
روزنامه شرق دوشنبه هفته جاری در صفحه اول خود با چاپ عکس رضا خاتمی عضو حزب منحله مشارکت و برادر رئیسجمهور سابق گفتوگو با وی را به چاپ رسانیده بود. در تیتر این مصاحبه «حمایت از توافق با اصولگرایان» از زبان رضا خاتمی به چاپ رسیده بود. در قسمتهایی از این گفتوگو جملاتی از جمله «تنها راه نجات کشور اصلاحطلبی است»، «باور امروزه این شده که آن چیزی که میتواند به مردم عظمت ببخشد، بحران را حل کند، امکان ارتقا را به وجود بیاورد فقط و فقط اصلاحات است» مندرج شده است. رضا خاتمی ویژگی مهم اصلاحات را نفوذ در تمامی لایههای اجتماعی ذکر کرده است و آن را نهادینه در بین مردم جامعه دانسته است و تنها راه رسیدن به آرمانها را اصلاحات خوانده است. وی در این گفتوگو مدعی شده است اصلاحطلبان هیچ تریبون، رسانه و یا امکانات مرتبطی در اختیار ندارند و به همین دلیل هم نمیتوانند بین اصولگرایان تفرقهافکنی کنند. وی تفاوت مهم اصلاحطلبان و اصولگرایان را در این دانسته که در گروه اصولگرایان بخش افراطی بر طیف معتدل حاکم است ولی در جریان اصلاحطلبان وضع کاملاً برعکس است.
آنچه مشخص است این موضوع است که شخصیتها و گروههای اصلاحطلب که با کمک همه جانبه رسانهها و شخصیتهای دول غربی نتوانستند به اهداف از پیش تعیین شده که همان سپردن نظام متکی به ولایت فقیه به دست اربابان خود بود، برسند و با توجه به آرامش مطلق تهران در سالروز 22 خرداد و 18 تیر، پایگاه اجتماعی خود را از دست رفته دیدند به صرافت افتادهاند تا بلکه خود را از چاهی که خود کندهاند نجات بدهند و از طرق مختلف شکست و سرخوردگی ناشی از انتخابات سال گذشته را هر چند به صورت مقطعی جبران کنند و نهایتاً به درون حاکمیت و به قدرت برسند. آنچه که اصلاحطلبان به آن دلخوش کردهاند تا برخلاف انتخابات چند سال اخیر مورد استقبال قرار بگیرند و از انزوای سیاسی رهایی پیدا کنند برنامههای کوتاه مدتی از جمله سردادن شعارهای عوامفریبانه، سیاهنمایی از وضع موجود، ایجاد اختلاف و شکاف بین اصولگرایان، القای وجود بحران در کشور، نابسامان جلوه دادن وضعیت معیشت مردم و مظلومنمایی (که مصداق بارز از آن سخنان رضا خاتمی در روزنامه شرق است) در کنار برنامههای بلند مدت است.
جای سؤال است که رضا خاتمی در مصاحبه خود به صورت کنایهدار وضع موجود را نابسامان توصیف کرده است و تنها راه نجات کشور و رسیدن به آرمانهای جامعه را اصلاحطلبی میداند، در صورتی که جریان متبوع وی نه تنها در حاکمیت هشت ساله خود نتوانستند راه نجات و دستیابی به اهداف و آرمانها را هموار کنند بلکه در سال گذشته کشور را با چالشی اساسی در حوزه داخلی و بینالمللی مواجه ساختند. آقای خاتمی چگونه راه نجات کشور و جامعه را اصلاح طلبی معرفی کرده است در صورتی که در زمان حاکمیت آنان بر کشور جامعه با وقایع تلخی مانند غائله 18 تیر و قتلهای زنجیرهای و نامه نمایندگان به رهبر انقلاب و تحصن نمایندگان در مجلس به بن بست خورد. وی سعی کرده است با القای فراگیر بودن اصلاحطلبان در جامعه حامیان اندک خودی را از سرخوردگی و یأس و ناامیدی نسبت به آینده جریان مذکور نجات دهد و با ادعای اینکه ویژگی مهم اصلاحات نفوذ در تمامی لایههای اجتماعی است آن را در بین مردم نهادینه فرض کرده است، در حالی که مردم پاسخ این ادعاها را در انتخابات چند سال اخیر خصوصاً در انتخابات سال گذشته و اتفاقات تلخ پس از آن به درستی دادهاند که حنای اصلاحطلبان برای آنها رنگ ندارد. آنچه که برخی از چهرههای این جریان سیاسی (از جمله کروبی در سال 84) به آن معترض بوده است نفوذ و نقش محوری افراطیون و تندروها در جریان اصلاحطلبان است؛ موضوعی که از دید و نگاه آقای خاتمی که خود عضو افراطی مشارکت نیز هست به راحتی قابل اغماض است. به راستی در زمانی که اصلاحطلبان در چند دوره انتخابات شکست را متحمل شدهاند و پایگاه اجتماعی خود را به شدت از دست دادهاند و در حالت انزوا و سکون به سر میبرند و خشم و نفرت مردم را از رفتار و عملکرد خود میبینند بیان مواضعی همچون «حمایت از توافق با اصولگرایان» از سوی یکی از اعضای تندترین حزب اصلاحطلب و یا بیانیه هفته گذشته مجمع روحانیون مبارز در جهت حفظ وحدت و یکپارچگی چه معنایی غیر از دست و پا زدن برای پاک کردن ذهن تاریخی مردم از رفتارهای نفاق آلود و ساختارشکنانه را میرساند؟
آیا کسانی که در طول یک سال گذشته کشور و نظام را با انواع تهمتها، افتراها و شایعهپراکنیها دچار چالش اساسی کردهاند میتوانند تز وحدت، انسجام، نجات، حل بحران و ... را بدهند؟