کد خبر: 409140
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۸:۵۰
گرچه مطبوعات و رسانه‌های غربی تصویری زشت و زمخت از آفریقا و مشکلات آن در اذهان و افکار عمومی جهانی به خاطر اهداف استعماری ترسیم و تثبیت می‌کنند، ولی حقایق اقتصادی و آمارهای اعلامی ثروت‌های کافی و جنگلی این قاره ثروتمند روز به روز غرب استعمارگر و رسانه‌های آن را رسوا می‌کند. براساس آمارهای صندوق بین‌المللی پول تولید ناخالص داخلی کشورهای آفریقایی از سال 2000 تا سال 2008 رشد 9/5 درصدی داشته است. به خاطر بحران اقتصادی جهان نرخ رشد تولید ناخالص داخلی کشورهای آفریقایی در سال 2009، 5/2 درصد کاهش یافت اما براساس برآورد بنگاه‌های اقتصادی انتظار می‌رود نرخ رشد در سال 2010 برابر با 5/4 درصد باشد. افزایش قیمت مواد خام قاره آفریقا نقش مهمی در ترسیم یک چشم‌انداز اقتصادی قابل ملاحظه‌ای دارد. دولت‌ها و مردمان کشورهای آفریقایی از جنگ‌ها و تنش‌های محلی و منطقه‌ای خسته شده‌اند و به دنبال مکانیسم‌های عملی جهت خاموش کردن شعله آتش انواع منازعه‌ها و جنگ‌های خانمان‌سوز هستند. بالا رفتن آگاهی‌ها و مسئولیت‌ها جهت محدودسازی گستره جنگ‌ها و تنش‌ها کمک زیادی به شکوفایی و توسعه اقتصادی ملی کشورهای آفریقایی می‌کند.
افزایش اهتمام کشورها به ایجاد ائتلاف‌ها و اتحادیه‌های اقتصادی منطقه‌ای و جدی شدن مصوبات و عملکرد سازمان توسعه آفریقایی (نیپاد)، بسترساز یک آینده امیدوارکننده اقتصادی در این قاره خواهد بود. جنبش و روند خصوصی‌سازی و کاهش مداخله دولت‌ها در اقتصاد و تولید از دو دهه پیش شروع شده و در کشورهای بزرگ آفریقایی همچون مصر، مراکش و نیجریه موفقیت‌آمیز بوده است. این روند در کشورهایی که قبلاً‌ نظام اقتصادی سوسیالیستی داشته‌‌‌اند مانند لیبی و الجزایر نیز شروع شده و گام‌های مهمی برداشته شده است.
برخی از کشورهای آفریقایی شرایط عضویت در سازمان تجارت جهانی را پیدا کرده‌اند و فاصله ادغام اقتصاد آفریقا به اقتصاد جهانی روز به روز در حال کوتاه شدن است. تقاضای فزاینده جهانی برای مواد انرژی همچون نفت و گاز و مواد کانی در افزایش اهمیت جایگاه اقتصادی آفریقا، نقش کلیدی بازی می‌کند. آفریقا در حال حاضر 10 درصد ذخایر نفتی جهان، 40 درصد طلا و 80 تا 90 درصد کروم و پلاتین جهان را در اختیار دارد. علاوه بر آن معادن استراتژیک چون اورانیوم و معادن کمیاب مس و آهن، بخشی از ثروت معدنی این قاره است. اینک تلاش‌های امریکا، چین،‌هند، مالزی و ترکیه جهت حضور در صنعت نفتی این قاره اولویت مهمی در سیاست آفریقایی کشورهای فوق است. به طور مثال امریکا در این تکاپو است که تا سال 2020 ، 20 درصد نیاز‌های نفتی خود را از این قاره تأمین کند. براساس آمارهای اقتصادی حجم بازرگانی میان آسیا و آفریقا از سال 1999 تا سال 2008 از 14 درصد به بیش از 28 درصد رسیده است. در دهه 90 پس از فروپاشی شوروی و اردوگاه جهانی سوسیالیسم، اهتمام به قاره آفریقا و سرمایه‌گذاری خارجی در آن به شدت کاهش و تنزل یافت و علت آن این بود که جهان به ویژه اروپا بیشتر به بازسازی و ترمیم اقتصاد و زیربنای اروپای شرقی و سوسیالیستی اهمیت داد و آفریقا را رها کرد. میزان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در هزاره سوم در آفریقا افزایش یافته و از 9 میلیارد دلار در سال 2000 به 62 میلیارد دلار در سال 2008 ارتقا یافته است. اهمیت فعالیت و سرمایه‌گذاری شرکت‌های چندملیتی در آفریقا افزایش یافته است. عبور جنوب آفریقا از عصر آپارتاید و پایان جنگ داخلی در آنگولا بستر مناسبی برای هجوم سرمایه‌گذاران خارجی به منطقه جنوب آفریقا مهیا کرد. در پایان جنگ الماس در غرب آفریقا به ویژه در سیرالئون و لیبریا، شرکت‌های استخراج و صدور الماس به کشورهای این منطقه سرازیر شدند.
چین اینک قاره آفریقا را به عنوان عرصه رقابت با امریکا و استعمارگران سنتی(انگلیس و فرانسه) قرار داده و سفر رئیس‌جمهوری روسیه به چند کشور آفریقایی نشانه‌هایی از عملیات ترمیم و بازسازی سیاست آفریقایی مسکو هستند. آنکارا نیز از میان کشورهای خاورمیانه به ویژه در دوران گل- اردوغان سیاست آفریقایی خود را فعال و سفارتخانه‌های خود را در این قاره افزایش داده است. زمینه‌ها و بسترها جهت تجارت و سرمایه‌گذاری در آفریقا برای بازرگانان و بخش خصوصی ما نیز مناسب و مهیاست و دولت ما جهت حمایت از حضور اقتصادی ایرانیان کمر همت بسته و آمادگی کاملی جهت موفقیت و فعالیت اقتصادی بخش خصوصی در کشورهای این قاره اعلام کرده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار