کد خبر: 396746
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۶
ادعای برادرکش در دادگاه:

به گزارش خبرنگار «جوان»، شامگاه بیست‌وهشتم مرداد سال 85 مرد جوانی پس از مراجعه به منزل دایی خود در داودآباد ورامین از غیبت ناگهانی او دچار دلهره شد و پس از ورود به خانه و روشن کردن چراغ اتاق با صحنه هولناکی مواجه شد و مأموران پلیس را از وقوع یک جنایت باخبر کرد.
زمانی که مأموران پلیس آگاهی ورامین به محل جنایت رسیدند دریافتند مرد میانسالی به‌نام حسن بر اثر ضربات چاقو در رختخوابش به کام مرگ فرورفته است.
تحقیقات ویژه پلیسی برای روشن شدن ابعاد جنایت با بررسی ابعاد حادثه دنبال شد. کارآگاهان پلیس دریافتند مقتول پس از متارکه از همسرش مدت‌ها است به تنهایی زندگی می‌کند. تحقیقات درباره پرونده ادامه داشت تا اینکه چند روز پس از جنایت، مرد جوانی خود را به مأموران پلیس رساند و خود را عامل جنایت معرفی کرد.
مرتضی که برادر مقتول بود به کارآگاهان پلیس گفت پس از ارتکاب جنایت به شیراز گریختیم اما دچار عذاب وجدان شدیدی شدم و تصمیم گرفتم خود را تسلیم کنم. با اعتراف متهم او روز گذشته در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست و چهار مستشار دادگاه محاکمه شد. پدر و مادر مقتول اعلام رضایت کرده بودند اما تنها دختر مقتول اعلام رضایت را مشروط به دریافت دیه اعلام کرد.
پس از آنکه روشن نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند و دختر مقتول اعلام کرد که تنها در قبال دریافت دیه حاضر به رضایت است. قاتل اعلام کرد که از پرداخت دیه ناتوان است. او ارتکاب جنایت را پذیرفت و به دادگاه گفت: از بیان حقایق درباره رفتار برادرم شرم دارم. او انسان فاسدی بود و همواره تلاش می‌کرد کودکان را آزار دهد. او حتی به کودکان بستگان هم رحم نمی‌کرد و من شاهد این رفتار ناشایست او بودم و به او هشدار می‌دادم. او در محل به انسانی بدکار شهرت داشت. من روز حادثه برای نصیحت کردن او به خانه‌اش رفتم و او را از خواب بیدار کردم. برادرم به من گفت که حاضر نیست دست از رفتارش بردارد بنابراین من عصبانی شدم و او را با دو ضربه چاقو کشتم.
همسر سابق مقتول نیز به دادگاه گفت: زمانی که همسر او بودم، رفتار ناشایستی داشت. او زنان بدکار را به خانه می‌آورد و از حضور من شرم نمی‌کرد. یک روز که از خواب بیدار شدم و به او با زنی غریبه در خانه اعتراض کردم به سردی با من برخورد کرد.
متهم در آخرین دفاع از خود گفت: اگر پدرم سهم مرا بدهد حاضرم دیه را پرداخت کنم. پدر او که درجلسه حاضر بود خطاب به دادگاه گفت: من خودم مقروض هستم و حاضر نیستم یک ریال به او پرداخت کنم.
دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد و پس از شور با مستشاران متهم را به قصاص محکوم کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار