کد خبر: 399390
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۷
شهید صدر و گشایش افق‌‌های اندیشگی جدید در گفت و شنود با آیت‌الله علامه سید‌محمدحسین فضل‌الله
جنابعالی از چه مقطعی با شخصیت شهید آیت‌الله صدر آشنا شدید و به اعتقاد شما شخصیت ایشان از چه برجستگی‌‌هایی برخوردار بود؟ ما با شخصیت آقای صدر از صحبت‌‌های رایج در محافل حوزه که درباره یک طلبه جوان و صاحب هوشی سرشار برای فراگیری دروس و تحقیقات حوزوی وجود داشت،آشنا شدیم.ظاهراً ایشان در محافل اهل علم، بحث‌‌های جالبی را مطرح می‌ساخت و همانها موجب شده بود که قدرت نبوغ و درک او بر اهل حوزه آشکار شود و از این جهت ،کم‌کم به شهرت دست یابد.ایشان به خاندانی منتسب بود که اکثر افراد آن به فضل و کمال اشتهار داشتند و در برهه‌ای که داریم در باره آن صحبت می‌کنیم، تعداد بیشماری از فضلا و علمای حوزه نجف از شاگردان مرجع بزرگوار، مرحوم آیت الله شیخ محمد رضا آل یاسین، دایی ایشان بودند.به هر حال در همان سنین نوجوانی و جوانی ایشان، برای ما مسلم شده بود که به دلیل هوش و فراست سرشارش و حضور در چنین محیط و خاندانی، دارای توانمندی فکری و نبوغ فوق العاده‌ای است؛ البته در آن مقطع ، ما هنوز تماس شخصی با ایشان نداشتیم.فعالیت‌‌های فرهنگی ایشان از چه مقطعی آغاز شد و شما از آن برهه چه خاطراتی دارید و اساساً شاخصه‌‌های نگرش فرهنگی ایشان کدامند؟شهید صدر در دوران نوجوانی و بخشی از جوانی، بخش اعظم تلاش خود را متوجه پژوهش‌‌ها و تحقیقات علمی‌می‌کرد و فعالیت فرهنگی اسلامی‌گسترده‌ای نداشت.ایشان به‌تدریج در علم اصول، تحقیقات عمیق و ارزنده‌ای را انجام داد و به دلیل همین نگاه اصولی، از بسیاری از هم‌دوره‌ای‌‌های خود تمایز داشت. این مسأله موجب شد که به شکلی زود هنگام، کتابی در علم اصول تألیف کند.به خاطر دارم در مقطع تحصیل کفایه‌الاصول با برخی از هم‌دوره‌ای‌‌های خود در مورد حاشیه مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی با دقتی اصولی که ناشی از احاطه بر فلسفه است، بحث می‌کرد.مسلماً گرایش عقلی و فلسفی آقای صدر در نگاه اصولی منسجم و قوی ایشان تاثیر بسزایی داشت.ایشان تحصیلات فلسفی خود را نزد مرحوم شیخ صدرا بادکوبه‌ای آغاز کرد و پس از مدتی افق‌‌های فلسفی مطلوبی در اندیشه‌‌های وی پدیدار شدند.شهید صدر در بحث‌‌های اصولی، از توشه‌‌های فلسفی خود، فراوان استفاده می‌کرد.مسلماً در میان فرآورده‌‌های فکری و آثار شهید صدر، نگاه فلسفی وی جایگاه ویژه‌ای دارد.یکی از این ویژگی‌‌ها، تلاش برای پیراستن فلسفه قدیم از حشو و زوائد و آماده‌سازی و تقویت آن برای پاسخگویی به نیازهای زمان است.همکاری و فعالیت علمی‌و فرهنگی شما و شهید صدر در چه عرصه‌‌هایی بود؟در مقطعی که ایشان به عنوان یک نوجوان و جوان تحصیل می‌کرد، همکاری مستقیمی‌در عرصه‌‌های علمی‌و فرهنگی پیش نیامد، اما دیدارها و گفت‌وگوهای علمی، به‌خصوص در زمینه علم اصول با ایشان و برخی از طلاب برقرار بود، به‌ویژه پس از آمدن امام موسی صدر به نجف که منش و رفتار خود آقا موسی، زمینه‌‌های مناسب برای مراوده با شهید صدر را فراهم می‌کرد.قطعاً می‌دانید که شهید صدر و آقای سیدموسی صدر غیر از رابطه خویشاوندی با یکدیگر هم‌مباحثه هم بودند و طبیعتاً طلاب جست‌وجوگر و عمیق در نجف علاقه‌مند بودند که در حلقه مباحثات و گفت‌وگوهای این دو حضور داشته باشند و من هم از این اتفاق بهره بردم.از سوی دیگر، من رابطه نزدیکی با برادر ایشان، مرحوم حجت الاسلام سید اسماعیل صدر داشتم و بیشتر محتوای این ارتباط، سلسله مباحثاتی در باره اصول فقه با ایشان بود.ما به دیدار یکدیگر می‌رفتیم و در این ملاقات‌‌ها، تعظیم و تقدیر ایشان از برادرشان را مشاهده می‌کردم. مرحوم سید اسماعیل، گذشته از علائق برادری، به آینده این نوجوان سختکوش و اندیشمند، امیدوار بود و در بسیاری از موارد، او را می‌ستود و نظریاتش را نقل می‌کرد.از نقش شهید صدر در بسترسازی برای ایجاد سازمان‌‌های فرهنگی و حزبی و نقشی که ایشان در تکوین و تکامل این سازمان‌ها داشت،چه خاطراتی دارید؟شهید صدر در آغاز به جنبش اسلامی‌به عنوان یک سازمان سیاسی توجه نداشت، ولی دیدارهایی که ایشان با برخی ار شخصیت‌‌های اسلامی‌که عهده‌دار ایجاد این جنبش‌‌ها در سطح جامعه بودند و نسبت به تشکیل یک حرکت سازمان یافته در آینده، امیدوار بودند، داشت روزنه‌ای به سوی ایجاد یک تشکل و سازمان، در ذهن او باز شد.از جمله این شخصیت‌‌ها می‌توان به شهید سیدمهدی حکیم، شهید سید عبدالصاحب دخیل، شهید استاد محمدهادی سبیتی و شهید مرحوم شیخ عارف بصری و دیگران اشاره کرد.در دیدارهای ویژه‌ای که این افراد با آقای صدر داشتند، در مورد لزوم تشکیل یک سازمان اسلامی‌و وحدت‌بخش مبتنی بر خط ائمه(ع) تأکید می‌شد و این مسأله سرآغازی برای تشکیل« حزب الدعوه الاسلامیه» شد.شهید صدر نقش بزرگی در تدوین پایه‌‌های فکری و اندیشگی و به طور ویژه فقهی این تشکل داشت و غنای محتوایی این حرکت، مخصوصاً از جنبه فکری و فرهنگی بیش از هر کسی در گرو تلاش‌‌ها و رهنمودهای علمی‌ایشان است.بی‌تردید موفقیت‌‌های سال‌‌های آغازین حزب الدعوه نیز مرهون رهبری فکری شهید صدر است.همین رهبری فکری بود که باعث شد طیف گسترده‌ای از طلاب، دانشگاهیان، فضلا و اندیشمندانی که در انتظار برپایی یک جنبش اسلامی‌در سطح عراق بودند، برای رویارویی با افکار الحادی والتقاطی به این تشکل جذب شوند و همکاری‌‌های بسیار سازنده‌ای با این جریان داشته باشند.شهید صدر در مقطعی وارد عرصه مرجعیت شدند که مراجع دیگری نیز در نجف حضور داشتند.با توجه به سن کم ایشان در این مقطع، چه عواملی سبب شدند که ایشان عهده‌دار این منصب شود؟برای شخصیتی در سطح شهید صدر طبیعی بود که در مظان مرجعیت باشد.سابقه درخشان در نوآوری در عرصه‌های فقهی، اصولی، فلسفی و توانمندی کم‌نظیر و درخشان در پاسخگویی به نیازهای جامعه، به‌طور طبیعی و بدون اینکه کسی برای او تلاش و مرجعیتش را تثبیت کند، او را در چنین جایگاهی قرار داده بود.برخی از افراد، اطرافیان و سازمانی دارند که برای ایجاد مرجعیت آنها تلاش می‌کنند، اما برای شهید صدر، این نقش را، فکر پویا و خلاقیت و توانمندی وی در پاسخگویی به نیازهای روز انجام داد. ایشان درس خارج را خیلی زود آغاز کرد.استاد بزرگوار او، مرحوم آیت‌الله خویی «رحمه‌الله علیه» توجه ویژه‌ای به او داشت و او را از بقیه طلاب خود برتر می‌دانست و هنگام درس با دقت به نقطه‌نظرهای او گوش می‌داد و در مواردی هم اشکالات او را برای طلاب تقریر می‌کرد و با روش علمی‌به آنها پاسخ می‌گفت؛ از این رو ،بسیاری از طلاب حوزه،گرد او جمع می‌شدند.به نظر برخی از این فضلا، او برتر از مراجع موجود بود و همین اندیشه موجب شد که برخی به شکلی زودهنگام برای تقلید از ایشان، به وی مراجعه کنند.علاوه براینها شهید صدر مشاهده می‌کرد که مراجع تقلید معاصر، به‌رغم خلوص و تلاشی که در حد بینش خود انجام می‌دهند، پاسخگوی مشکلات زمان خود نیستند.از این گذشته، تأکیدات مرحوم آقای خویی بر جایگاه علمی‌آقای صدر که در خلال درس و نیز خارج از محافل درسی ابراز شده بود، موجب شد که مرجعیت شهید صدر ابتدا در سطح و گستره محدودی آغاز شود.اعلام مرجعیت آقای صدر موجب شد که مواضع پیچیده‌ای از سوی اطرافیان بعضی از مراجع، به‌ویژه دوستان و علاقه‌مندان استادش، مرحوم آیت‌الله خویی مطرح شوند.تدبیری که شهید صدر در این باره اندیشید این بود که مرجعیت خود را به شکل آشکار اعلام نکرد، زیرا وضعیت سنتی موجود در حوزه نجف با وجود آیت‌الله خویی که البته شهید صدر هم احترام زیادی برای ایشان قائل بود؛ امکان گسترش وسیع مرجعیت فرد دیگری را میسر نمی‌کرد.راهبرد هوشمندانه شهید صدر در این مقطع به این شکل بود که در حین حفظ احترام آیت‌الله خویی به عنوان استادش، تلویحاً اعلام می‌کرد که در صدد ایجاد اخلال در روند مرجعیت ایشان نیست و در کنار همه اینها، بسیار هوشمندانه تلاش می‌کرد نیازهای زمانه را به شکل دقیقی پاسخ دهد و به‌ویژه نیازهای دانشگاهیان و طلابی را که به دنبال جواب‌‌های عمیق‌تری بودند، برآورده سازد.این راهبرد به‌رغم اینکه توانست بخشی از آثار تخریبی اعلام مرجعیت او را از بین ببرد، اما به‌طور مطلق کارساز نبود و آثار مخرب برخی از حسادت‌‌ها همچنان و تا هنگام شهادت ایشان ادامه داشت.استقبال از مرجعیت شهید صدر در چه حد بود و در کشورهای شیعه‌نشین چه آثاری داشت؟مرجعیت شهید آیت‌الله صدر، به شکلی محدود در بعضی از کشورها مثل لبنان و عراق، توسط برخی از شاگردانش که وی را از نظر علمی‌برتر از بقیه مراجع می‌دانستند، مطرح شد.شاگردان و مروجین افکار ایشان در مقابل برخی از مخالفت‌‌ها اظهار می‌کردند که بسیاری از شاگردان بوده‌اند که بر استاد خود برتری داشته‌اند.البته حزب‌الدعوه هم نقش بسیار زیادی در روی آوردن بسیاری از مردم به تقلید از شهید صدر و پایبندی به مرجعیت ایشان داشت، زیرا این حزب به شکلی فراحوزوی و با اندیشه‌ای نسبتاً باز، نیازهای جامعه را می‌دید و اعتقاد داشت که اجتهاد و شیوه بررسی‌‌های شهید صدر در فقه و اصول و فلسفه، می‌تواند منشأ تأثیرات بسیار مثبتی در کل جهان اسلام باشد.علاوه بر اینها، نفس تلاش‌‌های روشنگر و مفید آقای صدر، مدت‌‌ها قبل از این تاریخ، موجب شده بود که به خودی خود، مرجعیت ایشان توسط بسیاری از افرادی که با شیوه‌‌های سنتی مرجعیت که در طول تاریخ وجود داشته، مخالف بودند، پذیرفته شود.کتاب‌‌های ارزشمند ایشان از جمله«فلسفتنا»، « اقتصادنا»، «الاسس المنطقیه الاستقرا» و همچنین دیگر کتاب‌‌های فقهی و اصولی تقریراتی که بعدها از او چاپ شد، این زمینه را بیش از پیش تقویت کرد، بنابراین شاید بتوان ادعا کرد که مرجعیت آقای صدر، واجد یک ویژگی کمیاب بود و آن این که به جای اتکا به تبلیغ مریدان و علاقه‌مندان، بیشتر منوط به پذیرش توانمندی وی در تصدی فکری و نظری امور جهان اسلام از سوی اندیشمندان مسلمان و عرب بود.دیدگاه شهید صدر در باره انقلاب اسلامی‌بر چه پایه‌‌هایی استوار بود و علت این موضعگیری را
چه می‌دانید؟
موضع ایشان نسبت به انقلاب اسلامی، پشتیبانی مطلق و بی چون و چرا بود.این موضوع به‌ویژه در تأیید شخصیت امام خمینی(ره) کاملاً روشن و آشکار بود.ایشان به‌رغم اینکه عالم و مرجعی مستقل بود و طبعاً به شخصیت دیگری اتکا نداشت، اما در سخن مشهور خود گفت: «در امام ذوب شوید، همان گونه که امام در اسلام ذوب شده است.» ایشان تحقق آرزوی بزرگ و دیرینه خود را در انقلاب اسلامی‌که بعد به حکومت اسلامی‌تبدیل شد، می‌دید، زیرا از دیر زمان و از سال‌‌ها قبل، بر خلاف کسانی که احتمال تشکیل یک دولت اسلامی‌را در عصر حاضر،‌ دور از واقعیت می‌پنداشتند، وی آن را اندیشه‌ای واقعی می‌انگاشت.در واقع یکی از فرق‌‌های اساسی آقای صدر با دیگر فقها این بود که آنها در محدوده یک سلسله مفاهیم و موضوعات نظری و ذهنی محصور مانده بودند، بماند که آن مفاهیم هم ربط چندانی به اجتماع و امت اسلامی‌نداشتند و بیشتر بر جنبه‌‌های فردی تکیه می‌کردند.شهید صدر از همان ایامی‌که در صدد برآمد مبانی فکری و اقتصادی اسلام را تبیین کند، معتقد بود که دین برای ساختن اجتماع آمده و طبیعتاً هر آنچه که فقها در طول تاریخ تبیین کرده‌اند، باید به شکل کلان در جامعه اجرا شود، به همین دلیل نسبت به حرکت اسلامی‌در ایران، بسیار خوشبین بود و همه نوع مساعدتی کرد تا این حرکت در مسیر صحیحی پیش برود.شاید تأیید مطلق او از انقلاب اسلامی‌و نیز پیام امام خمینی(ره)خطاب به وی موجب شد که رژیم خودکامه عراق ،او را خطر بزرگی برای موجودیت و دوام خود تلقی کند. متأسفانه این مسأله، موجب بروز تحولاتی منفی علیه وی در عراق شد و فشارها را علیه او تشدید کرد و سرانجام به بازداشت و شهادتش منجر شد.طبیعتاً این اقدام ناشی از ترس رژیم خودکامه عراق از وقوع انقلاب اسلامی‌در عراق و رویدادهای مشابه با ایران بود.مردم عراق پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به‌رغم اختناق و فشار شدید، جرأت اندیشیدن به این مسأله را یافتند که امکان تغییر شرایط در آنجا هم وجود دارد و شیوع این فکر و قوت گرفتنش، با توجه به حضور عالم نواندیش و تحول‌گرایی چون شهید صدر، بی‌تردید رژیم عراق را نگران می‌کرد.آیا الگوی شهید صدر برای حکومت اسلامی‌عراق با توجه به شرایط اقلیمی‌، سیاسی، فرهنگی و مذهبی عراق طراحی شده بود؟با بررسی آثار شهید صدر، به‌ویژه مطالبی که ایشان با عنوان«الاسلام یقود الحیاه» نوشته، در می‌یابیم که ایشان برای حکومت اسلامی، اعم از دولت اسلامی‌در ایران و حکومتی که قرار بود در آینده در عراق به وجود آید، برنامه‌ریزی کلی کرده بود، چون اصول اساسی اسلامی‌قابل تغییر نیستند و برای همه شرایط،یکسانند.البته شهید صدر در نظریه‌پردازی خود در مورد دولت اسلامی، کاملاً مستقل بود و طبیعتاً اگر حیات وی ادامه پیدا می‌کرد، ممکن بود به راهکارهایی متفاوت با آنچه که حکومت جمهوری اسلامی‌بر مبنای آن پایه ریزی شده است، دست یابد.به هر حال در جهان معاصر، سیر تغییرات به‌قدری شتابان است که یک عالم دینی باید پیوسته در جریان آخرین تحولات باشد تا بتواند دیدگاه اسلام را در باره موضوعات مختلف استنباط کند.شهید صدر با علم به تفاوت‌‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران و عراق، در کلیات و اصول کلان، بین آنها تفاوتی قائل نبود.طرح پیشنهادی وی برای ایران و عراق، حاصل اندیشه‌ای متقن و والا برای تشکیل حکومتی اسلامی‌است.به نظر شما آثار شهید صدر غیر از تأثیری که بر نظام نوپای ایران گذاشت، از نقطه نظر رویارویی با اندیشه‌‌های الحادی و التقاطی در کشورهای اسلامی‌و عربی چه تأثیراتی داشت؟ کتاب‌‌های «فلسفتنا و اقتصادنا» به‌طور مشخص تأثیرات فراوانی در تقویت مبانی اسلامی‌در برابر مارکسیسم و نیز نظریه‌‌های فرهنگی و اقتصادی سرمایه‌داری موجود در آن زمان داشتند و ازجمله نخستین کتبی بودند که تئوری‌‌های مذکور را به شکلی جدی به چالش کشیدند و با آنها به مقابله پرداختند.قبل از انتشار این کتاب‌‌ها تقریباً هیچ تجربه موفقی در این زمینه وجود نداشت.متأسفانه تحولات سیاسی وامنیتی آن دوره در جهان اسلام که بعدها هم تداوم پیدا کرد، مانع از نوآوری‌‌های اندیشمندان اسلامی‌شد و جز معدودی از متفکرانی که در خط شهید صدر بودند، در آثار دیگران نشانه‌ای از نوآوری و خلاقیت نبود و پس از وی به‌جز چند نفر از اندیشمندان شاخص اسلامی‌در ایران و عراق، کسی را نمی‌شناسیم که این قافله نوآوری و پاسخگویی به نیازهای زمان را پیش برده باشد و این واقعاً اسباب تأسف است.از دیدگاه جنابعالی، مراکز علمی‌و دانشگاهی کشورهای اسلامی‌ تا چه حد می‌توانند از عقاید و اندیشه‌‌های شهید صدر بهره‌برداری کنند؟ما براین باوریم که مراکز علمی‌و پژوهشی جهان اسلام باید در حرکت فرهنگی خود از افکار خلاقانه و نو آوری‌‌های شهید صدر استفاده کنند.البته این اندیشه‌‌ها محصول چالش‌‌ها و شرایطی هستند که در دوره تولیدشان در عراق و کشورهای همجوار وجود داشته‌اند.بدیهی است که در حال حاضر شرایط جدیدی به وجود آمده و نوع مشکلات تغییر کرده است.آنچه که ما توصیه می‌کنیم ، نه تکرار همان حرف‌‌ها که بکارگیری شیوه‌ای است که شهید صدر در مواجهه با این امواج فرهنگی اتخاذ می‌کرد.این سخن بدان معناست که اندیشه هر متفکری را باید در چارچوب شرایط زمانی و مکانی خود بررسی کرد و نباید در چارچوب آن تفکر محصور ماند.اندیشه هر متفکری واجد ظرفیت‌‌ها و تجربیاتی است که می‌توان بخش‌‌هایی از آن را که متناسب با شرایط زمانی و مکانی هستند، اقتباس کرد و ضرورتی در بکارگیری کلیت آن نیست. شهید صدر افق‌‌های جدیدی را در جهان اندیشه و تفکر اسلامی‌به روی اندیشمندان پس از خود گشود.این متفکران باید این راه را به گونه‌ای بپیمایند که پاسخگوی تحولات در اندیشه معاصر و چالش‌‌های تئوریکی که پس از تأسیس حکومت اسلامی‌ایران پدید آمده‌اند، باشند، زیرا ما برای ایفای وظایف دینی و اجتماعی خود در شرایط جدید، به نقد تجربه‌‌های گذشته و بهره‌برداری از آنها به تناسب وضعیت فعلی نیازمندیم. به هر حال به اعتقاد من، فقدان شهید صدر، ضایعه بسیار سنگینی است، زیرا این مرد بزرگ با اندیشه خلاق خود می‌توانست از بسیاری از معضلات گره‌گشایی کند و با نوآوری‌‌هایش راه‌های جدیدی را فراروی اندیشه اسلامی‌بگشاید.و سلام علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیاً.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار