کد خبر: 396410
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۸۹ - ۱۷:۲۷
فتنه درحلقه‌ها
سعدالله زارعی -در جریان فتنه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ایران شاهد شكل‌گیری حلقه‌های رسمی و غیررسمی بودیم كه به بعضی از این موارد می‌پردازیم.از مدت‌ها قبل،‌سازمان سیا، وزارت دفاع (پنتاگون) و وزارت امور خارجه امریكا دفاتر ثابتی را در چند كشور با هدف تسهیل ارتباط با ایرانیان دائر كردند. یكی از این دفاتر در «دوبی» بود كه نزدیك‌ترین دفتر به آب و خاك جمهوری اسلامی ایران به حساب می‌آید. دفتر دوبی توسط «دیك چنی»، معاون رئیس‌جمهور امریكا دردوران بوش مدیریت می‌شد و دختر او در دوبی حضور ثابت داشت.چنی در دفتر دبی برای شكار دو دسته از ایرانیان وارد عمل شد؛ ایرانیانی كه در شبه جزیره عربستان به ویژه در كشورهای امارات، كویت، قطر و بحرین به كار مشغول بودند و یا در این كشورها دارای موقعیت‌های اقتصادی، تجاری و یا فرهنگی‌اند. در یك ارزیابی كلی باید گفت، در طول دو دهه 1970 و 1980 حداقل 30 درصد از اقتصاد ایران و نیروی كار در ایران در شبه جزیره عربستان سامان می‌یافت. این موضوع به خصوص در استان‌های جنوبی كشور شامل خوزستان، بوشهر، فارس، كهگیلویه و بویراحمد، كرمان و هرمزگان برجسته‌تر بود. در بعضی از استان‌ها سهم نیروی كار اعزامی به مرز، به 40 درصد كل نیروی كار می‌رسید. گمان امریكایی‌ها این بود كه «مهاجران ایرانی شبه جزیره» یك موقعیت مناسب برای كسب اطلاعات، ارتباط‌گیری و به كارگیری به حساب می‌آیند و این در حالی است كه ایرانیان مهاجری كه برای كسب و كار به خلیج‌فارس اعزام می‌شوند از وطن پرست‌ترین جمعیت‌های كشور به حساب می‌آیند و عدم پذیرش مذهبی آنان در نظام‌های سیاسی كشورهای جنوب خلیج‌فارس، آنان را به كشورشان دلبسته‌تر می‌كند اما به هر حال این نكته كاملاً مغفول در نگاه امریكایی‌ها به ایرانیان جویای كار در شبه جزیره است.نكته دیگر در دفتر دبی، جذب و ارتباط‌گیری با نیروهای نخبه ایرانی است. این نیروها را می‌توان به بهانه كار، تجارت و گذراندن اوقات فراغت به دبی كشانده و به این دفتر وصل كرد. بعضی از خبرها حكایت از آن دارد كه در طول سال‌های 1374 تا 1385 حدود 100 میلیارد دلار از سرمایه‌های ایرانی به دبی كشیده شده‌اند و در طول این دوران به طور میانگین روزانه 500 ایرانی به دبی رفت و آمد كرده‌اند.در دوره ریاست جمهوری «جرج بوش» كه با دوره دوم ریاست‌جمهوری «خاتمی» در ایران تلاقی داشت، دفتر دبی زیر نظر معاون رئیس‌جمهور امریكا فعال‌تر شد و از شكل مخفی به شكل علنی درآمد. یك گزارش بیانگر این است كه این دفتر، از طریق سر پل‌هایی در ایران كه با وزارتخانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی و علوم، تحقیقات و فناوری در ارتباط بودند به جذب و اعزام نخبگان سرگرم بودند. در این دوران اكیپ‌های ایرانی كه تعداد آنان بین 20 تا 100 نفر بوده است، از طریق این سرپل‌ها، نظیر كیان تاجبخش، شناسایی شده و با تسهیلات خاص به دبی اعزام می‌شدند و از آنجا به هلند و یا امریكا اعزام می‌شدند. این گروه‌ها در یك كارگاه سیاسی شركت می‌كردند و برای كار آماده می‌شدند. بعضی از خبرها بیانگر آن است كه در فاصله سال‌های 80 تا 87، حدود 150 اكیپ ایرانی به دبی اعزام شده‌اند و تعداد كسانی كه به این دفتر رفته‌اند، از 7500 نفر هم فراتر بوده است. این اكیپ‌ها در دوره‌هایی 15 تا 30 روزه شركت كرده‌اند. مهم‌ترین متونی كه در این دوره‌ها مورد مطالعه قرار گرفته روی موضوع «تغییر در ایران» تمركز داشته و مباحث بیش از آنكه تئوریك باشد، جنبه كاربردی و عملیاتی داشته است.در این دوران یك دفتر تخصصی هم در تهران شكل گرفته بود كه بیش از جنبه كاربردی، روی جنبه‌های تئوریك تأكید داشتند. این دفتر تخصصی با عنوان «دفتر مطالعات سیاسی وزارت كشور» در این وزارتخانه فعال بود. در رأس این دفتر مصطفی تاج‌زاده قرار داشت ولی در ظاهر «‌جواد اطاعت»آن را اداره می‌كرد. دفتر سیاسی وزارت كشور، «آموزش دموكراسی» و «مدیریت تغییر» را در دستور كار داشت. این دفتر در عمل به راه‌اندازی، مدیریت تغذیه و به كارگیری نیروهای خاص در استان‌ها، شهرستان‌ها و مركزیت مشغول بود و در هر شهرستان،بنا به استعداد، 3 تا 5 نفر این دوره‌ها را طی می‌كردند. كارگاه وزارت كشور اقدام به چاپ چندین كتاب كرد كه توسط عناصر كاملاً لاییك نظیر «حسین بشیریه» نوشته شده و مبالغ قابل توجهی دریافت كرده بودند. حسین بشیریه كه نامدارترین استاد كارگاه‌های سیاسی وزارت كشور بود از چهره‌های هوادار سوسیالیسم بود كه در دانشكده وزارت اطلاعات - در دوره‌ای كه سعید حجاریان بر این دانشكده ریاست داشت و حجت الاسلام ری شهری، وزیر اطلاعات بود- تدریس می‌كرد. بشیریه با فروپاشی بلوك شرق و كم فروغ شدن اندیشه سوسیالیزم به وجه دیگر اندیشه سكولارسیتی یعنی «غرب‌گرایی» روی آورد و دموكراسی را به عنوان مهم‌ترین رهیافت سیاسی بشر مورد توجه قرار داد. دكتر بشیریه در این كارگاه‌های سیاسی، بنیانی را پایه گذاشت كه انتهای آن نظریه «جمهوری خالص و بی پیرایه» بود. او بعدها كه نظریه تبلیغ شده در كارگاه‌های سیاسی به دلیل هوشیاری رهبری و مردم به بن بست رسید و كاربست‌های فتنه‌گران پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 به جایی نرسید، در مصاحبه با روزنامه آلمانی «اشپیگل» با صراحت گفت:«باید فعالیت‌ها روی حذف جمهوری اسلامی و جایگزین كردن یك جمهوری خالص متمركز شود.» بشیریه امروز در خارج از كشور به سر می‌برد و با حلقه جرس (جنبش راه سبز) اتصال دارد و حضور او در حلقه جرس بر این باور تأكید می‌كند كه رابطه كاملاً معنادار میان حلقه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی وجود داشته است.دفتر هلنددفتر هلند بارانداز سیاسی امریكا در اروپا بود كه به قصد جذب ظرفیت‌های ایرانی مستقر در اروپا و نیز ساماندهی به رفت و آمد ایرانیانی كه برای كار یا تحصیل و یا اقامت به اروپا نمی‌آیند بلكه حضورشان كوتاه مدت است و برای اموری نظیر تجارت، مداوا، دید و بازدید و یا اوقات فراغت و یا فرصت‌های كوتاه تحصیلی و علمی به اروپا سفر می‌كنند، تأسیس شد؛ طیف وسیع و متنوعی از نیروهای متخصص و غیر متخصص. از نظر امریكایی‌ها حضور ایرانیان در اروپا - اعم از آنانی كه حضور طولانی مدت و یا حضور كوتاه مدت دارند – یك فرصت خوب برای جذب نیرو و كسب اطلاعات سازماندهی نیروها و به كارگیری آنان به حساب می‌آمد.بعضی از خبرها بیانگر آن است كه بیش از 700 هزار ایرانی به طور ثابت، با حضور دراز مدت در كشورهای اروپایی به خصوص سه كشور انگلیس، فرانسه و آلمان زندگی می‌كنند و روزانه نزدیك به هزار نفر به كشورهای اروپایی رفت و آمد می‌كنند كه البته بخشی از این مسافران عازم كشورهای غیر اروپایی نظیر كانادا، امریكا و كشورهای امریكای لاتین‌اند كه حضور آنان برای ساعاتی در یك كشور اروپایی جنبه ترانزیت دارد.در كشور هلند، امریكایی‌ها علاوه بر یك دفتر ساماندهی به ایرانیان مهاجر اروپا، رادیو فردا را هم راه انداخته بودند كه در واقع یادآور «رادیو آزادی» بود كه امریكایی‌ها با هدف مقابله با اتحاد جماهیر شوروی راه انداخته بودند. بعضی از خبرها بیانگر آن است كه كمتر از نیمی از حدود 700 هزار ایرانی ساكن در اروپا حداقل برای یك بار پایشان به دفتر كشیده شده و یا با مقامات این دفتر در كشورهای محل اقامت ایرانیان دیدار كرده‌اند.دفتر واشنگتن از بدو پیروزی انقلاب اسلامی و به خصوص در جریان بحران گروگانگیری سفارت امریكا در تهران، یك دفتر ثابت پیگیری امور ایران زیر نظر زبینگینو برژینسكی – مشاور وقت امنیت ملی امریكا – در واشنگتن دائر گردید. كار این دفتر هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف امریكا در مواجهه با ایران بود و به طور كلی به دو دسته فعالیت جاری و دراز مدت اشتغال داشت. این دستگاه‌ها شامل وزارت امور خارجه، وزارت دفاع (پنتاگون) سازمان اطلاعات مركزی (سیا) شورای روابط خارجی كنگره و بخش خاورمیانه كاخ سفید می‌شد. دفتر واشنگتن در دوره ریگان دو فعالیت موازی را در دستور كار قرار داد. یك فعالیت معطوف به تلاش برای تنگ‌تر كردن حلقه محاصره اقتصادی و تضعیف موقعیت جنگی ایران و اخلال در روابط خارجی ایران بود. فعالیت دیگر معطوف به برقراری ارتباط با ایرانیان اعم از اپوزیسیون و گروه‌هایی نظیر نهضت آزادی و پیدا كردن دولتمردانی است كه به امریكا خوشبین هستند. اسنادی وجود دارد كه دولت ریگان از طریق افرادی نظیر «قربانی‌فر» در صدد برآمد با سطحی از مسئولین ایرانی تماس بگیرد. هدف آنان این بود كه از طریق تقویت افرادی در درون حكومت ایران، جمهوری اسلامی را با شكاف مواجه نمایند. اوج این فعالیت، سفر مك فارلین معاون وزیر خارجه امریكا به ایران در سال 65 بود. اقدامات معطوف به ارتباط‌گیری با بعضی از مسئولین ایرانی در جریان سفر مك فارلین به نتیجه پیش‌بینی شده نرسید و به یك بحران در دولت ریگان تبدیل گردید. دفتر واشنگتن دردوره جرج بوش پدر – 1367 تا 1371 – درگیر ماجرای فروپاشی شوروی و اردوگاه شرق گردید و از این رو عملاً اولویت ایران از دستور كار دولت امریكا خارج شد. در این دوره اولین جنگ امریكا و عراق هم به وقوع پیوست. همچنین درگیری در منطقه بالكان و وضعیت منطقه حساس شاخ آفریقا – درگیری‌های سومالی – توجهات را از ایران به حوزه‌های دیگر معطوف كرد. نظر دفتر واشنگتن در دوره ریاست جمهوری كلینتون – 1371 تا 1379 –با فراغت از بحران فروپاشی بلوك شرق بار دیگر به ایران معطوف گردید. در این دوره با پیشنهاد مارتین ایندایك و دو سناتور امریكایی، نظریه «مهار دو گانه» ایران و عراق در دستور كار امریكا قرار گرفت. منظور آنان این بود كه ایران و عراق را از جنبه اقتصادی و مشروعیت سیاسی در ضعف نگاه دارند تا در نهایت این دو حكومت با فشارهای داخلی مواجه شوند و در یك دوره 5 تا 10 ساله با فروپاشی مواجه شوند. در دوره ریاست جمهوی كلینتون فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ایران تشدید شد و امریكایی‌ها در عرصه دیپلماسی موفق شدند یك بحران دیپلماتیك ناشی از فراخوان سفرای اروپایی به بهانه ماجرای «كافه میكونوس» را بر ایران تحمیل كنند ولی این ماجرا برای امریكا فقط یك سود كوتاه مدت را در پی داشت. دفتر واشنتگن در دوره «جرج واكر بوش» - 1379 تا 1387 – به رویه تهاجمی در برابر ایران روی آورد. «نئوكان‌ها» با بهره‌گیری از ماجرای 11سپتامبر 2001، ایران را به یك جنگ تهدید كردند. بوش آشكارا از یك جنگ صلیبی – به معنای جنگ مذهبی خبر داد و ایران را یكی از «محورهای شرارت» خطاب كرد. دراین دوره امریكا به دو كشور همسایه ایران – افغانستان در شرق و عراق در غرب – حمله كرد و ده‌ها هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی را به این دو كشور گسیل نمود. در دوره ریاست جمهوری بوش، ادبیات امریكا از فشار برای نتیجه‌گیری در آینده به «تغییر آنی ایران» تبدیل شد. بر این اساس «استفاده از همه ظرفیت‌ها» مورد توجه قرار گرفت. در این دوره فعال كردن گسل‌های قومی و مذهبی به قصد بی ثبات كردن حكومت مركزی ایران دنبال شد. در شرق ایران گروهكی تروریست با نمای مذهبی – جندالله – وارد میدان شد و با استفاده از پایگاه‌های امریكا در پاكستان – به خصوص در بندر جوانی كه در نقطه مرزی با جنوب شرقی ایران قرار دارد – به مردم در استان سیستان و بلوچستان حمله می‌كردند و عملاً یك دلمشغولی را برای حكومت مركزی فراهم كردند. در شمال غربی ایران گروه تروریستی دیگری با نمای قومی – پژاك – وارد میدان شد و با استفاده از پایگاه‌های امریكا در عراق – به خصوص در مركز فرماندهی امریكا در شهر سلیمانیه – به مردم در استان آذربایجان غربی حمله می‌كردند و موقعیت امنیتی ایران را تضعیف می‌نمودند. مقامات امریكایی همزمان با این اقدامات، با فعالان سیاسی در ایران نیز ارتباط برقرار كردند و آنان را به گسترش اعتراضات تشویق می‌كردند. اسنادی وجود دارد كه امریكایی‌ها با بعضی از نمایندگان مجلس ششم ارتباط برقرار كرده و از طریق آنان بر حكومت جمهوری اسلامی برای هماهنگ شدن با امریكا فشار آورده‌اند. درباره این توافقات، نامه سرگشاده 127 نماینده مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب – یك ماه پس از اشغال عراق توسط امریكا – به چشم می‌خورد. دفتر واشنگتن در دوره پرماجرای ریاست جمهوری بوش پسر موفق شد حلقه‌ای در درون حاكمیت، برای فعالیت مخالفان ایرانی در داخل و خارج كشور اضافه كند و از این طریق به «تلاش برای تغییر ایرانی» سرعت ببخشد. دفتر واشنگتن در سال اول دوره ریاست جمهوی «باراك اوباما» همان روش‌ها را دنبال كرد اما در عین حال مانند دوره رونالد ریگان، اولویت را به ارتباط‌گیری در داخل ایران داد. اوباما در جریان سفر شهریورماه 88 به مصر، بخشی از اتهامات ایرانی‌ها علیه دخالت امریكا در ایران را پذیرفت و اعلام كرد، می‌خواهد ارتباط جدیدی را با دنیای اسلامی پایه‌گذاری كند اما این اظهارات درباره ایران – كه از اهمیت بیشتری هم برخوردار بود – به زودی رنگ باخت. اوباما با مشاهده بعضی از اظهارات و مقالات كه توسط طیفی از نیروهای مرتبط با حاكمیت در ایران مطرح می‌شد، پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری این مواضع را تشدید ‌كرد. او گمان می‌كرد. كه یك فرصت طلایی برای تغییر ایران فراهم شده است. اوباما با وقوع رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، به مواضع بسیار تندی علیه ایران روی آورد و با صراحت از آشوب طلبان حمایت كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار