
به گزارش ایسنا خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس در گفتوگو با روزنامه اردنی السبیل، با غیر قابل قبول خواندن اقدام برخی طرفها در مشروط ساختن رفع محاصره به تحقق آشتی ملی، خاطرنشان ساخت: آنها با این کار میخواهند تا اذهان را از توجه به ضرورت شکسته شدن سد محاصره باز دارند.
این رهبر فلسطینی در مصاحبه روز یکشنبه خود با السبیل تصریح داشت: موضع تشکیلات خودگردان در خصوص رفع محاصره جدی نیست. هستند برخی طرفهای فلسطینی و عربی که نمیخواهند حماس از این محاصره سربلند خارج شود. صهیونیستها نیز به دنبال تداوم روند محاصره هستند و تمایل آنها برای ادامه این موضوع منطبق و همسو با خواست برخی طرفهای فلسطینی و عربی میباشد.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین، خالد مشعل با بیان این مطلب که خط مقدم دفاع از اردن در مقابل طرح ایجاد میهن جایگزین برای فلسطینیها در این کشور، حمایت از مقاومت و نیز پایداری اهالی کرانه باختری است، گفت: حماس هرگز در امور داخلی اردن دخالت نخواهد کرد.
وی در پاسخ به برخی اتهامات نسبت داده شده به جنبش حماس در خصوص حمایت از یک طرف خاص علیه طرف دیگر در داخل جنبش اسلامی اردن، گفتند: حماس موضعی بیطرف در مقابل تمامی طرفهای حاضر در جنبش اسلامی دارد و این طور نیست که یک طرف وابسته به این جنبش میباشد و حال آنکه طرف دیگر این طور نیست.
رئیس دفتر سیاسی حماس، آمادگی جنبش متبوعش را برای انجام مذاکرات غیر مستقیم در خصوص مبادله اسرا اعلام و تاکید کرد: حماس هرگز از شروط و مطالبات گذشته خود در خصوص آزادی فلسطینیان چشم نمی پوشد. ضمنا اگر به اسارت گرفتن یک سرباز صهیونیست برای آزادی اسرای ما کافی نباشد، طبیعی است که مقاومت برای اسیر کردن تعداد بیشتری از سربازان رژیم اشغالگر قدس دست به کار خواهد شد تا این رژیم بداند که چارهای جز آزادی اسرای ما ندارد.
بخشی از مصاحبه خبرنگار روزنامه اردنی "السبیل" با خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس به شرح ذیل است:
س: به عنوان اولین سوال بفرمایید که آیا معتقدید محاصره نوار غزه آخرین روزهای خود را طی می کند؟
ج: همین طور است. با وجود آنکه برخیها برای تداوم روند محاصره نوار غزه میکوشند و راهکارهایی همچون کاستن از شدت محاصره را نیز با منظور ادامه آن مطرح نموده اند ولی خدمتتان می گویم که محاصره نوار غزه به دقیقه نود خود نزدیک شده است.
محاصره در نوع خود یک جنایت و اقدام غیر اخلاقی به شمار می رود که باید مانع از استمرار آن شد. از سوی دیگر، هیچ کدام از اهداف سیاسی که دشمنان با محاصره نوار غزه به دنبال آن بودند، محقق نشده است تا جایی که حتی عاملان این محاصره در تعیین اهدافی که برای جامه بخشیدن به آن دست به چنین کاری (محاصره) زده بودند، در ماندهاند.
محاصره در واقع حکم یک اهرم فشار و ابزار باج خواهی را داشت که دشمنان از آن برای به زانو درآوردن حماس و ملت فلسطین در نوار غزه استفاده می کردند البته برای تمامی کسانی که در این محاصره نقش داشتند و برای اجرای آن همکاری میکردند، مشخص شد که این محاصره شکست خورده است و حماس نیز همچنان استوار و پایدار ایستاده است و هرگز حاضر به پذیرش ذلت نیست.
با وجود آنکه محاصره نوار غزه رنج و محنت فراوان را برای مردم ما در نوار غزه و نیز جنبش حماس به دنبال داشت، این موضوع برای مجریان طرح محاصره نیز مشکل ساز شد. شاید بتوان گفت که ماجرای کاروان آزادی نقشی تعیین کننده در شکسته شدن سد محاصره داشت و اگر برخیها فکر میکنند با آرام شدن اوضاع و خاموش شدن آتش پیامدها و عواقب این ماجرا بتوانند سیاست گذشته خود را پیش گیرند و به محاصره ادامه دهند، سخت در اشتباه هستند. ما کاروانهای دریایی و غیر دریایی لغو محاصره را ادامه خواهیم داد و در کنار ما جامعه جهانی، کشورهای عرب و مسلمان و نیز فلسطینیها به تلاشهای خود برای از بین بردن سد محاصره ادامه خواهند داد. به نظر بنده، محاصره از نظر سیاسی پایان یافته و تنها چیزی که باقی مانده، اجرایی شدن کامل این مسئله (لغو محاصره) است.
س: در سایه فرصتی که برای پایان بخشیدن به محاصره نوار غزه پیش آمده است، ارزیابی شما از مواضع طرفهای فلسطینی و عربی و نیز جامعه جهانی در خصوص شکستن سد محاصره چیست؟ آیا مواضع فلسطینیها و عربها رضایت بخش بود؟
ج: متاسفانه باید عرض کنم که موضع تشکیلات خودگردان در خصوص رفع محاصره فاقد جدیت لازم بود و طرح درخواست لغو محاصره از سوی نهاد مذکور تنها با هدف خاموش کردن آتش خشم و غضبی بود که بعد از جنایت صهیونیستها در حمله به کاروان آزادی و کشتار اعضای آن، شعله ور شده بود.
برخی طرفهای عربی و فلسطینی هستند که خواست آنها تداوم روند محاصره میباشد زیرا به باور آنان، محاصره اهرم فشاری است که میتوانند از آن بر علیه ما استفاده کنند و به همین خاطر، پایان یافتن محاصره را مشروط به آشتی ملی کردند. این همه تاکید بر ضرورت برقراری آشتی ـ آن هم در این برهه ـ تنها با هدف منحرف کردن اذهان از توجه به ضرورت شکسته شدن سد محاصره و اولویت این موضوع می باشد.
مشروط ساختن رفع محاصره به تحقق آشتی یک بازی غیر قابل قبول است زیرا پایان یافتن محاصره و آشتی هر کدام دو هدف جداگانه میباشند که باید برای عملی کردن آنها کوشید و نبایست اجرای یکی را مشروط به تحقق دیگری کرد.
س: اتحادیه عرب با وجود مصوبات رسمی که در خصوص ضرورت رفع محاصره داشت ولی تا مدتها سیاست سکوت را در قبال موضوع محاصره پیش گرفت تا اینکه در نهایت عمر موسی، دبیر کل این اتحادیه سفری را به نوار غزه انجام داد. این سفر چه نتایجی را با خود به دنبال داشت؟
ج: اقدام دبیر کل اتحادیه عرب در سفر به نوار غزه بسیار دیر انجام گرفت ولی مثبت بود که ما از ایشان به خاطر این سفر کمال تشکر را داریم ولی مسئله این سفرها و بازدیدها نیست. به نظر بنده، مشکل اینجاست که برخی طرفهای بینالمللی با صهیونیستها در خصوص استفاده از گزینه محاصره برای مجازات جنبش حماس و به زانو درآوردن آن توافق کرده اند. برخی طرفهای فلسطینی و عربی نیز هستند که نمیخواهند حماس سربلند و بدون پرداخت هیچ گونه بهای سیاسی جهت شکست محاصره، از این محاصره خارج شود.
این دسیسه چینی مشترک برای ادامه محاصره که با حضور طرفهای مختلف انجام می گیرد، باعث شده است تا محاصره نوار غزه تا به این لحظه ادامه داشته باشد ولی بنده معتقدم که این توطئهها و همکاریهای شوم هر چقدر هم که شدید باشد، در مقابل اراده پولادین ملت فلسطین از بین خواهد رفت. البته بماند که امروز شاهد تلاشهای انسان دوستانهای هستیم که از سوی کشورهای شرقی و غربی و همچنین تمامی ملتها و هواداران جمیع ادیان برای شکستن سد محاصره صورت می گیرد که بارزترین نمونه آن کاروان آزادی بود. به هر حال، کاروانهای دریایی و زمینی و نیز تکاپوهای مستمر کشورها ـ همه و همه ـ این پیام را با خود دارند که باید محاصره پایان پذیرد.
با توجه به آنچه گذشت، نزدیک شدن زمان لغو محاصره ربطی به مواضع طرفهای مختلف ندارد بلکه نتیجه اراده پولادینی است که خواست خود را به همگان قبولانده است. امید ما به همین اراده ملی میباشد که حتی باعث تغییر در مواضع طرفهای مختلف شد و به اعتقاد بنده همین اراده، طرفهای مختلف را به سمت این موضعگیری جدید (در مخالفت با تداوم محاصره) کشاند زیرا مواضع به صورت طبیعی تغییری نمیکند.
اراده ملت ما برای پایداری و اراده فعالان صلح برای شکستن محاصره ـ در سطح منطقهای و بین المللی ـ باعث خواهد شد تا همگان گزینه محاصره نوار غزه را کنار بگذارند که به اعتقاد بنده، این اتفاق خیلی زود میافتد.
س: موضع دولت ترکیه در قبال رفع محاصره کاملا روشن بود و برای ایجاد یک خط دریایی میان کشورش با نوار غزه کوشید. آیا به غیر از ترکیه، دولتهای دیگری نیز به صورت علنی یا غیر علنی برای رفع محاصره اقدام ورزیدند، اقدامی که بتوان در رفع محاصره بر روی آن حساب باز کرد؟
ج: بی تردید، برادران ترک ما نقش برجستهای را در این عرصه (لغو محاصره) ایفا کردند. از یک طرف، به خاطر شکستن سد محاصره شهید دادند و ملت این کشور نیز هدف رفتارهای ناشایست صهیونیستها قرار گرفت. از طرف دیگر، مقامات ترک در اظهارات خویش به صراحت مخالفت خود را با تداوم روند محاصره اعلام نمودند که از آن جمله میتوان به اظهارات آقای اردوغان اشاره کرد. خوب این حرف ایشان را به خاطر دارم که میگفت "اگر تمام جهان به غزه پشت کنند، بنده هرگز به آن پشت نخواهم کرد."
امروز رفع محاصره یکی از شروط ترکیه برای حل بحران ناشی از حمله صهیونیستها به کاروان آزادی میباشد. این موضع رهبران و ملت ترکیه واقعا شایان تقدیر است. ملت ما هرگز این موضع تاریخی آنکارا را فراموش نخواهد کرد البته امت اسلامی ـ عربی نیز این موضوع را برای همیشه به خاطر خواهد داشت. برخورد ترکیه با مسئله محاصره نوار غزه یکی از بازنمودهای موفقیت این کشور در ایفای نقش منطقهای، عربی و اسلامیاش است.
در کنار ترکیه، شاهد تلاشهایی از سوی طرفهای دیگر نیز بودیم. جنبش در طول چند هفته گذشته با شماری از کشورهای اسلامی و عربی و نیز اروپایی در همین رابطه در تماس بوده است. تلاش ما در راستای عملی کردن درخواستهای روزافزون کشورها برای شکستن سد محاصره میباشد. یکی از آن کارهایی که باید در این راستا انجام بگیرد و امروز بیش از هر زمان دیگری به آن احساس نیاز میشود، ایجاد یک خط دریایی برای نوار غزه است. به هر حال محاصره انواع و اشکال مختلفی دارد که یکی از آنها محاصره دریایی می باشد.
به اعتقاد بنده، ایجاد یک خط دریایی میان نوار غزه با جهان خارج میتواند گام مهمی در جهت شکستن سد محاصره باشد زیرا به تبع آن، دیگر انواع محاصره توجیه و اهمیت خود را از دست می دهند. تاکید ما بر این است که باید روند اعمال فشارها به رژیم صهیونیستی بیشتر شود تا این رژیم دست از محاصره نوار غزه بردارد و گذرگاههای این منطقه را باز کند. از برادران مصری نیز تقاضا داریم که گذشته را فراموش کنند و تنها به گشودن موقت گذرگاه بسنده نکنند یعنی آن کاری را که در برهه پیشین انجام میدادند و به صورت موقت گذرگاه رفح را میگشودند. ما بر این موضوع پافشاری و اصرار داریم که ایجاد یک خط دریایی میان غزه و جهان خارج حق ملت فلسطین است و به امید حضرت حق تلاشهای ترکیه و همچنین تکاپوهای جهان عرب و اسلام و کشورهای اروپایی در جهت عملی کردن این طرح به نتیجه خواهد رسید.
س: در لا به لای صحبتهای خود به شکست محاصره غزه اشاره کردید. پر واضح است که محاصره برای طرف صهیونیستی نیز مشکل ساز شد و امروز ادامه محاصره برای آنها حکم یک بار سنگین را دارد. سوال اینجاست که چرا اشغالگران با وجود اینکه محاصره هیچ نتیجه مستقیمی را برای شان به دنبال ندارد، به این کار ادامه میدهند؟
ج: به نظر بنده، این اقدام صهیونیستها سه بعد دارد: بعد اول آن است که محاصره بخشی از رفتار خصمانهای میباشد که اشغالگران در برابر ملت ما دارند. صهیونیستها همان طور که اشغالگری میکنند، به احداث شهرکهای یهودی نشین دست می زنند، به یهودی سازی مبادرت می ورزند و محلهها و منازل فلسطینیان ساکن قدس را تخریب میکنند، به محاصره نیز دست می زنند. در واقع، این موضوع بخشی جدایی ناپذیر از رفتارهای صهیونیستها را تشکیل می دهند زیرا این جماعت دشمن ما هستند و اشغالگر.
بعد دوم موضوع، مشروط ساختن رفع محاصره به مسئله آزادی گلعاد شلیط، اسیر نظامی صهیونیست است. بنا به ادعای اشغالگران محاصره جزئی از مجازاتی میباشد که تلآویو برای نوار غزه، مقاومت و جنبش حماس به خاطر به اسارت گرفتن شلیط در نظر گرفته است.
بعد سوم این موضوع که البته رژیم صهیونیستی را برای ادامه روند محاصره ترغیب میکند، همسویی تمایل این رژیم برای ادامه وضعیت موجود با خواست برخی طرفهای منطقهای در این خصوص است.
درست است که اشغالگران قدس هیچ توجهی به خواست دیگران ندارند و اصلا احترام به خواست دیگران در رفتارهایشان جایی ندارد ولی اگر خواست دیگران را با تمایلات خود یکی ببیند، آن را عملی میکند. متاسفانه بعد سوم یعنی همسویی تمایل اشغالگران برای ادامه محاصره با خواست برخی طرفهای فلسطینی، عربی و بینالمللی همسو است. البته قدرت طرفهای محاصره کننده به هر میزان که باشد، باز هم قدر مقدر این محاصره آن است که ـ به امید حضرت حق ـ به زودی پایان یابد.
س: در صحبتهای خود به موضوع گلعاد شلیط اشاره کردید و اینکه محاصره در یکی از ابعاد خود مرتبط با آزادی وی میباشد. نتانیاهو چند روز پیش از جامعه بینالملل خواست تا برای آزادی اسیر نظامی رژیم صهیونیستی به کمک این رژیم بشتابند. آیا به نظر شما این کمکخواهی و مساعدت جویی از ضعف و ناتوانی رهبران این رژیم که هیچ گاه به جامعه جهانی تکیه نداشتهاند، حکایت ندارد؟
ج: به اعتقاد بنده، بیان چنین اظهارات (کمک جویانهای) از سوی نتانیاهو با چندین هدفی صورت میگیرد. اول اینکه نتانیاهو میخواهد تا دولت خود را از زیر فشاری که از طرف جامعه صهیونیستی وارد میآید، رها کند. به هر حال، امروز توده صهیونیستها میدانند مقصر اصلی در عدم انجام مبادله اسرا نتانیاهو و کابینه امنیتی وی است. نتانیاهو میخواهد فشار افکار عمومی را دفع کند و اتهام کوتاهی و نیز ناتوانی را در این ماجرا به جامعه جهانی نسبت دهد و از دولتش دور سازد.
هدف دوم نتانیاهو از این اظهارات (کمک جویانه) انحراف افکار عمومی از توجه به جنایتی میباشد که رژیم صهیونیستی علیه کاروان آزادی مرتکب شده است. چهره این رژیم بعد از ماجرای مذکور به شدت در جهان تیره شده است. اگر چه جنگ غزه باعث تخریب چهره صهیونیستها در افکار عمومی جهان شد ولی ضربهای که به وجهه آنها ـ به خاطر اقدامشان علیه کاروان آزادی که از 30 کشور مختلف و با نژادها، ادیان و ملیتهای متفاوت تشکیل شده بود ـ وارد آمد چندین و چند برابر جنگ غزه بود. هراس اشغالگران قدس از آن است که جامعه جهانی مشروعیت بینالمللی رژیم غاصبشان را سلب کند و به همین خاطر، تمام توان خود را برای بهبود وجهه خویش صرف مینمایند.
صهیونیستها میخواهند جامعه بینالملل را به عنوان مسئول شکست در ماجرای مبادله اسرا معرفی کنند تا اینکه بتوانند نقاب قربانی را بر صورت بزنند به ویژه بعد از آنکه ـ بروز حادثه کشتی آزادی ـ باعث شد تا به عنوان جلاد و قاتل در جهان شناخته شوند. بنده معتقدم که این طرح اشغالگران دیگر تارنما شده است و هرگز منجر به وارونه شدن حقایق نمی شود.
هدف سوم نتانیاهو از این اظهارات (کمک جویانه) ایجاد یک جبهه فشار بینالمللی علیه حماس است تا این جنبش سقف مطالبات و شروط خود را برای مبادله پایین بیاورد و پیشنهاد صهیونیستها را که پیش از این رد کرده بود، بپذیرد ولی بی شک، در تمامی سه هدفی که اشغالگران قدس با این کمک جویی دنبال میکنند، آشکارا میتوان رد پای ناتوانیشان را دید.
رژیم غاصب قدس امروز به شدت احساس ناتوانی میکند که این موضوع به ایجاد حالتی از یاس در جامعه صهیونیستی انجامیده و به همین خاطر دولت خود را تحت فشار قرار داده است تا اگر توان آزاد کردن گلعاد شلیط را "با استفاده از قدرت نظامی" را ندارد، پس بهای رهاییاش را به فلسطینیان بپردازد. تلآویو امروز از نظر امنیتی و نظامی شکست خورده محسوب میشود و نتوانسته است تا اسیر نظامی خود را از مقاومت باز پس بگیرد. اشغالگران حتی در دیپلماسی خود نیز شکست خوردهاند. خلاصه اینکه اسرائیل در تمامی عرصهها با ناتوانی رو به رو است.
س: آیا خبر جدیدی در مورد مبادله اسرا و نیز واسطههای جدید دارید؟
ج: موضوع مبادله اسرا پیشرفت مهمی نداشته و تنها تلاشهایی از سوی آلمانیها برای از سرگیری تلاشهای میانجیگرانهشان در این زمینه صورت گرفته است. طرف آلمانی میخواهد جنبش را به سمت پیشنهادهای گذشته سوق دهد ولی ما هرگز چنین چیزی را قبول نمی کنیم چرا که بر اساس توافق صورت گرفته میان ما و میانجیگران آلمانی، در هنگام از سرگیری مذاکرات غیر مستقیم در خصوص مبادله اسرا باید کار را از آخرین طرح و پیشنهاد شروع کنیم و به بحث در مورد آن بپردازیم. ضمنا ما هرگز پیشنهاد اخیر کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی که در آن نتانیاهو حرفها و توافقات گذشته خود در خصوص مبادله اسرا را فراموش کرده است، نمی پذیریم.
س: حرف و حدیثهایی است مبنی بر اینکه برخی طرفهای عربی نیز در موضوع مبادله اسرا دخالت میکنند و از نتانیاهو میخواهند تا در انجام این موضوع شتاب به خرج ندهد تا مبادا مبادله اسرا به عنوان یک دستاورد و یک پیروزی در کارنامه حماس ثبت شود. نظر شما در این رابطه چیست؟
ج: بله. باید عرض کنم که دولت آمریکا و شاید هم برخی دیگر از طرفها چنین سفارشی را به نتانیاهو کردهاند. دلیل این موضوع را باید در هراسی جستجو کرد که جماعت مذکور از تاثیر مثبت این مسئله بر جایگاه حماس و تاثیر منفی آن بر موقعیت محمود عباس دارند. آمریکا و طرفهای یاد شده میخواهند فضایی را فراهم آورند که اولویت به از سرگیری مذاکرات داده شود و هرگز نمیخواهد شرایطی پیش آید که مذاکرات بی فایده جلوه نماید.
خلاصه اینکه ما برای از سرگیری مذاکرات غیر مستقیم جهت مبادله اسرا آماده هستیم و ضمن مخالفت با پیشنهاد اخیر صهیونیستها، اعلام میکنیم که از خواست و شروط خود چشم نمیپوشیم.
س: در مذاکراتی که با میانجیگران آلمانی در خصوص مبادله اسرا داشتید، آیا جانبداریشان از صهیونیستها موضوعی ملموس بود و آیا در جهت اعمال فشار به شما تلاش میکردند؟
ج: هنوز زود است که چنین استنتاج و برداشتی را از موضوع داشته باشیم ولی به هر حال میانجیگران آلمانی منطقا به دنبال کسب موفقیت در وساطتهایشان میان دو طرف هستند و وقتی ببینند بستر برای اعمال فشار فراهم است، از این بستر برای به نتیجه رساندن ماموریت خویش (میانجیگری) استفاده میکنند. طرف آلمانی به خوبی میداند که نتانیاهو باعث به شکست انجامیدن وساطتهایش در این زمینه شده است. این مقام صهیونیستی مواضع قطعی و ثابتی در مورد مبادله ندارد.
هر طرفی در دنیا یا هر میانجیگری در این کره خاکی که هنگام مقایسه میان یک رژیم غاصب و یک جنبش آزادیبخش گمان میکند اعمال فشار بر یک جنبش سادهتر از وارد آوردن فشار به یک رژیم غاصب است، سخت در اشتباه میباشد. خیلیها حماس را آزمودهاند و خوب میدانند که حماس سر تسلیم در برابر فشارها فرود نمی آورد. جنبش تنها چیزی را میپذیرد که تحقق بخش خواستهها و انتظارات ملتش باشد و از هیچ احدی هراس ندارد.
س: در سخنرانی چند روز پیش خود هشدار دادید که حماس سقف شروط و مطالبات خود برای مبادله اسرا را بالا خواهد برد. ضمنا تهدید کردید که مسئله به گلعاد شلیط ختم نمی شود. "این روند به اسارت گرفتن سربازان صهیونیست ادامه دارد" آیا این اظهارات شما در چارچوب تاکید بر تداوم تلاشهایتان برای آزادی اسرا میباشد؟
ج: ب طور خلاصه خدمتتان عرض کنم که هدف ما کاملا روشن و مشخص است. ما تنها به دنبال آزادی زنان و مردان اسیر فلسطینی هستیم. اگر به اسارت گرفتن یک سرباز صهیونیست برای آزادی اسرای ما کافی نباشد، طبیعی است که مقاومت برای اسیر کردن تعداد بیشتری از سربازان رژیم اشغالگر قدس دست به کار خواهد شد تا این رژیم بداند که چارهای جز آزادی اسرای ما ندارد. اسرا و شهدا در نظر ملت ما از جایگاهی والا برخوردار هستند زیرا وظیفه خود در خصوص دفاع از مردم را به بهترین نحو ممکن به انجام رساندهاند. نجات اسرا وظیفه دینی و ملی ما است. در نظر ما، اسرا برترینها هستند و ما هرگز آنها را فراموش نخواهیم کرد.
