
منبع: برنا
در بحبوحه جام جهانی و غزه، رای حکیمانه (!) مجلس اصولگرا به وقف دانشگاه آزاد و...، چشمم به مصاحبه ای فوق العاده از امام (ره) با مجله تایم افتاد که اولویت ها را بر هم زد. متن کاملش در صحیفه امام (ره) جلد ۱۱ صفحه ۱۵۵ به بعد است. گزیده ای را آورده ام؛ حوصله کنید و بخوانید.(۹ آذر ۱۳۵۸):
* در چه حد حضرتعالى قادر هستید درباره شاه قضاوت نمایید؟ شما یك انسان هستید. چطور مىتوانید مطمئن باشید كه سنجش شما صادقانه با قوانین اسلام و [با] خواسته خداوند همراه است؟ آیا هرگز خداوند با شما صحبت كرده است یا اینكه راهنمایى براى شما فرستاده است؟
- مطالبى را كه من در بالا گفتم قضاوت یكایك مردم ایران است و من بارها گفتهام كه تنها بازگو كننده افكار مردم ایران هستم .
* آیا این حقیقت كه بالقوه تمام حكومتهاى دنیا گرفتن گروگان ها را محكوم كردهاند، شكى را در ذهن شما در مورد موقعیت خودتان به وجود نیاورده است؟
- محكوم كردن حكومتها مسالهاى نیست كه از روى میل خودشان باشد. بلكه آنان اكثراً تحت نفوذ ابرقدرت ها هستند. ما مىخواهیم به دنیا ثابت كنیم كه ابرقدرت ها را مىتوان با نیروى ایمان شكست داد و پیروزى را به دست آورد. ما با تمام قدرت در مقابل امریكا مىایستیم و از هیچ نیرویى ترس نداریم.
* شما اعتراض دارید كه غرب كوشش كرده است ارزشهایش را بر ایران تحمیل كند، چرا شما سعى مىكنید كه ارزش هاى اسلامى و دیدگاهتان را از عدالت اسلامى بر نمایندگان غرب تحمیل كنید؟
- ما هرگز نمىخواهیم ارزش هاى اسلامى را بر غرب تحمیل كنیم. نه بر غرب و نه بر شرق، بر هیچ كس و هیچ جا اسلام تحمیل نمىشود. اسلام با تحمیل مخالف است. اسلام مكتب تحمیل نیست. اسلام آزادى را به تمام ابعادش ترویج كرده است. ما فقط اسلام را ارائه مىكنیم. هركس خواست مىپذیرد و هركس نخواست نمىپذیرد.
* آیا درك كردهاید كه رئیس جمهور امریكا حتى اگر آرزو كند قانوناً نمىتواند شاه را به ایران تحویل دهد یا به كشور سومى با علم به مجرم بودن تحویل دهد. آیا انتظار دارید كه كارتر اصول اساسى كشورش را زیر پا بگذارد. آیا این با مكتب و اصول اخلاقى شما متناقض نیست؟
- آیا امریكا و رئیس جمهور امریكا قانوناً مىتوانست ایران را زیر رگبار تانك و توپ و مسلسل قرار دهد، ولى شاه را نمىتواند «قانوناً» پس دهد! این چه قانونى است كه امریكا سال ها در جهان مىتواند مردم را استعمار و استثمار كند ولى یك نفر را كه عامل كشتارهاى وسیع مردم ایران است نمىتواند «قانوناً» پس دهد. آیا این را مىشود «قانون» نامید؟
* اگر شما مخالف با فعالیت هاى سفارت امریكا هستید، چرا آن را نبستید؟ یا تعدادى از پرسنل آن را بیرون نكردید؟
- بستن و نبستن مربوط به دولت است و من در این امور دخالت نمىكنم .
* آیا موافقت دارید كه امریكا به طور طبیعى سعى كند كه رابطهاش را با حكومت جدید به صورت عادى درآورد و در این میان فروش مجدد لوازم یدكى براى ارتش، همراه كوشش براى باز كردن گره هایى كه در مورد مسائل تجارى هست، به طورى كه براى ایران قابل قبول باشد آغاز كند؟
- این مسلم است كه ما رابطهاى را كه به ضرر ملتمان باشد به هیچ وجه نمىپذیریم ولى در غیر این صورت ارتباط تجارى و سایر ارتباطات مادامى كه به نفع ملت ما باشد از نظر من مانعى ندارد و عقد چنین قراردادهایى با دولت است و به من مربوط نیست.
* آیا آگاه هستید كه تا چه اندازه ایران را تنها كردهاید؟ كلیه كشورهاى هم جهت، حتى كشورهاى اسلامى، گرفتن گروگان را محكوم كردهاند. شما ایالات متحده را از ایران بیرون انداختید، لكن چه كسى شما را از فشارهاى شوروى آزاد خواهد نمود؟
- ما ایالات متحده را از ایران بیرون انداختیم تا حكومت اسلام را برقرار نماییم. بیرون انداختن دولت امریكا بدین معنى نیست كه شوروى جایگزین آن شود. شعارهاى مردم ما نشان دهنده این حقیقت است. آنان در تمام تظاهرات و مبارزاتشان فریاد مىزدند نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى. اگر روزى شوروى ما را تحت فشار قرار دهد ما با نیروى ایمان، با همان نیرویى كه امریكا را بیرون كردیم از عهده شوروى هم برخواهیم آمد. ما متكى به خدا و نیروى لایزال مردم هستیم.
* شما بایستى این حقیقت را قبول كنید كه امریكا هرگز شاه را تحویل نمىدهد. اگر در این شك دارید- خیلى ساده- امریكا را درك نكردهاید. اما شاه ممكن است امریكا را در زمانى كه مدت اقامتش تمام شد، ترك نماید. در این صورت آیا ممكن است كه گروگانها را آزاد كنید؟ در صورتى كه سازمان ملل متحد موافقت كند كه در مورد شكایات شما رسیدگى به عمل آورد، در همین زمان آیا تمام دیكتاتورهاى دنیا بایستى توسط سازمان ملل مورد بازجویى قرار گیرند؟
- اتفاقاً ما امریكا را خوب درك كردهایم و فهمیدهایم كه مىتوانیم در مقابلش بایستیم و از حیثیتمان دفاع كنیم. ما امریكا را شناختهایم و ثابت كردهایم كه در مقابل ظلم بزرگش كه نگهدارى شاه است مقاومت كرده و او را از پاى درخواهیم آورد. ما امریكا را در منطقه شكست خواهیم داد. اگر شاه امریكا را ترك كند مسالهاى حل نمىشود. ما به امید خدا امریكا را در این موقع محاكمه خواهیم كرد. یك سازمان بین المللى باید اقدام جدى كند تا امریكا را متقاعد سازد تا شاه را به ما پس بدهد. این سازمان باید تمام اموال شاه را كه از مال این ملت دزدیده است بگیرد و پس دهد. یك سازمان بین المللى باید تمام دیكتاتورها را محاكمه كند. این یك امر طبیعى است. ما زیر بار ظلم نمىرویم و با ظلم كنار نخواهیم آمد.
*چرا شما در این نزاع میانجىگری را قبول نمیكنید؟ معمولا افراد با منطق چنین مىكنند، تا زمانى كه عقاید مختلف در جهان وجود دارد. شما، رمزى كلارك، والدهایم و سازمان آزادیبخش فلسطین را رد كردهاید.
- من نخواستم بگویم كه اینان بدون حرمت هستند، نه. من در حدود بیست سال است كه از فلسطین در مقابل اسرائیل دفاع كردهام. من زمانى خطر اسرائیل را گوشزد مىكردم كه اسمى از فلسطین و اسرائیل در ایران نبود. ما مدافع مبارزات حق طلبانه فلسطینی ها در مقابل اسرائیل هستیم. ولى یك مساله از همه مهمتر است و آن اینكه من مىخواهم به تمام مردم جهان بگویم كه هرگز میانجى بین ظالم و مظلوم نشوند. باید در چنین مواقعى طرف مظلوم را گرفت و خصمانه بر دشمن تاخت. آخر میانجی گرى بین ظالم و مظلوم خود ظلمى بزرگ است و ما مىخواستیم كسى چنین ظلمى را مرتكب نشود. از این جهت نپذیرفتیم و نخواهیم پذیرفت. و منطقى كه از ظالم دفاع كند و بر مظلوم بتازد، منطق نیست. اگر شما رفت و آمد نمایندگانتان را به عنوان میانجى بین اسرائیل و فلسطین منطقى مىدانید ما آن را منطقى نمىدانیم. ما تنها دفاع از فلسطین را منطقى مىدانیم. هركس بخواهد حق ما را در دنیا ثابت كند ما آن را تأیید مىكنیم. البته باید خود ظالم نباشد و الا ما ظالم را تأیید نمىكنیم. ولو به نفع ما كار كند. ما داراى اصولى هستیم كه تا ابد به آن پایبند خواهیم بود.
