
محمد صادق زمانی - این یک حقیقت انکارنشدنی است که جوامع مدرن و سنتی به فراخور ظرفیتها و قابلیتهایی که دارند دستخوش تغییرات اجتماعی هستند.
در جوامع مدرن یا صنعتی، سرعت این تغییرات زیاد و در اجتماعات سنتی، شتاب این تغییرات کند است. عوامل گوناگونی بر تغییرات اجتماعی اثرگذارند که مهمترین آنها محیط مادی، سازمان سیاسی، عوامل فرهنگی و سازمان اقتصادی جوامع است. در این میان، «عوامل فرهنگی» ضرباهنگ تغییر اجتماعی را با شیوهای نرم و ظریف، شدت و سرعت میبخشد. فیلمهای سریالی و سینمایی به عنوان یک عامل فرهنگی از قدرت اثرگذاری فوقالعادهای برخوردار هستند و میتوانند به عنوان یک ابزار کلیدی و پرنفوذ برای ایجاد تغییرات اجتماعی به کار گرفته شوند.
اگر تولیدات سمعی و بصری در یک جامعه به صورت زنجیرهای، هدفمند و سنجیده تولید شوند از این قابلیت برخوردار هستند که افراد آن اجتماع را به یک «تفکر مشترک اجتماعی- فرهنگی» نائل کنند. از این رو، یکی از عوامل فرهنگی بسیار مهمی که بر خصوصیت و ریتم تغییر اجتماعی تأثیر میگذارد، ماهیت نظامهای سمعی و بصری است. ماهیت نظامهای سمعی و بصری در برخی جوامع، ماهیت اومانیستی است. در برخی اجتماعات دیگر، ماهیت نظامهای سمعی و بصری، ماتریالیستی و در برخی جوامع دیگر، این ماهیت ترکیبی است. در کشورهای دیگر همچون کشور ما قرار است ماهیت نظام سمعی و بصری، ماهیتی اخلاقگرا و ایدئولوژیک باشد.
افزون بر این، تحت عنوان کلی «عوامل فرهنگی» باید رهبری جامعه را نیز بگنجانیم. رهبران تأثیر فاحشی بر تغییرات اجتماعی دارند؛ فقط کافی است به شخصیتهای بزرگ دینی مثل حضرت محمد(ص)، رهبران سیاسی و نظامی مثل جولیوس سزار و یا نوآوران عرصه علم و فلسفه همچون ایزاک نیوتن بیندیشیم تا به صحت این سخن پی ببریم.
رهبری که قادر به پیگیری خط مشیهای پویا و واداشتن افکار عمومی به تبعیت از اندیشههای اصیل باشد یا طرز تفکرهای اشتباه را بشناسد و برای دگرگونی آنها تلاش کند، میتواند تغییر اجتماعی را کنترل کرده و عوامل این تغییرات را فرماندهی کند.
در دوران ما به دلیل گسترش و پیشرفت ابزارهای ارتباطی( ماهواره، اینترنت و رادیو)، این امکان فراهم شده که جوامع بتوانند به راحتی در «حیاط خلوت اجتماعی و فرهنگی» همدیگر سرک بکشند. در این سرک کشیدنها، جوامعی که توان بهرهگیری هنرمندانهتر از نظامهای سمعی و بصری خود را دارند میتوانند حیاط خلوت اجتماعی کشورهای دیگر را زیر سیطره و نفوذ خود کشیده و از این طریق، افکار عمومی را استثمار کنند. چند شاهد مثال علمی و اثبات شده برای این موضوع را با هم مرور میکنیم: رسانهها به شیوههای متفاوتی با افزایش یا کاهش بیبندوباری، جرم و خشونت ارتباط دارند. در میان رسانههای جمعی، فیلمهای سینمایی بهعنوان یک عامل مؤثر در انحراف و بزهکاری جوانان از پیشینه قدیمتری برخوردار هستند. نمایش اعمال فساد اخلاقی، خشونت، کشتار، جنایت و نیز صحنههای هیجانانگیز در فزونی و تشدید اعمال انحرافی و بزه اثر بسزایی دارند.
طی سالهای اخیر، نظامهای سمعی و بصری غربی با استفاده از ماهواره و تولیدات هالیوودی تلاش میکنند تا ارزشهای حاکم بر جوامع دیگر به ویژه جوامع مسلمان را تغییر دهند. آنها نیک میدانند که تغییر اجتماعی حاصل نمیشود مگر با ایجاد تغییر در تک تک افراد و به خوبی به این نکته کارشناسانه پی بردهاند که برای تغییر دادن فرد باید از تغییر در خانوادهها شروع کرد. امای کاش، تغییر مورد نظر آنها یک تغییر مثبت و در راستای منافع خانوادهها بود ولی اینگونه نیست. آنها با بیانصافی و بیرحمی تمام، تلاش میکنند تا با کشتن روحیه تعهد و وفاداری زناشویی و رشد اندیشه روابط آزاد مرد و زن و دختر و پسر، بنیانهای اخلاقی خانوادهها را تضعیف کنند. خانوادهای که بنیانهای اخلاقیاش در هم بشکند به راحتی قابل استثمار است. آنها برای تحقق این استثمار، ابزار فیلم و تولیدات رسانهای را به کار گرفتهاند.
ارجاع به سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون- 12 تیرماه 89-: کسانی که سلاح و مواد شیمیایی را برای جنایتآفرینی در حق ملت ایران، در اختیار صدام قرار میدادند امروز شبکههای به ظاهر فرهنگی تشکیل میدهند تا همان هدف را دنبال کنند و این واقعیت نباید از چشم کسی پوشیده بماند ... در زمینه کار صدا و سیما باید اعتلاى کار مشاهده شود و بخصوص در بخش اثرهاى دراماتیک و هنرهاى نمایشى باید خیلى تلاش بشود، خیلى کار بشود تا انشاءالله بتوانید از عهده دست و پنجه نرم کردن با این رقباى بىانصافى که در مقابل شما هستند، بربیایید.