کد خبر: 394626
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۵۳
گفت‌وگو با بینچر باهابیر، کارشناس مسائل ترکیه



حرکت ناوگان آزادی و حمله رژیم صهیونیستی به آن که در آن 9 نفر از اتباع ترکیه کشته شدند، سؤالات زیادی به وجود آورده است، اینکه چرا دولت ترکیه که زمانی متحد استراتژیک رژیم صهیونیستی بود، اینقدر بر طبل رویارویی با تل‌آویو می‌‌کوبد؟ اینکه بسترهای اجتماعی و نیز سیاست خارجی ترکیه چیست و برخی جزئیات دیگر درباره حمله به ناوگان. آزادی. برخی از این سؤالات را با بینچر باهابیر کارشناس مسائل ترکیه و عضو موسسه مطالعات استراتژیک در میان گذاشته‌ایم که با هم بخوانیم.
به عنوان سؤال اول، بدون در نظر گرفتن دیدگاه‌های بشردوستانه، به نظر شما اهداف استراتژیک رژیم صهیونیستی از حمله به کاروان آزادی چیست؟
در وهله اول هدف اسرائیل جلوگیری از مجور شدن این رژیم به پاسخگویی در مورد محاصره غزه بود، زیرا اگر اسرائیل مجبور به پاسخگویی در مورد محاصره غزه می‌شد، آنگاه در مرحله بعدی مجبور بود از محاصره غزه دست بردارد. این مسأله برای اسراییل بسیار حائز اهمیت بود. من فکر می‌کنم که هدف دیگر اسراییل نیز در مورد روابط آنها با ترکیه است. همان طور که می‌دانید ترکیه پیش از این از سیاست‌های اسراییل در مورد فلسطین حمایت می‌کرد که این مسأله به مدت شش تا هفت سال ادامه داشت. اما در سال‌های اخیر، سیاست ترکیه تغییر کرده و در مورد عملکرد اسراییل در غزه، روز‌به‌روز خصمانه‌تر می‌شود، ضمن اینکه حضور ترکیه در مسائل خاورمیانه نیز پررنگ‌تر می‌شود. اسراییل از این مسأله خشنود نیست و تمایل دارد خاورمیانه بی‌ثبات باقی بماند. اما تلاش ترکیه بر این بوده که منطقه ثبات بیشتری پیدا کند.
در واقع این اقدام اسراییل با هدف انصراف ترکیه از حضور در مسائل خاورمیانه انجام شد. این پیامی از سوی اسراییل به ترکیه بود که ترکیه باید از دخالت در مسائل خاورمیانه دست بردارد.
در سال‌های اخیر تغییرات زیادی در سیاست خارجی ترکیه ایجاد شده است. برای مثال این کشور مواضع خصمانه‌تری نسبت به رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده است. چرا این مسأله در سال‌های اخیر رخ داده است؟
البته در ابتدا باید اشاره کنم که تغییر سیاست‌های ترکیه تنها مربوط به سال‌های اخیر نیست، بلکه این تغییرات در دهه 80 و 90 میلادی نیز وجود داشته است. در مورد اسراییل نیز ترکیه در اتخاذ سیاست‌های انتقاد‌آمیز نسبت به این رژیم تنها نیست. همان طور که می‌دانید، امریکا و سازمان ملل نیز در سال‌های اخیر انتقاداتی را نسبت به عملکرد و سیاست‌های اسراییل مطرح کرده‌اند. دلیل عمده تغییر سیاست‌های ترکیه نیز نوع عملکرد اسراییل در منطقه است. اسراییل در سال‌های اخیر به ویژه پس از جنگ غزه تمام قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشته یا نقض کرده است. در حال حاضر نیز ما تغییرات زیادی را در