
یک خانه مکانی است برای استراحت کردن، زندگی کردن و آسودن. در این مکان معمولاً یک فرد یا یک گروه که گاه تشکیل یک خانواده را میدهند زندگی میکنند و وسایل خود را در آن نگهداری میکنند. در فرهنگ سنتی و عامه ایرانی گاه از اصطلاح «چهار دیواری» به جای خانه استفاده میشود.
خانههای جدید شامل سرویسهای بهداشتی و امکانات تهیه غذا نیز هستند اما در برخی مناطق همچنان برخی اقوام دارای خانههایی هستند که پیشرفت نکرده، از امکانات رفاهی یا حتی مکان ثابتی برخوردار نیست. چادرنشینی یکی از انواع این نوع زندگی است.
خانه معمولاً خصوصیترین ملک یک فرد یا یک گروه (گاه خانواده) در اجتماع است که از امنیت و حریمی مشخص و ویژه برخوردار است.
امروزه به دلیل کمبود زمین در شهرها خانهها بیشتر به صورت آپارتمان ساخته میشوند.
اما به راستی میتوان به بعضی از آپارتمانها، خانه گفت؟
خانم منصوری که در یکی از بنگاههای مسکن مشغول خواندن لیست خانههای اجارهای، متراژ و قیمت آنهاست، میگوید:«ای بابا مگه میشه به اینها هم بگی خونه...! به خدا مجبوریم که توی این دخمهها زندگی کنیم وگرنه شما نگاه کنید در گذشته و حتی الان توی روستاها خونهها چه شکلی هستن؛ حیاط،حوض، باغچه ... حالا اینا پیشکش، کجا پذیرایی و توالت توی دل هم بودن؟»
و دکتر صارمی فوق تخصص IVF میگوید: یکی از عوامل نازایی در دنیای حاضر استرس زن و مرد به خاطر نداشتن خانه یا به اندازه نبودن فضای زندگیشان برای ورود نفر جدید است. زن و شوهری که در یک آپارتمان 40، 50 متری یک خوابه زندگی میکنند پیوسته به این مسأله میاندیشند که با تولد بچه، او را کجا نگه دارند، وسایل مورد نیاز بچه را کجا بگذارند و هزاران فکر و فشار روحی دیگر که همین عوامل موجب به هم خوردن سیستم و هورمونها شده و استرس بالا نازایی را به همراه دارد.
عدم وجود مسکن با افزایش میزان بزهکاری، طلاق، ازهمگسیختگیهای اجتماعی ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد و به عنوان یک عامل بازدارنده در رشد و اعتلای اجتماعی، فرهنگی و روانی به شمار میرود. همچنین نداشتن مسکن موجب پیدایش پدیدههای نابهنجار اجتماعی از جمله خیابانخوابی، کارتنخوابی، آلونکنشینی، زاغهنشینی و معضلات حادتری مانند تکدیگری میشود که هر یک آسیبهای روانی و شخصیتی خاصی را به دنبال دارد.
اما نباید فراموش کنیم که بودن یا نبودن مسکن در ابعاد دیگر و به خصوص بعد فرهنگی نیز تأثیرمستقیم دارد.
بعد فرهنگی مسکن را نیز باید از جمله موضوعات مهم دربخش مسکن و تدوین برنامههای آن دانست. تفاوتهای منطقهای در فرهنگ، سنتها و قومیتها و شیوه زیست مردم، منجربه به کارگیری نوع خاصی از مصالح ساختمانی و شکلگیری گونههای خاصی از مسکن میشود. هویت مذهبی، اجتماعی، اقتصادی، ملی و تاریخی افراد و جامعه و به عبارتی فرهنگ و تمدن، ارتباط عمیقی با مسکن دارد. زیبایی، امنیت، همسایگی، اشراف، ضوابط محرم و نامحرم، استفاده از فضاهای باز و روابط همسایگی را نیز باید در این مقوله مورد توجه قرار داد.
حال با این تفاسیر باید پرسید در شرایطی که بسیاری از خانوارها فقط به دنبال سرپناهی برای خود هستند، چطور میتوانند نیازهای دیگرشان را هنگام خرید خانه مدنظر قرار دهند.
آیا پدری که با پنج سر عائله هر سال بار و بندیلش را با دوش میگیرد تا از خانهای به خانه دیگر کوچ کند و در هر جابهجایی به علت بالا رفتن قیمت اجارهها متراژ پایینتری را برمیگزیند میتواند به بعد فرهنگی مسکن آن هم از نوع اجارهاش نیمنگاهی داشته باشد؟