
علیرضا محمدی - معجزهای که در کنار تمامی عجایب خود، واقعیاتی به همراه دارد؛ رژیم صهیونیستی، این غده سرطانی به تعبیر امام (ره)، در حال نابودی است. رژیمی که شکلگیری نامتوازنش در منطقه قائل به تحلیلهای خاصی بود و اکنون نیز اضمحلال آن تفاسیر دیگری را میطلبد. شاید به همین دلیل بود که وقتی به بهانه سالروز جنگ سی و سه روزه به گفتوگو با سید کمال شریفی، دبیر دوم سابق سفارت ایران در لبنان و كارشناس مسائل خاورمیانه پرداختیم، ناخودآگاه صحبتهایمان به تحلیل شرایط منطقه و بازیگران دخیل در آن کشید.آشناییتان با شرایط سیاسی و اجتماعی لبنان چه طور و از چه زمانی شکل گرفت؟بین سالهای 1378 تا 1384 به مدت شش سال در این کشور حضور داشتم که سه سال آن به طور دائم و زمانهای دیگر به تناوب به آنجا سفر میکردم. طی این مدت دبیر دوم سفارت ایران در بیروت بودم و تصدی امور فرهنگی کشورمان را نیز برعهده داشتم. البته بعد از این تاریخ همچنان به بهانههای مختلف به لبنان رفت و آمد داشتهام. به غیر از حضور فیزیکی به دلیل علاقه به مسائل سیاسی و منطقهای تحصیلاتم را در رشته علوم سیاسی و روابط بینالملل پیگرفتم و مقالاتی هم در این زمینه تهیه کردهام.لبنان یکی از کشورهای عرب هم مرز با رژیم صهیونیستی است. این همجواری نامیمون چه پیامدهای سیاسی و اجتماعی برای این کشور به همراه داشته است؟تحلیل اوضاع لبنان جدای از شرایط منطقهای نیست. در واقع برای رسیدن به یک تحلیل جامع ابتدا باید به ریشه یابی علل تأسیس رژیم صهیونیستی در قلب کشورهای اسلامی بپردازیم. ایجاد این رژیم مولود بحرانهای منطقهای ناشی از فروپاشی امپراتوری عثمانی در بعد از جنگ جهانی اول بود که باعث به وجود آمدن 22 کشور کوچک عربی و اسلامی از دل این امپراتوری شد. فلسطین و لبنان هم یکی از جمله همین کشورها بودند که ابتدا در قیومیت دو کشور فرانسه و انگلیس قرار داشتند و چنانچه میدانیم،رژیم صهیونیستی با حمایت انگلستان در فلسطین به وجود آمد. در واقع رژیم صهیونیستی زاییده تفکر استعماری غرب بود که نیم قرن قبل از تأسیس، سناریوی تشکیل خود را با نظریات هرتسل ،خبرنگار یهودی انگلیسی رقم زد. او اولین کنگره صهیونیستها را در انگلستان تشکیل داد و در آن کنگره با طرح ایده سرزمین موعود به دنبال فرصتی برای تشکیل دولت صهیونیستی بودند که این فرصت با نابسامانیهای بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی مهیا شد. پس از تأسیس کشور جعلی رژیم صهیونیستی در سال 1948 تا کنون، منطقه شاهد جنگهای متعددی شده که لاجرم نابسامانی و مشکلات بسیاری را به سایر کشورهای منطقه از جمله لبنان تسری داده است.اشاره به جنگ افروزی رژیم صهیونیستی داشتید، چه خوب است در مقایسه با جنگ سی و سه روزه نگاهی به رویارویی اعراب با رژیم صهیونیستی داشته باشیم.رژیم صهیونیستی از بدو تأسیس خود چهار جنگ را به اعراب تحمیل کرد. اولی در همان زمان تأسیس خود یعنی سال 1948 بود. هشت سال بعد در سال 1956 جنگ دیگری به وقوع پیوست که همانند جنگ قبلی با شکست اعراب به پایان رسید اما در دو جنگ دیگر یعنی جنگ شش روزه سال 1967 و جنگ رمضان سال 1973 بدترین شکستها به کشورهای عرب مسلمان وارد شد. چنانچه در اولی مناطقی چون کرانه باختری رود اردن، صحرای سینا... به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد و در جنگ بعدی پیشروی این رژیم در بلندیهای جولان ادامه یافت و دریاچه طبریا به اشغال صهیونیستها درآمد. چنانچه هم اکنون این دریاچه مهمترین منبع تأمین آب رژیم صهیونیستی است. آمارهای موجود در این جنگها نیز بعضاً بسیار یک طرفه و سخت برای مسلمانان است. چنانچه در جنگ شش روزه تلفات اعراب متشکل از عراق و سوریه و اردن و مصر چندین برابر کشتههای رژیم صهیونیستی بود و این رژیم وسعت خود را گسترش چشمگیری داد.با چنین شکستهایی فضایی در شامات (مناطق همجوار با فلسطین اشغالی) و جهان اسلام شایع شد که مهمترین نماد آن احساس ضعف و حقارت اعراب بود که در پایان این چهار جنگ به واقع خود را در برابر این رژیم تحقیر شده یافتند. در نتیجه چنین احساسی، مصر به عنوان رهبر اعراب با رژیم صهیونیستی پیمان صلحی به نام کمپ دیوید را به امضا رساند و به این ترتیب جبهه اعراب در برابر رژیم اشغالگر قدس فروپاشید اما وقوع انقلاب اسلامی در ایران، معادلات را به کلی تغییر داد.مهمترین تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر تغییر معادلات را در چه میدانید؟مهمترین تأثیر آن خارج کردن مسأله فلسطین از یک موضوع ناسیونالیستی عربی به یک مسأله بینالمللی اسلامی بود. با چنین شیوهای که از ابتکارات امام (ره) به شمار میرود، موضوع فلسطین از خمودگی و بن بست اعراب خارج شد و با تبدیل شدن به یک مسأله اسلامی مورد حمایت مسلمانان سراسر جهان قرار گرفت و از سوی دیگر جهان اسلام نیز عاملی برای وحدت یافت. گذشته از این مورد شاهد هستیم که با تأثیر از انقلاب اسلامی، نوع دیگری از مقاومت علیه رژیم اشغالگر قدس شکل گرفت که حزب الله لبنان و انتفاضه مردم فلسطین در کنار گروههای مقاومی چون جهاد اسلامی و حماس از آن جمله هستند.حزب الله همان گروه عربی ـ اسلامی است که پس از چندین شکست اعراب، افسانه شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی را از بین برد. بد نیست به تشکیل این گروه بپردازیم.حزب الله مولود انقلاب اسلامی ایران است که در کنار آن به طور طبیعی رشد و گسترش یافت. قبل از انقلاب تنها گروه شیعه فعال در لبنان، جنبش امل بود که توسط امام موسی صدر به وجود آمده بود. بعد از پیروزی انقلاب، عدهای از جوانان این گروه به این فکر افتادند که با تأسی به آموزههای انقلاب اسلامی دست به تأسیس گروهی موسوم به حزب الله بزنند.با چنین تصمیمی حزب الله با دبیر کلی شیخ صبحی طفیلی تأسیس شد و سپس با پرچمداری شهید سید عباس موسوی گسترش یافت و در نهایت با دبیر کلی سید حسن نصرالله به عزت کنونی دست یافت. هم اکنون حزب الله نه تنها یک گروه نظامی است بلکه موجودیتی چند وجهی دارد و در جنبههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی لبنان تأثیر گذار است. در واقع وجود حزب الله را باید مرهون دوراندیشی حضرت امام (ره) بدانیم. چرا که ایشان با نگاه وسیع به جهان اسلام، سبب شکل گیری اندیشههایی از قبیل حزب الله شدند که نگاهی فرا جناحی و مذهبی به امور دارند. به نوعی تفکر امام خمینی (ره)، آزاد کننده انرژی حاکم در بین جوانان مسلمان در سراسر جهان از جمله شیعیان لبنان است.از ثمرات قدرت گیری حزب الله حماس جنگ 33 روزه است كه به نوعی جبران تحقیر اعراب توسط رژیم صهیونیستی بود. کمی از این جنگ و اثرات آن بگویید.هرچند شکست رژیم صهیونیستی از حزب الله حتی قبل از این جنگ و با خروجش از جنوب لبنان به سال 2000 میلادی شکل گرفت، اما رویارویی این رژیم در برابر حزب الله در جنگ 33 روزه به نوعی تداعی کننده جنگ اعراب با رژیم صهیونیستی بود. با این تفاوت که در این جنگ رژیم غاصب قدس با تمامی امکانات خود به نبرد با عدهای قلیل از جوانان غیور حزب الله میرفت که حتی فاقد سلاح لازم برای دفاع بودند،اما همان طور که دیدیم نتیجه این رویارویی شکست افتضاحآمیز رژیم صهیونیستی برای اولین بار در طول حیات خود در مقابل دشمنی عربی بود. نتیجه این شکست نیز به وجود آمدن احساس امیدواری برای اعراب شیعه و سنی است. حتی امروز مسیحیان لبنان و عرب زبان نیز حزب الله را الگویی مناسب برای معرفی به عنوان یک گروه عرب مقاوم میدانند. این بین شخصیت سید حسن نصر الله به عنوان رهبر حزب الله، بسیار مورد قبول و توجه اعراب قرار دارد. این نکته که نصرالله اولین رهبر عربی است که فرزندش را در میدان جنگ با رژیم صهیونیستی از دست داده، در بین کشورهای عربی بازتاب بسیار مثبتی داشته است.