
زلزله يكي از مظاهر قدرت پروردگار است، براساس نظريه تكتونيك، حركت همگراي صفحههاي پوستهاي زمين نسبت به هم منجر به پديدهاي به نام زلزله ميشود كه همراه با آزاد كردن مقدار زيادي انرژي است. طبق نقشه پراكنش زلزله در جهان، كشور ما در منطقهاي به نام كمربند زلزله واقع شده است، هميشه و هر لحظه امكان وقوع زمين لرزههايي با قدرت و شدتهاي مختلف در تمامي مناطق كشور وجود دارد. اين قانون طبيعت است و اين ما هستيم كه بايد خود را با آن تطبيق دهيم و با آن كنار بياييم. البته با وجود اينكه تمامي مردم و مسئولان از اين ماجرا خبر دارند و ميدانند كه هنوز هيچ راه قطعي براي پيشبيني زمان زلزله وجود ندارد و هر آن امكان لرزش آن هست اما تا زماني كه در يكي از مناطق كشورمان اين پديده رخ نداده و خسارت مالي و جاني به بار نياورده اكثر ما در خواب غفلت به سر ميبريم.
سمنان، هشداري ديگرساعت 23 و 53 دقيقه در آخرين دقايق روز جمعه پنجم شهريور ماه زماني كه اكثر ما بعد از افطار در حال استراحت بوده و خود را براي روز كاري شنبه آماده ميكرديم، زلزلهاي با قدرت 9/5 ريشتر در نزديكي شهر دامغان بهوقوع پيوست. شدت زلزله به حدي بود كه استانهاي تهران و مازندران و برخي نواحي همجوار ديگر هم آن را احساس كردند. با وجود اينكه شدت زلزله زياد بود اما به دليل قرار گرفتن در منطقهاي با پراكنش انساني پايين، خسارت جاني كمي داشته و طبق آخرين اخبار4 نفر كشته و تعدادي زخمي براي جاي گذاشته است. براي تهراننشيناني كه هيچ هشداري را جدي نميگيرند شايد اين لرزش معناي ديگري هم داشت. آن هم اينكه تهران در صورت بروز زلزلهاي قوي با فاجعهاي انساني رو بهرو خواهد شد.
امدادگران آمادهروستاهاي کوه زر، دو چاهي و شيمي، كلو، سلم آباد و رشم تقريباً در كانون زلزله بودهاند. به گفته معاونت امداد سازمان هلال احمر استان سمنان: «از همان لحظات اوليه كه از محل وقوع زلزله آگاه شديم، تيمهاي امداد و نجات هلال احمر به منطقه اعزام شدند. يك اكيپ 51 نفره متشكل از 18 دستگاه خودرو و 3 دستگاه آمبولانس در منطقه زلزله زده حاضر شده و كار امداد را شروع كردند». محمدهادي پهلوانيان با اشاره به سرعت عمل نيروهاي امدادي ميگويد: «به دليل اينكه بيشتر ساختمانهاي منطقه آجري بودند خسارت كمتري وارد و تخريبها كاهش پيدا كرده بود». با توجه به شرايط خاص و اضطراري لحظههاي اول بعد از زلزله سرعت عمل ميتواند باعث كاهش خسارتهاي جاني و مالي شود. وي ميافزايد: «كارهاي اوليه به سرعت انجام و آوار برداري صورت گرفته و مجروحين و مصدومين به مراكز درماني انتقال داده شدند.»اما عمليات امدادي در روز بعد هم ادامه پيدا كرده و وارد فاز جديدي ميشود. پهلوانيان ميگويد: « اقدامات بعدي از صبح 6 شهريور با توزيع چادر و اقلام امدادي آغاز شد. ابتدا اردوگاهي براي اسكان موقت مردم زلزله زده ايجاد شد اما با توجه به درخواست مردم جهت اسكان در كنار خانههايشان جهت استفاده از وسائل باقي مانده منازل و مراقبت از آن و همچنين پراكنده بودن روستاها، اردوگاه جمعآوري و چادرها در بين اهالي توزيع شد». طبق اعلام هلال احمر 700 تخته چادر توزيع شده و هم اكنون مردم در وضعيت خوبي از جهت اسكان برخوردار هستند. معاون امداد سازمان هلال احمر سمنان ادامه ميدهد : «هم اكنون براي احتياط يك تيم پزشكي در هر يك از روستاها مستقر است».
مردم در انتظار كمك بيشتربراي آگاهي از وضعيت روستاييان زلزله زده به سراغ دو نفر از مسئولان محلي آنجا رفته و حالشان را جويا ميشويم. احمد قاسمي رئيس شوراي روستاي كوهزر ضمن تقدير از تلاش نيروهاي امدادي سازمان هلال احمر از عدم حضور ساير نيروهاي امداد رسان انتقاد كرده و ميگويد : «زلزله، ساختمانها را بين 50 تا 100 درصد تخريب كرده و هم اكنون به دليل ترس از ريزش آوار، كمتر كسي جرأت ميكند وارد خانهاش شود و فقط براي آوردن بعضي وسائل ضروري جرأت كرده و داخل منازل ميشوند.» وي همچنين از حجم پايين مواد تقسيم شده بين زلزلهزدگان گله كرده و ادامه ميدهد : «موادغذايي توزيع شده در بين خانوارها كم بوده و براي هر خانواده يك قوطي كنسرو ماهي و يك قوطي لوبيا دادهاند. پتو نداريم و شب اول را هم در هواي سرد و بدون سر پناه در كنار آوارهاي منازل به صبح رساندهايم. منطقه در شبها هواي سردي دارد و اين هوا تا چند وقت ديگر غيرقابل تحمل خواهد شد.»وي همچنين با اشاره به سفر وزير كشور به مناطق زلزله زده و ديدار از روستاي كوهزر ادامه ميدهد : «در هنگام سفر وزير تمامي مسئولان به همراه او به روستاي ما آمدند و با رفتنش هم همگي به دنبالش رفتند و ديگر كسي براي سرزدن به ما نيامده است.» او مشكل خاصي به جز نگراني در مورد منازل ويران شده روستا را جدي نميداند و ميگويد: «دغدغه اصلي ما خانههايمان است كه اكنون ديگر قابل استفاده نيستند و با شروع نيمه دوم سال منطقه رو به سردي خواهد رفت و سرما باعث اذيت مردم خواهد شد.»دهيار روستاي دوچاه نيز بيشترين انتقادش از عدم توزيع چراغهاي گرماساز در بين زلزله زدههاي روستا است و ميگويد: «نبود پتو و هواي سردي كه شبها بر منطقه حاكم ميشود باعث آزار كودكان ميشود. براي گرفتن كمكهاي سازمان هلال احمر مجبور شديم ازماشين شخصي خودمان استفاده كرده و شخصاً اقلام را در بين مردم توزيع كنيم.»حسين قاسمي با اشاره به تخريب خانههاي روستا، كيفيت پايين مصالح را عامل اصلي ويراني حاصل از زلزله ميداند و ادامه ميدهد: «اميدواريم با كمك مسئولان تا قبل از شروع فصل سرما بتوانيم كار ساخت خانههاي جديد را شروع كنيم.»اين درخواست اهالي منطقه در حالي انجام ميگيريد كه بنا به گفته رئيس سازمان هلال احمر استان سمنان «مردم از روند و شكل علمي امداد و كمكرساني آگاهي ندارند. در زلزله ما چند مرحله كار انجام ميدهيم؛ مرحله اول امداد، نجات و درمان ؛ مرحله دوم اسكان اضطراري و تغذيه و در آخر اسكان موقت و ما طبق اين روند كار ميكنيم». با توجه به جو عمومي حاكم بر اين نوع مناطق كه به خاطر وقوع بلاياي طبيعي از حالت عادي خارج شده است، شايد غيركارشناسي باشد و عمل به آنها باعث ايجاد هرج و مرج و عدم كمك رساني صحيح به آسيبديدگان شود. براي آموزش سازمانهاي دخيل در امر امدادرساني چند سالي است كه كارگاههاي آموزشي و مانورهاي امداد رساني در استانهاي مختلف كشورمان و در سطوح مختلف انجام ميشود. با انجام اين نوع حركات كه جنبه آموزشي دارد، ميتوان در زمان وقوع حوادث از شدت آسيبها و خسارات احتمالي كاست.دكتر محمد كاظم اميديان با تأكيد بر نقش آموزش جهت بالا بردن سطح دانش عمومي مردم از ساختار كاري امداد و نجات در زمان بروز چنين حوادثي ميگويد : «ستاد مديريت بحران با برگزاري كارگاه آموزشي خاص، در طي سه روز نسبت به آموزش وظايف سازمانهاي مختلف در زمان وقوع حوادث طبيعي و نحوه انجام وظيفه هر يك از ارگانها در سطوح مختلف اقدام كرد. ما همين كارگاه را در سطح استان و همچنين در برخي شهرستانها مانند شاهرود تا سطح بخشداري هم برگزار كردهايم و حاصل اين امر در هماهنگي ارگانهاي ذي ربط در هنگام وقوع حوادث نمود پيدا ميكند.»با وجود وقوع حوادث اين چنيني با مقياسهاي متفاوت در كشورمان لزوم هماهنگي بين ارگانهاي امداد رسان در زمان وقوع بلاياي طبيعي بيشتر مشخص ميشود و اينكه چه سازماني در كجا وارد عمل شده و تحت امر كدام نهاد مرتبط به كار امداد و نجات بپردازد، خود عامل مؤثري در تقليل خسارتهاي جاني و مالي حاصل از بروز حادثه خواهد شد. رئيس هلال احمر سمنان با بيان اينكه قبل از وقوع چنين زلزلهاي قرار بر اين بوده است كه يك مانور سراسري در سطح استان براي مقابله با زلزله انجام پذيرد ادامه ميدهد : «زلزله دامغان محك خوبي براي نيروهاي امدادي ما بود. ما در حال تدارك يك مانور براي شبيهسازي زلزله و عمليات امداد بوديم و شخص استاندار هم بر اين كار تأكيد داشتند اما وقوع اين زمين لرزه آزمايش عملي آموزشها و سنجش خوبي براي ارزيابي ميزان آمادگي نيروهاي امدادي استان بود.» وي با اشاره به بازديد وزير كشور از مناطق زلزله زده و مشاهده روند امدادرساني از نزديك از ابراز رضايت جناب وزير از سرعت عمل هلال احمر خبر داده و ميگويد : «خوشبختانه اين حادثه طوري نبود كه مجبور بشويم از نيروهاي امدادي خارج از استان كمك بگيريم. حتي نيروهاي شهرستانهاي استان سمنان هم به طور كامل فراخوان نشدهاند به طوري كه نيروهاي هلال احمر گرمسار به منطقه اعزام نشدهاند و همين تعداد نيروي مستقر براي انجام كار امدادرساني كفايت ميكنند.»دكتر اميديان ضمن تشكر از استانهايي كه براي اعزام نيرو و اقلام امدادي اعلام آمادگي كردهاند از ثبت روند امدادرساني به زلزله زدگان سمناني به عنوان سند از طرف سازمان مديريت بحران كشور خبر داده و از زحمات پرسنل سازمان متبوعش جهت انتقال و جابه جايي مصدومان به بيمارستانهاي استان تشكر كرد. زلزله بيخ گوش ماستسمانه مسلمي - زلزله بيخ گوشمان است و ما بيخيال روزهايمان را شب و شبهايمان را روز ميکنيم. چند روز پيش وقت سحر که تهران به دليل زلزله ناشي از تکان گسلي سمنان به لرزه افتاد چند سؤال را با خود مطرح کرديم. سؤالهايي که تا کنون مسئولان امر نسبت به آن پاسخي ندادهاند و تمام اقدامات نجات بخش يا به عبارتي پيشگيرانه را منحصر به اجراي چند مانور زلزله نمودهاند.اگر ساختمانها تخريب گردند کسي پيدا ميشود که ما را از زير آوار خارج کند؟ شايد با خود بگوييد در شرايطي که همه چيز روي هم آمده و جادهها محصور ويرانههاي ساختمانها هستند چگونه يگانهاي امدادي ميتوانند به دادمان برسند؟يقيناً يکي از مشکلاتي که پس از وقوع زلزله در شهر بزرگي همچون تهران به وجود ميآيد همين مهم است؛ چرا که بسياري از بافتهاي شهري در هم تنيده شدهاند و هيچ راه فراري براي چنين شرايطي براي آنها تعريف نشده است.از سوي ديگر هم اکنون بسياري از ساختمانهاي مراکز امدادي آخرين سالهاي عمر مفيد خود را ميگذرانند و همين عامل ديگري شده تا کمتر کسي اين اطمينان را داشته باشد که مرکزي براي رسيدگي به او بعد از زلزله باقي بماند.شايد اين صحبتها مانند مانورهاي زلزله که هر ساله با هزينههاي بسيار برگزار ميشود تکرار مکررات باشد اما بخشي از حقيقتي است که در صورت ناديده گرفته شدن ميتواند فاجعه عظيم انساني را با خود به همراه آورد. يقيناً نبايد از اين نکته به راحتي عبور کرد که کارشناسان ميگويند در صورت وقوع زلزله در تهران فاجعهاي عظيمتر از انقراض دايناسورها براي تهران چشم انتظار است. اميدواريم با نگاهي مسئولانه مديران ارشد اين خطر را که نه تنها شهروندان تهراني بلکه جامعه ايراني را به شدت تهديد ميکند مورد بررسي و کنکاش قرار داده و راهکارهايي عملياتي براي برون رفت از آن تعريف کنند.