زمانی که محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران اعلام کرد که ایران قصد دارد تا سال 2019 انسان به فضا بفرستد، این مسأله یادآور اهداف دست نیافتنی و اولیه دولتهای کندی و جانسون، رؤسای جمهور امریکا و مرزبندی جدید آنان در جهان و همچنین برنامههای آنان برای ایجاد جامعه بزرگ امریکا بود. این برنامهها نه تنها باعث شد ناسا و بخش صنعت امریکا برای تولید فناوریهای مورد نیاز به منظور فرستادن انسان به کره ماه تا سال 1970 به تکاپو بیفتند، بلکه فرصتهای آموزشی و تحصیلی را برای مردم امریکا افزایش داد، یبمه عمر را برای فقرا و افراد سالمند ایجاد کرد، به کاهش تبعیضنژادی و جنسی در امریکا کمک کرد و شرایط را برای مبارزه با فقر در خارج از خاک امریکا و در عین حال تقویت اقتصاد امریکا و ایجاد فرصتهای شغلی در این کشور هموار کرد. ازآنجایی که بسیاری از مردم امریکا با روشهای سیاستمداران کشور خود مخالف بودند، این دوره برای بسیاری از آنان شروع تازه بود.
با وجود این زمانی که قدرت و اختیار نظامی امریکا در اختیار رئیسجمهور این کشور قرار گرفت، کشور عقابها با مشکلات زیادی در مورد حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی مواجه شد. کنگره امریکا در سال 1964 با اکثریت آرا قطعنامه مربوط به خلیج تا نکین را که به رئیسجمهور این اجازه را میداد که از تمامی ابزار موردنیاز برای دفع حملات مسلحانه بر ضد نیروهای ایالات متحده و جلوگیری از هرگونه درگیری و خشونت بیشتر استفاده کند، به تصویب رساند. کنگره در واقع قانونی را تصویب کرد که براساس آن دست جانسون، رئیسجمهور وقت را برای افزایش تنش در ویتنام به طور قانونی بازمیگذاشت، با توجه به اینکه جنگ ویتنام در آن زمان تشدید شده بود، هزینههای نظامی نیز از سوی امریکا، به منطقه هند و چین تحمیل شد. فقر که در آن زمان رو به کاهش بود، با این قانون رو به افزایش گذاشت و در نتیجه آن تصورات غلط و اوهام در میان مردم افزایش پیدا کرد. علاوه بر این بهبود شرایط اقتصادی نیز با شکست مواجه شد. 40 سال پس از آن، به نظر میرسیدکه آتش جنگ و نه آزادی، صلح و امنیت، به طور تأسفباری یک نسل دیگر را نیز قربانی کرد. در سال 2001 کنگره قطعنامه مشترکی را تصویب کرد که در آن آمده بود: اکنون وضعیت جنگی بین ایالات متحده و هر کشور و هویتی که رئیسجمهور امریکا تشخیص دهد که حوادث 11 سپتامبر را برنامهریزی، اجرا و یا حمایت کرده است بر قرار است و براین اساس به رئیسجمهور صلاحیت داده میشود که از نیروهای مسلح ایالات متحده و تمامی منابع مورد نیاز دولت امریکا بر ضد این کشورها استفاده کند تا بتواند تنش و دشمنی با امریکا را از بین ببرد. 9 سال بعد و پس از اتمام دوره سیاستهای جنگ پیشگیرانه دولت بوش در افغانستان و عراق، کنگره به جای آنکه بپرسد جنگ چه سودی برای کشور داشته است، این سؤال را مطرح میکند: ما چه کاری برای جنگ میتوانیم انجام دهیم.
چنین سرنوشتی در مورد قطعنامه 1553 کنگره نیز که به تازگی در کنگره مطرح شده و در آن در مورد حمایت از حمله و بروز یک جنگ پیشگیرانه علیه ایران سخن گفته شده، صادق است. نوع و ترکیب واژههای به کار رفته در لایحه، شامل تمام ابزار مورد نیاز علیه ایران از جمله استفاده از نیروی نظامی است. این قطعنامه که به لایحه چراغ سبز نیز موسوم است، به نوعی یادآور ذهن جنگی و ناآرام کنگره است که بار دیگر به طور واضح و آشکار به رئیسجمهور فعلی و یا شاید آینده امریکا اجازه میدهد آغازگر جنگ دیگری باشد. اکنون بر رئیسجمهور اوباما و یا رئیسجمهور آینده فشار وارد میشود که آغازگر جنگ با ایران باشد، این فشار از سوی محافظهکاران، لابیهای اسراییل، گروههای نظامی، اعضای سازمان اطلاعات، رسانههای عضو جریان غالب و اکنون کنگره است. نهادی که مجبور است بتواند در برابر چنین مقدماتی مقاومت کند. این در حالی است که برخلاف تصور این اقدام یک دوری بزرگ از بشریت و انسانیت خواهد بود.
ایالات متحده و کشورهای جهان به جای این اقدام باید ایران به خاطر موفقیتهای اخیرش در زمینه آزمایش موشک کاوشگر 3 و پرتاب ماهواره به فضا در سال گذشته، تبریگ بگویند. اگر برخی نگران این هستند که فعالیتهای فضایی ایران به فناوری موشکهای بالستیک و یا برنامه صلحآمیز هستهای این کشور مربوط است، پس چرا نباید در یک همکاری مشترک با ایران در زمینه اکتشافات فضایی یا حتی در مورد برنامه هستهای این کشور شرکت کنند؟ زمانی رئیسجمهور کندی گفت: هر زمان که عضوی از بشر کاری انجام میدهد، انسانهای آزاده بایدبه او به طور کامل کمک کنند.
اگر جنگ ویتنام فاجعهبارترین اقدام امریکا در تاریخ 200 ساله این کشور بوده است، (نکتهای که جورج کنان، ارائه دهنده دکترین جنگ سرد به آن اعتقاد داشت) بنابراین باید گفت که اکنون نیز اقدام کنگره در تأیید اجرای جنگ پیشگیرانه بر ضد عراق و افغانستان نیز یک اقدام فاجعهبار بود. آیا همین اتفاق فاجعهبار در مورد ایران نیز رخ خواهد داد؟ آیا اوباما میتواند قدرت و جسارت خود را برای جلوگیری از این اقدام به کار گیرد؟ تا آن زمان در حالی که هدف ایران فرستادن انسان به فضاست، هدف امریکا جنگطلبی و آغاز یک جنگ دیگر است.