کد خبر: 396036
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۸۹ - ۱۷:۱۵
پارسا يزداني
نايب قهرمان جام هجدهم در همان روز نخست حذف شد. خروس‌هاي پرمدعا كه در سال 2006 زيدان يك تنه آنها را تا فينال پيش برد و با يك حماقت و اخراج در فينال برابر ايتاليا آتش به هيمنه تيم زد، حتي راهي به مرحله يك هشتم پيدا نكردند. دومنك هر چند در بازي‌هاي پلي‌آف به لطف حيله‌گري تيري آنري سر ايرلند تراپاتوني را بريد و با اشتباه مارتين هانسن داور ناشي به جام آفريقاي جنوبي رسيد، هيچ چيز براي نمايش نداشت. فرانسه مانند لشكري كه هر سربازش از گوشه‌اي از جهان آمده تركيبي بود از فرهنگ‌هاي مختلف، افرادي كه كمترين تعصبي به پيراهن تيم ملي‌شان نداشتند، بازيكناني كه اجدادشان مستعمره‌نشين بودند، هر كدام به فكر ساق‌هاي گرانبهايشان خالي از انگيزه، ميل و اشتياق، انگار نه انگار روزگاري قهرمان98 جهان و نايب قهرمان 2006 بوده‌اند. - غرور ذاتي يعني اينكه از همان دقيقه نخست آغاز جام مقابل اروگوئه فكر مي‌كردند همه بايد در برابر آنها دست‌ها را به نشانه تسليم بالا ببرند، شايد اگر اينگونه فكر نمي‌كردند از مكزيك بي‌ادعا دو گل نمي‌خوردند و زمينه حذفشان فراهم نمي‌شد.
همين خصلت آنها اين توهم را ايجاد كرد كه به هر قيمتي فرانسه بايد به جام نوزدهم برود. مهم نيست اصول بازي جوانمردانه در مقابل ايرلند رعايت نشود. مهم نيست روح پاك ورزش جريحه‌دار شود كه جناب آنري يواشكي با دست، در يك متري دروازه حريف دور از چشم داور توپ را مهار كند و گلي سرنوشت‌ساز بسازد. نيرنگ و حيله عاقبت خوشي ندارد، اين را همه مي‌دانند.
دنيا دار مكافات است جناب دومنك. چند صباحي بيشتر سرمربي خروس‌ها بودي كه چه! با تقلب به آفريقاي جنوبي آمدي و اكثر دوستداران فوتبال دردل به تيم تو خرده گرفتند كه به قيمت لكه‌دار كردن شرافت ورزشي صعود كردي، با اين اميد كه افتخاري كسب كني و با مقامي در خور افريقا را ترك كني. اما حالا چه! مجبوري با خفت و خواري در سكوت رسانه‌اي پنهاني در فرودگاه پايتخت كشورت پياده‌شوي و زير فشار سنگين افكار عمومي به خانه برگردي.
روي ديگر سكه هم وجود دارد. اروگوئه و مكزيك 90 دقيقه جوانمردانه جنگيدند، ريسك حذف از جام را پذيرفتند اما حاضر نشدند به اصول بازي جوانمردانه پشت كنند و با يك تباني و يك تساوي هر دو مسافر مرحله بعدي شوند. مزد جوانمردي اروگوئه روبه‌رو نشدن با تيم قدرتمند آرژانتين است و مكزيك پاداش باخت سزاوارانه‌اش را با صعود گرفت.
برگرديم به بحث فرانسوي‌ها كه بدبين‌ترين افراد هم حكم به حضورشان در جمع هشت تيم يا لااقل 16 تيم پاياني مي‌دادند. چه شد كه اين بلا به سر مردان دومنك آمد. آه ايرلندي‌هايي كه مظلومانه و در مقابل چشمان ميليون‌ها بيننده تلويزيوني به خاطر يك اشتباه داوري از حضور در جام محروم شدند، ياران «پاتريك او را» را زمينگير كرد يا اينكه خانه تيم منتخب 72 ملت دومنك از پاي‌بست ويران بود.
ستاره‌هاي فرانسوي البته به فكر باشگاه‌هاي متمولشان بودند كه آنها را سلامت مي‌خواستند به همين دليل ريسك نكردند و با جان و دل بازي نكردند، چرا؟ چون تقاص رفتار زشت كريم بنزما، فرانك ريبري و سيدني گيور با آن دخترك فرانسوي بينوا كه قرباني شهرت آنها شد را سه‌شنبه شب از تيم ملي فرانسه گرفتند؛ اتفاقي كه باعث يك سرشكستگي عمومي در فوتبال فرانسه شد و افكار عمومي يكپارچه عليه تيم ملي اين كشور موضع گرفت و بحراني ورزشي - اجتماعي در جامعه‌شان آفريد، مانند بحران فحاشي آنلكا به دومنك و دو دستگي در اردوي تيم در آفريقاي جنوبي، اين همان ضعف عمده هموطنان زيدان و پلاتيني بود. يك نوع بحران هويت. پوچي مليت، عدم عرق به وطن اگر بتوان نام آن را وطن گذاشت.
چرا بايد آنها زير پرچمي احساس يكدلي، همرنگي و اتحاد كنند كه كوچك‌ترين ارزشي برايشان ندارد. آن پسرك الجزايري الاصل، سورينامي زاده‌، مراكشي و رنگين پوستي كه فقط با چند ورق پاره به نام پاسپورت فرانسوي بايد احساس دين بكند به پرچم برافراشته از كاخ اليزه پاريس، خيلي راحت تعصب و عرق ملي را فراموش مي‌كند،‌چون فقط به يك چيز فكر مي‌كند كه آن هم اسمش پول است و شهرت. تيم چند‌مليتي فرانسه زودتر از حد تصور از جام 2010 ديپورت شد، البته اگر بتوان به آن عنوان يك تيم را اطلاق كرد. در مورد فرانسه اين جام بازي به اصطلاح بزرگان نبود، به اصطلاح بزرگي بود كه بازي خورد، خرد شد و حذف شد، مثل آب خوردن، مانند شبي كه تحقير شد در برابر آفريقاي جنوبي و ديپورت شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار