
علی سیف اللهی - اگر طراحان نسبتاً محترم این آزمون بیشاخودم در آن سالهای دور میتوانستند نفسهای حبس شده امروز جوانهای لپگلی و کنکوری ما را ببینند و کمی با آنها همذاتپنداری کنند، احتمالاً قید درست کردن این امتحان را میزدند، البته حتماً با هر استرس و مداد جویدن دستهگلهای ما تن آنها در گور میلرزد، اما ما به جهت آنکه آن روزها سرویسهای نظرسنجی پیامکی و اینترنتی وجود نداشت تا از میزان کمخوابی و نظر کمی تا قسمتی نامساعد امثال ما در آن دوران باخبر شوند، از همین راه دور برای آنان طلب رحمت و مغفرت کرده و امیدواریم تستهای نکیر و منکر را درست جواب بدهند و مشمول سهمیههای قبولی برای ورود به بهشت شوند، اما حالا که دیگر چارهای نیست این مضطربان زردرو میروند سر جلسه و همین که دفترچه سؤالات را پیش رویشان میگذارند، جهت رسیدن به آرزوهای مامان و بابا، یکییکی سؤالات را قورت میدهند. ما هم برای اینکه بفهمیم در یکی دو روز مانده به کنکور، این غول پیشساخته در بین کنکوریهای جوان ما چه میگذرد، سراغ آنها رفتهایم تا ببینیم بالاخره راه آینده آنها فقط از این امتحان میگذرد یا این تستها میخواهند مسیر زندگی آنها را هموار کنند؟
قبول شدن یا نشدن، مسأله این نیست!در سالهای اخیر آنقدر تعداد دانشگاهها بالا رفته و میزان داوطلبان پایین آمده که هدف فعلی کنکوریها فقط قبولشدن در آزمون نیست، بلکه میخواهند با گذشتن از این سد عجیبالخلقه با مینهای انفجاری و کلاسهای چندمیلیون تومانی به یکی از بهترین رشتههای دانشگاههای برتر کشور راه پیدا کنند. این دانشآموزان دیروز که در دبیرستان خیلی حواسمان به آنها نبود به محض گذراندن دوره چندماهه کنکور و دانشجو شدن به یکباره آنها را فرزانگان و آیندهسازان مملکت خطاب میکنیم و از آنها توقعهای آنچنانی داریم و آنها نیز با ورود به دانشگاه و تحصیل در رشته مورد علاقهشان سعی دارند مسیر زندگی خود را ترسیم و آینده شغلیشان را تضمین کنند. این ورود دانهدانه به دانشگاهها و فارغالتحصیلشدن نسبتاً ساده در سالهای بعد، باعث خروج دستهدسته آنها از دانشگاه و ورود به جامعه میشود و در این قیف وارونه هم جوانهای محصل ما ضرر میکنند هم کشورمان.
قلبهایی كه برای كنكور میتپداین روزها که به لطف زیاد شدن مؤسسات و آموزشگاهها و خدم و حشمهای کنکوری، همه داوطلبان به تستها و نکتهها و همه پاورقیها و حاشیههای درسهایشان دسترسی دارند، اما باز هم ترس آنکه نکند قبول نشوند و جای خوبی ادامه تحصیل ندهند دلشان را میلرزاند و فقط به موفقیت در کنکور فکر میکنند. در این بین پدر و مادرها هم توقعات خودشان را در طول سال مستقیم و غیرمستقیم به این جوانها منتقل میکنند و شدت اضطراب و نگرانیهای آنها را از عدم موفقیت احتمالی بالا و بالاتر میبرند و کله ترس آنها را میچسبانند به سقف!
حتماً موفق میشوم!رضا که در رشته ریاضی درس میخواند و امسال قرار است برای اولین بار در همین رشته آزمون بدهد، شرایطش را تقریباً خوب میداند؛« در چند درس کلاس رفتم و از تابستان گذشته تقریباً جدی شروع کردم به درس خواندن و آماده شدن برای کنکور، الآن هم اوضاعم برای آزمون تا حدود زیادی مساعد است و خیلی نگران نیستم. یکی دو روز هم هست که زیاد درس نمیخوانم و سبکتر مطالعه میکنم. در طول سال گذشته خیلی حواسم به درس بود و فرصت کمی برای کارهای دیگرم داشتم. خانوادهام هم سعی کردند شرایط را برای من آماده کنند تا نگران چیزی نباشم. الان هم استرس خیلی کمی دارم که فکر میکنم عادی باشد، اما خیالم از یک چیز خیلی راحت است، آن هم اینکه در طول یک سال گذشته کم نگذاشتم و هر کاری در توانم بوده انجام دادهام و الان مثل خیلی از دوستانم حسرت سال گذشته را نمیخورم و امیدوارم سر جلسه هم اوضاع خوب باشد تا بتوانم نتیجه زحماتم را بگیرم.» رضا اعتماد به نفس خوبی دارد و موفقیت در این مقطع از زندگیاش را دور از دسترس نمیبیند؛ «چون زحمت کشیدهام و هرکاری را که میتوانستم انجام دادهام، خیلی امیدوارم به آن چیزی که دلم میخواهد برسم. اگر بتوانم در یکی دو روز آینده و سرجلسه حواسم را جمع کنم حتماً موفق خواهم شد و به رشته و دانشگاهی که میخواهم میرسم. اگر هم موفق نشوم ناراحت میشوم ولی همه چیز را سیاه نمیبینم چون تلاشم را کردهام. در این یک سال همه از من انتظار موفقیت داشتهاند و پدر و مادرم هم منتظرند تا قبولیام را ببینند اما اگر قبول هم نشوم خودشان میدانند که من سعیام را کردهام. اگر امسال نشد، احتمالاً سعی خواهم کرد برای سال آینده بخوانم و بهتر کنکور بدهم و به آن رشته و دانشگاه مورد نظرم برسم.»امید یکی دیگر از همین کنکوریهاست که شرایطش با رضا فرق دارد و این دومین باری است که میخواهد کنکور بدهد اما این بار مصمم است که موفق شود؛«پارسال کمتر درس خواندم و خیلی نخواستم قبول شوم، اما امسال تصمیم گرفتم به هر قیمتی شده قبول شوم، به همین خاطر هم یکیدو ماه بعد از کنکور شروع کردم به برنامهریزی و درس خواندن. در طول سال فقط خانه بودم و درس میخواندم و تست میزدم. انشاالله امسال قبول خواهم شد.» امید از شرایط بعد از کنکور سال گذشتهاش هم برایمان میگوید؛« شرایط خیلی سختی بود تا موقع آمدن جواب کنکور. سعی کردم بیخیال باشم اما نگران بودم. آخر سر هم که جواب آمد و قبول نشدم، خیلی ناراحت شدم. تا چند هفته فقط در خانه بودم و بیرون نمیآمدم. خیلی تلخ بود و رویم نمیشد توی چشمان پدر و مادرم نگاه کنم. بالاخره کمکم شرایط را قبول کردم و فهمیدم که ناراحتی کشیدن و رنجبردن فایدهای ندارد و باید فکری بکنم. کمکم با کمک پدر و مادرم و دوستانم تصمیم گرفتم دوباره درس بخوانم.»
روی دیگر سکهاما این ماراتن روی دیگری هم دارد. به زودی رتبهها اعلام میشود و تا چشم بر هم بزنید اسامی پذیرفتهشدگان منتشر خواهد شد، پس از آن هم تشویق و تمجید و مصاحبه با نفرات برتر كنكور سراسری. . . اما چه كسی از اشكهای پنهانی دیگر فرزندان این سرزمین سخن خواهد گفت؛ اشكهایی كه جایگزین لبخند خواهند شد، اشكهایی به خاطر همه تلاشهای بربادرفته. دکتر امینی روانشناس این مسأله را به خاطر تصور اشتباه «خوشبخت شدن فقط از طریق قبولی کنکور امکان دارد»، میداند؛«خیلیها تصور میکنند با قبولی در کنکور، آینده شغلی و جایگاه اجتماعی افراد تضمین میشود، در حالی که این تفکر کاملاً غلط است. در واقع فرد با شرکت در آزمون کنکور خودباوری خود را ارزیابی میکند. این ارزیابی این گونه است که فرد در صورت قبول نشدن میتواند میزان اعتماد به نفس و خودباوری خود را بسنجد. زندگی آدمی فراز و نشیبهای زیادی دارد و انسان در هر مرحله باید تمام تلاشش را انجام دهد تا پیروز این میدانها بشود، اما اگر این تلاشها به نتیجه نرسید دلیل بر پایانیافتن همه چیز نیست. شکست هم جزئی از زندگی و هویت ماست. باید طعم تلخیها را بچشیم تا پیروزیها برایمان رنگ داشته باشد. بعد از شکست باید دلایل آن را بررسی کرد و به دنبال راهکارهایی بود تا بتوان نقصها و ضعفها را جبران کرد. پدر و مادرها هم باید فرزندان خود را بعد از قبول نشدن حمایت کنند و آنها را برای حرکت و ادامه دادن مسیر ترغیب کنند.»
و كلام آخر...کنکوریهای عزیز! این مرحله هم با خاطرات تلخ و شیرینش میگذرد و چند سال بعد با چهرهای عاقلاندرسفیه به این روزها نیشخند میزنید، اما این روزها خوب یادتان باشد که شکست عدم موفقیت نیست بلکه شاید تاخیر در رسیدن به موفقیت باشد؛ تأخیری برای تاملی بیشتر.