
علی جهانشاهی* - با وجود اینکه رهبر انقلاب سالها پیش موضوع کرسیهای نظریه پردازی، آزاد فکری و آزاداندیشی را مطرح و چندین بار بر اهمیت آن تأکید کردهاند، به دلیل شرایط جامعه و کوتاهی نخبگان در شرح و بسط جوانب آن، این موضوع مظلوم و مغفول مانده است. دراین نوشتار سعی شده است تا به گوشهای از فواید و آثار مثبت این موضوع پرداخته شود.*** در دنیای کنونی رسانهها از قبیل شبکههای ماهوارهای، شبکههای تلویزیونی، شبکههای مجازی، خبرگزاریها، سایتها، وبلاگها، ایمیلها، مجلات، نشریات، روزنامهها، کتابها و... نقش بسیار زیادی در شکلگیری مفاهیم در اذهان و قلوب مردم دارد. همچنین پیشرفت و توسعه سریع و گسترده ارتباطات این تأثیر را دو چندان میکند.در جامعه ما به دلیل پایین بودن سطح مطالعه و گسترش استفاده از ماهواره و اینترنت، تأثیرگذاری این رسانهها بسیار زیاد است. این رسانهها مطلقاً تحت سلطه استکبار و کشورهای غربی هستند لذا دیدگاهها و عقایدی کاملاً غربی و سکولار در اذهان مردم شکل میدهند. در واقع اینگونه رسانهها افساری است بر گردن کشورهایی که از فقر فرهنگی رنج میبرند و اینگونه این کشورها را به هر سمت و سویی که میخواهند میکشند.همچنین این رسانهها ابزاری برای تحریک احساسات مردم هستند تا بتوانند در شرایط لازم کشورهای هدف را دچار هرج و مرج و یا بدبینی نسبت به ارزشها و اصول خود کنند. به طور کلی رسانه عموماً تحت سلطه صاحبان قدرت و ثروت میباشد و صاحبان اصلی فکر و اندیشه که عامل اصلی جریانسازی در کشور، توسعه همه جانبه و ارتقای سطح تفکر مردم میباشند و سردمداران پیشرفت، تحول و نوآوری هستند عموماً تریبونی برای ارائه دیدگاهها و نقطه نظرات خود ندارند و نهایتاً منزوی و ساکت شده و جامعه تشنه دیدگاههای و نقطه نظرات جدید و متناسب با حرکت انقلاب اسلامی میماند.مقام معظم رهبری میفرمایند: « متاسفانه گروهی به دنبال سیاست زدگی و گروهی به دنبال سیاست زدایی، دائماً تبدیل فضای فرهنگی کشور را به سکوت مرداب گونه یا تلاطم گرداب وار میخواهند تا دراین بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تریبون، بتوانند تأثیرگذار و جریانساز باشند و سطح تفکر اجتماعی را پایین آورده و همه فرصت ملی را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسایند و درگیریهای غلط و منحط قبیلهای یا فرهنگ فاسد بیگانه را رواج دهند و در نتیجه صاحبان خرد و احساس، ساکت و مسکوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان برکنار و در حاشیه مانده و منزوی، خسته و فراموش شوند.»همچنین رسانهها معمولاً در حوزههای سیاسی یک فضای تک صدایی را ایجاد میکنند و از آنها بیشتر به منظور تخریب استفاده میشود تا مشخص شدن حقیقت. درحالی که کرسیها فضایی ایجاد میکند که انتقادها و شبهات در فضایی منطقی، آرام و چند صدایی موشکافی شوند تا حقیقت، فرصت آشکار شدن پیدا کند و مخاطبان تحت تأثیر لفاظی، شانتاژ و مغلطه قرار نگیرند.رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «حق اینجوری نمایان نمیشود که کسی یک انتقادی را پرتاب بکند. اینجوری که حق درست فهمیده نمیشود. ایجاد فضای آشفته ذهنی با لفاظیها هیچ کمکی به پیشرفت کشور نمیکند.»
شکستن سلطه تفکرات غربیکشورهای مستکبر و استعمارگر همواره سعی دارند روحیه اعتماد به نفس، خودباوری و استقلال را از کشورهای جهان سوم بگیرند و جایگاه خود را جایگاهی دست نیافتنی جلوه دهند تا مانع ایجاد حرکت، تحول و پیشرفت در این کشورها شوند. جامعه ما نیز پیش از انقلاب اسلامی به شدت تحت تأثیر این موضوع بوده است تاجایی که 30 سال پس از پیروزی انقلاب همچنان عدهای تفکرات غربی را در تمامی حوزهها، عامل پیشرفت میدانند. این در حالی است که بسیاری از تفکرات و نظریاتی که برخی از روشنفکران ما مطرح میکنند نظریههای سالها پیش و قدیمی کشورهای غربی میباشد و نظریاتی است که گذشت زمان موفق نبودن آنها را اثبات کرده است تا جایی که برخی صاحباناندیشه در غرب نیز بر این موضوع اذعان دارند و بسیاری به مطالعه و بررسی برخی از مدلها و نظریات اسلامی ما روی آوردهاند. متاسفانه مادامی که بستری مناسب برای ارائه دیدگاهها و نظرات مختلف وجود نداشته باشد و این دیدگاهها به صورت تجربههایی انباشته در نیاید و کاربردی نشود و مادامی که صاحباناندیشه جرات و جسارت اظهار دیدگاههایشان را نداشته باشند
(بخصوص دیدگاههایی که برخی از دیدگاههای مورد قبول گذشته را زیر سؤال میبرد) و بستری سالم فارغ از جنجال آفرینی و هوچی گری وجود نداشته باشد که در آن انصاف و منطق رعایت شود، نوآوری میمیرد و دیدگاههای اسلامی مجال مطرح شدن، پخته شدن و رقابت با تفکرات غربی را پیدا نمیکند.مقام معظم رهبری در اینباره میفرمایند: « ترجمه فرهنگ، ترجمه فکر، ترجمه نظریات بیگانه، آنها را به شکل وحی منزل تلقی کردن و در یک جایگاه غیرقابل خدشه قرار دادن، بلایی بوده که درجامعه ما وجود داشته است. همان ترجمهها را تکرار کرده ایم، هر چه را که دیگران گفتهاند تکرار کردهایم و دچار جمود شدهایم اگر بخواهیم در اقتصاد، فرهنگ، علوم انسانی، فلسفه و در همه زمینههای علمی و فرهنگی در چارچوب آن نظری که فردی در جایی گفته و یک عده طرفدار هم پیدا کرده و حالا مترجمی آن را ترجمه کرده یا خود ما آن را یاد گرفته ایم؛ یعنی در چهارچوب آن فکر به عنوان یک شیء مقدس غیرقابل دست زدن، حرکت کنیم، این آزاداندیشی نیست.»
اسلامی و بومی شدن علوم دانشگاهیدر چنین شرایطی همواره باید علوم و تئوریهای بی خاصیت و شکست خورده غربی را در دانشگاهها، سالها و سالها بازگو کنیم و با دست خود دانشجویانی تربیت کنیم که نظام فکری شان کاملاً بر پایه تفکرات غربی شکل گرفته است و معلوم نیست که چگونه میخواهیم با این دانشجویان و با این مدلهای غربی جامعه اسلامی را مدیریت کنیم.کشور ما نیاز به علوم بومی شده و متناسب با فرهنگ اسلام دارد تا به بالاترین جایگاهها دست یابد و نظریات و دیدگاهها را به کشورهای مسلمان و غیر مسلمان دنیا ارائه کند.در واقع کرسیها بستر و زمینهساز تولید علم و اسلامی و بومی شدن علوم دانشگاهی است، که هر دو مورد در فرمایشات رهبر عزیز انقلاب بارها تأکید شده است:« بسیاری از مباحث علوم انسانی مبتنی بر فلسفههایی که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بی اعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم.»علاوه بر این در زمینههای علوم فنی و صنعتی نیز باید تفکر غرب باوری شکسته شود و محفلهایی برای ارائه نظریهها، دیدگاهها و نتایج تحقیقات علمی حول مشکلات و موضوعات اساسی صنعت راهاندازی شود و نتایج آن پس از نقد، بررسی و امتیاز دهی در قالب نشریاتی به جامعه علمی کشور ارائه گردد تا به تدریج و با افزایش استقبال و ارتقای سطح مطالب، مقاله دادن در این نشریات ارزش محسوب شود و به یکی از معیارهای ارتقای علمی اساتید تبدیل گردد.این موضوع در واقع فاصله صنعت و دانشگاه را کم میکند، تحقیقات و پژوهشهای دانشگاهیان را در راستای نیاز کشور سمت و سو میدهد. ایدهها، نوآوریها و ظرفیتهای نخبگان دانشگاهی را به صنعت معرفی میکند و روحیه خود باوری، اتکا و اعتماد به متخصصان داخلی را در دانشگاه و صنعت تقویت میکند.رهبر معظم انقلاب میفرمایند:« پژوهش اولاً مورد اهتمام قرار بگیرد، ثانیاً سمت و سوی پرداختن به نیازهای کشور را پیدا کند یعنی حقیقتاً پژوهشهایی بکنیم که مورد نیاز ماست. ملاک پیشرفت علمیمان را درج مقالات در مجلات ای.اس.آی نباید قرار بدهیم. ما نمیدانیم آنچه که پیشنهاد میشود، تشویق میشود، برایش، آن مقاله نویس احترام میشود، دقیقاً همان چیزی باشد که کشور ما به آن احتیاج دارد ما خودمان باید مشخص کنیم که درباره چی مقاله مینویسیم، درباره چی تحقیق میکنیم.»
جلوگیری از مظلوم نمایی و القای فضای خفقان در دانشگاههایکی از حربههای اصلی ضد انقلاب در به دست گرفتن فضای دانشگاهها مظلوم نمایی است. در واقع این طیف عموماً با جنجال آفرینی، هوچیگری، ملتهب کردن فضا و تنها و بی یاور نشان دادن خود، قصد تحریک احساسات دانشجویان و القای فضای خفقان و سرکوب را دارند.برگزاری کرسیها برای همه دانشجویان با دیدگاههای مختلف فرصتی فراهم میکند تا بتوانند در فضایی آرام نقطه نظرات خود را مطرح کنند و به نقد دیدگاههای دیگران بپردازند. در این شرایط دیگر توجیهی برای به آشوب کشیدن دانشگاهها وجود ندارد و در نگاه جامعه دانشگاهی این نوع حرکتها خود بی پایه و اساس بودن ادعاهای آشوبگران را اثبات میکند.
توفیقی اجباری برای طرفداران جریانهای فکری!در چنین فضایی دیگر لشکرکشی و زیاد بودن جمعیت برای کسی معیار و ملاک برتری و بر حق بودن نیست و تنها استدلالهای منطقی شنیده میشود و از لابه لای جنجالها و عوام فریبیها سر بر میآورد. مردم و حتی نخبگان جامعه عقاید و تفکراتشان عموماً بر پایه احساسات و تحت شرایط خانوادگی، شرایط جامعه و.... شکل میگیرد و اینگونه نیست که با تحقیق و بررسی و به صورت مستدل به آن رسیده باشند. درنتیجه طرفداران جریانهای فکری با هدف دفاع از اعتقادات و تفکرات خود به مطالعه و بررسی عقاید، تفکرات، نظرات و شبهات مختلف پرداخته و با آنها آشنا میشوند و به دنبال پاسخهایی برای مسائل مطرح شده میگردند در خلال این مطالعهها و بررسیها، پایههای فکری و اعتقادی مستحکم میگردد و افراد حقیقت جو به حقایق پی میبرند نتیجه اینکه پایه تفکرات ناب و اصیل مستحکم میگردد و تفکرات انحرافی از میدان به در میشوند و فضایی برای جولان پیدا نمیکنند و رفته رفته از طرفداران آن کاسته میشود.(منابع در دفتر روزنامه موجود است)
*دانشجوی کارشناسی هوافضا دانشگاه امیرکبیر