تصمیم بسیاری از کلیساهای امریکا در سوزاندن نسخههای زیادی از قرآن، کتاب مقدس مسلمانان، یادآور «آتشپوچیها» که در سال 1497 میلادی در ایتالیا و سراسر اروپا گسترش یافت، است. در آن زمان طاعون، برداشت محصول ضعیف و نزاعهای اجتماعی و سیاسی باعث گسترش ترس، ناامنی، تعصب و کوتهفکریهای دینی شد. بسیاری از مسیحیان بر این عقیده بودند که آشفتگیهای موجود ناشی از خشم و تنبیه خدا در برابر رفتار خودخواهانه و غیراخلاقی آنها بوده است. در نتیجه به جمعآوری اشیای بیهوده (بهزعم خود) نظیر کتابهای غیردینی، کارهای هنری، آینهها، جواهرات، شانهها و کارتهای ورق بازی (و حتی انسانها) پرداختند تا آنها را بسوزانند. 500 سال بعد و با نزدیک شدن به یادواره 11 سپتامبر 2001 بسیاری از کلیساها در حال برپایی آتشی بزرگ برای سوزاندن قرآنها هستند. رهبران کلیساها و اعضای آن با نامیدن «روز بینالمللی سوزاندن قرآن» قصد ارسال این خبر را به امریکاییها و دیگر ملل جهان دارند که اسلام دین خشن و ظالمانهای است. با مسئول دانستن اسلام در واقعه 11 سپتامبر، آنها همچنین ادعا میکنند که اسلام دین شیطان بوده که میلیونها انسان را به جهنم میفرستد. آنها از این هراس دارند که حکومتهای اسلامی قصد تسلط و برتری در دنیا را دارند. جای بسی تأسف است که چنین تفکری دستاوردهای بیشمار قرآن و اسلام را نفی میکند. در قرآن آمده است: ای انسانها! ما شما را از یک جفت مرد و زن آفریدیم و شما را به ملل و قبایل مختلف تقسیم کردیم که یکدیگر را بشناسید و نه اینکه از همدیگر نفرت داشته باشید. (سوره حجرات آیه 13). نه تنها قرآن امید را به ارمغان آورده و هدایتگر میلیونها انسان است، بلکه حاوی پیام جهانی تفاهم و صلح نیز هست. بسیاری از پیشرفتهای مختلف در زمینههای طب، نجوم، سلامت، ادبیات، فلسفه و ریاضیات از دل فرهنگهای اسلامی برخاسته است. شماری دیگر از تمدنهای اسلامی بیانگر عقاید روشنفکرانه نیز هستند. در حالیکه اسلام به تقدس زندگی و عدالت نگاه ویژهای دارد، بیان میکند که: ...آن کسی را نگیرید که خدا آن را مقدس گردانیده است، مگر در سایه قانون و عدالت، قرآن مشوق خوبی و مانع انسانکشی است: . . . کشتن یک انسان کشتار بشریت است. (سوره انعام آیه 51) با توجه به حقوق انسانها، قرآن آزادی باطنی و پرستش را که قبل از آن وجود نداشت، برای انسان آورد. قرآن حق زنان در داشتن مال، سواد و شرکت در زندگی اجتماعی و سیاسی را تضمین کرده است. هر کس عمل درستی را انجام دهد، خواه زن یا مرد مؤمن، جایگاهش بهشت است. (سوره مائده آیه 32)قرآن همچنین کشتن دختران را ممنوع کرد و مخصوصاً مراقبت از یتیمان و زنان بیوه را تأیید کرده است. در بعضی از فرهنگهای اسلامی مردم از حمایت برابر در سایه قانون برخوردارند. محمد پیامبر اسلام(ص) که پیام خود را با این کلمات آغاز کرد: به نام خدایی که بخشنده و مهربان است. . . آزادگی دینی را در ارتباط و شناخت ادیان دیگر استوار ساخت. او وقتی وارد مکه شد به دوران انتقام و مقابله به مثل پایان داده و همه را رهانید. جهاد که غرب معنی آنرا تحریف کرده است، به معنی تلاشی درونی برای دستیابی به آرامش روانی و دربرگیرنده حس بخشش است. در حالی که کلیساها قصد به آتش کشیدن قرآنها را به یاد قربانیان 11 سپتامبر دارند، خوشبختانه شورای روابط امریکایی-اسلامی مراسم شام آموزشی به نام اشتراک قرآن برپا میکند. شورا بر این باور است که مسلمانان امریکا و اهل باطن باید از تلاشهای سازنده آموزشی برای ممانعت از رواج اسلامستیزی حمایت کنند. بعضی از روحانیون دینی و مسیحی سوزاندن قرآن را تقبیح کرده و خواستار روح اطمینان، تفاهم و اتحاد مذهبی هستند. آنان همچنین نظریههای توطئهآمیزی که نسبت به مسلمانان وجود دارد که ساخته اذهان ناآگاه یا عوام فریبی سیاسی بودهاند را رد کردند. متأسفانه همیشه افرادی وجود دارند که تسلیم هیجان و تعصب شده و طوری رفتار میکنند که گویی داور یا جلاد الهی هستند. همیشه دیگرانی هستند که اهداف و معنی ادیان مختلف جهان را تحریف کردهاند. هنگامیکه حوادث ناگواری نظیر طاعون یا 11 سپتامبر با ترسهای واهی، سرزنش، خودخواهی، نزاعطلبی و عقاید نژادپرستانه بپیوندد، درک انسان از خدا میتواند به یک ایدئولوژی مخرب تبدیل شود. وقتی مسیحیان در ایتالیا به سوزاندن اشیای به زعم خود بیهوده میپرداختند، یک ایتالیایی دیگر، در حال کشتن و نسلکشی سرخپوستان امریکایی بود. به راستی کدام عمل عبث و بیهوده بود؟ هنگامیکه ایمان دینی با سلطههای نظامی و تجاری آمیخته شود، رحم و بخشش خدا را پس زده و باعث بدنامی دیگران (هر کس به جز خود) میشود. در برابر امپراطوری روم، مسیح چنین گفت: هر عملی که خارج از خواسته دل انجام میگیرد مثل جنایت، مقاصد شوم، بیعفتی، افترا، زنا، سرقت و شهادت به دروغ انسان را به چالش میکشد. (انجیل متی، 15:19) مسیحیان در ایتالیا، سوای دیگر قدرتهای اروپایی، باید کپههای آتششان را برای سوزاندن بیعتهای کشنده با ماتریالیسم، نژادپرستی و جنگگرایی آماده میکردند و نه برای کتابها، آثار هنری، شانهها و آینهها. آیا چنین چیزی هنوز وجود دارد؟ اگر خوشبینانه بنگریم، کلیساهایی که قصد سوزاندن قرآنها را در روز 11 سپتامبر دارند، عقیده و رفتار خود را دوباره خواهند سنجید. آیا بهتر نیست که پوچی همکاری با نیروی نظامی و امنیت ملی واحد را که هدفش کنترل تمام دنیا و منابعش است بسوزانیم؟ بهتر نیست اگر مدرنیته پوچ و برتری تکنولوژیک آنرا بسوزانیم که به سرقت وقار انسان پرداخته و ارزشها، باورها و فرهنگهای دیگر را بیارزش میکند، انسانها را مصرفی به بار میآورد در حالی که فقر اقتصادی، روانی و روحی را به دنبال دارد. این کلیساها شاید بتوانند فرق بین مقدس و کفر را تشخیص دهند و اینکه چگونه در بعضی از کشورهای اسلامی تفاهم بین مساجد و حکومت برقرار است (در مقابل جدایی انکارناپذیر کلیسا و دولت در بسیاری از رژیمهای سکولار و نظامی محور). از سوی دیگر، وقتی عقاید مقدس گروه زیادی از انسانها تهدید شده یا به صورت پیشگیرانه به آنها حمله میشود، اسلام و قرآن برای دفاع از خود و اجتماعشان علیه نیروهای خصمانه دشمن و غیرمسلمان توجیه لازم را دارند. درک نکته مهم ایمان محوری، برای سلطهگران و جنگهای پیشگیرانهشان بسیار حائز اهمیت است. شاید آتش واقعی برای سوزاندن خیرخواهی، یکدلی، بردباری دینی و آگاهی تاریخی اسلام لازم است! آیا به اندازه کافی از قدرت نظامی، تنفر، انتقام و ناآگاهی سیاسی استفاده نشده است- که همه به 11 سپتامبر ختم شده و هیچکدام از این اعمال اسلام یا مسیحیت را نشان ندادند چه رسد به قرآن یا اناجیل. اگر بعضی از کلیساها و مسیحیان در روز 11 سپتامبر قرآنها را بسوزانند، این کار سوزاندن تقدس است نه سوزاندن پوچیها. این کار به خصومت و جدایی بیشتر نه تنها با دیگران بلکه حتی با خدا میانجامد.