
اکرم صوفی - اشاره: نخستین جشنواره ماندگاران اصناف و بازار در غروب اولین روز ماه مبارک رمضان در محل سالن بینالمللی برج میلاد، با سخنرانی شهردار تهران به ایستگاه پایانی خود رسید تا برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی ارزشهای فرهنگی و مذهبی بازاریان و کسبه مورد بررسی قرار گرفته و تلاش شود که در قالب تکریم بزرگان و تجلیل از درگذشتگانی مانند حاج سعید اماتی، مرشد احمد چلویی ساعی، شیخ رجب علی خیاط نکوگویان، حاج اسماعیل دولابی و ... از مقام فرهنگی و دینی کسانی با تدین، وقف، پشتیبانی از دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و همین طور انصاف و احسان به عنوان استوانههای فرهنگی بازار تهران محسوب میشوند مورد تجلیل قرار گیرند. بررسی« فرهنگ کسب روزی حلال» دستمایه گفتوگوی ما با محمد ابویی دبیرجشنواره بود.
سپهر فرهنگ دارای ابعاد گستردهای از زندگی است و به عبارتی شامل تقریباً همه ابعاد زندگی آدمهاست. از سویی امروزه بیشتر فعالیتهایی که در حوزه فرهنگ انجام میشود حول یک گستره مشخص مانندحوزه کتاب، ادبیات، هنر و ... دور میزند. برای ما جالب است بدانیم که ایده تجلیل از ماندگاران بازار، کدام یک از ابعاد فرهنگ را میتواند پوشش بدهد و در پی چیست؟
به نظرم برای پاسخ به سؤال شما باید دو مقدمه عرض کنم که برای جوابم بسیار مهم است. در حوزه کارهای فرهنگی، ما با چند لایه از موضوعات روبهرو هستیم. یک لایه بسترهای بنیادی فرهنگ است که در حوزه مباحث پایه است. یک لایه سطح میانه فرهنگی است که مثلاً شما میبینید در حوزه کتابخوانی، ادبیات و این جور مباحث و مسائل است و بالاخره یک لایه سطحی است که در فعالیتهای فرهنگی برنامههای مناسبتی یا برنامههایی که به لحاظ کارکردی و رفتاری مورد برنامهریزی قرار میگیرد جزو این طور برنامه هاست. البته یک موضوع واحد میتواند در سه سطح کلان، متوسط و سطحی مورد برنامهریزی فرهنگی قرار گیرد. اما اکثراً این طور نیست و زمانی که ما در زمینه یک موضوع فرهنگی کار میکنیم برای اینکه بتوانیم نتیجه کار خود را به عینه در مدت کوتاهی ببینیم اولا سراغ یک موضوع میرویم که اثرات آن در کوتاه مدت قابل درک باشد و ثانیا بتوانیم به راحتی از آن نتیجهگیری کنیم.
مقدمه دوم من مربوط به تحلیل مسائل علوم انسانی از دیدگاه اسلام است. متأسفانه در سالهای اخیر مشکلاتی در خصوص تطابق معیارهای این علوم بین مقدمات و فرضیههای اساسی اسلام احساس میشود. یعنی اسلام بر اساس نگرش توحیدی، نگاه متفاوتی به بحثهای فرهنگی دارد که گاهی در علوم انسانی وارداتی مورد قبول نیست. شاید مهمترین مثال بارز این تفاوتها توجهی است که اسلام درباره لقمه حلال و تاثیر آن در جلوگیری از ناهنجاریها دارد. در حوزه تربیت این طور که اسلام برای اثر وضعی لقمه حلال بر تربیت انسانها تأکید دارد شاید معیار جامعهشناسی نداشته باشد.
موضوع کسب رزق و روزی حلال از مباحثی است که به نظر میرسد هم از لایههای بنیادی و دیریاب مباحث فرهنگی است و هم از مباحثی است که در فرهنگ عمومی است و در رستههای متعارف فرهنگی که عمدتاً وارداتی است کمتر جا میگیرد.
در کشورهای دیگر، میآیند این موضوع را با عنوان مبارزه با فساد مالی، راستگویی و شفافیت، مبارزه با پولشویی و ... دنبال میکنند. چه اسراری دارید که این موضوع فرهنگی است؟
در تفکر اسلامی، کسب و کار جزو عبادات است. در حقیقت نگاه اسلام به کسب روزی حلال یک نگاه ویژه و بسیار متفاوت است. در تاریخ میبینیم وقتی اصلاحگران مذهبی میخواهند فرهنگ اروپا را تغییر بدهند میآیند بعد از بیش از هزار سال پس از میلاد مسیح مطرح میکنند که مسیحی بودن یعنی سختکوش بودن و تازه این طرز تلقی مورد قبول بسیاری از کاتولیکها قرار نمیگیرد اما ما میبینیم از آغاز طلوع اسلام چقدر از احادیث، قبولی همه عبادتها را در گرو کار حلال و کسب حلال قرار داده است. این نگاه اسلام طبعا کار را مانند سایر عبادات در حیطه ارزش و هنجارهای دینی قرار میدهد و بنابراین کار میشود یک شاخص فرهنگی دین اسلام و رزق حلال میشود یک نشانه مسلمانی که میتوان به وسیله آن به خدا تقرب یافت و از شیطان دوری جست.
میخواستم از شما خواهش کنم که درباره وجوه اولویت این مولفه فرهنگی در جامعه نیز توضیحاتی بدهید.
در میان معضلات و مباحث روز فرهنگی، دغدغههای مختلف و متفاوتی وجود دارد. مثلاً ممکن است کسی به فراخور تحصیلات و تفکراتش مهمترین دغدغه فرهنگی برایش زبان و ادبیات کشور باشد یا اینکهفرد دیگر به خاطر تهاجم فزاینده فرهنگی موضوع رسانهها و تولیدات هنری برایش اولویت داشته باشد که هر کدام از این چالشها و رفع آن برای همه مهم است. اما چرا از میان این چالشها به نظر ما موضوع رزق و روزی حلال اولویت دارد، باید در نگاهی که ما به مسائل داریم ارجاع دهیم.
اول وجوه این اولویت همان نیازهای روز کشور است که باید در قالب مباحث فرهنگی به دنبال آن بود. مثلاً وقتی مقام معظم رهبری مدظلهالعالی میآیند و این سال را به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف معرفی میکنند و ما میبینیم رهبری این کشور مهمترین نیاز کشور را این طور تشخیص دادهاند. طبعاً یکی از گوشههای فرهنگی تحقق این کار و همت مضاعف کسب رزق و روزی حلال است.
دوم این که باز به اعتقاد اسلامی ما بسیارزی از ناهنجاریهای جامعه به خاطر توجه نکردن به فرهنگ اصیل کسب و کار اسلامی است. یعنی رسوخ ربا، ویژه خواری، حرکت جامعه به سمت انحصارهای رانتی و سایر مصادیق جدید کسب مال حرام نه تنها بازار کسب را نابود میکند. بلکه در ناهنجاریهایی مانندبزهکاری، دزدی، اعتیاد، فحشا، بینمازی و ... تجلی پیدا میکند و این آینده جامعه ی ما را به شدت تهدید خواهد کرد. ما از پیامبر اکرم آموخته ایم که بسیاری از ناهنجاریها با مال حرام به خانههای مسلمین راه پیدا میکند و به این گفتار حکیمانه شک نداریم.
الگوی شما برای کار فرهنگی در این حوزه چیست؟
فکر میکنم اگر کمی به عقب برگردیم میبینیم در گذشته مدنیت اسلامی و شیعی سه ضلع داشته است. ضلع اول آن مساجد بوده و ضلع دوم آن بازارها و بالاخره ضلع سوم آن مدارس بوده است.
یعنی یک شهر اسلامی بر حول و محور حوزه علمیه و بازار و مسجد شکل میگرفته، بازار به عنوان نماد فعالیت اقتصادی، مسجد به عنوان نماد زندگی عبادی و حوزههای علمیه که مسئول پیوند دنیا به آخرت و عبادت به زندگی بوده و هستند. اگر چنین ارتباطی در همه عرصهها – یعنی اصرار ندارم بگویم فقط بازار - بلکه در همه اصناف زنده شود و افراد به سمت یک سری از فضیلتهای رو به فراموشی بازار روی بیاورند میتوان مطمئن بود که اثرات آن در بلند مدت به رونق مسجد و بازار و حوزه و بالاخره جذب آحاد اجتماع و جریانسازی ببینیم. از یک طرف بازاری یا کاسبی که به این فضیلتها آراسته باشد میتواند مبلغ این فرهنگ باشد و اثر بهتری بگذارد. از سوی دیگر بازار و اصناف در دل خودشان جریانهای اجتماعی و فرهنگ ایجاد میکنند که با این کار میتوان آن را کنترل کرد.
چه کارهای فرهنگی؟
ما در بحث توسعه فرهنگی یا آموزشهای فرهنگی معتقدیم الزاماً کانال یک پیام فرهنگی نباید شغل فرهنگی داشته باشد. مثلاً میبینیم پیامهای دینی و مذهبی توسط یک معلم ریاضی برای بچهها شنیدنیتر است یا بالعکس اگر یک معلم دینی نشان دهد که درباره علوم دیدگاه کاملی دارد به شدت روی مخاطبینش تاثیرگذار خواهد بود.
حال به اقتضای زندگی ببینید اولین نفری که بعد از خانواده مجبوریم ملاقات کنیم چه کسی است؟
این کسبه، نانوا، قصاب، سبزی فروش و ... هستند که هر روز با ما برخورد میکنند. کم فروشی و دزدی که سبزیفروش ناخواسته ما را نسبت به همه اجتماع بدبین میکند. گویی که خدایی ناخواسته همه شهر و جامعه دچار بیانصافی و دزدی هستند یا بالعکس فتوت یک نانوا چقدر مشتریهایش را به کار خیر و فتوت تحریک و ترغیب میکند.
به نظر من شما وقتی در میان اصناف و بازار به سمت احیای چنین فضیلتهای رو به فراموشی بروی بدون اینکه خودت متوجه شوی روی همه اجتماع اثر خواهی گذاشت. شما امتحان کنید اگر روزی با یک تاکسیران خوشاخلاق به محل کار رفته باشید چقدر بازدهتان از روزی که مثلاً یک تاکسیران بداخلاق شما را به اداره برده بیشتر است. به اصطلاح میخواهم بگویم اقتصاد یک پایه مهم اجتماع است و کار خیر از این مرکز برای کل اجتماع اثرگذار و جریانساز است.