کشف جسد سوخته
به گزارش «جوان» اوایل آذرماه سال 79 هنگامی که مأموران کلانتری 28 آذران در حال گشتزنی در حوزه استحفاظی خود در کیلومتر 28 جاده چالوس بودند متوجه جسد سوخته شده مردی در کنار خیابان شدند.
با آغاز تحقیقات قضایی و پلیسی مشخص شد مقتول در جای دیگری به قتل رسیده و جسدش به این مکان آورده شده است.
«اعلام فقدانی عجیب»
در حالی که تحقیقات برای شناسایی هویت مقتول و عامل یا عاملان این جنایت ادامه داشت، اولین روز اسفندماه سال 80 پرونده به اداره مبارزه با آدمربایی پلیس آگاهی استان فرستاده شد که نشان میداد مردی به هویت «علی ـ ق» خانهاش را به مقصد قبرس ترک کرده اما هیچ گاه به این کشور نرسیده است.
افسر پرونده که احتمال میداد بین کشف جسد و گم شدن «علی ـ ق» رابطهای باید باشد خانواده آنها را برای شناسایی جسد به پلیس آگاهی احضار کرد اما آنها پس از رفتن به «بهشت سکینه» کرج با دیدن جسد ادعا کردند که متعلق به فقدانی نیست. ضد و نقیضگویی در تحقیقات
با توجه به اهمیت پرونده، بررسیهای بیشتر در دستور ویژه کارآگاهان قرار گرفت و آنها این بار دوباره خانواده «علی ـ ق» را احضار کردند که در جریان بازجوییها یکی از دختران مقتول در خصوص قتل پدرش به ضد و نقیضگویی پرداخت اما پس از مواجه شدن با دلایل غیرقابل انکار خود و شوهر خواهرش را به عنوان قاتل پدرش معرفی کرد.
دستگیری باجناقها
با بازداشت «سجاد ـ الف»، «محمد ـ الف» هر دو داماد مقتول بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند تا اینکه «محمد» داماد کوچکتر به ارتکاب قتل پدرزنش توسط باجناق بزرگش سجاد اعتراف کرد.
اعتراف قاتل
«سجاد» که با اعترافات باجناقش به دام افتاده بود با اعتراف به قتل پدرزنش گفت: چند روز قبل از ارتکاب به قتل پدرزنم متوجه شدم همسرم از موضوعی نگران است، پس از تحقیق از او فهمیدم پدرزنم به او نظر بد دارد پس از آن با هماهنگی خانواده همسرم که از این موضوع به شدت عصبانی و نگران بودند نقشه قتل پدرزنم را کشیدم. پس از آن زمانی که او در خواب بود، ابتدا با ضربات گلدان فلزی چند ضربه به سر او زدیم و بعد هم با چاقو او را به قتل رسانده و جسدش را داخل ملحفه پیچیده و پس از بردن به جاده چالوس به آتش کشیده و بعد همپیمان شدیم تا موضوع را هیچ وقت لو ندهیم.
سرهنگ اسماعیل هادئی با اعلام این مطلب افزود: تحقیقات تکمیلی در خصوص این پرونده ادامه دارد.