س: اجازه بدهید به موضوع آشتی ملی بپردازیم. آخرین تحولات مربوط به پرونده آشتی چیست و آیا خبر جدیدی در این رابطه دارید؟
ج: متاسفانه باید عرض کنم آشتی ملی اگر نتوان گفت که از مسیر خود خارج شده ولی میتوان گفت که هیچ پیشرفتی نداشته است. طرفهای مختلفی هستند که هرگونه آشتی را وتو میکنند. بسیاری از طرفها از ضرورت آشتی سخن می گویند ولی تعداد اندکی از آنها صادقانه برای تحقق آن میکوشند.
پیش از آنکه هرگونه بحثی را در خصوص وضعیت کنونی پرونده آشتی داشته باشم، تمایل دارم به اختصار آنچه در چند ماه گذشته رخ داد را به اطلاعتان برسانم. وقتی از مفاد طرح پیشنهادی مصر برای آشتی ملی با خبر شدیم، اصرار کردیم که باید اصلاحات لازم در آن صورت گیرد تا با مواردی که حماس و فتح در مذاکرات هشت ماه گذشته خویش در خصوص آن توافق کردهاند همخوانی داشته باشد. این درخواست ما با مخالفت طرف مصری رو به رو شد و موضوع دیگر کاملا جنبه شخصی به خود گرفت یعنی دیگر این طرف ناظر (مصر) بود که خود را در این زمینه تصمیم گیرنده میدانست. موضع ما هم کاملا روشن بود. ما به همه احترام میگذاریم و هرگز نمیخواهیم هیچ طرفی در تنگنا قرار گیرد ولی در عین حال، توجه زیادی به مسئله آشتی داریم و معتقدیم که این یک آشتی فلسطینی ـ فلسطینی است و این حق طرفهای آشتی است تا نسبت به اینکه طرح پیشنهادی مصر تضمین بخش یک آشتی واقعی و پاسخگوی منافع ملیشان در تمامی ابعادش هست، اطمینان حاصل کنند. ما به دنبال آن آشتی بودیم که به تقویت رشته وحدت و همبستگی داخلی بیانجامد و اصل مشارکت و همکاری را در تمامی مسائل به دنبال داشته باشد و باعث ایجاد یک رابطه درست و سالم در میان گروههای مختلف باشد. ما آن آشتی را که باعث تسلط یک گروه خاص بر دیگر گروهها شود و باعث به حاشیه راندن یکی از طرفهای آشتی شود، نمیخواهیم.
وقتی خواست ما در خصوص اصلاح برخی از بندهای طرح مصر برای آشتی ملی رد شد، اندکی پیش از برگزاری اجلاس سران عرب در لیبی پیشنهادی جدید مطرح شد مبنی بر اینکه حماس و دیگر گروهها ملاحظات خود در خصوص طرح مصر را ارائه دهند تا به عنوان پیوست طرح مذکور و جزئی جدایی ناپذیر از آن به شمار آید و بر همین اساس، آشتی ملی صورت گیرد که این پیشنهاد ـ با وجود آنکه از سوی شمار زیادی از کشورهای عربی مطرح شده بود ـ مورد مخالفت قاطع قرار گرفت و دوباره موضوع آشتی ملی به بن بست رسید.
پس از این ماجرا و اندکی پیش از سفر آقای عمر موسی، دبیر کل اتحادیه عرب فریادها از گوشه و کنار برخاست مبنی بر اینکه گروههای فلسطینی باید از طریق مذاکره به تفاهم و توافق برسند و سند تفاهم و توافق را با یکدیگر امضا کنند، سندی که اساس آشتی ملی باشد و مشکلات مربوط به طرح پیشنهادی مصر را حل کند.
ما از این پیشنهاد (گفتوگو جهت امضای سند تفاهم و توافق) که همزمان با سفر عمر موسی انجام میگرفت و با حمایت وی همراه بود، استقبال کردیم. با برادر عزیزمان جناب آقای اسماعیل هنیه نیز در خصوص گفتوگو جهت امضای سند تفاهم صحبت کردیم که ایشان نیز از این موضوع حمایت کردند و تماسهایی را نیز با "رئیس تشکیلات خودگردان" داشتند که موضوع مذکور با استقبال آقای ابومازن همراه شد تا جایی که تاکید کرد گروهی از رهبران بلندپایه جنبش فتح را برای مذاکره به نوار غزه میفرستد. در این برهه، ابومازن هیاتی را با حضور شخصیتها و چهرههای مستقل به ریاست منیب المصری تشکیل داد که در میان آنها افراد وابسته به گروههای مختلف فلسطینی نیز دیده میشود. وی همچنین موافقت خود را با ایجاد سند توافق اعلام نمود ولی متاسفانه چند روز پیش از موعدی که برای سفر هیات مذکور به نوار غزه تعیین شده بود، از تصمیم خود صرف نظر کرد و دوباره به خانه اول بازگشت و گفت: "شما اول طرح پیشنهادی مصر را امضا کنید و سپس ما در هنگام اجرای این طرح ملاحظات شما را مد نظر قرار میدهیم."
ابومازن در یکی از جلسات خود که در پشت درهای بسته انجام گرفت، خاطرنشان ساخت که نمیخواهد با این کار خشم مصر را برانگیزد. درخواست بنده از عمر موسی که از موضع مثبت حماس اطلاع پیدا کرده، این است که به همه، آن طرفی را که تلاشهای مختلف برای تحقق آشتی ملی را بی نتیجه می گذارد، معرفی نماید.
سوال بنده این است که چرا توافق میان گروه های فلسطینی ممنوع میباشد؟ شکاف موجود میان طرف فلسطینی با یک طرف غیر فلسطینی نیست و به همین خاطر طبیعی است که این فرصت به فلسطینیها اعطا شود تا با یکدیگر به توافق و تفاهم برسند و عربها نیز باید از این توافق حمایت کنند نه آنکه در مسیر تحقق آن سنگ اندازی نمایند.
حرف من این است که آشتی ملی به خاطر دو عامل اصلی به نتیجه نمیرسد و تکمیل نمیشود. اول اینکه برخی طرفهای بینالمللی و در راس آنها ایالات متحده و رژیم صهیونیستی اجازه نمیدهند تا زمانی که حماس برنامههای سیاسی خود را تغییر نداده است، آشتی ملی محقق گردد یعنی اینکه از نظر واشنگتن و تلآویو وقتی تحقق این آشتی بلامانع است که حماس به شروط تعیین شده بازی تن در دهد. آمریکاییها و صهیونیستها میخواهند همان کاری را که در گذشته و در مورد دیگران انجام دادند، در مورد حماس نیز به انجام برسانند. وقتی حماس در انتخابات پیروز شد، طرفهای مذکور بسیار خشمگین شدند و به همین خاطر نمیخواهند اجازه دهند تا این جنبش تصمیمات و برنامههای خود را به انجام برساند مگر آنکه اصول و آرمانهای خود را فراموش نماید و به شروط سیاستمداران تن در دهد.
عامل دوم نیز وجود برخی طرفهای فلسطینی و عربی میباشد که هرگز حاضر به پذیرش تغییری که در نقشه سیاسی داخلی به وجوده آمده است، نیستند و معتقدند تا زمانی که حمایتهای منطقهای و بینالمللی از بازیگران سابق عرصه سیاست در فلسطین باشد، این جماعت میتوانند در میدان قدرت حضور داشته باشند و در مورد فلسطین تصمیم گیری نمایند حتی اگر این موضوع خلاف خواست مردم این سرزمین باشد. طرفهای مذکور از این شرایط (بقای در قدرت با استفاده از حمایت قدرتهای خارجی) لذت می برند زیرا بر خلاف اراده ملت فلسطین قدرت را در اختیار میگیرند. آنها هرگز به دنبال عملی کردن خواست ملت فلسطین نیستند بلکه به دنبال شرایطی هستند که اجازهشان دهد تا به تنهایی و در سایه حمایتهای منطقهای و بینالمللی برای فلسطین تصمیمگیری نمایند و این علت حقیقی مخالفتشان با موضوع آشتی است.
پیام بنده به طرفهای مختلف فلسطینی که در زمینه تحقق آشتی ملی جدی هستند، این است که بیایید به جهانیان بگوییم ما فلسطینیها به دنبال آن هستیم که با دستان خود مشکلاتمان را حل نموده و به کسی نیز اجازه دخالت نمیدهیم. بیایید خودمان برای آشتی تصمیم بگیریم و از دیگران نیز بخواهیم که از تصمیم ما حمایت کنند نه اینکه آن را وتو نمایند و نظرشان را به ما تحمیل کنند.
س: آیا این امکان وجود دارد که ترکیه در موضوع آشتی ملی میانجیگری کند؟
ج: ترکیه از همان آغاز بحران و شکاف داخلی تلاشهای بسیاری را در این زمینه انجام داده است ولی به اختصار باید خدمتتان عرض کنم که تا کنون به ترکها اجازه ورود به این عرصه و نقش آفرینی داده نشده و نخواهد شد.
س: برخی طرفهای فلسطینی و عربی تلاش کردند تا رفع محاصره نوار غزه را مشروط به تحقق آشتی ملی نمایند. آیا این مسئله برای شما ملموس بود؟
ج: همین طور است. بعد از ماجرای حمله به کاروان آزادی، طرفهای مختلف بینالمللی و منطقهای تمام توجهشان معطوف به شکستن سد محاصره شد. برخی از طرفها که گمان میکردند محاصره اهرم فشاری است که میتوانند از آن بر علیه ما استفاده کنند، نمیخواستند تا این اهرم از دست برود و به همین خاطر، پایان یافتن محاصره را مشروط به آشتی ملی کردند. این همه تاکید بر ضرورت برقراری آشتی ـ آن هم در این برهه ـ تنها با هدف منحرف کردن اذهان از توجه به ضرورت شکسته شدن سد محاصره می باشد.
موضع ما در این رابطه کاملا مشخص است. ما میگوییم پایان یافتن محاصره و آشتی هر کدام دو هدف جداگانه میباشند که هیچ تعارضی با یکدیگر ندارند و باید برای عملی کردن آنها کوشید و نبایست اجرای یکی را مشروط به تحقق دیگری کرد. حماس هم به دنبال شکسته شدن سد محاصره و هم به دنبال تحقق آشتی ملی است و ثابت قدم در این دو مسیر گام برمی دارد.
س: آیا فکر نمیکنید که در برهه اخیر اقدامات علیه جنبش حماس و به طور کلی مقاومت در کرانه باختری کاهش یافته است؟
ج: سیاست امنیتی در کرانه باختری هیچ تغییری نکرده و همان اصول گذشته خود را دارد. شاید تغییراتی در شکل اجرای این سیاستها به وجود بیاید ولی بنیان آن که بر چندین اصل گذارده شده است، تغییری نمیکند. این اصول عبارتند از اینکه باید مقاومت را به صورت همه جانبه تحت فشار قرار داد. مقاومت جرم به شمار میرود. سلاح مقاومت نیز غیر قانونی میباشد. ضمنا در حال حاضر دستگاههای امنیتی تشکیلات خودگردان و نظامیان رژیم صهیونیستی در زمینه تبادل اطلاعات با یکدیگر همکاری کامل دارند که البته این همکاریها به بازداشت و بازجویی مبارزان فلسطینی نیز سرایت کرده است.
بخشی از سیاستهای امنیتی با هدف اعمال فشار به تمامی ملت صورت میگیرد. سیاستهای کلی تشکیلات خودگردان در جهت اعمال فشار به ملت در تمامی سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی میباشد تا جایی که دامنه این فشارها به آزاداندیشان دانشگاهی و اصحاب رسانه نیز کشیده شده است. در واقع، اعمال فشار یک سیاست کلی است.
بخشی از این سیاستهای امنیتی تنها علیه حماس است. این جنبش تنها به خاطر انجام فعالیتهای مبارزاتی یا عملکردش در عرصه سیاسی و ملی مجازات و مورد فشار قرار نمیگیرد. در واقع، تشکیلات خودگردان سیاست امنیتی خود را در چارچوب طرحی انجام میدهد که هدف از آن تضعیف حماس در تمامی زمینهها است و گمان میکند که با این کار میتواند جنبش را از نظر سیاسی به زانو در آورد و جایگاه آن را در میان مردم تضعیف نموده و نقش این جنبش را در فلسطین کمرنگ کند.
بخشی از سیاستهای امنیتی تشکیلات خودگردان در راستای انتقام جویی است. برخی طرف های فلسطینی معتقدند که از این طریق (تضعیف حماس) میتوان جلوی تکرار ماجرایی را گرفت که در انتخابات سال 2006 رخ داد و باعث غافلگیری همگان شد. آنها با طرح تضعیف حماس میخواهند دیگر شریک یا رقیبی نداشته باشند. در واقع، عادت کردهاند که خیمه سیاست در فلسطین را تنها با یک پایه و ستون (فتح) ببینند و هرگز تاب دیدن اینکه خیمه مذکور با دو ستون اصلی و نیز ستونهای فرعی (گروههای مختلف فلسطینی) بر پا شده باشد، ندارند. آنها میخواهند نقش حماس را کمرنگ نمایند تا به تنهایی در مورد فلسطین تصمیمگیری کنند و این حکایت از خودسری و لجبازی سیاسی و حزبی جماعت مذکور دارد.
س: پس شما معتقدید که فشارها بر هواداران حماس در کرانه اشغالی باختری کاهش نیافته است؟
ج: ما در اینجا با یک پارادوکس دردناک رو به رو هستیم که خلاف تمامی اصول منطق میهن پرستی و واقعگرایی است. در حالی که رژیم صهیونیستی سخت مشغول یهودی سازی قدس، آواره کردن ساکنان اصلی این شهر و نیز تبعید نمایندگان فلسطینی آن است و نخست وزیر این رژیم نیز بر نادیده گرفتن حقوق ملت ما پافشاری میورزد و طرح ایجاد میهن جایگزین را در اردن برای مردم فلسطین مطرح مینماید، تنها جوابی که تشکیلات خودگردان به این جنایتها میدهد آن است که روند تعقیب مبارزان و مجاهدان را تشدید میبخشد تا مبادا مردم فلسطین هیچ برگ برندهای را در مقابل صهیونیستها داشته باشند. تشکیلات خودگردان پاسخ جنایتهای اشغالگران را با استقبال از مذاکرات مستقیم و غیر مستقیم با آنها میدهد بدون آنکه در این میان دشمن صهیونیستی بهایی را برای انجام مذاکرات بپردازد. از همه بدتر اینکه تلآویو پاسخ جنایتهایش در حق ملت فلسطین را با همکاری امنیتی رایگان تشکیلات خودگردان با نیروهای ارتش صهیونیستی دریافت میکند البته بماند که این همکاری چه با بها و چه بی بها وظیفه تشکیلات مذکور به شمار می رود.
در حقیقت، وضعیت دراماتیک موجود تاسف انسان را بر میانگیرد و باعث میشود تا صهیونیستها برای نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان ترغیب شوند ضمن آنکه اقدامات تشکیلات خودگردان نتانیاهو را تشویق میکند تا هیچ چیزی را به طرف مذاکره کننده فلسطینی که ضعیف و فاقد برگههای برنده میباشد، اعطا نکند. البته تشکیلات مذکور با دست خود این برگههای برنده را از بین برده است و با همکاریهای امنیتی خویش با صهیونیستها، خدماتی رایگان به آنها میدهد تا در زمینه نابودی این برگهها (مقاومت) موفق شوند.
انتظاری که امروز وجود دارد، آن است که به اصلاح وضعیت موجود بپردازیم که این کار نیز در سایه تاکید بر گزینه مقاومت و نیز مخالفت با هرگونه اقدامی امکان پذیر است که از سوی تشکیلات خودگردان و دولت منتصب آن برای فریب ملت فلسطین صورت میگیرد. آنها میخواهند با پول و بهبود وضعیت اقتصادی افراد، آنها را وادار به تسلیم در برابر خواست خویش کنند. رفتار تشکیلات خودگردان و دولت فیاض به گونهای است که گویی اولویت اول ملتی که در زیر سایه شوم حضور اشغالگران به سر می برد، معیشتی و اقتصادی میباشد و حال آنکه اولویت اصلی چنین ملتی آزادی میهن و تاکید بر حق تعیین سرنوشت است. انتظاری که امروز از جهان عرب وجود دارد، آن است که مسئله قدس را پیگیری نمایند و در مقابل طرح دشمن صهیونیستی برای تکمیل زنجیره یهودی سازی قدس که با تغییر در بافت جمعیتی و جغرافیایی این شهر صورت میگیرد، بایستند.
