
حبیب ترکاشوند- سخنان چند روز گذشته آیتالله جنتی مبنی بر کمک مالی دولت امریکا به جریان فتنه از طریق واسطه منطقهایاش یعنی عربستان با واکنش دستپاچه اضلاع اصلی فتنه سال گذشته مواجه شد. هر چند بارها و بارها افراد مختلف از حمایتهای ایالات متحده از اغتشاشگران در ایران پرده برداشته بودند و حتی خود امریکاییها نیز به این امر اذعان داشتند کما اینکه شخص اوباما گزارش رسمی اقدامات کاخسفید در فتنه سال گذشته را برای کنگره ارسال کرد، اما سخنان دبیر شورای نگهبان بهانهای شد تا خارجشدگان از کشتی نظام با هجمه شدید رسانهای به آن بتازند و چنان مظلومنمایی راه بیندازند که ذهنها از اصل به حاشیه این موضوع کشیده شود.
شعبان اصلاحات: ما سه نفر را کجا میبرید؟
طبق معمول گذشته و کما اینکه طی سال گذشته نیز شاهد آن بودهایم، قاعدتاً اولین موضع را مهدی کروبی در این خصوص اتخاذ کرد. رقیب آرای باطله که حتی توسط عناصر اصلی فتنه سال گذشته نیز جدی گرفته نمیشود و در جلسات آنان جایی برای کروبی دیده نمیشود، فرصت را مناسب دید تا با شیوه شعبانیزم کینه خود را نسبت به فردی که نتوانسته آرای بیشمار 300 هزار نفری را با آرای ناچیز 25 میلیونی عوض کند و داغ ردای ریاستجمهوری را بر دل آفتاب لب بام شیخ اصلاحات بگذارد، خالی کند و با نوشتن نامهای که حتی یک جملهاش شباهتی به ادبیات وی ندارد، انواع تهمتها را نثار دبیر شورای نگهبان کند. آیا کسی که اندک آشنایی با حوزه سیاست داشته باشد و با ادبیات شخصیتها آشنا باشد، باور میکند جملاتی چون «اگر من فتنهگرم، چون معترضم، شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافلهاید» و جملات دیگر توسط وی نگاشته شده باشد.
مثل کروبی همانند آن دو نفری است که توسط پلیس دستگیر شده بودند تا به زندان منتقل شوند و در این میان فردی که عقده شهرت داشت خود را وسط آن دو نفر انداخته و از افراد پلیس سؤال میکند «ما سه نفر را کجا میبرید؟»
آیا سناریونویسان کاخ سفید آنقدر از فهم و شعور دورند که برای کسی چون کروبی که پس از 4 سال کار تشکیلاتی آرای خود را از پنج میلیون به 300 هزار رساند، میلیاردها دلار هزینه کنند تا شاید بتواند براندازی کند؟
صدور بیانیه جعلی حزب منحله
پس از کروبی نوبت به حزب مشارکت رسید تا با صدور بیانیهای سراسر فحاشی به سخنان آیتالله جنتی بتازد. حزبی که چندی پیش توسط کمیسیون ماده 10 احزاب همراه با مجاهدین انقلاب رسماً منحل شد. در بیانیه مشارکت آمده بود که «اینان باید مشخص کنند چگونه و در چه زمانی به این اطلاعات دست یافتهاند و آیا این اطلاعات را در اختیار مقامات مسئول گذاشتهاند و آیا با اجازه آنها این افشاگریها را انجام دادهاند؟»
انتشار این بیانیه که به اسم حزب منحله مشارکت صادر شد با واکنش برخی از اعضای شورای مرکزی این حزب مواجه شد و آنان ضمن بیاطلاعی از صدور چنین بیانیهای آن را جعلی دانستند.
افرادی چون محسن میردامادی، دبیرکل این حزب منحله، صفایی فراهانی، عبدالله رمضانزاده، سعید شریعتی و مصطفی تاجزاده که دو، سه روز است با قید وثیقه از زندان آزاد شده است از جمله افرادی هستند که از صدور این بیانیه بیاطلاعند و تأکید میکنند طی چند ماه گذشته هیچ گونه بیانیهای از سوی این حزب و شورای مرکزی آن صادر نشده است و تمامی بیانیهها جعلی است. این افراد همچنین بر این نکته تأکید کردهاند هر بیانیهای با نام مشارکت بدون امضای شورای مرکزی فاقد اعتبار است. جالب آنکه شخص دبیرکل نیز از صدور آن بیاطلاع است و باید سرمنشأ آن را در اتاقهای فکر لندن و غیره یافت.
کشف سرنخ صدور بیانیه
پس از اظهار بیاطلاعی اعضای اصلی حزب مشارکت از صدور این بیانیه، علی شکوریراد یادداشتنویس ثابت سایت میرحسین موسوی مدعی شد این بیانیه به تأیید اعضای آن رسیده است. در این رابطه یک منبع آگاه در گفتوگو با «جوان» در پاسخ به این ادعا گفت: از آقای شکوریراد انتظار میرود با توجه به اینکه مرکزیت حزب هرگونه صدور بیانیه را تکذیب میکند و در ارتباط مجدد برقرار شده با آنها مجدداً بر جعلی بودن آن اصرار دارد، ایشان لطف کرده و اسامی امضاکنندگان این بیانیه را رسماً منتشر کنند تا مشخص شود آیا این بیانیه جعلی بوده است یا خیر؟
سابقه بیانیههای جعلی فتنهگران
زمستان سال گذشته و پس از حماسه 9 دی، بیانیهای هم راستا با ضدانقلاب تحت عنوان شورای هماهنگی جبهه اصلاحات منتشر شد که اسم و امضای برخی از اعضای این احزاب نیز بر پای آن خورده بود اما پس از پیگیری روزنامه جوان مشخص شد بسیاری از آن اعضا از صدور چنین بیانیهای به هیچوجه آگاه نبودند و شورای هماهنگی ماهها بود که جلسهای تشکیل نداده بود و برخی از احزاب ذکر شده در بیانیه حتی دفتر کار خود را تعطیل کرده بودند.
در مجموع میتوان گفت صدور این بیانیههای جعلی با نیت شریک کردن سایر اصلاحطلبان در مطالبات توهمی سران فتنه است که توسط افراد نفوذی اتاق فتنه در این احزاب انجام میگیرد.