زمانی که رهبر ایران آیتالله خامنهای اعلام کرد که تحریمهای جدید علیه ایران یک اقدام سردرگم و نشان دهنده درماندگی قدرتهای بزرگ است. میتوان این نکته را نیز به سخنان رهبر ایران اضافه کرد که امریکاییها حقوق بشر را نیز زیر پا گذاشتهاند. آنها آسیمهسر و دستپاچه هستند، زیرا مقاماتشان اعلامیه جهانی حقوق بشر را که به عنوان یک چارچوب بینالمللی برای توسعه و گسترش حقوق بشر از سال 1948 مورد احترام جامعه بینالمللی است، زیر پا گذاشته و آن را نقض کردهاند. تحریمهای اعمال شده علیه ایران به رهبری امریکا که زمانی به عنوان پایگاه نظامی در قیمومیت امریکا بود، نیز یکی دیگر از نشانههای نقض حقوق بشر است، بهویژه با توجه به رابطه و نوع عملکرد امریکا در قبال مردم ایران. با وجود اینکه جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق امریکا وعده داده بود که حقوق اساسی و اولیه انسان عدم وجود فقر، گرسنگی، بیماری و سرکوب سیاسی همواره مورد احترام امریکا خواهد بود، گروههای نظامی شاه که توسط سیا آموزش دیده بودند، در حادثه میدان ژاله تهران، همانند یک ماشین جنگی عمل کردند، و این در حالی بود که شاه پس از کشته شدن صدها نفر در این حادثه، از کمک امریکا برای پیشبرد دموکراسی در ایران تقدیر کرد. اکنون نیز میتوان گفت که تحریمهای امریکا علیه ایران نه تنها بهطور طبیعی تنبیهی محسوب میشود، بلکه به نوعی انتقامگیری ریاکارانه از ایران در نظر گرفته خواهد شد.
پیش از آنکه به بحث در مورد دلایل سردرگم بودن اقدام امریکا در اعمال تحریم علیه ایران و زیر پا گذاشتن حقوق بشر از سوی امریکا بپردازیم، بهتر است در ابتدا ویژگیهای سیاسی امریکا و دیدگاه این کشور نسبت به حقوق بشر را به عنوان یک قدرت امپراتوری بیشتر بشناسیم. امریکا نه تنها به اسطوره و افسانهای بودن برتری خود در جهان اعتقاد کامل دارد، بلکه تلاش کرده مباحث جهانی را در مورد حقوق بشر تحت سلطه و انحصار خویش درآورد. امریکا در این راه دچار سردرگمی شده و غرور و گستاخی، دخالتهای نظامی و نقشهنگاری قدرت را جایگزین حقوق بشر کرده است. امپراتوری ایالات متحده اکنون بر این باور است که حق شروع جنگهای پیشگیرانه، کشتار، قتل، شکنجه، آموزش و مسلح کردن نیروهای تروریستی را برای غلبه بر دولتهای دموکراتیک در جهان دارد و این حق را دارد که سلاح هستهای تولید و ذخیره کند. در صورتی که در این گرایش و نوع تفکر تغییری ایجاد شود، باید منتظر روایت و روش تفکر جدیدی از حقوق بشر از سوی امریکاییها باشیم که در پی آن راهبردهای جدیدی برای دفاع از حقوق بشر امریکایی ارائه میشود.
رنه کاسین یکی از مهمترین تدوینکنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر چهار مولفه اصلی را به عنوان حقوق بشر در نظر گرفته است، چهار مولفهای که آزادی، عدالت و صلح را شامل میشود و از سرکوب و استبداد جلوگیری میکند. مولفه نخست که برگرفته از انقلاب فرانسه است، بر این اساس است که تمام انسانها آزاد به دنیا میروند و در حقوق و کرامت انسانی با یکدیگر برابرند. با وجود اینکه آزادی به معنای عدم محدودیت و مطیع ساختن از سوی قانونگذار و یا حکومت و تساوی و برابری مستلزم ایجاد وضعیت مزایا و فرصتهای برابر برای همه است، کرامت به معنای مورد احترام قرار گرفتن افراد است. در واقع مولفه اول تاکید میکند که این شرایط برای همه انسانها بدون در نظر گرفتن جنسیت، نژاد، مذهب، ملیت و عقاید سیاسی باید به طور مساوی وجود داشته باشد. آیا به نظر نمیرسد که اقدام امریکا در اعمال تحریم علیه ایران در واقع نقضکننده انسانیت مردم ایران است و با توجه به تلاش برای مطیع ساختن مردم امریکا و ایران از سوی دولتمردان امریکایی، آیا نمیتوان گفت که مقامات ایالات متحده حقوق انسانها را برای زندگی، آزادی و خوشبختی زیر پا میگذارند؟
مولفه دوم بیانیه جهانی حقوق بشر شامل حقوق فردی و مدنی است، حقوقی از قبیل رأی دادن، محاکمه عادلانه، حق سخنرانی، آزادی مذهب، آزادی اندیشه، داشتن نشریه، گردهمایی مسالمتآمیز، آزادی بیان و البته دارایی و اموال. در اینمؤلفه همچنین بر این مسئله که اراده مردم باید بر اراده حکومت مقدم باشد، تاکید شده است. این در حالی است که این حق مردم ایران به دلیل تحریمهای امریکا کاملاً زیر پا گذاشته شده است. امریکا نه تنها آزادی اندیشه را از مردم خود گرفته است، بلکه حقوق مردم امریکا در مورد اموال و داراییهایشان را نیز نقض کرده است. تحریمهای امریکا باعث ایجاد محدودیت برای مردم ایران میشود. امریکا اکنون بیش از پنجاه سال است که کوبا را تحریم اقتصادی کرده است. این در حالی است که توماس پین معتقد است که این تحریمها حتی حقوق انسانهایی را که به دنیا نیامدهاند نیز زیر پا میگذارد. آیا نباید به هر نسل اجازه داد که برای سرنوشت و امور خود تصمیم گیری کند؟
این در حالی است که تحریمهای امریکا علیه ایران باعث نقض حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز میشود، مسئلهای که در داخل امریکا نیز کاملاً مشهود است. ملت امریکا در مقایسه با دیگر ملتها به طور رقتانگیزی در حفظ دموکراسی خود شکست خورده است. این کشور نتوانسته است شرایط شغلی، مسکن و فرصت تحصیلی برابر را برای تمام مردم امریکا فراهم نماید. با توجه به حضور گسترده شرکتهای کنترل کننده شرایط اقتصادی و اجتماعی در امریکا، میلیونها نفر از مردم این کشور از دسترسی به بهداشت، و میلیونها نفر دیگر از داشتن کرامت انسانی محرومند. این در حالی است که دولت امریکا به دلیل عقاید سکولار و مادیگرایانه خود، از اذعان به این نکته که تاکنون صدها هزار نفر بر اثر تحریمهای این کشور جان خود را از دست دادهاند، امتناع میکند. این کشور حتی همواره تلاش میکند دولت هایی مانند ایران را که با اصول این کشور مخالفت میکنند، تنبیه کند.
زمانی که رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا اعلام کرد که تحریمها علیه ایران به عنوان یک عامل بالقوه واقعی در برابر ایران به کار میروند، باید از اصطلاح زندان حقیقی استفاده میکرد زیرا بر اساس مفاد تحریم، 40 شرکت و سازمان ایرانی مورد تحریم اقتصادی شدید قرار گرفتهاند. حتی مخالفان سیاسی در داخل ایران نیز معتقدند که تحریمها به اقتصاد خصوصی ایران و مردم این کشور ضربه خواهد زد. مدعیان نگاهبانی از حقوق بشر مانند امریکا با ارتش خود کشورهای دنیا را اشغال کردهاند، آنها همچنین زرادخانههای اتمی ایجاد کردهاند، این در حالی است که ایران هیچ سرزمینی را اشغال نکرده و سلاح اتمی نیز ندارد. بیانیه جهانی حقوق بشر بر بهبود روابط دوستانه میان کشورها و همچنین تلاش ملتها برای دستیابی به حقوق بشر تاکید دارد.
آیت الله خامنهای رهبر ایران که توسعه و به کارگیری سلاح اتمی را محکوم کرده است، زمانی که گفت تحریمهای امریکا علیه ایران، در واقع واکنش این کشور به ظهور و وجود جمهوری اسلامی است، کاملا حق داشته است. در واقع این نظام اسلامی است که یک تهدید جدی برای نظم نوین جهانی و مادیگرایی و سکولاریسم به رهبری امریکا، محسوب میشود. شاه ایران تحت نظارت و کنترل امریکا 10 میلیارد دلار برای توسعه فناوریهای مرگبار مانند موشکهای هوا به هوا، بمبهای هوشمند و تانک هزینه کرد. عفو بین الملل در آن زمان گزارش داد که شاه ایران رهبری بیست هزار نیروی پلیس مخفی ایران را برعهده داشته است، دادگاههای مدنی را تحت کنترل خود درآورده و بیش از صدهزار مخالف سیاسی را در زندان نگه داشته بود.
سردرگمی، چه در تفکر و چه در عمل و حتی در سیاست خارجی، در بسیاری از موارد باعث زیر پا گذاشتن حقوق بشر میشود. در مورد امپراتوری ایالات متحده، اگر اقدامات این امپراتوری در قبال شهروندان امریکا و مردم ایران باعث شود به خاطر بیاورید که زمانی آزاد بودید، فاجعهآمیز نیست، بلکه این نکته فاجعهآمیز است که این اقدامات موجب شود شما فراموش کنید که زمانی آزاد بودید.