احمد کاظمزاده - درحالیکه امریکا و اتحادیه اروپا بهعنوان دو عضو کمیته چهارجانبه تشکیلات خودگردان را برای ورود به مذاکرات مستقیم با رژیم صهیونیستی تحت فشار قرار دادهاند، در مقابل این رژیم اعلام کرده است که هیچ پیش شرطی را از سوی کمیته چهارجانبه نخواهد پذیرفت. با توجه به اینکه در بیانیه 19 مارس کمیته چهارجانبه که در مسکو صادر شد بر توقف سیاست شهرکسازی در اراضی اشغالی 1967 و تشکیل دولت فلسطینی در این مناطق تأکید شده است بنابراین رژیم صهیونیستی با این تهدید در تلاش است این کمیته را به بازنگری در بیانیه خود وادار سازد و آن را نیز همانند امریکا به عقبنشینی وادار سازد. به اعتقاد ناظران سیاسی آنچه موجب شده است رژیم صهیونیستی، امریکا و بهخصوص دولت اوباما را به عقبنشینی از مواضع اعلامی خود وادار سازد و برای تغییر بیانیه گذشته کمیته چهارجانبه تلاش کند، در پیش بودن انتخابات کنگره امریکا و افزایش نیاز حزب حاکم دموکرات به لابی یهودی برای پیروزی در این انتخابات و حداقل در امان ماندن از توطئههای آنهاست. از اینرو کابینه ضد صلح نتانیاهو با اطمینان خاطر از اینکه دولت اوباما در وضعیت کنونی هیچ فشاری نمیتواند بر این رژیم وارد سازد بنابراین بیش از گذشته زمینه را برای شانه خالی کردن از تعهدات خود مناسب میبیند. هر چند به نظر میرسد امریکا مجبور شده است اروپا را نیز وارد دور جدید تحرکات برای به جریان انداختن روند صلح سازد اما تجربه نشان داده است که اروپا بهرغم اینکه بیش از امریکا برای حل بحران فلسطین و خاورمیانه انگیزه دارد و از پیامدهای تطویل بحران بر امنیت و ثبات خود بهخصوص در حوزه دریای مدیترانه نگران است اما هرگز نتوانسته است از برگهها و اهرمهای فشار خود در این زمینه بهره بگیرد. بنابراین اروپا نیز همانند امریکا نوک پیکان تلاشهای خود را متوجه طرف فلسطینی و تشکیلات خودگردان کرده است و در شرایطی که مسئولان این تشکیلات نیز ورود به مذاکرات مستقیم را بدون تأمین شرایط آنها به مصلحت نمیدانند، با استفاده از اهرمهای مالی این تشکیلات را برای ورود به مذاکرات مجبور میسازد. البته برخی از ناظران، مقاومت تشکیلات خودگردان در قبال درخواستهای موجود برای ورود به مذاکرات مستقیم و تأکید بر تأمین شروط این تشکیلات را نوعی بازی سیاسی و ترفندی برای مشروعیت دادن به دور جدید مذاکرات سازش میدانند که آثار و پیامدهای زیانبار آن برای مردم فلسطین با توجه به ماهیت مسائل حیاتی باقیمانده شامل (قدس، مرزها، آوارگان، شهرکها، آبها و دولت فلسطینی به مراتب گسترده خواهد بود. از این دید اگر واقعاً این تشکیلات به نتایج مذاکرات مستقیم امیدوار نیست، میتواند تحت هر شرایطی از ورود به آن بپرهیزد و اگر میبیند که روند سازش پس از 17 سال هیچ نتیجهای را برای مردم فلسطین در پی نداشته، خروج از این روند را اعلام کند که در این صورت گزینه مقاومت همچنانکه موفق به ازادسازی جنوب لبنان و غزه شد، قادر به آزادسازی کرانه باختری و دیگر مناطق فلسطینی نیز خواهد شد. اما متأسفانه نه تنها چنین تحرکی دیده نمیشود اما در صحنه عمل و در ورای مقاومت گاه و بیگاه برخی از مسئولان تشکیلات خودگردان در عرصه سیاسی، همکاریهای امنیتی میان این تشکیلات با رژیم صهیونیستی در عالیترین وجه ادامه دارد و این تشکیلات نیز همگام و همپای رژیم صهیونیستی به بازداشت و سرکوب مبارزان حماس در کرانه باختری اقدام میکند. از اینرو در مجموع میتوان گفت که در حالی برای آغاز دور جدید مذاکرات مستقیم میان تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی زمینه چینی میشود که نه طرف فلسطینی و نه طرف امریکایی و حتی اروپایی هیچگونه اهرم فشاری در اختیار ندارند حال آنکه هرگونه پیشرفت در مذاکرات به میزان اعمال فشار بر طرف اسرائیلی جهت تمکین در برابر توافقهای گذشته و اجرای تعهدات آن بستگی دارد و در چنین وضعیتی مشخص است که در دور جدید مذاکرات مستقیم هیچ نتیجه و پیشرفتی که تأمینکننده حقوق طرف فلسطینی باشد، حاصل نخواهد شد و بر همین اساس برخی از کارشناسان بر این عقیدهاند که اساساً در این دور از مذاکرات کسب نتیجه و پیشرفت هدف نیست بلکه صرف از سرگیری مذاکرات هدف است تا از فضای حاصل از آن در جهت تکمیل و پیشبرد دیگر اهداف منطقهای امریکا و رژیم صهیونیستی بهرهبرداری شود.