
فاطمه رحیمی - در میان عناصر جریان سازی فرهنگی نمیتوانیم از نقش زمینههای فکری و رفتاری مخاطب صرفنظر کنیم. این عناصر ممکن است نشأت گرفته از تاریخ یا وقایع روز باشد. مثلاً زمانی که تیمهای ورزشی کشور افتخاز آفرینی میکنند یا زمانی یک اختراع یا اکتشاف ملی ثبت میشود زمینه برای فعالیت در زمینه فرهنگ ملی مساعدتر است. یا زمانی که جامعه از یک اتفاق نادر و دلخراش متأثر شده زمان مناسبی برای ریشه کنی ابعاد فرهنگی آن واقعه دلخراش وجود دارد.
در این میان ماه مبارک رمضان و فریضه روزه عامل بسیار مهمی در تلطیف اجتماع برای پیگیری برخی از مسائل فرهنگی است. با درک این مسأله و ضرورت سنجیهای انجام شده برخی از معضلات مانند دیه و پیگیری آزادی زندانیان مباحث مالی، اکرام ایتام و. . . در دستور کار نهادهای فرهنگی و رسانه ملی قرار گرفته و موفقیتهای قابل توجهی نیز کسب شده است.
با این حال بیش از چیزهای دیگری که به عنوان فضیلتهای ماه رمضان در احادیث و روایات ذکر شده و آنچه به عنوان اصل کلی در عرصه ملکوتی این ماه دارای ارزش و فضیلت مضاعف است موضوع بازگشت به خویشتن است.
بازگشت به خویشتن و نگهداشت خود که معنا و مفهوم اساسی در گستره تقوا به شمار میرود چیزی است که در عرصههای فردی و اجتماعی نیازمند فضاهای مناسب خود است و بسان بوتهای میماند که برای رشد و بالندگی نیاز به زمین مناسب، آبیاری و مواظبت همیشگی دارد.
توجه به این اصل میتواند زمینه ساز جریانسازی فرهنگی باشد که در آن از همه مهمتر رسیدگی انسان به خود و خانوادهاش در ابعاد معنوی است و آدمی درگیر در چالشهای همیشگی زندگی را برای پیوند هم افزا با مسائل دینی و معنوی طی سال آماده میکند.
متأسفانه در این عرصه نه تنها برنامه ریزی مناسبی (عمدتاً) انجام نمیشود، بلکه برخی از برنامه ریزیها نافی پیوند آحاد جامعه با چنین ارزشهایی است.
به عنوان نمونه یکی از ارزشهایی که باید در ماه مبارک رمضان مورد احیا قرار گیرد پیوند آحاد جامعه با مساجد و مکانهای عبادی است. حال آنکه برنامه ریزی و کنداکتور رسانه ملی که ظاهراً عمده تلاش خود را برای خنثی کردن فتنه رسانهای امثال فارسیوان نموده، مجال نفس کشیدن و فکر کردن شب زندهداری و عبادت شبانه ماه مبارک رمضان را از مخاطبان مسحور خود که اکثراً جوانان است سلب نموده است.
از دیگر ارزشهایی که در قالب ماه رمضان قابل پیگیری است احیای صلهرحم به عنوان یک عنصر تعاون اجتماعی است. به ویژه این که تقارن ماه رمضان با فراغت تابستان فضا را برای انجام این سنت حسنه فراهم تر میکند.
حال آنکه باز رسانهها و مراکز فرهنگی، هیچ برنامهای برای توسعه پیوندهای خانوادگی و نزدیکتر کردن خانوادهها نسبت به هم نداشته و بهانههای خوبی را برای جدا شدن از خانواده در بستههای تفکیکی برنامههای سرگرم کننده فراهم میکنند.
اشتباه اساسی این برنامه ریزیها، برداشت سطحی در مورد مبارک بودن ماه رمضان به جنگهای تلویزیونی و فرو کاستن احیای قرآن به چند نوبت پخش ترتیل و مقابله قرآن است. حال آنکه جشن ملی رمضان میتواند جایگاهی شایسته برای احیای سنتهای اسلامی و بستری مناسب برای صله رحم، احیای نماز و آشتی با مسجد، پیوند دوباره جوانان و روحانیت و اردوگاهی آسمانی برای آمادگی معنوی و دینی نسل جدید جامعه باشد.
امری که با برنامه ریزی عمدتاً منفعل، موازی و واکنشی دستاندرکاران رسانه و نهادهای فرهنگی قابل تحقق نیست.