س: برخیها معتقدند که سلام فیاض میخواهد با تغییر در وضعیت فلسطین و کنار گذاشتن فتح و حماس، خود را به یکه سوار میدان سیاست مبدل سازد. چیزی هم که امروز ـ و با وجود چنین شرایطی ـ شاهد آن هستیم، عدم واکنش حماس و دیگر گروههای حاضر در کرانه باختری است. دلیل این همه سکوت و نیز پذیرش فشارهایی که از سوی دستگاههای امنیتی وارد میآید، چیست؟
ج: بله این وضعیت مشهود و البته تعجب برانگیز است ولی هرگز نمیتوان آن را نشانه خمودگی و نیز بی توجهی مردم به حوادث موجود دانست. ملت ما یک ملت بزرگ میباشد که همیشه در صحنه حاضر بوده و خود تاریخ ساز بوده است ولی متاسفانه امروز میبینیم که با زور آهن و آتش، با ابزار ارتکاب اقدامات وحشیانه همچون شکنجه و کشتار و نیز همکاری امنیتی، ملت ما را مهار کردهاند و هرگونه حرکت اعتراض آمیزی را در نطفه خاموش میکنند. بنده بر این باورم که بر خلاف اعتقاد برخیها، وضعیت موجود ـ حتی اگر با پیشرفتی در زمینه امور اقتصادی همراه شود ـ هرگز یک موفقیت برای تشکیلات خودگردان یا دولت سلام فیاض به شمار نمی رود زیرا اولویت اصلی ملتهای تحت اشغال رهایی میهن از چنگال غاصبان است نه اقتصاد.
از سوی دیگر، موفقیت دیکتاتورها در کشورهای مختلف [در استفاده از ابزار زور برای مهار ملتها] هرگز به عنوان یک موفقیت به شمار نمی رود. در کرانه باختری نیز اصل بر همین است و اگر هم تشکیلات خودگردان در این منطقه پیروزی ظاهری داشته، این پیروزی در سایه زیر پا گذاشتن ارزشهای ملی، سلب آزادی و نیز عزت انسانی شهروندان حاصل شده است.
خلاصه باید عرض کنم که وضعیت حاکم بر کرانه باختری یک وضعیت استثنایی و موقت است و هرگز بیانگر حقیقت نمیباشد. بنده کاملا به این نکته باور دارم که این مرحله پایان خواهد یافت و ما به زودی این وضعیت را پشت سر خواهیم گذاشت. کرانه باختری نیز برنامههای مقاومت خویش را از سر خواهد گرفت. تاریخ فلسطین همیشه آکنده از حوادث غیر منتظره بوده است. چه بسا دورههایی از آرامش که با خود طوفانی را به دنبال داشته است، طوفانی که هیچ کس آن را پیش بینی نمیکرد.
س: آیا خبر جدیدی را در خصوص رابطه میان حماس با اردن برای ما دارید؟
ج: متاسفانه در برهه کنونی روابط دو جانبه حالت جمود را تجربه میکند و ریشه این موضوع را باید در نظرات مراکز تصمیم گیری در اردن جستجو کرد که هرگز نمیخواهند با جنبش رابطهای داشته باشند. حماس برای ارتباط با امان آمادگی کامل دارد ولی مشکل طرف مقابل است که همیشه رفتاری تردید آمیز نسبت به این موضوع دارد البته شاید هم قاطعانه تصمیم گرفته است که هرگز رابطهای با جنبش نداشته باشد. در واقع، مسئولیت جمود کنونی در روابط حماس با امان بر عهده یک طرف (حکومت اردن) است.
س: شما به دنبال ایجاد چه نوع رابطهای میان حماس و امان هستید که بتواند تامین کننده منفعت دو طرف باشد؟
ج: پیش از آنکه هرگونه بحث در خصوص نوع این رابطه داشته باشیم، باید به ضرورت وجود روابط میان اردن و فلسطین که بخشی از آن را روابط میان اردن و حماس تشکیل میدهد، بپردازیم. بیتردید، این روابط یک موضوع حاشیهای و بیاهمیت نیست بلکه یک ضرورت تلقی میشود. درست است که اردن با تشکیلات خودگردان رابطه دارد ولی این کفایت نمیکند چرا که حماس جزئی از نظام حاکم بر فلسطین به شمار میرود و اکثریت پارلمانی را در اختیار دارد. حماس بعد از سال 2006 هیچ شباهتی به قبل از آن ندارد. حماس مشروعیت خود را اول به خاطر مقاومت و بعد هم به خاطر آرایی گرفته است که رای دهندگان به نفع این جنبش به صندوق ریختند. از این رو، نمیتوان گفت که رابطه با یک طرف خاص فلسطینی، اردن را از رابطه با حماس بی نیاز می کند.
در برهه کنونی شاهد افزایش دغدغههای مشترک میان اردن و فلسطین هستیم. هر دو طرف نگران طرحهایی هستند که نتانیاهو و دولت تندرو و افراطی وی از آن سخن به میان میآورند، طرحهایی که بر اساس آن دیگر آوارگان حق بازگشت به میهن خویش را ندارند و باید برای همیشه مقیم کشورهایی شوند که به آنها پناه برده اند. اردنیها و فلسطینیها امروز با یک تهدید مشترک رو به رو هستند و منافع و سرنوشت آنها با یکدیگر گره خورده است.
در سایه ضرورتهایی که توضیح آن گذشت، همه باید اهمیت روابط دو جانبه را درک کنند. بیان چنین حرفهایی از سوی بنده به این معنا نیست که ما به دنبال گدایی کردن رابطه با دیگران هستیم. به طور کل، چنین مقولهای در سیاست حماس جایی ندارد.
به نظر بنده، منافع و دغدغههای مشترک هستند که باعث ایجاد روابط دو جانبه میان طرفهای مختلف میشوند. در پاسخ به پرسشی که در خصوص شکل این رابطه مطرح کردید، باید بگویم که ما به دنبال رابطهای هستیم که اساس آن احترام، تفاهم و تبادل نظر باشد.
آنچه که باید اردن و فلسطین به دنبال آن باشند گفتوگو برای از بین بردن نگرانیها، بسترسازی برای دست یابی به تفاهم و نیز ارائه طرحی مناسب برای رابطه دوجانبه در برهه کنونی می باشد البته طرح مذکور باید قابلیت گسترش را نیز در آینده داشته باشد. حماس آمادگی آن را دارد تا برای برقراری رابطهای که تامین کننده منافع اردن و فلسطین باشد، بکوشد و نگرانیهای اردن نسبت به برقراری این رابطه که برخی از آنها قابل توجیه و البته اکثر آنها نیز غیر قابل توجیه است، را از بین ببرد.