کد خبر: 406656
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۱۱

به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و مستشاران با قرائت متن کیفرخواست توسط نماینده دادستان رسمیت یافت. ذبیح‌زاده خطاب به دادگاه گفت: متهم امیر عباس، 38 ساله و دارای سابقه کیفری است. او متهم به قتل عیسی مرادحسن‌زاده مأمور کلانتری 125 حین انجام وظیفه است، به این شرح که متهم به همراه برادرش امیرحسین 28 آذرماه سال 85 در خیابان شیراز جنوبی هنگام جابه‌جایی سلاح مورد ظن مأموران گشت پلیس قرار گرفته و توسط شهید حسن‌زاده متوقف می‌شود. امیرعباس با اسلحه به شهید حسن‌زاده شلیک کرده و او را شهید می‌کند و مأمور دیگر به نام وحید را مجروح کرده و متواری می‌شوند.
در ادامه تعقیب و گریز تبهکاران آغاز می‌شود. پس از گذشت چند روز متهمان اقدام به سرقت مسلحانه از بانک‌ها و مغازه‌ها می‌کنند تا اینکه اتومبیل زانتیای آنان شناسایی و دستگیر می‌شوند. متهمان در بازجویی پلیس اعتراف می‌کنند و امیرحسین (برادر متهم) در بازداشتگاه فوت می‌کند.
در ادامه جلسه دادگاه، نماینده دادستان بنا به متن کیفرخواست متهم را گناهکار شناخته و برای او تقاضای مجازات کرد.

اولیای دم

قاضی در ادامه جلسه اولیای دم را به جایگاه فراخواند که آنان درخواست خود را قصاص عنوان کردند.

آنچه سرباز به دادگاه گفت

قاضی سپس سربازی را که به همراه شهید حسن‌زاده در حادثه حضور داشت و از سوی تبهکاران مجروح شده بود، به جایگاه فراخواند. او به دادگاه گفت: روز حادثه متهم با موتور در حال تردد بود که به او ظنین شده و فرمان ایست دادیم. در یک لحظه صدای گلوله شنیدم و دیدم که استوار با امیرعباس درگیر شده است.
قاضی بخشی از اظهارات او را که پس از حادثه ثبت شده بود برای دادگاه خواند. «در حال اجرای طرح کمین به جوانی که با ساک دستی در حال تردد بود ظنین شدیم. لحظه‌ای مرد پولسار سواری به او نزدیک شد. استوار فرمان ایست داد و لحظه‌ای بعد با آنان درگیر شد. متهم (امیرعباس) سر و گردن استوار را در اختیار داشت و استوار بی‌هدف شلیک می‌کرد. در این لحظه جوان ساک به دست برگشت و ساکش را باز کرد و از داخل آن اسلحه‌ای درآورد. من به سمت ماشین دویدم که ناگهان به پایم شلیک کرد، سپس دیدم که استوار کنار جدول خیابان افتاده است.»


مدیر آژانس

در ادامه جلسه مدیر آژانس هوایی که آژانس او مورد دستبرد سه سارق مسلح قرار گرفته بود به دادگاه گفت: متهمان با صورت‌های نقاب‌دار وارد آژانس شده و ازگاوصندوق دو میلیون و 700 هزار تومان سرقت کرده و با زانتیای خود متواری شدند.
سوپر مارکت
مرد جوانی که سوپرمارکت او در خیابان کاشانی مورد دستبرد قرار گرفته بود گفت: ساعت 19 شب دو مرد مسلح وارد مغازه‌ام شدند. یکی از آنان با خودش ساک بزرگی آورده بود، فکر می‌کرد می‌خواهد خزانه بانک را خالی کند. آنان چهار گلوله به من شلیک کردند و شانس آوردم که گلوله‌هایشان تمام شد. خداوند به من رحم کرد که بچه‌هایم یتیم نشدند.

متهم در جایگاه

قاضی عزیزمحمدی در ادامه متهم را در جایگاه ویژه به اتهام مشارکت در قتل، حمل سلاح، جرح به مأمور پلیس، سرقت مسلحانه، استعمال مواد مخدر و... تفهیم اتهام کرد. او اتهامات خود را انکار و خطاب به دادگاه گفت: من اعتراف‌های قبلی خود را قبول ندارم.» قاضی گفت:«وقتی شما در شهرک نفت دستگیر شدید اسلحه لاما، شش‌تیر فشنگ جنگی، اسلحه کلاشینکف، 32 تیر فشنگ، صدا خفه کن، تعداد زیادی گذرنامه و شناسنامه، سی‌دی‌های مبتذل و... از مخفیگاهتان کشف شده است.» متهم سخنان قاضی را تأیید کرد و زمانی که متهم برای لحظه‌ای سکوت کرد قاضی بخش دیگری از اعتراف‌هایش را برای دادگاه خواند:« علت این کارها فقر و بیکاری بود. روز حادثه مأموران برادرم را دوره کرده بودند. مجبور شدم با آنها درگیر شوم. یک تیر به استوار شلیک کردم که به پشت او خورد و یک تیر به سینه‌اش زدم.» وقتی سخنان قاضی به اینجا رسید، متهم گفت: استوار حسن‌زاده مرا متوقف کرد. او قصد داشت کیف کمری‌ام را بازرسی کند که برادرم با اسلحه‌ای که صدا خفه‌کن داشت نزدیک شد و از آن موقع درگیری آغاز شد.
قاضی خطاب به متهم درباره سرقت زانتیا، موتورهای پولسار و ماشین دوو سؤال کرد. متهم گفت: تصور می‌کنم من آنها را سرقت کرده باشم.
پس از اظهارات متهم دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا پس از مشاوره با اعضای دادگاه حکم نهایی را صادر کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار