کرد؟
خب، خود آقای فتحی است که بعد از مدتها فرصتی دست داد که با ایشان کار کنم و بعد نقش، نقش متفاوت و خاص و نویی است. دیگر اینکه سریالسازی از تهران دور شده، بعد آقای عفیفه تهیهکننده کار بودند، یعنی من فکر میکنم که در نهایت مجموعهای از خصایص خوب در این کار جمع شده بود که مرا راغب به کار کرد.