کد خبر: 404316
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۱۳
لبنان از زمان پیدایش مسأله اشغال فلسطین،‌ حضور و تأثیر چشمگیری در مناقشات سیاسی منطقه و جهان داشته است که اوج این حضور را از تهاجم اسرائیل در سال 1982 و چرخش موج بیداری انتفاضه از قدس به بیروت می‌توان دانست و امروزه این نقش و تأثیر نیز بیش از پیش گردیده که می‌توان دلایل زیر را برای آن برشمرد:اول: پیروزی مقاومت لبنان به رهبری حزب‌الله در شکست و خروج اسرائیل از منطقه که برای اولین بار در تاریخ جنگ‌های اسرائیل و اعراب، چنین شکستی را رژیم اشغالگر قدس پذیرفت که بحران روانی و سیاسی بسیاری را در اسرائیل به همراه داشت. دوم: نقش مقاومت در گسترش جایگاه بین‌المللی لبنان در مناقشات منطقه‌ای و جهانی و دفاع از هویت ملی و جغرافیای سیاسی خود در مقابل استعمار اروپایی است. تا آنجا که امروزه لبنان مانع بزرگی در مقابل هژمونی امریکایی- اسرائیلی در منطقه به حساب می‌آید که نمونه آن را در شکست فاجعه‌بار نفوذ سیاسی صهیونیستی در لبنان در معاهده اخیر دوحه مشاهده کردیم. سوم: شکست سیاسی کشورهای ذی نفع اروپایی در لبنان همچون فرانسه و امریکا ‌در دامن زدن به اختلافات داخلی و جنگ‌های قومیتی که در اتحاد داخلی لبنان در جنگ 33 روزه و حادثه قانا و همچنین جنگ 22 روزه غزه خود را نشان داد. البته نمی‌توان کاملاً خوشبین بود که دیگر استعمار پیر منطقه برنامه‌ خود را متوقف کرده است. حضور با نفوذ و مؤثر سازمان‌های آموزشی و پژوهشی امریکایی و اروپایی در لبنان که با استقبال گسترده جوانان و پژوهشگران لبنانی مواجه است و همچنین قدرت‌یافتن بیش از پیش جریان بورژوازی غربگرا در این منطقه همواره اوضاع اجتماعی و سیاسی لبنان و استحکام و مقبولیت نیروهای حزب‌الله را تهدید می‌کند. استراتژی جدید غرب برای بهره‌گیری از منافع این سرزمین سبز،‌ فشار بین‌المللی بر دولت لبنان است که با تعریف برخی تحریم‌ها و ممنوعیت‌های تجاری و قانونی، ‌لبنان را ناخواسته تسلیم خواسته‌های خود می‌کند. تخریب زیرساخت‌های اقتصادی با بازگرداندن سرمایه‌، تشویق گسترش هرج و مرج داخلی و اختلافات قومی، برجسته کردن موضوع تروریسم در لبنان و ترور رفیق الحریری نخست‌وزیر اسبق لبنان برای اثبات نظریه تروریسم داخلی از دیگر طرح‌های استعماری است که امکان تضعیف و وابستگی لبنان به حضور استعمارگران را فراهم می‌‌کند. طرح ترور چهره‌های برتر دو منطقه لبنان و فلسطین با ترور حریری و عرفات برای تحکیم نیروی ژئوپولیتیک صهیونیستی در منطقه با هم صورت گرفت، اما در گذر زمان مشاهده شد که تحکیم احزاب و گروه‌های داخلی در لبنان بیشتر اما در فلسطین کمتر شد. در این شرایط حضور یک نیروی کاریزمای قدرتمند و روشنگر می‌تواند نقش به‌سزایی در حفظ شرایط پیشین و مدیریت بحران صورت گرفته داشته باشد و در لبنان، حزب‌الله این نقش را به خوبی ایفا کرد. اما یأس و بدبینی و کاهش روحیه مبارزه و مقاومت در فلسطین و گسترش فساد رهبران جنبش آزادی‌بخش آنان، ناشی از عدم حضور چنین نیروی کارآمد و فرهمندی بود. این فاصله میان مدیریت واحد لبنان و گسست سیاسی فلسطینی را زمانی می‌توان بهتر درک کرد که با وجود حضور 12 فرقه مذهبی مختلف در لبنان، سید حسن نصر الله دبیر کل حزب‌الله لبنان در سخنرانی سالگرد روز شهید خود، همه گرو‌ه‌های مسلمان لبنانی را در بازگشت به اصل فکری و اعتقادی خود،‌ واحد و یکی می‌داند و معتقد است که این یگانگی در اعتقاد منجر به اتحاد سیاسی لبنان می‌شود و هیچ عقیده‌ای را نمی‌توان برای تصمیم‌گیری سیاسی ممیز و برتر دانست. در میان عملکرد و نگرش‌های سیاسی حزب‌الله و حماس یک تفاوت ماهوی دیده‌ می‌شود که با نگرشی نتیجه‌گرا، شاید بتوان ریشه‌های موفقیت حزب‌الله را در این تفاوت دید. حماس همواره با گرایشی بنیادگرا تصورات ملی را در خدمت انترناسیونالیسم مذهبی خود قرار می‌دهد، اما حزب‌الله همواره تصورات دینی را ابزاری برای حفظ حریم خصوصی و ملی لبنان قرار داده است. این همان رمزی است که باعث مقبولیت ملی حزب‌الله می‌شود. همان‌گونه که سید حسن نصر‌الله در روز شهید هیچ‌گاه بر جایگاه دینی و رهبری سیاسی خود تکیه نمی‌کند و حزب‌الله را نیز در کنار سایر احزاب و گروه‌های سیاسی قرار می‌دهد. او در ادامه سخنان خود با اشاره به آنکه حزب‌الله برکتی است که برای تمام مردمان لبنان به امانت گذاشته شده می‌گوید: «وظیفه من و هرآنکس که خود را از نیروهای حزب‌الله می‌داند مبارزه برای آْزادی سیاسی و ملی لبنان است و حزب‌الله ریشه در ملیت لبنان دارد و به همه جهان می‌خواهد اعلام کند که لبنان تکه گوشتی بر سر سفره غذای مناقشات بین‌المللی آنها نیست که هرکس از آن بهره‌ای ببرد». این نوع بیان،‌ عموم مخاطبان لبنانی از هر قشر و مذهبی را با خود همراه می‌کند که حزب‌الله نه برای منفعت خود و نه برای تحقق ایدئولوژی خود مبارزه می‌کند و هدف او همان هدف لبنان است. اما در تاریخ مبارزات تشکیلات خود گردان برای آزادسازی فلسطین از سال 1948 یا 1967، همواره مسأله تحزب، ریاست، رقابت و شاخه شدن دیگر احزاب به دلیل اختلافات سیاسی مشاهده شده و در این میان بیشتر موضوع سلطه ایدئولوژی بر ملیت فلسطینی محل اختلاف آنان بوده و هست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار