کد خبر: 397322
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۸۹ - ۲۱:۲۰
بررسي وضعيت كمدي ايران در گفت‌و‌گوي «جوان» با عليرضا خمسه
اسم عليرضا خمسه مترادف شده است با خنده...
او ستاره كمدي ايران در دهه 60 و 70 بوده است. او براي خنداندن مردم هيچگاه دست به حركات سخيف‌ نزده بلكه هميشه با تكيه بر يكسري اصول و قواعد خنده را بر لب مخاطبان مي‌‌نشاند. خمسه از دوران كودكي به بازيگري علاقه‌مند شد. نيرويي كه او را به اين سمت آورد ميل به شهرت يا ثروت نبود، او عاشق رؤياپردازي و آرزوبافي بود به همين خاطر تصميم گرفت به اين حرفه روي بياورد تا بتواند با دغدغه كمتري رؤيابافي كند. او به واسطه پانتوميم وارد اين عرصه شد چرا كه معتقد است اين هنر كه اين روزها به يكي از مهجورترين هنرها تبديل شده است تجلي هنر والاي تئاتر بازبان بدن است. او از اينكه پانتوميم اين روزها متقاضيان كمتري براي اجرا و تدريس دارد دليلش را سختي اين هنر مي‌داند زيرا در آن شهرت يا ثروت وجود ندارد بلكه تنها سختي كار دارد چرا كه هنرمند تنها بايد بازبان بدنش حسش را به مخاطب القا كند.
خمسه دانش‌آموخته رشته پانتوميم از دانشگاه ون‌سن فرانسه است و به جز بازيگري تمركزش را روي تدريس و داوري هم گذاشته است. خمسه سال گذشته دست به ريسك زد و شانسش را در ژانر جدي هم محك زد كه اتفاقا پاسخ اين ريسكش را هم به بهترين شكل ممكن دريافت كرد و با بازي در فيلم «بيست» سيمرغ مكمل را از آن خود كرد و نشان داد كه او يك بازيگر توانمند است و در هر عرصه‌اي مي‌تواند خوش بدرخشد. با او گفت‌وگوي مفصلي انجام داديم كه خواندنش خالي از لطف نيست.آقاي خمسه مدتي است كه تب ساخت فيلم‌هاي كمدي به شدت بالا گرفته است و كارگردانان و تهيه‌كنندگان علاقه‌مندند كه در اين زمينه فعاليت كنند اما متأسفانه نتيجه كار آن طور كه بايد چنگي به دل نمي‌زند به نظر شما دليل اين سير نزولي ما در اين عرصه چيست؟در همه جاي دنيا براي توليد هر اثري يكسري تحقيقاتي صورت مي‌گيرد به همين خاطر كشورهايي كه در عرصه فيلمسازي صاحب سبك هستند آثارشان را براساس يك نظرسنجي مي‌سازند و اين طور نيست كه بي‌هيچ پشتوانه تحقيقاتي كاري را بسازند اما متأسفانه ما آثارمان را با شيوه آزمون و خطا مي‌سازيم يعني ابتدا اثري را با صرف هزينه‌هاي گزاف توليد مي‌كنيم بعد منتظر مي‌مانيم ببينيم اين اثر در جامعه جواب مي‌دهد يا خير...، طي چند سال اخير ظاهراً تهيه‌كننده‌ها به اين نتيجه رسيدند كه سرمايه‌گذاري در اين زمينه بازده بيشتري دارد بنابراين ناخواسته سينماگران با شتاب به آن سمت حركت مي‌كنند و به همين دليل سينما پر مي‌شود از فيلم‌هاي كمدي يا شبه‌كمدي. در يكي دو دهه قبل سينماها در تسخير فيلم‌هاي ملودرام بودند و عمده تمركز فيلمسازان روي اين ژانر بود اما خب الان اين تب در ساخت فيلم‌هاي كمدي بالا گرفته است كه گاهي...، در هر حال اميدوارم در اين زمينه بيشتر از آنكه دچار سري كاري شويم با يك بينش و دانشي آن كار را انجام دهيم.به نظرتان طلايي‌ترين دوران سينماي كمدي ايران متعلق به چه دوراني بود؟به عقيده من دهه 60 تا 70، به قول خودتان دهه طلايي ژانر كمدي ايران بود. آن زمان كمدين‌هايي كه براي فيلم‌ها انتخاب مي‌شدند اكثراً داراي توانايي زيادي بودند و برازنده كاري بودند كه برايشان در نظر گرفته بودند يعني انتخاب ما براساس توانايي‌ها بود و به همين دليل كارهايي هم كه توليد مي‌شد از هر جهت مورد پسند مردم واقع مي‌شد.چرا اين اتفاق مي‌افتد و بازيگران كمدي تواناي ما كمتر از بازيگراني كه استعداد كمتري در اين عرصه دارند بيكار هستند؟نمي‌دانم شايد مي‌خواهند ظرفيت ما كمدين‌ها را بسنجند «با خنده». يادم است در آن دوران 10 تا فيلم به ما پيشنهاد مي‌شد كه هشت‌تاي آن كارهاي بسيار خوبي بود و ما از اين ميان دو كار را انتخاب مي‌كرديم اما الان در سال دو كار پيشنهاد مي‌شود كه به ناچار يكي از آنها را قبول مي‌كنيم، اگر اوضاع مالي هم چندان رو به راه نبود كه هر دو كار را مي‌پذيريم.متأسفانه آثار طنز تلويزيوني در سال‌هاي اخير سير نزولي داشته است و در سال‌هاي اخير كاري كه از هر جهت سليقه مخاطب را تأمين كند كم توليد مي‌شود.حق با شماست، با اينكه بستر كار در اين زمينه براي بسياري از عزيزاني كه در اين عرصه فعاليت مي‌كردند كاملاً هموار بوده است اما نتوانستند كار مناسبي را توليد كنند. ساخت برنامه‌هاي طنز، در تلويزيون نياز به انسان‌هايي دارد كه در طنز پرورش يافته‌اند و ما متأسفانه هيچ مدرسه، آموزشگاه يا جايي را نداريم كه بتوانيم انسان‌هاي متخصص را پرورش دهيم. در سال‌هاي اخير گرايش بيشتر سازندگان به سمت كارهاي كمدي روتين بود كه همانطور اشاره هم كردم به رغم شرايط خوبي كه از جهات مختلف داشتند متأسفانه داراي شرايط كيفي نبوده و با توجه به شبكه‌هاي متعددي كه در تلويزيون داريم تاكنون فعاليت مناسبي در اين عرصه نشده است، بايد سازندگان انتقادات را با آغوش باز بپذيرند.به نظر شما يكي از ويژگي‌هاي خوب يك كمدين اين است كه خنده را به خوبي بشناسد؟به نظر من يك بازيگر نه‌تنها بايد خنده را خوب بشناسد بلكه بايد احساسات ديگر بشري را هم به درستي بشناسد تا بتواند در صحنه يا جلوي دوربين آن را به خوبي اجرا كند چرا كه اگر اين احساسات را به خوبي نشناسد و تنها ژست آن را بگيرد بسيار تصنعي آن را اجرا مي‌كند و كسي نمي‌تواند آن را باور كند.بعضي‌‌ها مي‌‌گويند كمدين‌ها در زندگي واقعي‌شان افراد جدي هستند.به نظر من اينكه از كمدين‌ها انتظار داشته باشيم كه در هر شرايطي بخندند و هميشه شاد باشند تصور عاميانه‌اي است، هنر يك كمدين اين است كه بتواند خنده را به طور طبيعي جلوي دوربين ارائه بدهد. شخصيت هر انسان طبيعي مانند منشور، وجوه و اضلاع متنوعي دارد، بازيگران با تجربه قادرند اين وجوه متنوع را در نمايش‌ها يا فيلم‌هاي مختلف به نمايش بگذارند و تماشاگران را به شگفتي‌ وا دارند اما هيچ كدام از اينها دليل نمي‌شود كه در واكنش به اتفاقات روزمره و معمولي هميشه به يك شيوه كليشه‌اي كه مي‌تواند خنده يا گريه يا هر چيز ديگر باشد عمل كنند.به نظر شما ميزان خنديدن در اقشار مختلف جامعه يا حتي فراتر برويم در كشورهاي مختلف يكسان است يا...، منظورم اين است كه با يك شرايط يكسان مي‌توان همه آنها را خنداند ياخير؟!مسلماً نه، مردم دنيا هر كدامشان تحت يك شرايط خاصي مي‌خندند ممكن است تماشاي يك صحنه، آمريكايي‌ها را از خنده روده بركند اما ايراني‌ها فقط به آن يك لبخند بزنند و يا ...در هر حال به عقيده من نمي‌توان گروه‌هاي اجتماعي مختلف را با يك ايده خنداند با اين وجود، مسائلي هستند كه آن قدر كلي، جهاني و انساني‌اند كه همه نژادها و ملت‌هاي مختلف را مخاطب خود قرار مي‌دهند. اين مسائل وقتي توسط افراد خلاق دستمايه كار كمدي قرار مي‌گيرند مخاطب جهاني پيدا مي‌كنند، نمونه بارز آن چارلي چاپلين است كه آثارش مورد توجه همه اقشار دنيا قرار مي‌گيرد و همه از تماشاي آن لذت مي‌برند و به آن مي‌خندند.به نظر شما تماشاي يك فيلم كمدي موفق در بالا بودن ميزان شادي در جامعه مؤثر است؟قطعاً بي‌تأثير نيست. به عقيده من خنداندن مردم ارزش بسيار زيادي دارد هر چند كه در اين زمينه بايد جانب احتياط را نگه داشت و به هر بهانه‌اي مردم را نخنداند. به عقيده من خنده و خنديدن بر روان جامعه تأثير مثبت زيادي دارد، لبخند يكي از جهاني‌ترين و مشخص‌ترين احساسات انساني هر فرد است. اولين احساسي كه كودك مي‌شناسد. يك نوزاد از فاصله 45 متري هم وضوح لبخند را روي صورت اطرافيان تشخيص مي‌دهد در صورتي كه هيچ حس ديگري را به اين پررنگي تشخيص نمي‌دهد. در هر حال تماشاي يك فيلم كمدي و خنديدن به آن هم يكي از مؤثرترين شيوه‌ها براي بالا بردن شادي و پيشگيري از انواع افسردگي است.اگر اجازه بدهيد كمي راجع به پانتوميم حرف بزنيم رشته‌اي كه انتخاب اول شما در عالم هنر بود و اين روزها حسابي مهجور واقع شده است.پانتوميم جزو هنرهاي خاص محسوب مي‌شود از اين جهت مي‌گويم خاص و به اين خاطر مي‌گويم خاص كه كمتر كسي به سراغ آن مي‌رود به همين خاطر افرادي كه به سراغ آن مي‌رفتند آن را با عشق و علاقه خاصي انتخاب مي‌كردند و مي‌دانستند كه در اين حرفه خبري از شهرت و پول و يا ... آنچناني نيست. اين رشته حرفه‌اي است كه در آن صورت و حركات بدني حرف اول را مي‌زند. من حدود 27 سال است كه در اين عرصه مشغول به فعاليت هستم مثلاً براي كشوري مثل ايران كه با محدوديت‌هاي امكانات مثل سالن تئاتر و... مواجه است از پانتوميم به عنوان شكلي از هنر كه نيازي به سالن و اكسسوار و... ندارد نام برده مي‌شود و بازيگر اين كار با قدرت تخيل بي‌نهايت و حركات بدني مي‌تواند جهاني را خلق كند كه از آن مي‌توان بسيار بهره برد.اصلاً چطور شد كه شما با اين هنر آشنا شديد و تصميم گرفتيد بدان بپردازيد؟سال 1356 بود كه به فرهنگسراي نياوران رفتم. آن سال اولين جشنواره پانتوميم برگزار مي‌شد. من هم براي اولين بار با آن هنر در آنجا آشنا شدم. يادم است آن زمان كار هنرمندان بزرگ «مايم» يا «ميم» از سراسر دنيا در حال نمايش بود كه سبب شد من پي به قابليت‌هاي بيشمار اين هنر ببرم و تصميم بگيرم به طور جدي به آن بپردازم.اگر اشتباه نكنم شما در فرانسه هم در رشته پانتوميم تحصيل كرديد؟بله، من در دانشگاه «ون سن» در اين رشته درس خواندم. پانتوميم هنري است كه مانند بازيگري نيست كه عمده تمركزش و تكيه‌گاهش ديالوگ‌گويي باشد. پانتوميم هنري است كه نقطه اتكايش اكت، تحرك و... است. متأسفانه امروز ديگر جايگاهي براي بازيگرها ندارد مثلاً من با اينكه تمام عشقم پانتوميم است اما خلاصه شدم در بازيگري و اجرا و به جاي اينكه روي طناب راه بروم بايد پشت ميكروفن بنشينم حرف‌هاي قلمبه سلمبه بزنم.در دانشگاه چه واحدهايي را براي آموزش پانتوميم گذرانديد؟متأسفانه واحدهايي كه ما در آن دوران در دانشگاه گذرانديم الان ديگر در دانشگاه‌هاي ايران تدريس نمي‌شود. واحدهايي مانند آكروباسي، اسب‌سواري، ژيمناستيك و... يكسري دوره‌هايي هم براي سواركاري و شمشيربازي گذرانديم اما حالا...اين طور كه من تحقيق كردم تعداد مدرسان پانتوميم روز به روز كمتر مي‌شود و حالا حتي تعدادشان از انگشتان يك دست هم كمتر است در حالي كه متقاضيان بيشماري هستند كه شرايطي براي آموزش آنها وجود ندارد.حق با شماست، متأسفانه پانتوميم به ورطه فراموشي سپرده شده است الان تنها دو، سه نفري هستيم كه اين رشته را تدريس مي‌كنيم. اين روزها تمام تمركزم را روي اين گذاشتم كه اين حضور را همچنان زنده نگه دارم به همين خاطر دوست دارم با جان و دل براي دانشجويان مايه بگذارم تا آنها هم در آينده بتوانند اين هنر را زنده نگه دارند.به عقيده من بخشي از علت اينكه اين هنر مهجور واقع شده است به دليل آن است كه يك كار مفرط جسمي و روحي است و در آن خبري از شهرت و پول و... نيست.بله، همين‌طور است كمتر كسي است كه تحمل اين همه سختي و دشواري را داشته باشد و تازه چشمداشتي هم به پول و ديده شدن نداشته باشد.طرف ترجيح مي‌دهد كه برود به تلويزيون يكي دو شبه هم معروف شود.هنر پانتوميم روي چه چيزي متمركز است؟آرامش و سكوت . اساس اين هنر روي تمركز و تخيل است و تخيل هم در آرامش و تمركز است كه راحت‌تر به پرواز در مي‌آيد.در بازيگري تمام صداها و عناصر در خدمت شما هستند اين در حالي است كه در پانتوميم كوچكترين صدايي تمركزتان را از بين مي‌برد. پانتوميم «تئاتر خاموش» يا هنر گفت‌وگوي بدون كلام است. تأكيد پانتوميم بر طرح احساسات و مفاهيمي است كه هرگز با كلام به بيان در نمي‌آيند. مضامين مورد استفاده در پانتوميم از كمدي تا تراژدي تنوع دارند و تنها با تجسم در بدن بازيگر است كه بيان مي‌شوند از اين رو ناب‌ترين و اصيل‌ترين شكل تئاتر به حساب مي‌آيند بنابر اين درست مثل خود تئاتر به ژانرها يا گونه‌هاي مختلف مثل كمدي، تراژدي و ملودرام تقسيم مي‌شود به عبارت ديگر تنها در گونه كمدي پانتوميم درصدد ايجاد خنده بر مي‌آيد.بسياري از كمدين‌ها عنصر اصلي موفقيت در اين عرصه را داشتن قدرت تخيل بي‌پايان و بي‌پروا مي‌دانند، شما هم از اين قوه تخيل برخوردار هستيد؟همين طور است به ويژه اگر شما بخواهيد براي كودكان كار كنيد آن وقت بايد تمام ذهنتان پر از تخيل و ‌آرزوهاي رنگي باشد. به نظر من يكي از عنصرهايي كه باعث مي شود فردي به بازيگري روي بياورد داشتن يك تخيل بي‌پايان است و اصلاً هنر بدون داشتن تخيل و آرزو قابل پذيرش نيست.آقاي خمسه اين روزها تنوع ساخت فيلم و سريال‌ها در ژانرها مختلف به شدت افزايش پيدا كرده است اما نكته جالب اينجاست كه هيچكدام از آنها نتوانستند جاي خالي آثار گذشته را بگيرند و مانند آثار قديمي براي آنها نوستالژي بيافرينند.آن موقع ما دست كم دو تا كانال تلويزيوني داشتيم كه هفته‌اي يك بار يك فيلم يا سريال پخش مي‌كرد كه همه هم از سرناچاري مي‌نشستند آن را تماشا مي‌كردند حالا اگر از شبكه‌هاي ماهواره‌اي كه تعدادشان بي‌شمار است فاكتور بگيريم همين تلويزيون خودمان 6 و 7 شبكه دارد كه صبح تا شب دارد فيلم و سريال‌هاي مختلف پخش مي‌كند، طبيعي است كه در چنين شرايطي هر بيننده‌اي حق انتخاب دارد، كنترل تلويزيون دستش است و اگر از شما يا برنامه‌تان خوشش نيامد با فشار دادن يك دكمه به راحتي شما را عوض مي‌كند، به همين خاطر در آن دوران هر كاري را كه مي‌ساختيم به چشم مي‌آمد اما حالا...به همين دليل است كه اين روزها عمده تمركزتان را روي داوري و تدريس گذاشته‌ايد؟بالاخره اين هم يك نوع از زندگي است گاهي دوروبر شما پر از پيشنهادهاي جور واجور است گاهي هم كمتر پيشنهاد داريد، آن طوري به كارهاي ديگرتان مي‌پردازيد.بازيگري كلاً شغل پرنوساني است. يك روز در اوج قرار داريد يك روز ديگر نيستيد. وقتي هم كه بازيگر پا به سن مي‌گذارد كمتر ديده مي‌شود و نقش‌هاي فرعي به او سپرده مي‌شود.فكر كردن به اين موضوعات براي ادامه كار دلسردتان نمي‌كند؟بالاخره اين بخشي از يك زندگي واقعي است، انگار كه بخشي از يك زندگي رئال را جدا كرديد. بازيگري هم عين يك زندگي عادي است يك لحظه در اوج قرار داريد لحظه ديگر... من عادت كرده‌ام همواره به اين شكل به اين حرفه نگاه كنم به همين خاطر هم كمتر افسردگي و غم به سراغم مي‌آيد در هر حال طبيعت حرفه ما به گونه‌اي است كه بايد صبر كني تا به دنبالت بيايند.چه شد كه اصلاً به بازيگري روي آورديد ميل به شهرت يا...؟من در آن دوران كه به بازيگري علاقه‌مند شدم آنقدر سن و سالم كم بود كه اصلاً به اين جور چيزها فكر نمي‌كردم، اصلاً نمي‌دانستم شهرت و معروف شدن چيست. من به اين حرفه روي آوردم براي اينكه با آن به راحتي مي‌توانستم رؤيا پردازي كنم. مي‌توانستم آرزوهايي را كه دارم حداقل براي چند دقيقه بر آورده كنم و ...به نظر شما چه بايد كرد كه در عرصه ساخت فيلم‌هاي كمدي پيشرفت كنيم و از اين دايره تكرار كه گرفتار آن شديم جدا شويم؟ما براي آنكه در وضعيت ساخت آثار طنزمان پيشرفت كنيم و يك گام به جلو برداريم نياز داريم كه نيازهاي جامعه را بشناسيم. بايد اين قدرت را به جامعه بدهيم كه نقاط ضعفش را بشناسد و با گوش دل به حرف‌هاي منتقدان گوش دهيم. اگر در بخش‌هاي مختلف جامعه يك نگاه واحد به سمت كمدي داشته باشيم به موفقيت خواهيم رسيد. بايد به افراد مختلف و دست‌اندركاران اين قضيه بها دهيم و آنها را براي ادامه كار تشويق كنيم. نكته مهم و اميدواركننده اين است كه جرقه‌ها در اين راه زده شده است و حال احتياج به استمرار دارد و در اين راه به حمايت مسئولان احتياج دارد.با اين همه عرق و علاقه به كمدي پس چرا ما شما را در سريالي مانند «مرد هزار چهره» ديديم، منظورم نقش يك مرد جدي و بد اخلاق است؟! معتقد نيستم كه انسان‌ها تك بعدي هستند و تنها در يك جهت پيشرفت مي‌كنند. من دوست دارم خودم را در قالب‌هاي متفاوت محك بزنم به همين خاطر وقتي پيشنهاد داده شد كه در سريال «مرد هزار چهره» در آن نقش بازي كنم قبول كردم و با آنكه نقش يك فرد عبوس و بد اخلاق را براي اولين بار بازي كردم اما با استقبال خوبي از جانب هواداران مواجه شد و مردم مرا در آن قالب خوشبختانه كاملاً پذيرفتند و باور كردند.ظاهراً ساختار شكني شما در فيلم «بيست» هم جواب داده است و آنقدر در آن نقش درخشيديد كه سيمرغ مكمل را از آن خود كرديد.خوشحالم كه با اين ساختار شكني‌ها البته به گفته شما توانستم باور پذير باشم. من خودم آن فيلم را خيلي دوست داشتم و آنقدر نقشم را باور داشتم كه اين حس به مخاطب هم منتقل شد.شما جزو بازيگراني هستيد كه به كارگردان‌هاي فيلم اولي اعتماد مي‌كنيد و اتفاقاً پاسخ اين اعتمادتان را هم در فيلم بيست دريافت كرديد. بله، من اعتقاد دارم جوان‌ها هم بايد كارشان را از نقطه‌اي شروع كنند و اگر ما به آنها اعتماد نكنيم آنها نمي‌توانند در اين عرصه فعاليت كنند. هم عبدالرضا كاهاني و هم حامد كلاه‌داري هر دو اولين تجربه كارگرداني‌شان بود كه انصافاً همكاري با آنها براي من خيلي شيرين و خاطره‌ساز بود. نظرتان راجع‌ به پخش برنامه‌هاي تلويزيوني چيست؟متأسفانه مدتي است كه برنامه‌هاي تلويزيوني سير نزولي به خود گرفته و دچار افت شده. اين درحالي است كه شبكه‌هاي ماهواره‌اي هر روز به كيفيت برنامه‌هايشان مي‌افزايند و سريال‌ها و فيلم‌هاي رنگ و وارنگي كه با فرهنگ ما همخواني چنداني ندارد را توليد مي‌كنند و اين مسأله خودش زنگ خطر را براي مسئولان به صدا درمي‌آورد كه اگر دوست دارند مردم الگوپذيري‌شان از فرهنگ جامعه ايراني و سالم خودمان باشد بايد دقت بيشتري را براي بالا بردن سطح كيفي برنامه‌ها از هر جهت در نظر بگيرند. يكي از نكته‌هايي كه همواره در مورد فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني وجود دارد اين است كه اكثر آنها ديالوگ‌محور هستند و بازيگران چندان از فيزيك بدني‌شان استفاده نمي‌كنند. حق با شماست. براي بازيگري حرفه‌اي بيان، تخيل و حركات فيزيكي به يك ميزان تأثيرگذار هستند و پرداخت هر يك از آنها موجب مي‌شود كه بازيگر از مسير تعالي دور شود و نتواند بازي قابل قبولي از خود ارائه دهد. اينطور كه شنيديم اين روزها در حال بازي در كار خانم درخشنده هستيد و در آنجا هم يك نقش جدي را ايفا مي‌كنيد. البته بازي‌ام به اتمام رسيده است، خانم درخشنده از من دعوت كرد تا در تيمشان در نقش يك سرگرد نيروي انتظامي بازي كنم كه به اعتقاد عوامل اين نقش هم باورپذير از كار درآمده است. البته يك كار ديگر نيز از آقاي وحيدزاده به من پيشنهاد شد كه درون مايه كمدي داشت و در كنار اين دو كار، كار ديگري هم از آقاي كلاه‌داري كه اين كار هم كاري جدي است و رگه‌هايي از كمدي دارد. آقاي خمسه از اينكه در اين گفت‌‌وگو شركت كرديد از شما متشكرم.من هم از شما متشكرم. گفت‌وگوي خوبي بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار