
انفجار لوله نفتی در خلیج مکزیک حالا دیگر بیشتر از آنکه یک اتفاق زیستمحیطی باشد، یک حادثه سیاسی است. روزانه هزاران و شاید صدها هزار بشکه از ذخایر نفتی وارد آب میشود و این برای اوباما و دولت او یک فاجعه است، فاجعهای که وین مدسن روزنامهنگار منتقد امریکایی ابعاد آن را با حادثه چرنوبیل مقایسه میکند. گفتوگویی کوتاه با او انجام دادهایم که ابعاد مختلف این حادثه بررسی شده است.
به عنوان سؤال اول، لطفاً حدود و ثغور قضیه انفجار سکوی نفتی خلیج مکزیک را ارائه دهید. اینکه عوامل وقوع این حادثه چه بوده است و چه شد که ابعاد آن گسترش پیدا کرد؟
چند ماه پیش از وقوع حادثه انفجار در آبهای عمیق منطقه، شرکت بریتیش پترولیوم به فاصله 35 هزار پا از سطح دریا، زیر دریا حفاری کرد. به همین دلیل فشار زیادی بابت این اقدام به دریچه سکوی نفتی که شامل سه میلیون بشکه نفت بود، وارد شد.
زمانی که گاز نشت کرد و به بالا آمد، باعث بروز انفجار شد. البته شرکت بریتیش پترولیوم در مورد حادثه مرگ آن چند نفری که در این حادثه کشته شدند، مقصر نیست. اکنون در حالی که رسانههای دولتی ادعا میکنند که روزانه تنها پنج هزار بشکه نفت به دریا میریزد، اما ایمیلهای داخلی شرکت بریتیش پترولیوم عنوان کرده است که روزانه صدها هزار بشکه نفت به دریا میریزد البته خود من متوجه شدهام که میزان نشت نفت بسیار بیشتر از این است.
بعد اصلی اهمیت این حادثه از نظر شما چیست؟
البته مقامات دولتی اجازه ندادند در این مورد آزادانه صحبت کنند اما از محتوای سخنان آنها این چنین برمیآید که تا شعاع 200 مایلی منطقه آبهای عمیق به عنوان منطقه خطرناک و مرگبار محسوب میشود که در آنجا در زمانی کوتاهی گیاهان و موجودات زنده به طور کامل از بین رفتهاند و حتی این منطقه برای انسان نیز خطرناک شده است.
این حادثه چه تأثیری بر محبوبیت اوباما در امریکا گذاشته است؟
اوباما به عنوان فردی که نتوانسته به طور مطلوبی جلوی این فاجعه را بگیرد یا از پس آن برآید، در نظر مردم امریکا جلوه کرده است. علاوه بر این، او شرایط را به گونهای فراهم کرده که بریتیش پترولیوم بتواند از زیر بار اتهامات در مورد این حادثه شانه خالی کند. اوباما به شرکتهایی مانند کاسکورد که به بریتیش پترولیوم نزدیکند، کمک کرد که خود را از اتهامات مبرا کنند. اتهام این شرکتها این بود که به شرکت بریتیش پترولیوم کمک کردهاند اتهامات را از خود دور کند.
علاوه بر این گزارشهایی مبنی بر تلاش این شرکت برای آتش زدن نفت ریخته شده به دریا منتشر شده است. همچنین اخباری مبنی بر احتمال گسترش فاجعه زیست محیطی این حادثه به سواحل کارولینای شمالی نیز شنیده میشود. به همین دلیل محبوبیت اوباما به طور فزایندهای رو به کاهش است.
تأثیرات این حادثه روی سیاستهای اقتصادی دولت اوباما چه خواهد بود؟
اطلاعات زیادی منتشر شده مبنی بر اینکه این حادثه بدترین وضعیتی بود که اوباما در طول دوران دو ساله ریاست جمهوری خود با آن مواجه شده است. دقیقاً مشابه همان حادثهای که در دوران ریاست جمهوری بوش بر اثر طوفان کاترینا در امریکا رخ داد. البته کارشناسان معتقدند که این حادثه به عمق کاترینا نیست، بلکه به بدی حادثه چرنوبیل است که باعث بهوجود آمدن بدترین حادثه دوران حکومت شوروی سابق شد. بسیاری معتقدند که اوباما تنها یک دوره رئیسجمهور امریکا خواهد بود و نخواهد توانست دوره دوم ریاست جمهوری خود را تجربه کند، البته بدتر شدن ابعاد این حادثه نیز روی این مسأله تأثیر بسزایی خواهد داشت.
آیا مردم امریکا فکر میکنند که تلاشهای اوباما برای فائق آمدن بر این اجرا کافی است؟
نه، مسلماً وی تلاش کافی برای حل بحران و همچنین متهم کردن و محاکمه بریتیش پترولیوم انجام نداده است. وی حتی به شرکتهای امریکایی اجازه داده است ابعاد این حادثه را مخفی کنند. این مسأله از سوی مردم به عنوان ضعف اوباما در حل بحران تعبیر شده است. همچنین مردم امریکا سخنرانی اوباما را در جمع مردم امریکا در این مورد تنها حرف زدن قلمداد و اعلام کردهاند که هیچ اقدام عملی از سوی دولت امریکا برای حل بحران دیده نمیشود.
آیا این بحران، سیاست درازمدت امریکا را تحت تأثیر قرار میدهد؟
ظاهراً اوباما تلاشهای موقت و کوتاهمدتی برای حل این بحران انجام داده است. اما این تلاشها برای حل بحران کافی و مناسب نبوده است. بنابراین احتمالاً شاهد این خواهیم بود که خلیج مکزیک همچنان از لحاظ زیستمحیطی و شرایط زندگی برای مدت طولانی در شرایط بحرانی باقی خواهد ماند و موجودات زنده در این منطقه از بین خواهند رفت.
سیاست امریکا به طور کل چه شرایطی را در آینده بر اثر این حادثه متحمل خواهد شد؟
قطعاً این حادثه روی اقتصاد امریکا تأثیر منفی خواهد گذاشت. شرکت بریتیش پترولیوم 20 میلیارد دلار سرمایهگذاری در منطقه انجام داده است.
این شرکت مدعی است که به خسارتدیدگان، خسارت پرداخت خواهد کرد اما مشخص نیست که آیا این مبلغ مطابق با خسارت خواهد بود و این نکته که آیا کارگران این شرکت که خسارت جانی دیدهاند، برای ادامه زندگی خود حقوقی دریافت خواهند کرد یا خیر؟ به نظر میرسد که خسارتی که این حادثه به جای گذاشته است، سه تریلیون دلار و بسیار فراتر از سرمایهگذاری شرکت انگلیسی است. بنابراین 20 میلیارد دلار نمیتواند چندان در جبران خسارت این حادثه تأثیرگذار باشد و به همین دلیل اقتصاد امریکا چالش جدیدی را تجربه خواهد کرد.
اوباما طی ماههای گذشته بیشتر روی مسائل داخلی متمرکز شده بود و الان هم به نظر میرسد بحران نفتی در خلیج مکزیک او را بیشتر از قبل درگیر مسائل داخلی کرده و به نظر میرسد خانم کلینتون سیاست خارجی امریکا را از اوباما قاپیده است. آیا با این تعبیر موافقید؟
ظاهراً به نظر میرسد که اوباما نتوانسته در سیاستهای دولت خود تکامل ایجاد کند و دولت وی دچار نوعی عدم تعامل شده است. سخنرانیهای وی در قاهره و استانبول چیزی بیش از حرف نبوده است و عملی در پس آن دیده نشده است. اوباما حمله رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی را محکوم نکرد و این در حالی بود که 90درصد اعضای کنگره امریکا به این مسأله اعتراض کردند و در واقع اوباما در سیاست خود در قبال خاورمیانه همانند جورج بوش عمل کرده است.
آیا احساس نمیکنید نوعی اختلافنظر ظریف و البته نامشهود بین اوباما و کلینتون در سیاست خارجی امریکا بهویژه در مورد ایران وجود دارد؟
نه این طور نیست. اوباما و کلینتون سیاست یکسانی را در مورد مسائل خارجی دنبال میکنند. در واقع این لابی رژیم صهیونیستی است که برای مثال در مورد نوع برخورد با ایران با دولت اوباما اختلافنظر دارد.
لطفاً بفرمایید مسئولیت بریتیش پترولیوم در این حادثه چیست و چقدر تقصیرها را میتوان به این شرکت نسبت داد.
این شرکت مسئول این حادثه است. علاوه بر این شرکتهای وابسته به این شرکت از کشورهای مختلف مانند ژاپن نیز در مورد این حادثه مسئولیت دارند. این در حالی است که اوباما هیچ تلاشی برای بررسی این موضوع و روشن شدن مسأله انجام نمیدهد. البته باید اشاره شود که تمامی این شرکتها از لحاظ مالی در این حادثه مقصرند.