کد خبر: 409130
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۰:۳۷
جامعه‌شناسی جنگ نرم و شیوه مقابله با آن در گفت‌وگوی «جوان» با دکتر محمدصادق کوشکی
حوادث و رخدادهای بزرگ همیشه جلوه تازه‌ای به مفاهیم می‌دهند و غبار اصطلاحات را می‌تکانند و از بایگانی‌های خاک گرفته بیرون می‌کشند.
از این زاویه اگرچه جنگ نرم موضوع جدید و تازه‌ای نیست اما حوادث سال گذشته به‌ویژه تلاطمات سیاسی پس از انتخابات بار دیگر جنگ نرم را بر زبان‌ها انداخت.
گفت‌وگوی ما با دکتر محمدصادق کوشکی، جامعه‌شناس، تحلیلگر سیاسی و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران به این موضوع می‌پردازد.
از تألیفات دکتر کوشکی می‌توان به «تأملاتی در اندیشه سیاسی امام خمینی» و «برگی از باغ» (داستان مستند انقلاب اسلامی) اشاره کرد.من نمی‌خواهم گفت‌وگویمان را گرفتار بحث‌های نظری کنم اما علی‌الظاهر چاره‌ای جز درنگ در مفهوم و ماهیت جنگ به‌ویژه جنگ نرم نداریم.جنگ نمادی از روحیه سلطه‌طلب و برتری‌جویی آدم‌هاست، در واقع غلبه کردن در طبیعت آدم‌ها وجود دارد و جنگ همزاد این حس است.حال این ستیز ممکن است با ابزارهای خشن و نظامی صورت گیرد و امکان هم دارد با ابزارهای تبلیغی، فرهنگی و اقتصادی محقق شود که در این صورت به آن عنوان «جنگ نرم» می‌دهیم.البته سابقه جنگ نرم معطوف به دوران پس از جنگ جهانی اول و دوم نیست و قطعاً به قدمت بشر برمی‌گردد. شاید مثالی در این‌باره بحث را بیشتر روشن کند. شما می‌دانید وقتی پیامبر مکه را فتح کردند، عفو عمومی دادند. این بخشودگی شامل حال همه کسانی می‌شد که علیه نظام نوپای پیامبر فعالیت می‌کردند و عامل رفتارهای وحشیانه بودند. ابوسفیان درحالی عفو می‌شود که حدود 70 حرکت نظامی علیه پیامبر طراحی کرده بود. امثال هند جگرخوار و وحشی قاتل حمزه عفو می‌شوند. در این میان سه نفر از شاعران از سوی پیامبر محکوم به مرگ می‌شوند، درحالی که این سه اصلاً دست به شمشیر نبرده بودند اما اشعار آنها در هجو اسلام بسیار تحریک‌کننده هم بود. عاشورا و رخدادهای پس از آن‌مثال دیگری از کارکردهای جنگ نرم است. با وجود آن که در روز عاشورا یزید موفق می‌شود از زاویه نظامی به امام حسین(ع) غلبه پیدا کند، اما درنهایت این اهل بیت(ع) هستند که با به‌کارگیری شیوه‌های تبلیغی طرف مقابل را عملاً در موضع شکست قرار می‌دهند.جنگ نرم از چه زمانی وارد حوزه مباحث سیاسی می‌شود؟عرض کردم این موضوع به زمان‌های دور بازمی‌گردد.منظورم اصطلاح جنگ نرم یا همان «Soft War» است.خب این اصطلاح جدیدی است اما جوهره موضوع فرقی نکرده است.من به مثال دینی برمی‌گردم. زمانی که قرار شد علیه حضرت اباعبدالله(ع) بسیج نظامی صورت گیرد ، جبهه یزید، امام را یک خارجی معرفی می‌کند، یعنی کسی که علیه دین و خلیفه مسلمانان خروج کرده و عامل تفرقه است. آنها می‌آیند با اشعار مذهبی بسیاری از مردم عوام را بسیج می‌کنند، البته در مقابل دفاع مستدل و آگاهانه‌ای که اهل بیت صورت می‌دهند تهاجم نرم دشمن را به خود آنها برمی‌گرداند.شاید برایتان جالب باشد، ما در قرآن آیه‌ای داریم که محور و موضوع آن جنگ نرم است. قرآن به پیامبر می‌گوید کفار تو را مجنون خطاب می‌کنند. «ویقولون انه‌لمجنون» این آیه مثالی از جنگ روانی به‌عنوان شعبه‌ای از جنگ نرم است. در دوران معاصر هم اگر دقت کنید می‌بینید حضرت امام(ره) گفتارهایی دارند که دقیقاً منطبق با بحث ما است. ایشان می‌فرمایند: «سلاح تبلیغ برنده‌تر از سلاح جنگ است.» یا اینکه «ما امیدواریم روزی مسلسل‌ها به قلم تبدیل شود.» خب، همه این مثال‌ها و عبارات مؤید این مطلب است که تأثیر و نفوذ جنگ نرم بسیار بیشتر از جنگ‌های عادی نظامی است، چرا که جنگ‌های فیزیکی صرفاً تسلط برتن و جسم آدم‌ها را دنبال می‌کنند اما هدف جنگ نرم، استیلا و نفوذ و غلبه بر ذهن و تفکر انسان‌ها است، بنابراین از اهمیت بیشتری هم برخوردار است.شاید نتوانیم دیوار ضخیمی بین «جنگ نرم» و «جنگ سخت» بکشیم، به خاطر این که این دو داد و ستدهایی با هم دارند.بله، بسیاری وقت‌ها این دو با هم توأم هستند و قدرت‌های بزرگ از هر دو درجای خود برای تسلط و تضمین منافعشان بهره می‌گیرند.یعنی جنگ نرم یک نوع مشروعیت‌سازی و وجهه تراشی می‌کند؟بله، امریکایی‌ها تلاش کردند مردم خود و سایر کشورها را قانع کنند که این جنگ به نفع آنها است.بدنیست اینجا از یک تکنیک روانی و نرم که مغول‌ها از آن استفاده می‌کردند مثال بزنم. مغول‌ها وقتی در یکی دو روستا کشتارهای فجیع و خونین انجام می‌دادند شایعه این کشتارها شهر به شهر می‌چرخید و وقتی آنها به شهر یا روستای بعدی می‌رسیدند عملاً آن شهر یا روستا تسلیم شده بود. اصلاً تشکیل رژیم صهیونیستی مدیون این تکنیک است. آنها پیش از شکل‌گیری چندگروه تروریستی مثل اشترن، ایرگون، هاگانا و امثالهم بودند که از تروریست‌های اروپایی صهیونیست تغذیه می‌کردند. به‌عنوان مثال موشه‌دایان از تروریست‌های عضو هاگانا بود. آنها هم دقیقاً همین کار را می‌کردند، یعنی می‌آمدند و در چندروستا کشتار انجام می‌دادند اما شایعه و خبر این کشتارها به شکلی بود که روستاهای دیگر به فاصله کوتاهی خالی از سکنه می‌شدند. می‌خواهم بگویم جنگ نرم در همه عرصه‌ها و دوره‌ها اتفاق افتاده اما نمی‌توان انکار کرد که در چند ساله اخیر دشمنان ما بیشتر از این شیوه جنگ استفاده کرده‌اند. وقتی اوباما برای بازسازی چهره امریکا پس از حاکمیت بوش پسر و جناح بازها می‌آید، وزیر خارجه‌اش اعلام می‌کند ما می‌خواهیم بیشتر از «Soft War » استفاده کنیم. آنها رسماً اعلام می‌کنند جنگ نرم سیاست امریکا در حوزه بین‌الملل است و ما تمرکزمان را بر توقف جمهوری اسلامی با استفاده از قدرت نرم قرار داده‌ایم. البته درطول 31 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ما ثانیه‌ای از جنگ نرم دشمن در امان نبوده‌ایم. شایعه‌سازی، جنگ‌روانی، فشارهای اقتصادی، تحریم‌های دیپلماتیک و سیاسی شاخه‌ها و ابعادی از جنگ نرم دشمن هستند.ارزیابی شما از سطح آگاهی نخبگان ما از جنگ نرم و ابعاد آن چیست؟ با علم به این که حداقل با دریافت من درصد قابل توجهی از نخبگان ما طرفدار توهم توطئه هستند و به «جنگ نرم» هم صرفاً به‌عنوان یک ابزار فرافکن از سوی حاکمیت برای توجیه ضعف‌هایش نگاه می‌کنند.اگر ما به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نگاهی بیندازیم می‌بینیم دشمن از مجراهایی توانسته ورود کند و به نظام ضربه بزند که اتفاقاً این مجراها حاصل غفلت نیروهای خودی، مردم، مسئولان و نخبگان ما در بدنه نظام است. اصلاً در بسیاری از جاها این مجراها مجالی را پدید آوردند که دشمنان ما دست به طراحی بزنند و نیروهای خودی ندانسته و ناآگاهانه نقش سرباز و ستون پنجم دشمن را ایفا کنند. به‌نظر می‌رسد جهل مهم‌ترین این رخنه‌گاه‌ها بوده است. وجود جهل فراگیر بین مسئولان، نخبگان و عوام زمینه مساعدی برای طراحی و اجرای جنگ نرم بوده است.منظورتان از جهل چیست؟جهل نسبت به هویت اسلامی ـ ایرانی؛ ما آگاهی و اشراف خوبی نسبت به هویت و دین‌ خودمان نداریم. واقعاً نمی‌دانیم پیامدها و ابعاد دینداری چیست، نمی‌دانیم عناصر و مؤلفه‌های هویت اسلامی ـ ایرانی چیست. دوستان و دشمنانمان را درجهان نشناخته‌ایم. متأسفانه این جهل که در حوزه خواص عمیق‌تر بوده یکی از اساسی‌ترین نقاط ورود دشمن درعرصه جنگ نرم بوده است. ما هنوز هم نسبت به خودی و غیرخودی جهل داریم و ویژگی‌های این دو را از هم تفکیک نکرده‌ایم، به‌خاطر همین است که ما با یک آشفتگی جدی درمقابله با جنگ نرم روبه‌رو هستیم. چرا در برخی از مقاطع تاریخی پس از انقلاب، کسانی که دشمنان جدی ما بودند، دوست تلقی شدند؟ ما به این دشمنان اعتماد کردیم و آن‌ها با سوء‌استفاده از این اعتماد، ضربه‌های مهلکی به پیکره نظام وارد کردند.منظورتان از مقاطع را روشن‌تر می‌گویید؟از سال 70 به این‌ سو تا برسیم به سال 76 و سال‌های پس از آن تعریف غلطی که بخشی از نخبگان حاکم ما نسبت به دوست و دشمن در عرصه بین‌الملل داشتند باعث شد دولت جمهوری اسلامی تحت تأثیر این نخبگان جاهل تن به «گفت‌وگوهای انتقادی با اروپا» بدهد. «گفت‌وگوهای انتقادی با اروپا» پدیده بسیار توهین‌آمیز و تحقیر‌کننده نسبت به ملت ایران بود که ماحصل رفتار و ذهنیت بخشی از حاکمیت، حاکمان و نخبگان سیاسی ما بود که در آن مقطع اروپا را از دوستان ایران حساب می‌کردند. آنها اعتقاد داشتند که ما محتاج این دوستی هستیم. معتقد بودند که دوستان اروپایی آنها انتقادهایی به ایران دارند که این انتقادات وارد است، به عبارت دیگر جمهوری اسلامی پشت میز مذاکره می‌رفت تا شنونده انتقادات اروپا نسبت به ایران باشد، بعد هم همه آن انتقادات را یادداشت می‌کردند و تعهد می‌دادند که نظرات دوستان اروپایی را در کشور دنبال کنند.می‌توانید مثال بزنید؟مسأله عدم اعدام قاچاقچیان مواد مخدر، برخورد نکردن با فرقه‌های ضاله مذهبی مثل بهائیت و مسائلی از این دست عقب‌نشینی‌هایی بود که در این دوره صورت گرفت. جالب اینجا بود که در این جنگ، مهاجم دشمن بود اما نیروهای خودی ابزار و سرباز این تهاجم بودند. نیروهایی که به واسطه جهالت در تعریف دوست و دشمن در عرصه بین‌الملل، دشمن‌ترین دشمنان ما را دوست و دلسوز فرض کردند. این مثالی از جنگ نرم دشمن در حوزه دیپلماتیک است.مسئولان دولتی ما درطول دو دهه گذشته هنوز نتوانسته‌اند درقبال دشمنی‌های برخی از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس مشخصاً امارات یک سیاست بازدارنده و کارآمد طراحی کنند. به‌عبارت دیگر در دولت‌های اصلاحات، سازندگی و دولت فعلی نسبت به این موضوع جهل وجود دارد و این جهل به طبقه عامه هم سرایت کرده است. ما به دست خودمان امارات را از لحاظ اقتصادی و سیاسی تقویت می‌کنیم و اجازه می‌دهیم که این کشور علیه ما ادعای ارضی کند که برای خلیج‌فارس اسامی جعلی بتراشد و جمهوری اسلامی را با رژیم صهیونیستی مقایسه کند. مگر جز این است که امارات با پول مردم و دولت جمهوری اسلامی فربه شد؟ سالانه چند صدهزار نفر از ایران به امارات می‌روند؟ چند هزار فعال اقتصادی و سرمایه‌گذار ایرانی در این کشور هستند؟هنوز مسئولان ما نتوانسته‌اند سیاست متقابلی درباره این عنصر نفوذی امریکا و اسرائیل اتخاذ کنند. شما کافی است سفرهای تفریحی به این کشور را تعطیل کنید. واقعاً چه نیازی است که مردم ما به امارات بروند؟ این رفت‌و‌آمدها چه دستاوردی برای ما دارد؟ توجه کنید که فقط در یک سال از فرودگاه امام‌خمینی(ره) 160هزار نفر به امارات می‌روند، یعنی ما در جهل همگانی دست و پا می‌زنیم و سرمایه‌های این کشور را به سمتی می‌بریم که نتیجه‌اش فربه شدن یک نفوذی است.خب اگر حاکمیت سفر به امارات را تعطیل کند تبعات بین‌المللی و جنجال‌های رسانه‌ای غرب را به‌دنبال ندارد که جمهوری اسلامی را متهم به نقض حقوق شهروندان می‌کند؟نه، اتفاقاً این حق حاکمیت است و همه‌جای دنیا هم انجام می‌شود. ژاپنی‌ها وقتی مجبور شدند از امریکا برنج وارد کنند دولت ژاپن یکی از متروک‌ترین گمرکات خود را انتخاب کرد، آن هم در یک ساعت کاری محدود، یعنی ‌آنقدر کارشکنی کرد که عملاً واردات برنج از امریکا ممکن نبود.اگرچه بحث امارات با حلقه‌های واسطی به موضوع ما مربوط است اما نمی‌خواهم از بحث اصلی‌مان دور شویم. به نظر شما جایگاه نهادهای فرهنگی از قبیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت ارشاد و امثالهم درمقابله با جنگ نرم کجاست؟ گو این‌که هر دو دستگاه متأسفانه بسیار بروکراتیک عمل می‌کنند و بدنه یا رفتار به روزی ندارند.اول این‌ را بگویم که حضرت امام(ره) پس از پذیرش قطعنامه 598 و پایان هشت سال دفاع مقدس، پدیده جنگ نرم را پیش‌بینی کرده بودند و راه مقابله با آن را اعلام کردند. در ماه‌های اخیر هم رهبر معظم انقلاب مقابله با جنگ نرم را مشخصاً وظیفه مراکز علمی و دانشگاه‌ها دانستند. تعبیر رهبری این‌بود که اساتید دانشگاه‌ها، فرماندهان و دانشجویان، افسران جنگ نرم هستند. به بیان دیگر وزارت ارشاد ناکارآمد و سایر دستگاه‌های فرهنگی که وضعیتی مشابه وزارت ارشاد دارند باید به مدد افسران و فرماندهان این جنگ کارآمدی‌شان را پیدا کنند. در واقع دانشگاه‌ها مرکز فرماندهی نظام در مقابله با تهاجم نرم دشمن هستند و می‌توانند سایر مراکز دفاعی کشور را بسیج کنند.اما شاید این سؤال به ذهن برسد که چرا دانشگاه‌ها؟ چرا اساتید و دانشجویان فرماندهان و افسران جنگ نرم هستند؟ پاسخ این است که جهل اولین و مهم‌ترین راهکار دشمن در جنگ نرم است.حال اگر دانشگاه‌ها علم تولید کنند- علم به معنای دقیق یعنی پاسخ به نیازهای فکری جامعه در همه ابعاد آن - و عقلانیت را در میان مسئولان و مردم گسترش دهند نتیجه این می‌شود که جهل به عنوان روزنه نفوذ دشمن از بین می‌رود، به شرط آن که علم بومی و ناظر به گره‌های جامعه در کشور تولید شود. در این صورت مسئولان، نخبگان سیاسی و مردم در قبال رفتارهای دشمن واکنش‌های دقیق نشان می‌دهند. اگر این اتفاق بیفتد نه تنها ما در برابر هجوم نرم دشمن درمانده نمی‌شویم بلکه در گام بعدی به عنوان توزیع کننده علم و عقلانیت و صادر کننده فرهنگ نقشمان را ایفا می‌کنیم.در شرایط فعلی دانشگاه‌های ما در وضعیتی هستند که بتوانند پذیرای چنین نقشی باشند؟می‌توانند. الان درصد محدودی از اساتید و دانشجویان این گونه‌اند. ما در این سال‌ها شاهد جرقه‌های امید بخشی در دانشگاه‌ها بودیم.منظورتان از جرقه‌های امید بخش چیست؟تولید علم و خودباوری! این خودباوری یکی از آن عرصه‌هایی است که اگر در جامعه صورت آگاهانه نه احساسی پیدا کند بخشی از جنگ نرم دشمن خود به خود سرد می‌شود. ممکن است یک استاد و پژوهشگر در حوزه مهندسی و فنی تولید علم کند، ممکن است بپرسید ربط این قضیه به جنگ نرم کجاست. من عرض می‌کنم انعکاس تولید علم در جامعه خودباوری و بسط نگاه عقلانی است. شما وقتی نگاه عقلانی و استدلالی را در جامعه نهادینه کنید این جامعه در برابر شایعه سازی واکسینه می‌شود. در واقع وقتی استاد ما یک مسأله زیست شناسی یا شیمی و فیزیک را حل می‌کند به تبع آن نگاه عقلانی و منطقی را به جامعه تسری می‌دهد. طبیعی است جامعه‌ای که این نگاه را در لایه‌های خود بپروراند از اظهار نظر غیر کارشناسی خودداری می‌کند. توجه کنید که بخش قابل توجهی از فعالیت‌های فرهنگی، تبلیغی و رسانه‌ای دشمن ناشی از اظهار نظرهای غیر کارشناسی ما است.شما در همین گفت‌وگو اشاره کردید که یکی از شکاف‌های ما در جنگ نرم تعریف نشدن هویت ایرانی - اسلامی است.جهل نسبت به این هویت.ما در مقابله با جنگ نرم هیچ انتظاری نباید از نهادهای فرهنگی داشته باشیم؟نه، به خاطر این که نظام وارداتی اداری ما کپی برداری ناقص و ناشیانه‌ای از اروپا است. طبیعی است این نظام اداری نتواند در برابر معضلات جامعه ما پاسخگو باشد. نظام ما مشکلات بزرگی دارد و راهکار این گره‌‌ها در ظرف نظام بوروکراتیک نمی‌گنجد. من از شما می‌پرسم چه عاملی مشکل جنگ را در جامعه ما حل کرد به غیر از بسیج مردمی؟ البته منظورم یک تشکل خاص نیست.آیا همین نسخه در جنگ نرم هم جواب می‌دهد؟بله، دقیقاً جواب می‌دهد.با علم به همه ظرفیت‌هایی که در این جنگ وجود دارد؟بله، اگر نگاه عقلانی در جامعه ما تبدیل به یک عادت و فرهنگ شود بسیاری از منافذ جنگ نرم بسته خواهد شد. آیا هدف و مخاطب شبکه‌های صوتی - تصویری بیگانه چیزی جز همین مردم عادی است؟پس این وسط اگر کسی می‌خواهد با این تهاجم مقابله کند همین مردم هستند، به شرط آن که سایه این جهالت فراگیر کنار برود، رفتارهای احساسی کمرنگ و عقلانیت و نگاه علمی جایگزین شود.ما چطور می‌توانیم از مردم انتظار داشته باشیم در برابر شگردها و شیطنت‌های ظریفی بایستند که مجموعه‌ای از نخبگان رسانه‌ای و تبلیغاتی آنها به موذیانه‌ترین شکل ممکن طراحی کرده‌اند؟قیاس شما معطوف به وضعیت امروز است. من هم قبول دارم که اگر ما یک آدم عادی را از خیابان بیرون بکشیم و بگوییم برنامه‌های فلان رسانه را تحلیل محتوا کن طبیعی است که نتواند، اما مراد من تحلیل محتوای رسانه نیست. شاید این مثال بتواند منظورم را روشن کند. یک موقع است که ما متخصص خنثی سازی بمب شیمیایی تربیت می‌کنیم که افراد معدودی هستند، یک موقع هم ما سیستم پدافند عامل طراحی می‌کنیم که آموزش‌هایی به مردم ارائه می‌کند و باعث می‌شود در صورت حملات شیمیایی تلفات به حداقل برسد. این مثال در حوزه ارتباطات و رسانه هم مصداق دارد. معلوم است که متخصصان ارتباطات عده معدودی هستند اما اگر آموزش‌های خاص به جامعه داده و عقلانیت تزریق شود در آن صورت جامعه قربانی جنگ نرم نخواهد شد.فکر می‌کنم این تعریف بیش از حد خوشبینانه است. ما مردم را با رسانه‌ها گوشه رینگ تنها می‌گذاریم و دلمان را خوش می‌کنیم به تزریق عقلانیت. پس کی ما باید از این انفعال بیرون بیایم و حالت تهاجمی بگیریم؟دین ما موضع تهاجمی را نمی‌پذیرد.من حرفم را اصلاح می‌کنم؛ کی ما باید ابتکار عمل را در دست بگیریم؟زمانی که سطح عقلانیت در جامعه بالا برود.پس باید منتظر بنشینیم؟من یک جمله می‌گویم. حضرت امام (ره) می‌فرماید جنگ ما رشد اسلام‌گرایی در اروپا و امریکا را به دنبال داشت. پس این اتفاق افتاده و ما توانستیم صادر کننده عقلانیت به جهان باشیم. در دفاع مقدس ما درگیر جنگ با 35 کشور جهان بودیم اما در همین جنگ، توانمندی تفکر دینی به اثبات رسید. به همین خاطر امام (ره) می‌فرماید جنگ ما رشد اسلام‌گرایی در اروپا و امریکا را به دنبال داشت.شما اگر توجه کنید گرایش به اسلام از سال‌های 65 و 66 به بعد هم در اروپا به شدت سیر صعودی دارد. امروز در بسیاری از کشورهای اروپایی اسلام دین دوم است و طبق پیش‌بینی‌ها اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند تا سال 2040 عملاً بسیاری از کشورهای اروپایی مسلمان می‌شوند. نماینده صهیونیست پارلمان هلند که فیلم «فتنه» را ساخته صراحتاً می‌گوید من با هدف مقابله با رشد اسلام‌گرایی در اروپا این فیلم را ساخته‌ام. ما هر جا که هویت اسلامی – ایرانی‌مان را شناختیم و نگاه علمی – کاربردی را توسعه دادیم ثمره و بازتابش را گرفتیم. ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یک حرکت فرهنگی را در حوزه سینما آغاز و ژانر دیگری به ژانرهای معمول اضافه کردیم. ‌اکشن، ملودرام و کمدی ژانرهای معمول سینما هستند ولی ما ژانر نگاه فطری و انسانی را کلید زدیم و در این فضا فیلم‌هایی ساختیم که نه پرخرج بود و نه اسپشیال افکت‌های آنچنانی داشت. اما شما دیدید که این سینما توانست در جهان بدرخشد و مخاطب جهانی و غربی را تحت تأثیر قرار دهد. این تلنگری است که ما هر کجا حرف عالمانه‌ای می‌زنیم و به پس زمینه‌های ایرانی و اسلامی‌مان برمی‌گردیم برای دنیا حرف داریم. رجوع ما به فرهنگ ایرانی – اسلامی به شکل نقطه چینی بوده، اگر بخواهیم این رجوع به یک خط ممتد تبدیل شود...؟بدون تردید مراکز علمی ما باید این کار را انجام دهند. حضرت امام (ره) جمله کلیدی و راهگشایی دارند. ایشان می‌فرمایند: «اساس استقلال مملکت در دانشگا‌ه‌ها است». ما در مقابله با جنگ نرم چاره‌ای به جز تولید علم و فرهنگ در دانشگاه‌ها و توزیع آن از طریق رسانه‌ها نداریم. رسانه‌های ما به ویژه رسانه ملی چقدر توان مقابله با جنگ نرم را دارد؟تلویزیون ما قربانی است. تلویزیون ما بسیاری اوقات سربازی است که جنگ نرم دشمن را در کشور باز تولید می‌کند. مثال می‌زنید؟مثال بسیار ساده‌اش گسترش فرهنگ مصرفی به عنوان یکی از شبکه‌های جنگ نرم است. امروز غرب از این حربه علیه تفکر اسلامی استفاده می‌کند. صدا و سیمای ما هم از سال 72 تا به امروز مروج فرهنگ اشرافی و مصرفی است. بحث دیگر گریز از هویت دینی و ایرانی است. این پروژه‌ای است که دشمنان ما طراحی کردند و صدا و سیما مجری این سیاست بود. اگر امروز ما تحلیل محتوا کنیم 50، 60 درصد سریال‌ها و برنامه‌های نمایش صدا و سیما درباره آدم‌هایی است که می‌خواهند از ایران بروند. آیا این چیزی جز القای ناامیدی است؟ غیر از این است که ایران جای ماندن نیست؟این جهالت جهل ساده نیست، از جنس جهل مرکب است،‌یعنی به خیال خودشان خیلی هم خدمت می‌کنند اما عملاً صدا و سیمای ما مروج ارزش‌هایی می‌شود که دشمنان ما می‌خواهند. صدا و سیمای ما چنان به ملی‌گرایی دامن می‌زند که نسلی با این ملی‌گرایی رشد می‌کنند و می‌گویند دفاع هشت ساله دفاع از آب و خاک بود. حضرت امام (ره) اتفاقاً کسانی را تقبیح می‌کند که می‌گویند در قبال جنگ تحمیلی خرمشهر آزاد شد. امام (ره) می‌فرماید هدف ما آزادسازی خرمشهر نبود، ما در جنگ ادای تکلیف شرعی کردیم. نگاه ملی‌گرایی به جنگ به شدت از طرف حضرت امام (ره) مذموم شمرده می‌شود اما صدا و سیمای ما بر طبل ملی‌گرایی می‌کوبد. من نمی‌خواهم از صدا و سیما دفاع کنم اما فکر می‌کنم رعایت این مباحث نظری در قالب یک برنامه نمایشی دشواری‌های خاص خود را دارد.دشوار نیست، ما به ستمش نرفتیم. تا یک سال پیش در صدا و سیمای ما هیچ نشانی از افکار و اندیشه‌های امام (ره) نبود. به خاطر همین وقتی برنامه محدود و کم‌حجمی به نام «شاخص» ساعت 20 پخش می‌شود با استقبال وسیعی روبه‌رو می‌شود. تازه این برنامه ماحصل یک ابتکار فردی است و ربطی به سیاست‌های صدا و سیما ندارد. شما برنامه‌های کودک تلویویزیون در سال‌های 62، 63 را با حالا مقایسه کنید، آن موقع فصل مشترک برنامه‌ها مقابله با ظلم و هوشیاری در برابر دشمن مشترک بود اما امروز تنها ثمره برنامه‌های کودک ما غفلت‌زدایی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار