
چندی پیش دختر جوانی با مراجعه به کلانتری شهرک ناجای مشهد در شکایتی اعلام کرد: چند روز قبل پدر و مادرم به مسافرت رفتند و من که دلم خیلی گرفته بود با یکی از دوستانم به نام «مریم» دردل کردم و او مرا به جشن تولد دوستش دعوت کرد.
ساعت 2 بعدازظهر آن روز طبق قرار قبلی به محل مورد نظر رفتم و «مریم» در خانه دوستش را به رویم گشود اما وقتی وارد آنجا شدم پی به حضور مرد 37 سالهای بردم اما «مریم» که متوجه نگرانی من شده بود مرا با خوردن یک لیوان شربت خنک دعوت کرد، ولی هنوز جرعهای از این شربت نخورده بودم که از هوش رفتم و زمانی به هوش آمدم که به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودم.
پس از فرار از آنجا و گذشت چند روز وقتی پدر و مادرم از سفر بازگشتند موضوع را به آنان گفتم و پدرم به سراغ جنایتکار 37 ساله رفت و پس از درگیری با او توسط مأموران دستگیر شد.