به گزارش خبرنگار «جوان»، عصر یکی از روزهای اسفند سال گذشته دو دختر جوان با حالتی پریشان در شرق تهران به مأموران پلیس مراجعه کرده و آنان را از حادثهای شوم با خبر کردند.
سارا یکی از قربانیان این حادثه هولناک با حالت گریان به مأموران پلیس گفت:چندی پیش با جوانی به نام امیر آشنا شدم و ارتباط دوستی من با امیر پس از مدتی با صمیمیت بیشتری دنبال شد. او همواره به من محبت میکرد و زمانی که دریافتم او نیت دیگری را در دوستی خود دنبال میکند، خواستم با ترک ارتباطم، او را تنبیه کرده باشم.
ارتباط ما پس از چندی با کدورت وارد مرحله تازهای شد. من چند نفر از دوستان امیر را میشناختم که در این بین یکی از دوستان صمیمیاش به نام بهروز از کدورت بین ما با خبر بود. سارا در ادامه گفت: زمانی که ارتباط من و امیر با کدورت بیشتری دنبال شد بهروز با من تماس گرفت و گفت که حامل پیامی از سوی امیر است. من که منتظر واکنش امیر بودم و در مدتی که در کنارش بودم وابسته او شده بودم از بهروز خواستم پیامش را بازگو کند. زمانی که بهروز از واکنش من باخبر شد دادن پیام را به زمان دیگری موکول کرد. با این عمل بهروز من دچار دلشوره شدم و سبب شد تا فرا رسیدن تماس بعدی با اضطراب در انتظار بمانم. سارا گفت: سرانجام پس از چند ساعت تماس برقرار شد و بهروز گفت که او قرار است بین من و امیر آشتی برقرار کند. من این بار ذوق زدگیام را بروز ندادم اما به صرافت دریافتم بهروز از لحن صدای من به افکارم پی برده است. بنابراین قرار شد در خانه یکی از دوستانش مارا با هم آشتی دهد. او نشانی آن خانه را به من داد.
سارا با اضطراب بیشتر گفت: من به همراه دوستم مریلا راهی آدرس مورد نظر شدیم. وقتی زنگ خانه را به صدا درآوردیم بهروز در را باز کرد و ما داخل خانه شدیم. من که انتظار داشتم امیر به استقبالم بیاید با غیبت او دچار اضطراب شدم اما بهروز به من اطمینان داد تا لحظاتی دیگر او از راه میرسد که به نگاه مرد غریبهای از یکی از اتاقها بیرون آمد. من و مریلا خیلی دیر از نیت پنهانی آنها باخبر شدیم اما همه درها به رویمان بسته بود بنابراین آن دو ما را آزار دادند. من بدون اینکه تصوری از بلایی که ممکن است بر سرمان بیاید راهی آن نشانی شده بودم.
زمانی که حرفهای این دو دختر به پایان رسید مأموران پلیس بنا به حساسیت موضوع تلاش ویژهای را برای دستگیری دو مرد شیطانصفت آغاز کردند. کارآگاهان پلیس با راهنمایی دو دختر جوان در عملیاتی پلیسی به سرعت آن دو شیطان صفت را بازداشت کردند.بهروز به مأموران پلیس گفت. زمانی که من از کدورت سارا با بهروز با خبر شدم و شرح آن را برای بهرام توضیح دادم نقشهای شوم در ذهنم جان گرفت. من تصمیم گرفتم در قراری ساختگی نقش میانجی را بازی کنم که قصد برقراری آشتی داشته باشد. من همواره با سارا و امیر در ارتباط بودم تا اینکه مبادا از نقشه من با خبر شوند و زمانی که از غفلت آنها اطمینان پیدا کردم به همراه بهرام نقشه شوم خود را اجرا کردیم.
این دو متهم در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اکبر ساعی و چهار مستشار دادگاه به صورت غیرعلنی محاکمه شدند. دادگاه با بررسی محتویات پرونده این دو شیطان صفت را به پنج سال حبس محکوم کرد.
قاضی ساعی در حاشیه برگزاری جلسه دادگاه به خبرنگار «جوان» گفت: دختران جوان همواره باید در ارتباط با دیگران با رعایت شوونات اسلامی و اخلاقی مراقب ارتباط با دیگران باشند و بدون توجه به عواقب شومی که ممکن است از سوی برخی افراد برایشان ایجاد شود فریب نخورند.