
الناز خمامیزاده - صدای طبل از گوشه و کنار پایتخت به گوش میرسد؛ خادمان از دمدمهای صبح، میدان هماوردی را که هم اکنون مملو از جمعیت و شور و شوقی وصف ناشدنی است، آبپاشی کردهاند؛ مردم از چند روز قبل با پای پیاده یا سوار بر اسب از ساتراپهای مختلف برای مشاهده دلاوریهای چوگان بازان نامی ایران به پایتخت آمدهاند.
شاه و بزرگان امپراطوری هخامنشی در سویی از میدان بر سکویی زیر سایهبان که مشرف بر فضای کل میدان است، نشستهاند و در پایین دست آنها نمایندگانی از ممالک دیگر نیز به چشم میخورد که برای مشاهده این پیکار جذاب آریایی به ایران زمین قدم گذاشتهاند.
در میدان شهر همهمهای بپاست، هر یک از چوگان بازان در موقعیت خود قرار میگیرد و همه با اشتیاق در انتظار آنند که با پرتاب گوی به میانه میدان و ضربه سوارکاران به آن، بازی به جریان بیفتد؛ گوی به میانه میدان پرتاب میشود و این گونه بود که چوگان در سرزمین و زادگاهی به نام ایران ریشه دواند و پا به عرصه جهانی گذاشت.
معرفی چوگان
چوگان، بازی ریشهداری است؛ یک سنت آریایی محض است. اگرچه مدتهاست که این سنت دیرینه ورزشی ایرانیان باستان در غبار تاریخ فرو رفته است اما باز هم نمی توان ریشههای رسوخ کرده آن در فرهنگ ایرانی، کتب، اندیشهها و مظاهر هنری را نادیده انگاشت. این ابتکار ایرانی، اولین ورزش تیمی و اولین بازی با توپ در جهان است که در آن دو گروه سوار بر اسب چهار نفره در مقابل یکدیگر به رقابت میپردازند و هدف هر گروه، هدایت توپ با دستههای چوبی چوگان به سمت دروازه حریف است.
مهر ایران بر ابداع چوگان
بازی چوگان در ایران بهوجود آمد و از ایران به کشورهای دیگر راه یافت. در اسناد تاریخی مربوط به دوره ساسانیان، متون کهن پهلوی، آثار شعرای ایرانی و نیز شاهنامه فردوسی از این بازی تاریخی به عنوان یک ورزش ایرانی سخن به میان آمده است اما کارشناسان معتقدند که قدمت این ورزش باستانی را بی تردید میتوان به دورههای پیش از ساسانیان نسبت داد.
محمد میرشکرایی، رئیس سابق پژوهشکده مردمشناسی درخصوص این بازی باستانی میگوید: همه شاهزادهگان در ایران باستان آموزش چوگان میدیدند و بهرغم اینکه گفته میشود چوگان یک بازی شاهانه بوده است اما این بازی در ایران باستان ملی بوده که بر حسب امکانات هم به شیوه شاهانه و سوار بر اسب و هم به صورت مردمی و بدون اسب برگزار میشد.
قاسم فضلی، کارشناس باستانشناسی و مردمشناسی سازمان میراث فرهنگی استان مرکزی که بخشی از مطالعات و پژوهشهای خود را در خارج از کشور به ثمر رسانده است درخصوص تاریخ و قدمت چوگان میگوید: بر اساس منابع مکتوب در اینکه این بازی در دوره ساسانی رواج کامل داشته است تردیدی نیست اما ریشههای آن را میتوان در هزاره اول پیش از میلاد یعنی در دوره هخامنشیان و اشکانیان نیز جستوجو کرد. در دوره اسلامی، چوگان به رغم ناهنجاریها و دشواریهایی که حکومتهای وقت بر ایرانیان وارد میکردند تا دوره زندیه ادامه داشت اما از دوره زندیه به بعد و خصوصاً در دوره قاجاریه پس از سالها تقریباً متروک شد.
امروزه میتوان در میان اسناد و مدارک مربوط به انتساب بازی چوگان به نام ایران، به آثار مینیاتوری ایرانی در سده هشتم و نهم هجری قمری رجوع کرد و صحنههایی نمایشی از بازی چوگانبازان ایرانی را به نظاره نشست. همچنین در میان اسناد و مدارکی که این بازی باستانی را به ایران نسبت میدهد میتوان به تاریخ مروجالذهب و معادنالجوهر اثر ابوالحسن مسعودی اشاره کرد؛ اصل این کتابها به زبان عربی است و مسعودی نویسنده عرب زبان قرن چهارم هجری قمری از شهر بغداد در شرح تاریخ ایرانیان در اواخر دوره ساسانی، از این بازی به صراحت در آثار خود نام برده است. طبری و تاریخ گردیزی و مهمتر از همه شاهنامه ابوالقاسم فردوسی نیز از دیگر آثاری هستند که در آنها به چوگان بازان ایرانی اشاره شده است. دیگر منبع، کاشی کاری خانهها و عمارتهای قدیمی ایرانی است که روی آنها نقشهایی از چوگان بازان ایرانی به تصویر در آمده است.
گفته میشود که میدان امام اصفهان یکی از آخرین آوردگاههای چوگان بازی ایرانیان بوده است. چنانچه طرحها و تصاویری که جهانگردان و سیاحان اروپایی قرن 16 میلادی ( دورانی که هنوز دوربین عکاسی اختراع نشده بود ) در بازدید از ایران و میدان اصفهان به تصویر کشیدهاند مشاهده میشود که ورزش چوگان در میانه میدان در جریان است.
همچنین کورش محسنی در مجموعه مقالات پژوهشی خود پیرامون تاریخ ایران از منابع متعددی چون کارنامک اردشیر بابکان از دوره ساسانی، شرفنامه نظامی، تاریخ بلعمی، آئین نامگ مسعودی، المحاسن و الاضداد جاحظ و غیره نام برده است که از آن با صراحت در خصوص این بازی باستانی ایرانی سخن رفته است.
خواستگاه شکلگیری چوگان
از لحاظ خواستگاه شکلگیری، چوگان بهعنوان یک ورزش و نوعی نبرد بدنی کم کم در فرهنگ باستانی کشورمان به جایگاه درخور توجهی دست یافت و ایرانیان در کنار تمرین در سوارکاری، پرورش اسب، تمرین سرعت، بدنسازی و نشانهگیری کم کم به ابداع این بازی مبادرت ورزیدند و گاه بر اثر شواهد و قرائن موجود بر سر جوائز مختلف شرطبندی هم میکردند.
افول چوگان
بازی باستانی چوگان از یک دوره تاریخی در کشورمان رو به افول گذاشت و به تدریج در تاریخ ایران محو شد، فضلی در اینباره میگوید: فراموش شدن چوگان یا ترویج آن به عنوان سنتی در فرهنگ ایرانی به مانند دیگر آداب و رسوم و سنتهای حسنه و نیکوی ایرانی به ایمان، اعتقادات، هویت مردم و رویکرد جامعه نسبت به مواریث تاریخی باز میگردد. چنانچه در گذر زمان هویت خود را از دست دهیم قطعاً سنتها و آداب و آئینهای مختلف نیز از فرهنگمان جدا خواهد شد. بخشی از این فراموشی نیز به همت و اندیشه و خردمندی لایههای مختلف جامعه در دورههای مختلف تاریخ و بخشی دیگر نیز به عوامل حکومتی در ادوار گذشته باز میگردد که سیاست شست و شوی مغزها را در دستور کار خود داشتند.
روزشمار تلخ ورزش باستانی ایران
به واقع اگر بخواهیم سنتی از آئینهای ملی و فراملی ایرانیان باستان را میراثی معنوی نام بگذاریم، چوگان از این وجه به مانند نوروز و سایر آئینهای باستانی که ریشه در تاریخ ایران دواندهاند اولیتر است. در این بین آنچه که بر تعصبات و باور ایرانیان متعهد آتش میزند، رویدادی تلخ است که تلختر از بر باد فراموشی سپرده شدن این میراث آریایی، آینده و حقیقت پیشینه آن را تهدید میکند و آن هم ثبت جهانی این سنت آریایی باعنوان کشوری به نام قطر در لیست میراث جهانی یونسکو است. هنوز اتفاق نیفتاده اما در آیندهای نزدیک بهوقوع خواهد پیوست.
این واقعه در حالی به وقوع میپیوندد که چندی پیش رئیس فدراسیون چوگان در گفتوگو با خبرگزاری میراث فرهنگی هشدار داده بود که اگر در معرفی و ثبت چوگان به عنوان یک بازی ایرانی در جهان کوتاهی کنیم، ممکن است همانطور که مولانا و نظامی ترک شدند و ابنسینا و ابوریحان عرب، روزی چوگان نیز به نام کشور و مردمان دیگری در جهان شناخته شود.
خوشحالی عجیب یک رئیس
جالب توجه است که چوگان بهرغم پیشینهای که دارد تاکنون حتی در فهرست آثار ملی نیز به ثبت نرسیده است. چنانچه رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور به تازگی از آماده سازی پرونده ثبت ملی آن سخن میگوید.
فضلی در خصوص احتمال ثبت این اثر با نام قطری میگوید: «اگر این بازی فردا حتی با نام قطریها به ثبت جهانی برسد بسیار خوشحال خواهم بود چرا که اگر امروز به سطح کوچه و بازار شهرمان سری بزنیم درصد ناچیزی از مردم جامعه در خصوص این بازی باستانی کشورشان و سابقه طولانی آن اطلاع دارند این درحالی است که ما بهعنوان یک ایرانی نسبت به تاریخ، خصیصههای هویتی خویش، ویژگیهای این همانی، اجداد و نیاکانمان دینی را بر عهده داریم.
بدیهی است مادامی که خود بر آثار گرانقدر تاریخ و تمدن خود ارج ننهیم، آثار تاریخیمان به دست چپاولگران فرهنگی به یغما خواهد رفت. چه بسا در شرایط کنونی نیز ادعای ایران در جهان مبنی بر مالکیت بر این اثر معنوی بنا بر عملکرد ضعیف ما در حوزه ترویج این سنت باستانی چندان محتمل نیست.
میرشکرایی با ناچیز شمردن بخت ایران برای ثبت این اثر معنوی در جهان میگوید: «مشکل میتوان این اثر را بهعنوان اثری ایرانی به ثبت جهانی رساند چرا که سهم امروز ما در این بازی باستانی بسیار ناچیز است و امروز ایران در زمینه بازی چوگان جایگاه جهانی ندارد؛ نه اینکه قطریها هم از جایگاه مستحکمی در این حوزه برخوردار باشند، آنها اگر توپ چوگان را پرتاب کنند، توپ از سمت دیگر کشورشان بیرون خواهد رفت اما متأسفانه شاهد آن هستیم که امروز آنها در این زمینه مدعی هستند.»
اولویت وارونه ثبت آثار
درحال حاضر ثبت جهانی اثری ایرانی با نامی بیگانه در فهرست آثار جهانی تنها در حد یک پیشنهاد است که توسط قطریها به یونسکو ارائه شده است. باید دید که آیا هنوز راهی برای احیای سهم ایران در ابداع و ترویج این بازی باستانی در سطح جهان باقی است یا خیر.
هر چند که حمید بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی کشورمان با نگرشی متفاوت در این خصوص معتقد است که بهعلت محدودیت سهمیه ایران جهت معرفی آثار به سازمان یونسکو، در حال حاضر تنها شانس ایران، عضویت در پرونده ثبت جهانی چوگان میباشد. (به عبارت دیگر، اگر کشوری سابقه باستانی و میراث معنویاش زیاد بود، به گفته بقایی، باید از بخشی از آن صرفنظر کند تا دیگران بهرسم کشورشان آن را ثبت کنند.)
وی در این خصوص میگوید:
با توجه به محدودیت کشورمان جهت معرفی و ثبت آثار در لیست جهانی باید در گزینش آثار اولویتگذاری صورت بگیرد و شاخصهای ملی و فراملی در نظر گرفته شود. طبیعتاً موضوعات در معرض خطر در این بین از اولویت برخوردار هستند که ثبت نوروز یکی از این موارد بود. برخی از پروندهها اگرچه مهم هستند ولی از آنجا که سهمیه محدود است در خصوص معرفی و ثبت آنها نمیتوان اقدام کرد و تنها راه درست برای ایران آن است که در پرونده عضو شود. «چه سهمیه محدود و چه نامحدود؛ امکان دارد کشوری که کل تاریخش به صدسال نمیرسد، مدعی یک میراث چندهزار ساله کشور دیگر شود؟
به هر روی سیاست سازمان میراث فرهنگی در قبال میراث معنوی که عموماً مقولهای فرامنطقی است شناسایی هر چه سریعتر موضوعات و معرفی و ثبت جهانی اثر پیش از آن است که نام کشوری دیگر بر آن مهر شود و اگرچه ممکن است که ثبت آثار معنوی چون لباس و غذای اقوام ایرانی، موسیقی، خوشنویسی، بادگیرها و غیره در اولویت سازمان میراث فرهنگی قرار گیرد، اما شاید معرفی و ثبت چوگان با قدمتی بس طولانی که امروز در سطح بین المللی به رشد و تبلور میرسد بیش از هر مقوله دیگری میتوانست آوازه نام ایران را به مانند آئینی جهانی چون نوروز به گوش جهانیان برساند.