*شما زندگى خیلى منزوى داشتید، شما اقتصاد جدید و حقوق روابط بین المللى را مطالعه نكردهاید. تحصیل شما مربوط به علوم الهى است، شما در سیاست و گرفتن و دادن یك زندگى اجتماعى درگیر نبودهاید. آیا این در ذهن شما این شك را به وجود نمىآورد كه ممكن است عواملى در این معادله باشد كه شما نمىتوانید درك كنید؟
- ما معادله جهانى و معیارهاى اجتماعى و سیاسىاى كه تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجیده مىشده است را شكستهایم. ما خود چارچوب جدیدى ساختهایم كه در آن عدل را ملاك دفاع و ظلم را ملاك حمله گرفتهایم. از هر عادلى دفاع مىكنیم و بر هر ظالمى مىتازیم، حال شما اسمش را هرچه مىخواهید بگذارید. ما این سنگ را بنا خواهیم گذاشت. امید است كسانى پیدا شوند كه ساختمان بزرگ سازمان ملل و شوراى امنیت و سایر سازمان ها و شوراها را بر این پایه بنا كنند، نه بر پایه نفوذ سرمایه داران و قدرتمندان كه هر موقعى كه خواستند هركسى را محكوم كنند، بلافاصله محكوم نمایند.
آرى با ضوابط شما من هیچ نمىدانم و بهتر است كه ندانم.
* آیا هرگز در مورد چیزى اشتباه كردهاید؟
- به غیر از رسول اكرم و ائمه طاهرین همه اشتباه مىكنند.
* منصفانه بگویید و به عنوان یك مرد سیاسى بگویید آیا انقلاب شكست نخورده است؟ اقتصاد زنده نشده است، افراد فقیر در جنوب تهران همچنان فقیر هستند، ارتش احتمالًا نمىتواند چنانچه حملهاى از خارج شود دفاع نماید، فعالیت عادى و سیاسى وجود ندارد و احزاب سیاسى در بینظمى هستند؟
- ممكن است همه اینها راست باشد. ولى انقلاب شكست نخورده است. انقلاب پایه هایش محكمتر شده است. این یك واقعیت است كه مردم ما به انقلاب خو كردهاند و همه انقلابىاند. آنها طالب شهادتاند. من این را جدى مىگویم. ما خیلى آسان مىتوانیم در مقابل امریكا بایستیم. او ممكن است ما را از بین ببرد ولى انقلاب ما را نمىتواند. و به همین دلیل است كه مىگویم ما پیروز هستیم. به شعارها توجه كنید.
مىگویند، ناو هواپیمابر دیگر اثر ندارد. از منطقِ شهادت، كارتر خبر ندارد. امریكا چه مىفهمد شهادت چیست. و به همین دلیل ما همه مسائل را حل مىكنیم، ولى خرابی هاى اوضاع ایران ریشه پنجاه ساله دارد و حداقل بیست سال طول مىكشد تا مردم به وضع عادى درآیند و مردم ما هم به این دلیل قیام نكردهاند. آنها مىگفتند و مىگویند استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى. آزادى و جمهورى اسلامى به دست آمد، ولى براى استقلال كامل باید دست شرق و غرب را كوتاه كرد و این كار را خواهیم كرد.
* آیا شما واقعاً تا اندازهاى كنترل را از دست ندادهاید؟ بنا به گفته بعضی ها گرفتن سفارتخانه بدون آگاهى و حمایت شما یا شوراى انقلاب انجام نمىشود. آیا آنان سیاستشان را خارج از دستهاى شما انجام دادهاند. آیا شما جمعیت را كنترل مىكنید؟
- عدم شناخت صحیح شما از مردم ایران موجب اشتباهات بسیارى است. ملت ایران به مناسبت ظلم هایى كه از امریكا دیده است نسبت به امریكا كینه عجیبى دارند و ما هم آنان را به سوى استقلال و رهایى از امریكا سوق مىدهیم و به همین جهت است كه آنان لانه جاسوسى امریكا را تصرف كردند. آنجا مسلماً لانه جاسوسى است و اصولًا ما امریكا را مىخواهیم چه كنیم؟ این سؤال همه مردم ایران است.
* آیا این منصفانه است كه شما داراى دو نقش باشید و هر دو نقش را بازى كنید. بعضى از اوقات شما دستورهایى منتشر مىكنید كه مردم چه بكنند و بعد زمانى كه مىخواهید از مسئولیت برحذر باشید جواب مىدهید كه نمىتوانید هیچ كارى بكنید و مىگویید این در دست مردم است. یا در دست دانشجویان است.
- این یك واقعیت است كه من به عنوان خمینى نظر خود را مثل سایر مردم مىدهم و مىگویم چه باید كرد و یا چه باید بكنند. ولى این را باید بدانید كه گروگان ها در دست دانشجویان مسلمان هستند.