سیاست اسراییل نسبت به گذشته شاهد هستیم، البته آنها در گذشته نیز قوانین بین‌المللی را نقض می‌کردند، اما این مسأله در سال‌های اخیر به طرز چشمگیری غیرقابل قبول شده است. اما دلیل دیگر تغییر سیاست‌های ترکیه این است که سران حزب عدالت و توسعه از سران سابق ترکیه محافظه‌کارتر و عاطفی‌ترند. علاوه بر این با توجه به بحران اقتصادی موجود در جهان و تحلیل هژمونی امریکا در جهان، ترکیه تلاش بیشتری برای ایجاد تغییر در سیاست نظام بین‌الملل انجام می‌دهد. گذشته از این ترکیه علاوه بر داشتن روابط خوب با اسراییل، با ایران و کشورهای دیگر نیز روابط حسنه‌ای دارد، بنابراین می‌توان گفت با اسراییل دشمنی ندارد. ترکیه تلاش می‌‌کند در مورد سیاست نادرست این رژیم، به اسراییل هشدار دهد. این مسأله ارتباطی به حزب عدالت و توسعه یا احزاب دیگر ندارد. این مسأله مربوط به تغییرات ایجاد شده در جامعه و سیاست کلی ترکیه است. اما دلیل دیگر نوع تفکر سیاستمداران اسراییل است که باعث می‌شود سیاست‌های این رژیم از سوی ترکیه مورد انتقاد واقع شود، بنابراین این تنها سیاست ترکیه نیست که تغییر کرده است، بلکه سیاست‌های اسراییل نظام بین‌الملل نیز دچار تغییر شده است.
منظور شما این است که انگیزه‌های اجتماعی باعث ایجاد تغییر در سیاست‌های ترکیه شده است؟
بله، می‌‌توانیم این طور بگوییم. مدت‌های طولانی دولت ترکیه در سیاست خارجی خود، خاورمیانه را نادیده می‌گرفت. این در حالی است که طبقه متوسط ترکیه و مسلمانان این کشور خود را جزو خاورمیانه نیز تلقی می‌کردند، اما اکنون به‌ویژه پس از دهه 1990، جامعه ترکیه از قدرت بیشتری برای تأثیرگذاری در سیاست ترکیه برخوردار شد، بنابراین نخبگان محافظه‌کار در این کشور به قدرت رسیدند. این نخبگان عقیده داشتند که سیاست خارجی ترکیه باید دارای گستردگی بیشتری باشد، بنابراین می‌توان گفت که تغییرات ایجاد شده در جامعه ترکیه بر ایجاد تغییر در سیاست خارجی این کشور تأثر بسزایی داشت، البته باید به این نکته اشاره کنیم که مسائل بین‌المللی نیز در این تغییر سیاست دخیل بوده است، بنابراین تغییرات ایجاد شده در سیاست خارجی ترکیه هم متأثر از عوامل داخلی در جامعه ترکیه است و هم از تحولات بین‌المللی تأثیر گرفته است.
برخی مدعی هستند که بهبود موقعیت اسلام‌گرایان ترکیه یکی از عوامل عمده تغییر سیاست خارجی این کشور است. نظر شما در این مورد چیست؟ آیا با این ادعا موافقید؟
بله، در واقع یکی از مهم‌ترین دلایل سوق دادن دولت ترکیه به دخالت در مسائل خاورمیانه همین مسأله بود. در واقع مقامات دولت ترکیه در حال پیگیری خواسته‌های جامعه داخلی خود در مورد خاورمیانه هستند و تغییر سیاست ترکیه تنها در صورتی دارای اهمیت و معنا می‌شود که این تغییرات براساس خواسته‌های مردم این کشور ایجاد شده باشد، بنابراین بهبود شرایط جامعه ترکیه نقش عمده‌ای را در تغییر سیاست خارجی این کشور ایفا می‌کند.
آیا فکر می‌کنید این مسأله روی رویکرد‌های سکولار در جامعه ترکیه تأثیرگذار باشد؟
نه، نمی‌توان چنین چیزی را انتظار داشت، زیرا در نظرسنجی‌های انجام شده از مردم ترکیه در مورد اینکه آیا تمایلی برای اسلامی شدن جامعه دارند، بسیاری از مردم ترکیه با این مسأله مخالفت کرده‌اند، بنابراین تغییرات ایجاد شده در سیاست خارجی ترکیه تأثیری روی جامعه سکولار این کشور نخواهد داشت. درست است که مقامات دولت و حزب عدالت و توسعه مسلمان هستند، اما هیچ یک از آنها با سکولاریسم مخالف نیستند. همانطور که این مسأله در مورد مردم این کشور صادق است. در برخی مناطق ترکیه مسلمانان و یهودیان با صلح و آرامش در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، بنابراین می‌توان گفت که مسلمانان ترکیه ضدیتی با جامعه سکولار این کشور ندارند.
با توجه به وخامت روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی‌، آیا می‌توان انتظار داشت که این روابط باز هم به وضعیت گذشته بازگردد و دو طرف بار دیگر متحد استراتژیک یکدیگر شوند؟
در کوتاه‌مدت خیر، چنین چیزی امکان‌پذیر نیست، زیرا اکنون روابط دو طرف در وضعیت بسیار وخیمی قرار دارد، اما تنها شانسی که برای بهبود این روابط وجود دارد بحث دولت اسراییل است. اگر این دولت تغییری در سیاست‌های خود ایجاد کند شاید بتوان به بهبود روابط امیدوار بود.
در حال حاضر بسیاری در جهان، حتی امریکا و جوامع یهود نیز انتقادات زیادی به سیاست‌های اسراییل دارند، اگر تغییری در این سیاست‌های نادرست ایجاد شود، می‌توان به بهبود روابط دوطرف امیدوار بود. اما این مسأله به دولت اسراییل بستگی دارد.
برخی معتقدند که بین حمله رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی و حمله مشکوک به بندر اسکندرون که با فاصله یک ساعت انجام شد، ارتباط وجود دارد. نظر شما در این مورد چیست؟
نمی‌توان گفت که میان این دو حمله ارتباط مستقیم وجود دارد، اما این مسأله شک‌برانگیز است، زیرا هر دو حمله در یک روز رخ داد، بنابراین می‌توان به‌طور غیرمستقیم ارتباطی میان دو حمله در نظر گرفت و اگر این احتمال را در نظر بگیریم، غیرمنطقی و دور از ذهن نخواهد بود.
برخی معتقدند که رژیم صهیونیستی «پ.ک.ک» را برای انجام این حمله ترغیب کرده است. نظر شما چیست؟
بله، چنین چیزی ممکن است، زیرا سازمان تروریستی «پ.ک.ک» تحت تأثیر نهادها و سازمان‌های بین‌المللی زیادی قرار دارد، بنابراین می‌توان این احتمال را نیز در نظر گرفت که اسراییل این گروه را برای انجام این حمله ترغیب کرده است. در واقع اگر این مسأله اثبات شود، باعث تعجب نخواهد بود.
اگر بپذیریم که رژیم صهیونیستی در حمله بندر اسکندرون نقش داشته است، هدف این رژیم از این مسأله چه بوده است؟
اگر این مسأله را بپذیریم، هدف اصلی اسراییل از این اقدام، ایجاد بی‌ثباتی در جامعه ترکیه بوده است، همچنین ایجاد مشکل در اوضاع داخلی و روابط خارجی ترکیه نیز می‌تواند به عنوان دیگر اهداف اسراییل برای این اقدام در نظر گرفته شود.
در مورد کودتای ارگنه‌کن چطور، آیا ارتباطی میان رژیم صهیونیستی و این مسأله وجود دارد؟
به طور کلی هدف اسراییل ایجاد بی‌ثباتی در منطقه است و برای انجام این کار از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کند، بنابراین ممکن است حمایت از ارگنه‌کن نیز توسط اسراییل انجام شده باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار