کد خبر: 397328
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۸۹ - ۲۱:۲۹
میثم رشیدی مهرآبادی - متنی كه می‌خوانید، حاصل یك گپ و گفت دوستانه با یكی از فعالان جبهه فرهنگی حزب‌الله است كه بی‌نام و نشان، سال‌هاست در این جبهه می‌جنگد وكارهایی كرده، كارستان. بعد از كلی اصرار حاضر شد كه ضبط صوتمان را در مقابلش روشن كنیم تا گفتنی‌هایش را بشنویم. بی‌هیچ مقدمه برویم سراغ گفته‌های او.***بیشتر از هر چیز وبلاگ دوئل سروصدا كرد كه طرح‌ها را روی آن می‌گذاشتید. این وبلاگ را كی تأسیس كردید؟مهرماه پارسال بود. فقط هم طرح می‌گذاشتم و مطلب خاصی نمی‌نوشتم. واقعاً هم فكر نمی‌كردم كه تا این حد بازتاب داشته باشد. كار به «بالاترین» هم كشید و تا حالا چند باری این سایت، «دوئل» را لینك كرده و گفته كه بروید و فحشش بدهید.معمولاً در چنین مواقعی چند كامنت برایتان می‌گذارند؟به غیر از كامنت‌هایی كه اصلاً قابل انتشار نیست و حاوی ناسزاهایی است كه نمی‌شود منتشر كرد، چیزی حدود 200 كامنت و نظر قابل انتشار برای آن طرح‌ها می‌گذارند. البته تعدادی از این كامنت‌های غیرمحترمانه هم از سوی یك نفر یا حتی تشكیلات است. مثلاً حسین قدیانی در وبلاگ قطعه 26 یك بار آی‌پی كامنت‌ها را كنترل كرده بوده و فهمیده بود كه تعداد زیادی از كامنت‌های مسأله‌دارش از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) ارسال شده است! آقای قدیانی هم آدرس و آی‌پی را روی سایت گذاشت و داستان عجیبی ایجاد شد...چه شد كه شما وارد این عرصه شدید؟جای خالی این كار را حس كردم. یا گرافیست‌های انقلابی خواب بودند یا اینكه همه دنبال یك تیپ كار خاص بودند. وقتی به بعضی بچه‌ها می‌گوییم كه چرا طرح نمی‌زنید، می‌گویند، ما را سیاسی نكنید!آقای شریفی آل‌هاشم، رئیس هنرهای تجسمی حوزه هنری است كه از سال 57 در زمینه كارهای انقلابی فعالیت می‌كرد. پوستر جشنواره فیلم فجر پارسال را هم او طراحی كرد. به مؤسسه عاشورا آمده بود و با دیدن طرح‌های من، خیلی تعریف كرد. من هم گفتم كه یك نقد به شما دارم.چرا در فتنه اخیر، هنرمندان آن طرفی، طرح می‌زدند، حضور داشتند، بیانیه‌ها را امضا می‌كردند ولی از شما خبری نبود؟البته در بحث كاریكاتور افرادی مثل مازیار بیژنی، درشعر، آقای قزوه و در وادی‌های مختلف، افرادی بودند كه آمدند در صحنه ولی در بحث گرافیك، شما كجا بودید؟ یك بیانیه دادید؟ یك پوستر كار كردید؟... گفت: البته قبول دارم ولی ما هم كارهایی كردیم كه در مقابله با آنها بود. مثلاً آنها جشنواره‌ای را تحریم كردند ولی ما آن را اجرا كردیم. البته اینكه هنری نبود و وظیفه‌ای بود كه انجام شده بود.من در این وادی دیدم كه یا هیچكس نیست یا اگر هست، نمی‌خواهد خودش را خرج كند.بعد از شما عده‌ای وارد این عرصه شدند...بله، موج عجیبی ایجاد شد. مثلاً «تخریبچی» از دوستان خودم بود كه خواستم وارد گود شود. این دوست ما یك جوان همسن و سال خودمان است كه در تهران زندگی می‌كند و فرزند شهید هم هست. البته هفته‌ای یك طرح داشت كه روی وبلاگ می‌گذاشت و بازتابش را هم می‌دید.وبلاگ «معبر سایبری»، «تك تیرانداز» و «تیربارچی» هم به مرور راه افتادند و به قولی، اینترنت فتح شد.برای پیدا كردن سوژه، بین شما چند وبلاگ، هماهنگی خاصی هم بود؟اصلاً. همه این كارها خودجوش و دلی بود. حتی روزنامه جوان هم قرار نبود كه كاری سفارش بدهد. در حقیقت همان طرح‌هایی كه در وبلاگ می‌گذاشتم را دوستان در صفحه 6 روزنامه كار می‌كردند. خیلی‌ها در كامنت‌ها می‌نوشتند كه تو از روزنامه جوان پول می‌گیری و قلم به مزدی، در حالی كه اصلاً چنین چیزی نبود.از شما حمایتی هم شد؟در جبهه مقابل، وقتی یك چوب كبریت هم تولید بشود، جبهه‌ای برای تبلیغ و در بوق كردن آن راه می‌افتد و همه حمایت می‌كنند. مثلاً نیك‌آهنگ كوثر یك كاریكاتور می‌كشد كه اگرچه ضعیف هم باشد ولی در همه سایت‌ها از او حمایت می‌كنند.بالاترین، هر روز یكی از كارهای او را لینك می‌كند ولی مازیار بیژنی و عباس گودرزی، این همه طرح كشیده‌اند ولی هیچكس آنها را نمی‌شناسد. عباس گودرزی كه سایت «تلخندك» را دارد، هر روز یك كاریكاتور جدید می‌كشد. آن وقت این هنرمند را با مبلغ ناچیزی در یكی از مؤسسات فرهنگی مشغول كرده‌اند تا برایشان طرح بزند. آن هم به خاطر اینكه در شركتی كار می‌كرده كه همه ضدانقلاب بوده‌اند و به خاطر كشیدن طرح‌های انقلابی او را اخراج كرده‌اند.كسی دنبال حق و حقوق بالا نیست، ولی برای هنرمند، دلگرمی لازم است. یكی از دوستان در كرج به همراه چند نفر دیگر یك تی‌شرت طراحی كرد، آن هم چهار سال پیش، آنقدر تحویلش گرفتند كه ردش را در هر خبرگزاری و سایتی می‌شد گرفت، ولی به عباس گودرزی كه اینگونه كار می‌كرد هیچ كس توجهی نكرد!ما دنبال معروف شدن هم نیستیم و با اینكه ناشناسیم، صفا می‌كنیم. اما توقعمان این است كه به كارمان اهمیت بدهند. جرممان این است كه موهایمان دم اسبی نیست. شش تیغ نیستیم و شلوار لی نمی‌پوشیم!قلم حسین قدیانی را باید طلا بگیرید. چه كسی را داریم كه اینگونه بنویسد؟ خودش هم می‌گوید از وقتی كه در آشوب‌ها، سنگ به سرش خورد و یك هفته به كما رفت، حال و روزش عوض شد و قلمش چند برابر، روان و خواندنی شد. جالب اینكه یك روز كه در حال مسافركشی بوده، یك نفر را سوار می‌كند كه از قضا معلوم می‌شود ضاربش بوده. حسین قدیانی، سنگی كه به سرش خورده بود را روی داشبورد ماشینش گذاشته بود و همین باعث شد كه همدیگر را بشناسند. این خودش یك سناریو برای یك فیلم است!اساساً شما الان چه كاره‌اید؟ما هنوز عاشورایی هستیم. یعنی در همان مؤسسه عاشورا مشغولیم. اصل كارم هم مستندسازی است. الان هم یك كاری در دست دارم به نام «قلب موش، پوست پلنگ» كه درباره هزینه‌های هنگفتی است كه برای یك سرباز امریكایی خرج می‌شود كه چیزی حدود 75 هزار دلار، قیمت تجهیزات آنهاست. در حال ساخت این مستند هستم و به احتمال قوی در «پرس‌تی‌وی» پخش می‌شود. گفتار متنش را هم حسین قدیانی می‌نویسد. كار طراحی را هم از سال 75 كه اول دبیرستان بودم، شروع كردم. یادم هست كه گرافیست مجله عاشورا رفت و كارها زمین مانده بود كه دست به كار شدم و اتودهایی زدم. برادرم آقا احسان هم حمایت كرد و با تشویق‌هایش من را به این وادی كشاند.البته از كودكی هم عكس‌های امام(ره) و آقا را می‌بریدم و كنار هم می‌چیدم كه بعدها فهمیدم نام هنری‌اش كولاژ است.حالا هم سبك كار من رئال است و سعی می‌كنم مخاطب در نگاه اول به منظور من برسد. بعضی‌ها اعتقاد داشتند كه كار من گرافیك نیست ولی من، همین كه ‌دیدم مردم پیام‌هایم را دریافت می‌كنند، فهمیدم كه روی نقطه حساسی از گرافیك، دست گذاشته‌ام.چرا مؤسسه عاشورا مدتی كم كار شد؟چون آقا احسان(محمدحسنی) در فضاهای دیگر مشغول فعالیت بود، كارها و فعالیت‌های عاشورا به آن مكان‌ها منتقل می‌شد. مثلاً وقتی به فرهنگسرای پایداری رفتیم، همه فكر می‌كردند كه عاشورا تعطیل شود ولی فعالیت‌های عاشورا را در آنجا و بعد از آن در بنیاد حفظ آثار پی گرفتیم. حالا هم كه مدتی است آقا احسان به عاشورا برگشته، بچه‌های قدیمی دوباره جمع شده‌اند و ان‌‌شاء‌الله كارهایی در دست است كه كم‌كم رو می‌شود.پس می‌شود یك خبر خوب از یكی از كارهای مؤسسه عاشورا بدهید؟در حال حاضر اخبارمان روی سایت عاشورا هست ولی برای نمونه، 26 قسمت مستند برای سپاه پاسداران ساخته‌ایم كه اسمش «نگین افتخار» است و اگر پخش شود، دید و تفكر مردم را نسبت به استان سیستان و بلوچستان تغییر می‌دهد. در این مستند، فقط جاذبه‌های گردشگری استان را با نگاهی هنرمندانه نشان داده‌ایم. مفاخر این استان را هم معرفی كرده‌ایم.عاشورا كجا، سیستان و بلوچستان كجا؟این فعالیت‌ها مربوط به دورانی است كه شهید بزرگوار، سردار نورعلی شوشتری ارتباط ما را با سیستان و بلوچستان برقرار كرد و حتی چندین همایش بزرگ وحدت هم با عنوان و هدف وحدت در مناطق مختلف استان برگزار كردیم. سطح برنامه‌ها هم در حد تهران بود و سعی می‌كردیم كه همه امكانات را برای جذابیت و پرمحتوا كردن همایش‌ها استفاده كنیم. مثلاً برای بچه‌ها بادكنك با شعارهای انقلابی و برای همه مردم منطقه، سربند با پرچم ایران تدارك دیدیم.آن مجموعه 26 قسمتی كه گفتید را چه كسی كارگردانی می‌كند؟كارگردان ناظر همه قسمت‌ها آقای محمدعلی فارسی است ولی كارگردانی هر قسمت را به كارگردان‌های بومی استان سپرده‌ایم. همان كسانی كه حتی فیلم‌هایشان به جشنواره‌های بین‌المللی هم رفته ولی كسی آنها را نمی‌شناسد. مؤسسه عاشورا هم كه مجری طرح این مستندهاست و تهیه‌كننده آنها هم كه سپاه است.یك طرح هم داشتید برای ساخت و اجرای «دهكده مقاومت»...بله، ولی حمایت چندانی نشد. مثلاً برای طراحی این پروژه بزرگ كه حداقل 20 شركت فعالیت می‌كردند فقط 200 میلیون تومان در نظر گرفته بودند كه سهم هر شركت چیزی حدود 10 میلیون تومان می‌شد. شركت‌های خصوصی در این پروژه فعال بودند و این مبلغ‌ها كاری از پیش نمی‌برد.هیأت مدیره این پروژه هم دوستانی مثل سردار سعید قاسمی، آقای آل‌هاشم، سردار عسكری، سردار همدانی و چند نفر دیگرند كه خیلی از شركت‌ها را این عزیزان معرفی كرده‌اند. همین 200 میلیون تومان را كرده بودند دو میلیارد ریال و همه جا می‌گفتند آقای حسنی دو میلیارد گرفته تا پروژه‌ای را اجرا كند. این ماجرا هم باعث شد كه آقا احسان همه كارها را واگذار كرد و به خاطر قولی كه به سردار عزیز جعفری داده بود، گفت كه دورادور كمكشان می‌كند.از «شب آفتابی» چه خبر؟یكی از فرزندان مقام معظم رهبری در آخرین شب اجرا آمدند و برنامه شب آفتابی را دیدند. بعد از آن هم حضرت «آقا» عوامل این برنامه را خواستند و نظراتی را ارائه كردند. «آقا» فرموده بودند كه این طرح باید جامع و حتماً در همه استان‌ها اجرا شود. در حال حاضر هم سپاه سفارش می‌دهد و مجموعه آقای بهزادپور به استان‌ها می‌روند و اجرا می‌كنند و در این میان مؤسسه عاشورا ذی‌نفع نیست.اجرای تهران چه؟ امسال خبری هست؟گویا برای سوله محل اجرای مراسم درخواست كرایه كرده بودند كه آقای بهزادپور هم ناراحت شدند و اجرای تهران را منتفی كردند. ولی در همدان، مشهد و خوزستان اجرا شد و قرار است در ایلام هم اجرا شود.برگردیم به موضوع خودت و اینكه قرار بود طرح‌های وبلاگ دوئل را به صورت كتاب منتشر كنی؛ عاقبتش چه شد؟بحمد‌الله مجوزش آماده شده و به‌زودی منتشر می‌شود. من این كتاب را به چند ناشر ارائه دادم كه ترسیدند و شانه خالی كردند. در ارشاد هم به هشت طرح ایراد گرفتند كه با رایزنی به چهار طرح كاهش پیدا كرد. بعد از آن هم قرار است اگر جمله‌های دو طرح را عوض كنم قابل چاپ شوند ولی حتماً دو طرح كه مربوط به خاتمی و شیمون كروبی است، حذف می‌شود. بنا هم داریم كه كتاب را به سالگرد 18 تیر برسانیم.تیراژش چقدر است؟قصد داریم كه دو چاپ از كتاب را همزمان منتشر كنیم كه هر كدامش 5 هزار نسخه خواهد بود. سعی‌مان هم این است كه قیمتش زیر
5 هزار تومان باشد.با این حساب قیمت كتاب «نه ده» آقای قدیانی خیلی بالاست. واقعاً برای برخی خریدن یك كتاب به قیمت 6‌هزارتومان سنگین است.بله. این هم از كم‌لطفی‌های ناشر بود كه این كتاب را كه نهایتاً هزار و 200تومان هزینه داشته، 6 هزار تومان قیمت زد. مخاطب اصلی این كتاب و كتاب من، اقشار آسیب‌پذیر هستند و باید این كتاب‌ها با حمایت و با قیمت پایین در دسترس همه باشد.اساساً فكر می‌كنید این كارهای شما چه تأثیری دارد؟اخیراً یكی از سران فتنه، بیانیه داده بود كه دیگر نیاز به حضور سربازان ما در كف خیابان‌ها نیست. سربازان ما همین پوسترها و طرح‌هایی هستند كه دست به دست می‌چرخند. این نشان می‌دهد كه ما در جبهه مهمی مبارزه می‌كنیم.البته فتنه‌گران در این زمینه فعال نبودند...فعال بودند ولی بعد از هجومی كه وبلاگ‌های ارزشی و نیروهای متعهد داشتند، عقب‌نشینی كردند. طرح‌هایی هم كه دارند عمدتاً كولاژ‌های دستی و كم‌مایه است. مثلاً یكی از «سبزها»، كامنت گذاشته بود كه هنرت را تحسین می‌كنم، اما كاش این هنرت در خدمت جنبش ما بود!... یا یك نفر دیگرشان نوشته بود كه افسوس می‌خورم كه این همه تلاش می‌كنی ولی هیچكس نگاهت هم نمی‌كند ولی اگر این طرفی بودی، كلی تحویلت می‌گرفتند! یكی هم به نام «سیاوش» می‌آمد و سعی داشت كه با كلام مؤدبانه من را از مسیرم خارج كند!اینها همه نشان می‌داد كه در برابر طرح‌های من حرفی برای گفتن نداشتند و در مقابل هم خودی‌ها هیچ حمایتی نكردند.كمی هم به دعوای شما و سایت بلاگفا بپردازیم.اصل دعوای ما تبلیغات این سایت بود. مثلاً طرحی در مورد شهید می‌زدیم یا حسین قدیانی مطلبی درباره حضرت عباس(ع) نوشته بود و بنر گوشه سایت یك عطر محرك جنسی را تبلیغ می‌كرد!سؤال ما این بود كه آیا بلاگفا تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران هست یا نه؟ اگر شما تابع قوانین هستی، كجای قوانین به شما اجازه می‌دهد كه این محصولات مبتذل را در سایتت تبلیغ كنی؟پس می‌شود گفت این تبلیغات در هر صورت غیرقانونی است، چه در وبلاگ شما باشد و چه در وبلاگ شخصی هر كس دیگری...بله، منظور ما همین بود ولی به این نكته هم توجه كنید كه اگر چه تبلیغات این سایت، گردشی است ولی یك هفته تبلیغ یك محصول غیراخلاقی از روی وبلاگ حسین قدیانی تعویض نشد! و این جز یك آزار سازماندهی شده، نبود. به هر حال ما حرفمان را زدیم و آقای مؤمن‌نسب كه مسئول فیلترینگ ارشاد است هم به مدیر بلاگفا تذكراتی داد و در نهایت هم ما از این سایت، كوچ كردیم. جالب اینكه وبلاگ هر كسی كه از دوئل حمایت می‌كرد هم مسدود می‌شد!كوچتان به كجا بود؟دوستان مؤسسه آوینی زحمت كشیدند و سایت مستقلی را طراحی كردند و همه طرح‌ها را در آن قرار دادیم. اسمش را هم در مقابل بلاگفا، گذاشتیم «دوئلفا»! حسین قدیانی هم یك سایت زد به نام «قدیانی دات كام».معمولاً با چه فاصله زمانی، سایتتان را آپ می‌كنید؟سعی می‌كنم هر روز یك طرح داشته باشم و سایتم را آپ كنم. فكر می‌كنم چنین وبلاگی هم نداشته باشیم كه هر روز یك طرح سیاسی منتشر كند. یكی از مشكلاتی كه دارم این است كه هزینه‌ای برای سفارش عكاسی ندارم و خیلی از ایده‌هایم به خاطر نبودن عكس خوب از بین می‌رود. به خاطر این مجبورم از اینترنت استفاده كنم كه وقتم را می‌گیرد.ایده طراحی‌ها چگونه به ذهنت می‌رسد؟شاید باور نكنید برخی روزها بعد از نماز صبح در حال خواب و بیداری، ایده‌ای به ذهنم می‌رسد. آن را ثبت می‌كنم تا به محل كار بیایم و اتودش را بزنم. خیلی از طرح‌ها را از اخبار روز ایده می‌گیرم. خلاصه اینكه زندگی من كاملاً به این مبارزه گره‌خورده و درگیر این كارم. بعضی وقت‌ها هم همسرم به شوخی گله می‌كند كه ما نفهمیدیم بالاخره تو هنرمندی، اهل هیأتی یا...!صحبت از بسیج شد؛ راستی كارت بسیج شما كی صادر شده؟!قبلاً در چند پایگاه بسیج عضو بوده‌ام اما الان در واقع جایی عضویت بسیجی ندارم ولی واقعاً به داشتن كارت نیست، باید روحیه
بسیجی داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار