
حسین فصیحی : به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد. ذبیحالله با خواندن متن کیفرخواست برای مختار که متهم است پسردایی خود (محمود) را با استناد به اقرار صریح، بازسازی صحنه جرم و ... به قتل رسانده است، تقاضای مجازات کرد. اولیای دم نیز با حضور در جایگاه برای متهم تقاضای قصاص کردند. مادر مقتول گفت پسرم تحصیلدار یک شرکت صنعتی بود. او ساعت 7 عصر روز حادثه با یک ساک ورزشی از منزل خارج شد و قرار شد تا 20 دقیقه بعد بازگردد. من تصور کردم شب را در منزل نامزدش سپری کرده است اما وقتی صبح روز بعد فردی از شرکت به در خانهمان مراجعه کرد دریافتم اتفاق ناگواری روی داده است. متصدی شرکت که در جلسه دادگاه حاضر بود، گفت: محمود تحصیلدار شرکت ما بود. او روز حادثه قرار بود حقوق کارکنان کارخانه – 23 میلیون – را از دفتر شرکت به کارخانه بیاورد. ساعت 4 عصر که به کارخانه رسید، مسئول امور مالی حضور نداشت و با 23 میلیون راهی خانه شد. وقتی صبح روز بعد غیبت او طولانی شد و جواب تلفن را نداد به خانهاش مراجعه کردیم.
متهم در جایگاه
قاضی در ادامه متهم را در جایگاه ویژه تفهیم اتهام کرد. او ارتکاب به جنایت را انکار و به قاضی گفت: محمود روز حادثه از اسلامشهر با من تماس گرفت و گفت بر سر مواد مخدر معاملهای کرده است که برای تسویه حساب نیازمند پول است. او از من خواست از چهاردانگه به اسلامشهر بروم و برایش مقداری پول ببرم. محمود از من درخواست کرد به صورت مسلح به سرقرار بروم و من قمهای تهیه کردم و با 600 هزار تومان عازم محلی که پاتوق نام داشت رفتم. من با آژانس به سرقرار رفتم و او در حالی که ساک ورزشی کهنهای داشت عقب خودرو نشست. او از من خواست یک ساک دیگر تهیه کنم. ما با هم یک ساک مناسب تهیه کردیم و محمود با مالک موادمخدر قرار ملاقات گذاشت.
متهم در ادامه گفت: من از محمود جدا شدم و در محل دیگری با جسد بیجان او مواجه شدم. من دریافتم به ضرب قمه از پای درآمده باشد، بنابراین او را بلند کردم تا ازمرگ او اطمینان پیدا کنم. من ترسیم و در حالی که لباسهایم خون آلوده شده بود از محل دور شدم.
متهم گفت: من صبح روز بعد به محل بازگشتم و دریافتم جسد محل را ترک کرده است. من از ترس اینکه مبادا بستگانم مرا به قتل متهم کنند آنان را باخبر نکردم.
متهم گفت: من به مغازه لباسفروشی دوستم رفتم و لباس جدید خریدم و از آنجا که موتورم در محل بدون بنزین بود با تهیه بنزین راهی محل شدم.
قاضی در ادامه بخشی از اعترافات متهم که در سر مرحله بازسازی صحنه قتل بیان کرده بود، برایش خواند.
- «من به بهانه معامله او را به محل کشاندم و با قمهای که آن را تیز کرده بودم به محمود حمله کردم و شاهرگ او را زدم، سپس به سراغ ساک رفتم و چهار میلیون و 700 هزار تومان را برداشتم و بدهیهایم را پرداخت کردم.» قاضی در ادامه گفت: با مبلغ 600 هزار تومان لپتاپ تهیه کرده و 700 هزار تومان هم به مادرتان دادهاید که حیرت او را در پی داشته چرا که گفته است شما همواره از او درخواست پول میکردید. زمانی که قاضی خواست اظهارات شاهدان را قرائت کند، متهم گفت: شما پاهای مرا باز کنید آن وقت خواهید دید که شاهدان به هواخواهی من شهادت خواهند داد. متهم پنج قاضی دادگاه کیفری را با اظهارات ناشایستی مورد خطاب قرار داد و خواستار برائت خود شد.
قاضی در ادامه چند نفر از شاهدان را به جایگاه فرا خواند.
شاهدان
مردی که روز حادثه متهم را با خودرو آژانس به محل رسانده بود، گفت: او هنگام سوار شدن جسم بلندی همانند قمه بزرگ پیچیده در پارچه به همراه داشت و از من خواست مقابل یک کلیدسازی توقف کنم. مرد کلیدساز نیز به دادگاه گفت متهم نزد من آمد و قمه بلندی به من داد و از من خواست آن را برایش تیز کنم.
در ادامه جلسه قاضی پس از شنیدن اظهارات وکیل متهم برای آخرین بار متهم را در جایگاه تفهیم اتهام کرد که او ارتکاب جنایت را انکار کرد. دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد و متهم را به قصاص محکوم کرد.
آغاز ماجرا
راز مرد معتاد که پسرداییاش را با انگیزه سرقت به طرز هولناکی از پا درآورده بود، در تجسسهای مأموران پلیس اسلامشهر فاش شد.
اوایل خرداد امسال مردی با مراجعه به اداره آگاهی اسلامشهر از ناپدیدشدن مرموز پسرش خبر داد و گفت: پسرم آرش سه روز قبل در حالی که 20 میلیون تومان پول نقد همراه داشت راهی محل کارش شد، اما پس از آن به طرز مرموزی ناپدید شد و تلاش ما نیز برای یافتنش به نتیجه نرسید.همزمان با آغاز تحقیقات، کارآگاهان از کشف جسد مرد ناشناسی در یک چاه در حوالی روستای «حسینآباد» چهار دانگه باخبر شدند.پس از بررسی پرونده گمشدگان مشخص شد، جسد متعلق به آرش است، بنابراین همزمان با شناسایی هویت قربانی، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازهای شد.از سوی دیگر تحقیق از خانواده مقتول نشان میداد، «آرش» آخرین بار همراه پسرعمهاش مجید دیده شده است. با افشای این سرنخ مظنون اصلی دستگیر شد که در بازجوییها پرده از راز این جنایت برداشت. وی گفت: «به مواد مخدر اعتیاد شدید دارم. روز حادثه برای انجام معاملهای همراه آرش بودم که وقتی متوجه شدم او پول زیادی همراه دارد وسوسه شده و او را با چهار ضربه قمه از پا درآوردم. پس از سرقت پولها، جسد را داخل یک چاه انداخته و دو روز بعد هم آن را آتش زدم با پولها نیز بدهیهایم را تسویه کردم.»