
خانه فیروزهای، عنوان برنامه ترکیبیای است که هر روز صبح از شبکه سوم سیما پخش میشود؛ برنامهای که مخاطبان خاص آن، خانمهای خانهدار هستند. طبق آخرین آمار و ارقام اعلام شده از سوی روابط عمومی سازمان صدا و سیما، این برنامه با حدود 93 درصد مخاطب، پربینندهترین برنامه ترکیبی این روزهای تلویزیون به شمار میرود. ژیلا صادقی و جواد مولانیا که هر کدام دغدغههای مخصوص به خود را در اجرای حرفهای دارند از معدود مجریانی هستند که به گفته خودشان ضمایر ناخودآگاه نزدیک به هم دارند و همین امر به طور معمول در صحبتها و اجراهایشان به آنها کمک بسزایی کرده است. میزگردی را با حضور صادقی و مولانیا ترتیب دادیم که از نظرتان میگذرد. خانم صادقی تا جایی که من مطلعم شما همیشه اجراهای انفرادی را بیشتر میپسندیدید تا حضور در کنار پارتنر. چه شد که پیشنهاد اجرای برنامه «خانه فیروزهای» را آن هم در کنار پارتنر، پذیرفتید؟! صادقی: بله، من در حالت کلی و همیشه، مجریای بودم که با حضور پارتنر اصلاً موافق نبودم و همیشه معتقد بودم که باید تنها اجرا کنم و تا آن موقع هیچ کسی را همردیف و همنوع اجراهای خودم ندیده بودم. در ابتدا پس از تجربه تلخم در برنامه «خونه من، خونه تو»، این مقوله را نپذیرفتم ولی پس از آن و با اصرارهای آقای هاشمیاصل (تهیهکننده خانه فیروزهای) که احترام زیادی برایشان قائلم این کار را قبول کردم، چون تجربه بیماری من باعث شده بود که همه نگران شوند که مبادا با ایجاد یک مشکل دیگر برنامه لنگ بماند.
یعنی اعتقاد و گفته خود را نادیده گرفتید و حاضر به اجرا در کنار پارتنر شدید؟!صادقی: نه، این طورها هم نیست. معتقدم که از بد اتفاق، همیشه در عرصه هنر و بالاخص در حیطه اجرا، ما انتخاب نمیکنیم بلکه انتخاب میشویم و در ادامه به دلیل عدم حمایتهای لازم و ترس از اتفاقاتی که یکی از اساسیترین و مهمترین آنها، نادیده گرفتن احساسات و علاقه من مجری به کارم بود، این اجرا را قبول کردم.
این خواسته شما بود که جواد مولانیا را جایگزین امین نبیاللـهی کردند؟!صادقی: نه، من اصلاً در جریان این جایگزینیها نبودم و بعد از آنکه مولانیا به گروه ملحق شد، من همه چیز را فهمیدم.در همان روزها و در یکی از مصاحبهها، آقای هاشمیاصل گفته بودند که در خانه فیروزهای، مجری محور، ژیلا صادقی است و منظورشان این بود که چون تعداد کثیری از مخاطبان این قبیل برنامهها را خانمهای خانهدار شامل میشوند، پس مجری محور ما، یک خانم است ولی این جمله در آن زمان باعث دلخوری برخی شد و در ادامه طبق خواسته و صلاحدید تهیهکننده جواد مولانیا به برنامه دعوت شد.
ولی این جمله شاید برای جذب مخاطب و افزایش بینندگان برنامه گفته شده بود؟صادقی: بله، کاملاً درست است ولی خب برخی برداشت درستی از این جمله نکردند و فکر کردند که من همه کاره برنامه هستم.
در ادامه کار، چطور توانستید با جواد مولانیا همسو شوید، طوری که شما دو نفر تا به حال از نزدیک با هم آشنا نبودید؟ صادقی: خب من قبلاً اجراها و بهتر بگویم بازیهای جوادمولانیا را درتلویزیون دیده بودم، او در اجراهایش بازی میکرد. مجری بداههگویی بود و اینکه هیچ گاه در اجراهایش، کاغذ در دست نمیگرفت واین به عقیده من از مهمترین ویژگیهای یک مجری خوب است. کما اینکه مولانیا، تجربه اجرای زنده در برنامه شاخصی چون الفبای مهربونی، صبح تهران و .. را داشت و تا آن موقع در کنار افراد با تجربهای اجرا کرده بود و در جای خودش صاحب سبک بوده و من مطمئن بودم که او آنتن و اجرای زنده را به خوبی میشناسد، تمامی اینها کمی از استرسم را کاهش داد.
چطور با هم به یک تعامل رسیدید؟ مقولهای که در این قبیل اجراهای دوتایی به ندرت دیده میشود و دو مجری هیچگاه نمیتوانند در یک برنامه و آن هم هر روز با هم اجرا کنند. صادقی: شاید باورتان نشود ولی من و مولانیا که تا آن روز همدیگر را ندیده بودیم،کمتر از یک هفته به تعاملی دو طرفه حال از نظر فکری، همکاری، رفتاری و ... رسیدیم که نتیجهاش حس خوبی است که در حال حاضر در برنامه داریم. ما آنقدر ناخودآگاههایمان به هم نزدیک بود که حتی روز اولی که قرار بود برای رفتن به جلو دوربین آماده شویم، بدون اینکه با هم صحبتی در مورد پوشش و رنگ لباسهایمان داشته باشیم، وقتی از اتاق پروی که از هم مجزا بودند، خارج شدیم، به یکباره دیدیم که مانتو و پیراهن من و او درست باهم ست است و این باعث تعجب تمام بچههای گروه شد.
تا آنجا که مطلعم خانه فیروزهای نویسنده ندارد و شما و مولانیا هیچ گاه از روی متن اجرا نمیکنید... ولی اکثر صحبتهایتان شبیه به هم و از جنس هم است، اینها را همگی و از قبل از برنامه با هم هماهنگ میکنید؟صادقی: خیلی اوقات، اصلاً فرصت هماهنگی برای صحبتهایمان را پیدا نمیکنیم و بهتر است باز به ضمیر ناخودآگاهمان اشاره کنم که آنقدر افکارمان در کار و صحبتهایمان پیرامون مسائل مختلف، یکی است، همیشه این ذهنیت را برای مخاطب به وجود میآورد و بارها همین مخاطبان از من پرسیدهاند که شما کی فرصت میکنید که متنهایتان را حفظ کنید؟ما هیچ متنی در دست نداریم و تمامی صحبتهایمان بداههگویی است.
معمولاً و بالاخص در اجرای این قبیل برنامهها، مجری خواه ناخواه به تکرار میافتد، شما نگران نبودید که با اجرای خانه فیروزهای پس از «خانه مهر» و «خونه من، خونه تو» به تکرار و کلیشه نزدیک شوید؟صادقی: در ابتدا این مقوله بسیار اذیتم میکرد و همیشه این ترس با من همراه بود که نکند با این برنامه به تکرار بیفتم، ولی پس از حضور در کنار پارتنری که بینهایت با من همسو بود، از این تکرار درآمدم طوری که اجرای این برنامه از بهترین اتفاقات زندگی کاریام شد.
شما چطور آقای مولانیا... برای حضور در کنار خانم صادقی که مدتها با این قبیل برنامهها آشنا بودند، دلهره نداشتید؟ چون تا آن زمان ما شما را در قالب اجراهای نوجوان و جوان شاهد بودیم. مولانیا: من واقعاً شرمنده شدم از تعریفهای خانم صادقی و مطمئنم که این طورها هم که میگویند نیست. معتقدم این حضور ذهنی و تعاملی که ایشان از آن صحبت میکنند به اطمینان من به ایشان برمیگردد. این اطمینان هم از آنجایی ناشی میشود که ایشان سالها در رسانه فعالیت کرده، به خوبی با بایدها و نبایدهای رسانه آشناست و مخاطب بسیار گستردهای دارد.
این تعاملی که هر دوی شما بارها و بارها از آن صحبت کردید، همانطور که گفتم در جای خود تعجب برانگیز است. در جامعه کنونی ما که همیشه در محیطهای کاری، بحث رقابت آن هم ناسالم، حرف اول را میزند، واقعاً جای تعجب دارد و بسیاری معتقدند که این عدم حسادت و عدم حس خودبرتربینی که در هیچ یک از شما وجود ندارد یا حداقل تا الان دیده نشده،به دلیل تفاوت در جنسیت شماست.مولانیا: من هیچ مقولهای را مسابقه نمیبینم و تمام ذهنیتم این است که ما با هم همکاریم و قرار نیست در این بین رقابتی ناسالم وجود داشته باشد که کار ما را مختل کند. معتقدم که اگر چنین باشد بحث تقلب کردن و پیشی گرفتن ناخودآگاه پیش خواهد آمد.مهمترین و اصلیترین فاکتوری که در تلویزیون برایم ارزشمند است این است که بتوانم روحم را ارتقا دهم و خودم را طوری تربیت کردهام که به جایی نرسم که خدای نکرده برای به دست آوردن پول بیشتر پا روی شانه همکارم بگذارم تا او از من منتفر شود و از همه مهمتر شخصیت خودم را نیز زیر سؤال ببرم.
طبق آخرین آمار و ارقامی که از طرف روابط عمومی صدا و سیما ابلاغ شده، برنامه خانه فیروزهای بیش از 93 درصد مخاطب دارد که این در جای خود و در بین چندین برنامه که در این نوع ترکیبی تهیه میشود، بسیار خوب است. بسیاری براین باورند که دلیل پرمخاطب بودن این برنامه، شکستن کلیشهها و به نوعی ساختارشکنی در اجرای شما دو نفر است.صادقی: بله و این برمیگردد به اینکه ما در برنامه، خودمان هستیم و معتقدم وقتی خودت هستی دیگر درگیر کلیشه نخواهی شد و در ادامه باید بگویم که من از همان ابتدای اجرایم دنبال یک الگوی درست البته نه در اجرا بلکه در نوع بیان و ساختن حنجره برای ادای یک صدای مناسب بودم و خودم را طوری تربیت کرده بودم که نباید از کسی تقلید کنم چون به وضوح در تلویزیون میبینم که تقلید در اجرا ناخودآگاه مجری را فیلد میکند.
از دیگر ویژگیهای بارز خانه فیروزهای نداشتن نویسنده و کارگردان هنری است. فکر نمیکنید اگر این برنامه کارگردان هنری داشت، شاید بهتر از اینکه الان شاهدش هستیم، میشد؟!صادقی: بله، ما کارگردان هنری و نویسنده نداریم ولی کارگردان فنیای داریم که به خوبی هدایتگر برنامه است.در مورد سؤال دومتان نیز باید بگویم که نه، اگر کارگردان هنری داشتیم، بالطبع کار برای من و مولانیا که مجریانی بداههگو هستیم و تمامی حرکات و رفتارمان در جلو دوربین، ناخودآگاه اتفاق میافتد. سختتر میشد و مجبور بودیم طبق سلیقه و خواسته کارگردان عمل کنیم که این فشار بزرگی برایمان بود .
در حال حاضر کارگردانان برنامههای ترکیبی به شدت به سمت مجریان به اصطلاح بداههگو رفتهاند که شاید فقط در حد کلام بداهه گو باشند.صادقی: بله، ما مجری بداههگو در تلویزیون به ندرت میبینیم که فقط ادعای بداههگویی دارند و شاید دلشان میخواهد که متفاوت باشند ولی در اصل نمیتوانند و در ته تمام حرکات آنها تقلید
موج میزند.برای مثال در یکی از آیتمها برنامهای که نمیخواهم نامش را ببرم، خانم مجریای یکسری اطلاعات را از روی سایت میخواند و بلافاصله بعد از خواندن آنها نظر خود را نیز در آن باره ابراز میکرد که متأسفانه آن اطلاعات روانشناسی و ابراز نظر آن خانم مجری کاملاً با هم در تضاد بودند، طوری که من واقعاً دلم به حال مخاطبان آن برنامه سوخت که چرا باید چنین برنامهای را به خورد آنها دهند که کارشناسی در زمینه روانشناسی ندارد که به مجری تذکر دهد و این مجری به ظن خود میخواست که متفاوت اجرا کند.در صورتی که متفاوت بودن آن هم در اجرا یعنی داشتن علم در نوع کاری که میخواهد انجام شود، یعنی باید علم متفاوت بودن را داشته باشی نه اینکه این متفاوت بودن را در تقلید جستوجوکنی.برای مثال من اگر در برنامهای توصیهای به مخاطبم میکنم، هیچگاه در همان لحظه آن را نقض نمیکنم که اگر اینطور باشد این بیاحترامی به مخاطب من است و این درست کاری است که به شعور مخاطب ضربه خواهد زد.
ولی متأسفانه این مقوله باب شده است که در هر حیطهای بالاخص اجرا، روابط بیشتر از ضوابط است و این امر ناخواسته به حیطه اجرا لطمات جدیای وارد خواهد کرد.صادقی: بله و این خواهش را از مسئولان محترم تلویزیون دارم که نگذارند جوانها آن هم در حیطه اجرا و مجریگری یکشبه ره صدساله را بروند چون این را خیانت و جنایت نسبت به آنها میدانم و معتقدم که هر چیزی ساده و راحت به دست آید، به آسانی نیز از دست خواهد رفت ولی کاری که با زحمت فراوان به دست آید، به این سادگیها از دست نخواهد رفت.
ولی به نظر من، عشق به شهرت در بعضی از هنرمندان، چنان دلچسب است که برای رسیدن به آن حاضرند دست به هر کاری بزنند.صادقی: درست است شهرت، خوب است ولی دردسرهای آن به دلچسب بودنش نمیارزد. شاید روزهای اول این مقوله شیرین باشد ولی در طولانیمدت، گاه زندگی یک هنرمند را مختل میکند و آزادیهای او را از او میگیرد و دست و بالش را در زندگی کاملاً شخصیاش میبندد که اگر جوانها بدانند شهرت چه محدودیتهایی را شامل حالشان میکند، مطمئناً دیگر عشق به شهرت نخواهند داشت و در ادامه از جوانها میخواهم که قبل از اینکه به شهرت فکر کنند، به خواستهها، تواناییها و استعدادهایشان و ماندگاریشان در این جایگاه مناسب فکر کنند.
مولانیا: محدودیتهایی که شهرت برای ما ایجاد میکند، کم نیست، برای مثال وقتی در خیابان همه نگاهها به سمت من مجری است، بالطبع من نیز معذبتر خواهم شد و این اصلاً دلچسب نیست.
یکی از تفاوتهای بارزی که بین جایگاه مجریان ما و مجریان معروف شبکههای خارجی است آن است که در آن طرف مرزها مجریان، هویت شبکه هستند و به طور کاملاً استانداردی از طرف دولت آن کشور ساپورت میشوند ولی در کشور ما...مولانیا: بله، من زمانی که برای تحصیل به خارج از کشور رفته بودم، روزی یکی از استادانم از تمامی دانشجویان کلاس پرسید که چه شغلی دارید؟ و وقتی من گفتم که در ایران مجری بودم همه دانشجویان به من خندیدند و استادم در کمال ناباوری گفت: تو اگر مجری بودی، الان باید هلیکوپتر شخصی میداشتی! در تمام نقاط دنیا، همه مجریان از لحاظ مالی هیچ مشکلی ندارند و کاملاً از طرف دولت همان کشور (که مجریان تلویزیون، نماینده دولت کشورشان به شمار میآیند) حمایت میشوند... برای ما جای تأسف دارد که اصلاً این شرایط برایمان وجود ندارد و با این اوصاف خیلیها فکر میکنند که ما چقدر از لحاظ مالی در سطح بالایی قرار داریم و از همه بدتر این است که برحسب سلیقه ممکن است، روزی تو را نخواهند و به طرفهالعینی کنار گذاشته شوی و اینها تمامی دغدغههای یک مجری در جایگاه ماست.
در اینجا بحث هویت برنامه پیش میآید. در آن طرف آبها، برنامههای جنجالی و مجریمحور، هویت خاص و متعلق به خود را دارند و تا مدتها روی آنتن هستند، اصلاً شاید بهتر باشد بگوییم این قبیل برنامهها، شبکه مخصوص به خود را دارند ولی خب در ایران، این طور به اجرای حرفهای پرداخته نشده است و این باعث شده که حرفهای به این حیطه پرداخته نشود.مولانیا: بله، درست برعکس ایران که یک سال شاهد پخش برنامهای آن هم به صورت روزانه هستیم ولی به یکباره آن برنامه دیگر پخش نخواهد شد، چرا که مدیر شبکه تغییر کرده و مدیر جدید آن برنامه را نمیپسندد یا لااقل اینکه وقتی با ضعفهای برنامه مواجه میشوند، اولین کاری که میکنند به جای رفع آن عیبها به سمت حذف مجری قدیمی و آوردن مجری جدید میروند و اینها همگی به دلیل ضعف در ساختار اینگونه برنامههاست، در صورتی که اگر ساختار، ساختار درستی باشد، هر مجریای میتواند از عهده اجرای آن برنامه برآید.
صادقی: چون که مجری کاملاً متخصص شده و دیگر تمامی نقاط ضعف و قوت برنامه را میشناسد و حتی میتواند در ادامه بهتر شدن برنامه، به صاحبان برنامه کمک کند.
در حالت کلی از نظر شما که یکی از مجریان باسابقه تلویزیون هستید، انتقادها و تعریفها چه تاثیری بر روند کاری یک مجری خواهد داشت؟صادقی: معتقدم که بزرگترین انسان این مرز و بوم که رهبر ما هستند و بالاتر از ایشان دیگر فردی نیست هم وقتی در جمع مردم حاضر میشوند، حتی با یک صلوات مردم و با ابراز احساساتشان و تشویق و محبتهایشان انرژی میگیرند و این حق مسلم هر انسانی است، حال چه برسد به من که خود را کوچکترین عضو این اجتماع میدانم. در ادامه هرگز نمیگویم که هیچ انتقادی بر من مجری وارد نیست بلکه حرفم این است که ما هم احتیاج به تشویق داریم.
آقای مولانیا، اگر روزی ناخواسته از حیطه اجرا کنار گذاشته شوید چه خواهید کرد؟مولانیا: در کل سینما و تلویزیون بیرحماند و من خودم را برای هر اتفاقی آماده کردهام که وقتی در شرایطش قرار میگیرم زیاد اذیت نشوم چون معتقدم که بخشی از زندگی نداشتن و نبودن است و هیچ چیزی ابدی و ماندگار نیست. اگر روزی از اجرا کنار گذاشته شوم، تئاتر را ادامه میدهم.
در حالت کلی و به طور معمول، بازیگران به واسطه فیلمها و سریالهایی که بازی میکنند، بیشتر از مجریانی که چندصباحی اجرا میکنند و در همان پروسه زمانی در اذهان عمومی هستند و بعد از آن به سرعت از یاد میروند، در اذهان عمومی ماندگار میشوند و این مقوله شاید برای مجریان ما کمی تلخ باشد.صادقی: بله و در ادامه صحبتتان باید بگویم که در کشور ما حمایتهایی که از یک بازیگر میشود، از یک مجری نمیشود.در صورتی که سختیهای کار ما چندین برابر آنهاست و از همه جالبتر و تأسفبارتر این است که همین بازیگران میآیند و یکشبه مجری میشوند و عدهای معتقدند که باید برای جذب مخاطب، بازیگری را به اجرای برنامه دعوت کنیم کهn تومان هم دستمزد میگیرد و این توهین بزرگی به من و امثال من خواهد بود.
و جمله پایانی...مولانیا: من معتقدم که جای برنامههای جذاب که بیننده را در جای خود میخکوب کند در تلویزیون امروز ما بسیار خالی است و این برمیگردد به اینکه رسانه ما در حال حاضر دچار روزمرگی و تکرار شده است و همین عامل باعث شده که شبکههای ماهوارهای گوی سبقت را در جذب مخاطب از رسانههای ملی ما بگیرند و این نیز باز جای تأسف دارد.چون تلویزیون است که در تعیین سرنوشت انسانها نقش بسزایی دارد و طبق فرمایش امامخمینی(ره) تلویزیون یک دانشگاه است، پس بیاییم با ساخت برنامههایی جذاب، مخاطب ایرانی را جذب تلویزیون ایرانی کنیم. یکی دیگر از اشکالات رسانه ما این است که برنامههای روانشناسی و برنامههایی که هدایتگر و سازنده برای زندگی روزمره است، روزها پخش میشوند و برنامههای سیاسی، شبها و این تضادی را بین زن و شوهرها ایجاد میکند. خانم شوهرش را از نظر روانشناسی با استفاده از آموختههایش در تلویزیون کاملاً تحلیل میکند و آقای خانه اصلاً متوجه
اینها نمیشود.
صادقی:موفقیت خانه فیروزهای حاصل زحمت و تلاش تمامی اعضای گروه است و از همین جا خیلی دوستانه و صمیمانه به مخاطبان برنامه میگویم که اگر سبک و سیاق بعضی از آیتمها و قسمتهای خانه فیروزهای به دلخواه شما نیست، میتوانید دیگر برنامههای ترکیبی را که خوشبختانه کم هم نیستند تماشا کنید، چون به هر حال مخاطبان، حق انتخاب دارند و اینکه ما دوست داریم در شرایطی کار کنیم که بنا به خواسته مردم و مخاطبانمان باشد و طبق دستور آقای ضرغامی، با مشارکت مردم فعالیت کنیم.