
حسین فصیحی: به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه متهم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی باقری و چهار مستشار دادگاه تشکیل شد.
روشن نماینده دادستان با استناد به متن کیفرخواست، اقاریر صریح متهم، بازسازی صحنه جرم و نظریه پزشکی قانونی برای متهم تقاضای مجازات کرد.
قاضی باقری در ادامه متهم را در جایگاه تفهیم اتهام کرد. متهم ارتکاب قتل عمد را انکار و درباره شب حادثه گفت: ساعت 5/11 شب من در خانهام خواب بودم که با صدای زنگ تلفن بیدار شدم. سمیرا، همسر صیغهایام با صدا دلخراشی از من طلب کمک میکرد. سمیرا میگفت مرد جوانی با چاقو راه را بر او سد کرده و قصد آزارش را دارد. من به سرعت چاقویی از آشپزخانه برداشتم و به نشانیای که داده بود رفتم. چند دقیقه بعد به محل که رسیدم، دیدم مرد جوانی در کنار سمیرا ایستاده و راه را بر او سد کرده است.
مرد جوان وقتی از حضورم با خبر شد، به سوی من حمله کرد. من که انتظار داشتم با دیدن من فرار کند به سویش حمله کردم و با یکدیگر درگیر شدیم.
متهم گفت: او با صدای بلند فحاشی میکرد. همه چیز به سرعت اتفاق افتاد. سمیرا تلاش میکرد به منازعه میان ما پایان دهد و من دریافتم او چاقوی کوچکی به همراه دارد، بنابراین او را بر زمین زدم و روی او قرار گرفتم. من با تیزی چاقو چند ضربه به سرش زدم و زمانی که برخاستم پا به فرار گذاشت.
متهم افزود: او با چاقو چند ضربه به دستم زد که به شدت مجروح شد.
من تصور کردم که او قصد دارد دوستانش را برای انتقامگیری خبر کند. قاضی از متهم پرسید: پزشکی قانونی علت مرگ را قطع شدن رگ حیاتی گردن اعلام کرده است که متهم گفت: من تنها به سرش ضربه زدم و هرگز چاقویم به گردن او اصابت نکرده است. من تا این لحظه نمیدانستم که از جراحت گردن جان باخته است.
متهم ادعا کرد: همسر صیغهایام ضربات گردن را به مقتول وارد کرده است.
او گفت: پس از آنکه منازعه بین ما به پایان رسید سمیرا به من گفت که او نیز با چاقویش به مقتول ضربه زده است. او حتی به دوستانش نیز این مطلب را گفته است.
قاضی گفت: چرا در مرحله بازپرسی این مطالب را بیان نکردهاید که متهم پاسخ داد: من سمیرا را دوست دارم.
او درباره پس از حادثه گفت: موتورسواری که در حال گذر از محل بود با دیدن صحنه توقف کرد. من از او خواستم من و سمیرا مرا به درمانگاهی برساند. زمانی که به درمانگاه رسیدیم پزشک معالج گفت جراحت دستم باید در بیماستان مداوا شود. من از دوستم خواستم به درمانگاه بیاید و سمیرا را با خودش ببرد.
زمانی که حسین سمیرا را به خانه برد، مرا از قتل مرتضی با خبر کرد.
در ادامه جلسه قاضی باقری پس از شنیدن اظهارات وکیل متهم برای مشاوره با مستشاران 15 دقیقه تنفس اعلام کرد و در ادامه برای شنیدن اظهارات سمیرا جلسه دادگاه را تجدید کرد.
آغاز ماجرا
شامگاه چهارم اردیبهشت سال گذشته مرد میانسالی در خانه خود در خیابان امینحضور با صدای دلخراشی درب منزلش را گشود و با جسم نیمهجان غرق در خونی به نام مرتضی مواجه شد که از او طلب کمک میکرد. مرد جوان در حالی که گردن خود را نشان میداد از مرد صاحبخانه خواست پارچهای برای بستن گردنش بهاو دهد.
مرد میانسال لحظاتی بعد مأموران اورژانس را باخبر کرد و تلاش برای نجات مرتضی سرانجام نیافت و او تسلیم مرگ شد.
تلاش ویژه کارآگاهان پلیس با تحقیقات گسترده از اهالی محل دنبال شد تا اینکه زن جوانی به نام سمیرا به مأموران پلیس گفت که ساعت 5/11 شب در حال رفتن به منزلم بودم که مردی برایم ایجاد مزاحمت کرد. مزاحمتهای او تا رسیدن به نزدیکی خانهام ادامه داشت تا اینکه نزدیک باجه تلفن جوانی که از مزاحمت مرد هوشیار شده بود با چاقو به سمت ما آمد. مرد مزاحم از محل دور شد و من در دشواری دیگری گرفتار شدم. او به من پیشنهاد داد تا در محل خلوتی با او شیشه بکشم و تهدید کرد که اگر به خواستهاش عمل نکنم مرا خواهد کشت. من به شدت ترسیده بودم، با همسرم حبیب تماس گرفتم و او خود را به سرعت به محل رساند که با درگیر شدن آنها جنایت رقم خورد.
با اظهارات این زن حبیب بازداشت و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.