
الهام غلامی - مشکلات ریز و درشت نهادی صنفی و به اصطلاح خصوصی خانه سینما با معاونت سینمایی ارشاد به عنوان تنها متولی امور سینمایی کشور آنقدر بالا گرفت و صحبتها و نشستهای متعدد جواد شمقدری، معاون سینمایی و سمعی بصری ارشاد با مدیران اصناف «مؤلف» سینمایی - نویسندگان، کارگردانان و تهیهکنندگان – بعد از 9 ماه از روی کار آمدن شمقدری و سکانداری معاونت سینمایی ارشاد آنقدر بینتیجه و ابتر ماند که بالاخره معاون سینمایی ارشاد طی حکمی، محمدحسین مهدیپور را به عنوان نماینده معاونت سینمایی در خانه سینما منصوب کرد و از وی خواست در وهله اول به مناقشهها و مشکلات موجود پیرامون جایگاه قانونی و وظایف صنفی صنوف خانه سینما و دیگر تشکلهای صنفی مستقل فیلمسازان سامانی دهد و بعد پیگیر مطالبات سینماگران از جمله مباحث بیمههای بیکاری، درمانی و بازنشستگی و همچنین طرح امنیت شغلی آنها باشد.
پیچیدگیهایی که ساده به نظر میرسند
با نگاهی ساده به مشکلات همیشگی خانه سینما با معاونت سینمایی به وضوح درمییابیم که برخوردهای سلیقهای و مدیریتهای جزیرهای این نهاد صنفی در طول حیات نزدیک به دو دههای خود همواره به عنوان بزرگترین مانع در راه ایجاد تعامل سازنده و منطقی این نهاد با تنها متولی امور سینما و سینماگران کشور یعنی معاونت هنری ارشاد شده است. به سادهترین بیان باید گفت اصل مناقشات همیشگی این دو نهاد بر این امر استوار بوده که دولت به خانه سینما صرفاً با زاویه دید و اهداف خود نگریسته و هیچ تغییری در نوع نگاه خود نسبت به برخی از خواستههای خانه سینما انجام نداده و همچنین منظر دید خانه سینما نسبت به خود نیز از این امر مستثنی نبوده و خلاصه اینکه هر یک از این دو نهاد صرفاً خود را دیدهاند و بس!
اما چرا کار بالا گرفت؟ این سؤال پاسخی ساده دارد، چرا که نمایندگان معرفی شده از سوی معاونت سینمایی به دلیل نداشتن رئوس کلی انجام وظایفشان در بدو آغاز به کار در سمت جدیدشان به جای انجام نقش عامل معاونت سینمایی در فرآیندهای خانه سینما خودشان به مأموری برای انجام خواستههای خانه سینما تبدیل میشدند! تا اینکه شمقدری به شیوه تعاملی رابطه خانه سینما با معاونت سینمایی خطدهی یا به قول واژه همیشگی خودش ریلگذاری مشخصی را تعیین کرد و بنا شد این مأمور معرفی شده با حضور در خانهسینما پیگیر مطالبات سینماگران باشد اما از قوانین و مقررات معاونت سینمایی پیروی کند نه خانه سینما!
صورتمسألهای که اشتباه است
حال آیا این انتصاب پاسخگوی حل مناقشات طولانیمدت این دو نهاد با هم خواهد بود یا خیر، تنها باید منتظر گذشت زمان و نوع فعالیت مهدیپور در سمت جدیدش نشست اما شواهد امر در برخی امور به خصوص مبحث طرح امنیت شغلی از آن دست مواردی است که توفیق در این عمل را با تردید مواجه میکند.
برای روشنتر شدن بحث به ذکر یک مثال ساده میپردازیم: وقتی پای امنیت شغلی به میان میآید معنی آن در سادهترین شکل این است که کارگزار و کارفرما باید در دو بخش جداگانه جای داشته باشند، اگر غیر از این باشد باید بپذیریم که در یک کارخانه، کارگر و کارفرمای او دارای منافع صنفی مشترک هستند! آیا این خندهدار به نظر نمیرسد؟ دقیقاً مشکل ریشهای خانه سینما نیز که از سالها پیش حتی در زمان مدیریت دو دورهای ابوالحسن داوودی بر این نهاد صنفی نیز جاری بود همین نکته است، یعنی وقتی دو صنف تهیهکننده به عنوان کارفرما و نویسنده و کارگردان به عنوان کارگزار در زیر یک سقف خواهان مطالبات مشترکی هستند چطور میتوان به جوابی منطقی برای مسأله امنیت شغلی دست یافت؟
تلخی یا شیرینی، کدام را بپذیریم؟
با کنار هم چیدن این اطلاعات یا باید فرض کرد که شمقدری نمایندهای در خانه سینما گذاشته که بایدها و نبایدهای این نهاد را معین و مشخص کند که سابقه این هنرمند که از جنس خود سینماست این فرضیه تلخ را رد میکند و دوم اینکه وی فردی را مشخص کرده که تا پایان دوره مدیریت رو به پایان خانه سینما کاملاً به اتمام برسد و وی طی این مدت ضمن «زمانگیری» به شناختی قطعی از مشکلات موجود طی نشستهایی با نمایندگان اصناف برسد و با روی کار آمدن مدیریت جدید بر خانه سینما این دو نهاد با اعمال تغییر در برخی از بندهای اساسنامه و ثبت قوانین جدید بالاخره بر این مناقشه 20 ساله پایانی شیرین دهند، پس فعلاً برای هرگونه پیشداوری تنها باید به برهان زمان معتقد بود و صبر کرد یا به قول خود شمقدری اساس و اصل کار معاونت سینمایی با خانه سینما از هیأت مدیره بعدی این تشکل شروع خواهد شد.