رمز موفقیت حزب الله را در این جنگ و به طور كلی در عرصههای دیگر در چه میدانید؟در یك دید كلی رمز موفقیت حزب الله به سه اصل تقسیم میشود. مورد اول اخلاص نیروها و رزمندههای حزب الله در كنار رهبری قوی توأم با ایمان و توكل بر خداست. اصل دوم نظم تشكیلاتی و سیستم دقیق این گروه است كه این نظم تشكیلاتی مورد تأكید اسلام نیز قرار دارد. هم اكنون چنین نظمی را به خوبی در همه سطوح حزب الله میبینیم. اگر برای جنگ دو بعد تخریبی و سازنده قائل شویم، در صورت سلامت سیستم مدافعان و مجاهدان، بعد سازندگی جنگ خود را نشان خواهد داد و حزب الله نیز با مدیریت بحرانهایی نظیر جنگ 33 روزه، تمامی آنها را به فرصتهای پیشرفت تبدیل كرد اما در كنار این دو عامل، اصل مهم دیگری برای موفقیتهای حزبالله وجود دارد و آن تبعیت از ولایت فقیه است. به جرأت میتوان گفت جوانان حزب الله تبعیت بسیار خوبی از ولایت فقیه دارند و گوش به فرمان ولی فقیه خود مقام معظم رهبری هستند.یكی از مشكلات پیش روی حزب الله در طول جنگ 33 روزه شایعه جنگ به خاطر ایران بود. آیا هم اكنون نیز این شایعه كاربرد تبلیغی خود را دارد؟همان طور كه گفتید در طول جنگ 33 روزه و بعد از آن گروههای مخالف حزب الله سعی میكردند با استفاده از مشكلات و نارضایتیهای معمول جنگ به چنین شایعاتی دامن بزنند اما اكنون با ورود علنی قدرتهای خارجی نظیر آمریكا به صحنه معادلات منطقه و لبنان و طرح ایده خاورمیانه بزرگ تا حدود زیادی كذب بودن این ادعا ثابت شده است. یكی از برنامههای این طرح، تقسیم لبنان به پنج منطقه بر اساس قومیتها بود. تصور كنید كه كشور كوچك لبنان با 11 هزار كیلومتر مربع مساحت در صورت تجزیه، هر قسمت آن كوچكتر از شهرهای درجه دو و سه ما میشد. پس با چنین طرحهایی معلوم میشود كه موضوع جنگ به خاطر ایران یك شایعه بوده است. شایعهای كه اكنون دیگر كاربرد ندارد و محبوبیت حزب الله در كشور لبنان مؤید این مطلب است.از مشكلات هر جنگی بازسازی ویرانههای آن است، حزب الله چطور بر این مشكل فائق آمد؟با توجه به وسعت كم لبنان، اثرات تخریبی جنگ خیلی زود خود را نشان داد اما با وجود نقاط قوتی كه برای حزب الله برشمردم، این گروه توانست با یك برنامهریزی دقیق حتی در روزهای خود جنگ نیز دست به ساماندهی ویرانهها و ساكن كردن آوارهها بزند. به این ترتیب كه برخلاف جنگهای قبلی در جنگ 33 روزه هرگز شاهد آوارگی مردم نبودیم و به محض اصابت قرار گرفتن خانه عدهای از مردم، نیروهای حزب الله به سرعت نسبت به اسكان و وضعیت امر ار معاش آنها اقدام میكردند. بعد از جنگ هم به سرعت برای بازسازی مناطق ویران شده اقدام شد و اكنون تمامی این سازندگیها به پایان رسیده است.به عنوان سؤال آخر چه ویژگیهایی را برای یك جوان حزب اللهی میشناسید؟به غیر از صفاتی چون اخلاص و ولایتمداری كه قبلاً گفتم، برای من دیدن یك جوان حزب اللهی یادآور بسیجیان خودمان است اما با روحیه مقاومت و عمق فكری و ایدئولوژیكی ژرف كه ناشی از خصوصیات محیطی كشور لبنان است. به این ترتیب كه جریان اطلاعات در این كشور با آزادی خاصی صورت میگیرد و جوانان لبنانی از این لحاظ بسیار بالاتر از جوانان همرده خود در كشورهای همجوار در جریان اطلاعات و اخبار قرار میگیرند. اما یكی دیگر از وجوه مشخصه یك جوان حزب اللهی توجه او به ادعیه به عنوان مغز عبادت است. «دعا مخ العباده» آنها دعا را به مفهوم واقعی به عنوان اصل اعتقادی پذیرفتهاند و بسیار شاهد بودهام جوانان حزب الله از اول تا آخر ادعیه طویل كمیل سر بر سجده، گذاشته و بلاانقطاع اشك میریزند. ایمان و اخلاص زیبندهترین صفات این جوانان است.