برخی دولتها برای رسیدن به امنیت اجتماعی خود ناهنجاریهای بسیاری را در کشورهای دیگری بروز میدهند تا دولتهای آن جوامع همواره بخشی از زمان خود را صرف برقراری هنجارها کنند. در کشور ما بسیاری از آسیبهایی که امروزه دولت با آن در قالب مبارزه با واژگانی چون اراذل و اوباش، بدحجابی و... با آن مواجه است، ریشه در غفلت متولیان فرهنگی دارد که سالها پیش با هجمههای فرهنگی در جامعه ما آغاز شد و امروز آن کودکان آسیبدیده بزهکارهایی هستند که تلاش برای مداوای آنان و بازگرداندن به جامعه ضمن صرف هزینه آسیبهای دیگری را متوجه افراد دیگر جامعه خواهد کرد.
در این بین ما از یک سو با اجتماعی آسیبدیده مواجه هستیم که مردم برای تأمین امنیت محل زندگی، کار و... چشم به عملکرد دستگاههای مربوط دوختهاند؛ اجتماعی که امروز برخی تحت عنوان اراذل و اوباش در آن عربدهکشی میکنند میتوانست کودکانی را تربیت کند که امروز پاسدار ارزشهای انسانی و اخلاقی در محل زندگی، کار و در یک برآیند کلی،جامعه خود باشند.
سوی دوم این سخن غفلتهایی است که همواره برای تربیت نسلهای آینده به قوت خود باقی است. هشدارهایی که رهبر فرزانه انقلاب سالها پیش تحت عنوان تهاجم فرهنگی دادند در سایه غفلت متولیان باید به صورت طرح مبارزه با نوامیس اجرا شود.
منطق بر این استوار است که افرادی که در این طرحها بازداشت میشوند باید پس از تحمل بازداشت به افرادی عاری از آنچه پیشتر بودند تبدیل شوند، اما آنچه همگان بر آن اذعان دارند این است که بسیاری از این اشرار سوابق شرارتی دارند که بازگشت و توبه از شرارتهایشان امری دشوار اما ممکن است و آن هم استفاده بهینه از راهکارهایی است که باید در تعامل با دانشمندان علوم اجتماعی صورت گیرد.