کد خبر: 408014
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۵:۳۸
مشکل، ستاره فوتبال نیست
محمد صادق دهنادی - مشکلی که در زمینه رعایت فرهنگ روزه‌داری سالیان سال، در محافل و مجالس مختلف مطرح بود اما درباره آن سخن گفته نمی‌شد برای اولین بار در اخراج ستاره فوتبال تیم استیل آذین رخ نمود و به اصطلاح طشت رسوایی فرهنگ ما این بار از آسمان ورزش بر زمین افتاد.
شاید برای نخستین بار رسماً اعلام شد که یک ورزشکار برای تظاهر به روزه خواری از یک باشگاه دسته اولی اخراج می‌شود تا انکار او و اصرار باشگاه و اظهار نظرهای پیرامونی این قضیه نیشتری بر دمل عفونی باشد که نه تنها بر اخلاق ورزشی، بلکه بر بسیاری از عرصه‌های دیگر نیز در حال رسوخ و همه گیری است.
عمق فاجعه زمانی است که هم تیمی این ورزشکار برای دفاع از او اذعان می‌کند که به زعم او 95 درصد از فوتبالیست‌های جام حرفه‌ای جمهوری اسلامی ایران، اساساً روزه نمی‌گیرند و ظهر روز بازی این تیم و تیم استقلال اکثریت یا همه بازیکنان در رستوران باشگاه – احتمالاً با اطلاع باشگاه - غذا خورده‌اند یا این که تدارکات تیم‌های فوتبال بزرگ در ماه رمضان هم بطری‌های آب را هنگام تمرین دور زمین فوتبال می‌چینند. این موضوع و موضوعات مشابهی که در عرصه‌های دیگر مانند هنر، سیاست و اجتماع دارای ابعاد فقهی و فرهنگی است، دستمایه آن است که به حقیقت درباره این نکته دقیق شویم که واقعاً تظاهر به روزه خواری دارای چه ابعادی است و از کجا نشأت می‌گیرد؟
روزه به عنوان یک عبادت فرهنگی
درسپهر فرهنگ، دین یکی از عناصر تعیین کننده است، یعنی فارغ از جنبه الهی یا غیر الهی بودن منبع دین، جامعه بسیاری از آداب و رسوم خود را از هنجارها و دستورات دینی می‌گیرد.
مثلاً هر قدر هم در طول تاریخ جامعه غرب از دین فاصله گرفته باشد یا حتی آن را انکار کرده باشد نمی‌تواند منکر آن شود (مانند کمونیست‌ها)که سال‌نو بین‌المللی یک عید دینی است.
در میان عبادات و مناسبت‌ها بخشی بیشتر حالت فرهنگ و سنت به خود گرفته و بخشی شخصی‌ترند. اتفاقاً این رویدادهای فراگیر که از جنبه‌های عبادی فراتر رفته و به صورت یک نماد اجتماعی مطرح شده‌اند، در طول تاریخ به نمادی از دین تبدیل شده و نه تنها برای مؤمنان بلکه برای کسانی که به آن دین معتقد نیستند نیز محترم می‌شوند.
برای واضح شدن این موضوع می‌توانیم دو فریضه خمس و روزه را با یکدیگر مقایسه کنیم. در میان عبادات اسلامی، اولی تنها برای مسلمانان و دومی نه تنها برای مسلمانان بلکه برای حتی غیر مسلمانان هم به عنوان شاخص تدین به اسلام شناخته می‌شود. تأثیرات فرهنگی این سنت تا جایی بالاست که حتی دولت‌های غیر مسلمان و حتی متخاصم نیز برای تقرب به افکار عمومی به آن ادای احترام کرده و مجالس افطاری برای مسلمانان تشکیل می‌دهند. مراسم افطاری که گاه حتی در کاخ سفید امریکا و گاهی در سفارت رژیم جعلی اسرائیل در ترکیه نظر بسیاری از مسلمانان را به خود جلب می‌کند.
اگرچه برای خنده!
بنابراین نه تنها در میان مسلمانان، بلکه در میان غیر مسلمانان هم روزه به عنوان یک شاخص فرهنگ اسلامی، محترم است و همانطوری که خدشه به فرهنگ ملی و دینی هر کشوری با ضدیت آشکار با آن علم مخالفت با هویت آن ملت محسوب می‌شود، می‌توان نتیجه گرفت تظاهر به روزه خواری یک بیماری فرهنگی با منشأ کمبودهای روانی است، مثل قانون‌گریزی، بی مسئولیتی، شهرت‌طلبی و. . .
روزه به عنوان یک قانون فراگیر
بعد شرعی نیز به روزه جنبه قانونی بخشیده است. در واقع در جامعه اسلامی روزه صبغه یا رنگ اجتماع در یک زمان خاص است. برای فهم این مطلب که چرا یک عبادت به عنوان یک قانون مطرح می‌شود ارائه یک مثال راهگشاست. سعید شعیبی کارشناس مسائل دینی معتقد است:
«یکی از آزادی‌هایی که هر شهروند در محل زندگی خود دارد، انتخاب رنگ و نقش برای محل زندگی خود است. هر فرد می‌تواند برای داخل زندگی خود هر رنگ و طرحی را انتخاب کند اما از آنجا که زیبایی شهر در گرو هم آهنگی رنگ و طرح‌های بیرونی منازل است همه ما مجبوریم که بر اساس معیارهایی که زیباسازی شهرداری هر شهر اعلام می‌کند بیاییم و طرح و نقش بیرونی ساختمان‌ها را بسازیم. شما حتی می‌بینید که هیأت‌مدیره ساختمان‌ها برای کسانی که نظم و زیبایی ساختمان‌ها را با پهن کردن لباس و نصب آنتن و. . . به هم بزنند جریمه تعیین می‌کنند. حال در نظر بگیرید که به لحاظ دینی و فرهنگی قرار است که جامعه یک طرح و یک رنگ فرهنگی و دینی بگیرد. آیا منطقی نیست که بیاییم برای خدشه‌دار نشدن این طرح و نقش برای کسانی که پایبند این موضع نیستند محدودیت قائل شده و از ایشان خواهش کنیم که به خاطر عقاید شخصی‌شان نظم، رنگ و نقش اجتماع را خراب نکنند؟این یعنی قانون و اولویت داشتن اجتماع بر امیال شخصی.»
روزه خواری و تظاهر به روزه خواری!
در میان عبادت‌ها، عبادت‌های فردی و اجتماعی داریم که عبادتی مثل نماز و روزه عبادت شخصی است. در‌حالی که جهاد و زکات عبادت‌هایی اجتماعی محسوب می‌شوند. این در حالی است که برخی از گناهان نیز حالت شخصی و برخی دیگر حالت اجتماعی دارند. یعنی ممکن است یک عبادت شخصی محسوب شود اما نافرمانی از آن دارای ابعاد اجتماعی هم باشد.
مثلاً در میان گناهان گرچه شرب خمر یک گناه فردی محسوب می‌شود اما تظاهر به آن، گناهی اجتماعی است و دارای حد و مجازات عمومی. یا این که گرچه کسی را برای بی‌نمازی مجازات نمی‌کنند اما اگر کسی بخواهد با روزه‌خواری حرمت روزه‌خواران در ماه صیام را بشکند بر اساس قوانین اسلام مرتکب یک گناه اجتماعی شده و حتی قانونگذار می‌تواند در صورت اصرار فرد به این اهانت به اجتماع پس از توبیخ و تعزیر، فرد را به عنوان مخل نظم عمومی و مفسد فی الارض مجازات نماید.
با این حال به نظر نمی‌رسد، چنین برداشتی از موضوع روزه خواری و تظاهر آن حتی در نزد کسانی که به عذر یا بدون عذر مرتکب این عمل می‌شوند وجود داشته باشد.
بسیار دیده شده و می‌شود که افراد در ملأ عام در حال خوردن آب یا خوردنی، جویدن آدامس و استعمال دخانیات هستند و حتی از اعتراض و نهی از منکر دیگران می‌آشوبند.
یا کارگرانی که به عنوان پیمانکار شهرداری، آب و فاضلاب و. . . در خیابان‌ها کار می‌کنند و با بیان این که نمی‌توانند روزه بگیرند از خانه‌های مردم طلب آب، غذا و چای می‌نمایند.
به کرات دیده شده که این افراد که در پوشش پیمان‌کار نهادهای دولتی و عمومی هم قرار دارند، سفره‌های غذای خود (اعم از صبحانه و ناهار) کنار خیابان پهن می‌کنند و مردم هم اتفاقاً به دیده ترحم به آنها نگاه می‌نمایند.
از کجا به اینجا رسیدیم؟
در سال‌های اخیر روندی در حوزه فرهنگ عمومی رفتارها و ارزش‌ها را دچار دگرگونی نموده که بعضاً معروف‌ها جای منکر و منکرها به امری متعارف تبدیل شده است.
به یاد داریم که در زمان سرمربیگری محمد مایلی‌کهن در تیم ملی به دلیل اشتهار نامبرده به تقید مسائل مذهبی، وی چگونه توسط رسانه‌ها با همین بهانه مورد تاخت و تاز قرار می‌گرفت یا در پشت صحنه یک سریال تلویزیونی اگر کسی – مشغول نماز می‌شد ـ چه دوربین‌ها و خبرنگاران متعجبی برای پوشش نماز استثنایی این بازیگر به سمت وی جلب می‌شد.
گویی نماز نخواندن امری متداول ادای این فریضه جزو استثنائات است. با این نگاه است که تعجبی ندارد اگر ببینیم که سرمایه‌گذاری کلان ما در حوزه تولید برنامه‌های دینی یا کشاندن پای ورزشکاران و هنرمندان در جنگ‌های مذهبی هیچ نتیجه‌ای برای توسعه فرهنگ دینداری ندارد. زیرا این اعتقاد همه ماست که کلام کز دل برآرد لاجرم بر دل نشیند.
محمد‌جواد رضوی، کارشناس علوم قرآنی در این زمینه معتقد است:
«امروزه جلوه‌های هنر و ورزش ما عمدتاً وارداتی است و در کنار هنر ورزش، اخلاق و ارزش‌های این هنر و ورزش به صورت پیوست آن وارد کشور ما شده است.
سخن از این نیست که بگوییم که بازیگران و عوامل سریال‌های دینی و غیر دینی ما معتقد به فرایض دین هستند یا نه؟در این زمینه تجسس هم نه لازم است و نه جایز.
اما مطلبی که بسیار مهم است اینکه هنرمندان و ورزشکاران، خوب یا بد به عنوان الگوهای اجتماعی مطرح هستند. جامعه خواه یا ناخواه می‌فهمد که در یک سریال رمضانی که اتفاقاً بخش اعظم آن هم در ماه رمضان ساخته می‌شود و به اتمام می‌رسد بسیاری از بازیگران رنگ و روی روزه داری دارند یا ندارند؟
جامعه بسیار باهوش است و درک می‌کند وقتی فلان هزینه از سوی فلان باشگاه برای یک برد و گرفتن سه امتیاز صورت می‌گیرد و به طور متوسط یک باشگاه لیگ حرفه‌ای برای برنده شدن در هر بازی ده‌ها میلیون تومان هزینه کرده است، آیا راضی می‌شود که به دلیل ضعف روزه‌داری در چهار هفته لیگ از کل سرمایه‌گذاری‌ای که در زمینه بدنسازی بازیکنان نموده صرفنظر کند؟
به هر صورت، ما با دستاوردهای جدیدی از زندگی مدنی روبه‌رو هستیم که برای فرهنگ ما طراحی نشده و بومی‌سازی درستی روی آن صورت نگرفت، به دلیل چالش‌ها و جنجال‌هایی که بررسی این موارد هم ایجاد می‌کند باید گفت که بررسی درستی هم در مورد این موضوعات صورت نمی‌پذیرد.
کما این که اساساً در فرهنگ اسلامی ورزش و عواید مستقیم و غیر مستقیم آن به عنوان حرفه و تنها منبع درآمد آیا جایگاهی دارد یا خیر؟ این خود محل مناقشه‌ای است که بدان پرداخت نشده و نمی‌شود، چه رسد به این که درباره منافات ورزش حرفه‌ای با روزه داری چه باید کرد؟»
با این حال به نظر می‌رسد این رویه‌ها به زودی از سطح ورزشگاه‌ها و لوکیشن فیلم‌ها و سریال‌ها، فراتر رفته و کل اجتماع را با سؤالات متعددی در حوزه اخلاق وارداتی نخبگان و مقتضیات زندگی آنها روبه‌رو خواهد کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار