
حبيب ترکاشوند- پس از آنكه مهدي كروبي كه جهت حضور در مراسم ختم پدر محمدرضا عارف معاون اول دولت اصلاحات در دانشگاه شريف حضور يافته بود با اعتراض دانشجويان مكتبي مجبور شد مراسم ختم را رها كرده و صحنه را ترك كند، وي بر آن شد تا در مصاحبهاي با سايت خود اعتراضهاي نسبت به خود را كه در هر مكاني صورت ميگيرد منتسب به بسيج كند.
شيخ اصلاحات كه بهخاطر شعارها و اعتراضاتي كه عليه او صورت ميگيرد به پريشانگويي افتاده سعي كرد به جاي اشاره به علت اين اعتراضات با حمله به بسيج، فلسفه تشكيل بسيج در دانشگاهها را زير سؤال ببرد. كروبي ضمن بيان خاطرهاي ميآورد: «در زمان رياست من در مجلس سوم در يكي از جلسات شوراي انقلاب فرهنگي كه در نبود رياستجمهور، رياست جلسه با من بود، درخواستهايي توسط همين شخص(رئيس وقت بسيج) درباره حضور تشكيلات بسيج در دانشگاهها و برخي درخواستهاي ديگر مطرح گرديد. بنده هنگامي كه ديدم كسي با اين طرح مخالفت نميكند از آنجايي كه من هميشه بصيرت داشته و دارم(!) فهميدم كه براي چه است كه اينها ميخواستند لشكركشي كنند، شروع به مخالفت كرده و گفتم كه دانشگاه محل تحصيل علمودانش است و محل ارگانهاي نظامي نيست(!) كروبي با بيان اين جمله سخيف نشان ميدهد كه هنوز نفهميده معناي بسيج چيست و تشكيلات بسيج مترادف با ارگان نظامي نيست.
وي كه مدام خود را خط امامي ميخواند ظاهراً هنوز نامه معروف امام در تشكيل بسيج دانشجو و طلبه كه دوم آذرماه سال 67 صادر شد را نديده است كه ايشان تنها راه سد نفوذ ايادي استكبار در دانشگاه را تشكل بسيج ميشمارند. حضرت امام درپيام خود ميآورند: «امروز يكي از ضروريترين تشكلها بسيج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم ديني و دانشجويان دانشگاهها بايد با تمام توان خود در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند و فرزندان بسيجيام در اين دو مركز، پاسدار اصول تغييرناپذير نه شرقي و نه غربي باشند.» شعبان بيمخ اصلاحات در اين مصاحبه براي آنكه مقداري از جو ايجاد شده عليه خود را درجامعه بكاهد با توهين به دانشجويان آنان را گروهي جيرهخوار و حقوقبگير خواند اما توضيح نداد در آن جمع كه اكثريت آنان از اصلاحطلبان بودند چرا فقط به او معترض ميشوند و شعارها فقط عليه اوست.