کد خبر: 390986
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۴:۴۵
گفت‌وگوی جوان با سردار سرلشکر پاسدار غلامعلی رشید، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده قرارگاه فتح در عملیات بیت‌المقدس
میثار رشادمهر
اشاره:
شاید ویژه‌نامه آزادسازی خرمشهر بدون کلام سردار رشید، لطفی نداشت که پیگیری‌های مکرر ما از دفترشان بالاخره در ساعات پایانی آماده‌سازی ویژه نامه نتیجه داد و ایشان به رغم مأموریت‌های فراوان کاری، این صفحات را مزین کردند. گفته‌های مستند فرمانده قرارگاه فتح در عملیات بیت‌المقدس که بسیار خواندنی است در این دو صفحه آمده است.

نقش شهید جهان‌آرا و یاران او در مقاومت خرمشهر ونحوه پایداری شهید جهان‌آرا و یاران وی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا شما شهید جهان آرا را از نزدیک می‌شناختید؟
من شهید محمد علی جهان‌آرا را از سال 50 می‌شناختم. به همراه برادر شهیدش علی جهان آرا دوست مبارز دوران زندگی مخفی در یک خانه تیمی (حصن) بودیم شهید محمد علی جهان‌آرا یک مبارز سیاسی- نظامی در نهضت امام خمینی (ره) قبل از انقلاب بود و مبانی و منطق مبارزه و مقاومت در برابر دشمن (دشمن داخلی به عنوان رژیم استبدادی شاه) را تجربه کرده بود و می‌شناخت و عمل کرده بود در برابر تجاوز ارتش بعث عراق با اعتقاد و آموزه‌های انقلابی و دینی در حالی که حداقل امکانات و نفرات در اختیار داشت، ایستادگی و مقاومت کرد. شهید جهان آرا و یاران اندک او در حالی که کمتر از 1000 نفر بودند در برابر دو تیپ نیرو مخصوص و یک تیپ مکانیزه و چند گردان پیاده یعنی نیرویی حدود دو لشکر، 34 شبانه روز مقاومت کردند و استراتژی شهید محمد جهان آرا و یاران اندک او، ناکام گذاشتن دشمن بود و این را از طریق مقاومت و تأخیر در برابر پیشروی دشمن به عنوان تکلیف الهی و شرعی عمل می‌کردند و تا شهادت بر این تکلیف واصل ایستادگی می‌کردند- عده‌ای که صرفاً معیاری جز حساب مادی و تفکر ابزاری نداشتند بر حرکت این نوع رزمندگان اسلام در روزهای اول تجاوز سنگین ارتش بعثی، خرده می‌گرفتند و بر بی‌فایده بودن این نوع مقاومت با سلاح و نفرات اندک در برابر ماشین جنگی صدام تأکید می‌کردند ولی شهید جهان آرا با ایمان به خدا، پاسخ می‌دادند مقاومت در برابر دشمن متجاوز اشغالگر تکلیف ما است- پیروزی و شکست دست خداست و این مقاومت در خرمشهر، به الگویی برای دفاع در برابر متجاوز تبدیل شد.
اگر شهید جهان‌آرا و یاران اندک او، مقاومت نمی‌کردند ما الگویی برای دفاع نداشتیم، اگر مقاومت در برابر دشمن صورت نمی‌گرفت،‌متجاوز و اشغالگر بعد از پیشروی و اشغال مناطق وسیعی از استان خوزستان و استان‌های غرب کشور، خواسته‌های خود را بر ملت ایران تحمیل می‌کرد- جنگ را تحمیل کرده بود و اگر مقاومت صورت نمی‌گرفت، صلح را هم می‌توانست تحمیل کند- ولی وقتی دشمن و متجاوز با این الگوی خاص دفاعی از سوی رزمندگان ایران اسلامی روبه‌رو شد همه محاسبات دشمن از نظر زمان بندی به هم ریخت و به طور کلی استراتژی دشمن برای پیروزی سریع در یک جنگ محدود با ظهور این الگوی خاص دفاعی از سوی رزمندگان ما با شکست مواجه شد، ایجاد تأخیر در پیشروی دشمن و شکاف در خطوط دشمن و ناکام گذاشتن دشمن در دستیابی به اهداف خود در عمق خاک ایران آثار و برکات مقاومت شهید جهان آراها بود. مقاومت از سوی رزمندگانی که ایمان الهی در وجودشان موج می‌زد. امروز ایران اسلامی با داشتن قدرت جدید دفاعی برگرفته از مقاومت در برابر متجاوز اعتماد به نفس بی‌نظیری دارد و در برابر تهدیدات و حضور فیزیکی آمریکای متجاوز در محیط امنیتی پیرامونی به لطف خداوند و پشتوانه ملت ایران خواهد ایستاد و دشمن را به بازدارندگی می‌رساند.
مهم‌ترین اهداف عراق در تصرف خرمشهر چه بود؟
اهداف عراق را در تهاجم به ایران از منظری کلی‌تر باید نگریست. رژیم متجاوز بعث عراق در 1300 کیلومتر مرز مشترک صحنه جنگ با ایران را به صحنه عملیات و ناحیه رزم تقسیم کرده بود و اهداف او در مرزهای شمال غرب مسدود کردن معابر وصولی و تأمین برخی از نقاط سرکوب مرزی بود. در جبهه میانی تعمیق مرزهای شرقی در مقابل بغداد و تجاوز به عمق 30 الی 50 کیلومتر از مرز به داخل خاک ایران، در استان‌های کرمانشاه و ایلام بود و تلاش اصلی تجاوز خود را در جبهه جنوب یعنی استان خوزستان و نیمه جنوبی استان ایلام متمرکز کرده بود و اینکار را با هفت لشکر (سه لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه و یک لشکر پیاده و دو تیپ نیروی مخصوص و تیپ زرهی گارد) دنبال می‌کرد. در خوزستان، تصرف خرمشهر و جزیره آبادان و تصرف غرب رودخانه کارون و تصرف هویزه، بستان، سوسنگرد و حمیدیه و غرب شهرستان اهواز را هدف قرار داده بود که مقاومت در شهرهایی مثل خرمشهر باعث ناکامی در تصرف تمام این نقاط شد که دلایل عمده‌اش یکی مقاومت انسان‌های برجسته‌ای مثل شهید جهان‌آرا بود و دیگر عدم تطبیق توانایی نظامی ارتش متجاوز بعث عراق با اهداف نظامی و تخصیص غلط نیروها به اهداف نظامی بود.
هدف ارتش متجاوز عراق این بود که خرمشهر را به عنوان یک بندر مهم که ارزش سیاسی، اقتصادی و نظامی بالایی داشت تصرف کند و آن را در جهت تسهیل تجاوز و تصرف به جزیره آبادان قرار دهد که مقاومت در خرمشهر، باعث نجات جزیره آبادان از اشغال دشمن شد و دشمن که دید سقوط خرمشهر به درازا کشیده شده و امکان عبور از خرمشهر به جزیره آبادان با این مقاومتی که رزمندگان اسلام می‌کردند، وجود ندارد، تصمیمی دیگر گرفت و ناچار شد مسافتی 60-50 کیلومتری و عبور از دو رودخانه کارون و بهمن شیر را به جان بخرد تا وارد جزیره آبادان شود و به اصطلاح لقمه را از پشت سر می‌خواست وارد دهان کند به این دلیل وقتی که دشمن مأیوس شد از تصرف زود هنگام خرمشهر به فکر پیشروی عمیق به طرف شرق و عبور از کارون و قطع جاده‌های آبادان- اهواز و آبادان- ماهشهر و چرخش به سمت جنوب و عبور از رودخانه دوم (بهمن شیر) افتاد تا پا به درون جزیره آبادان بگذارد- و روز نوزدهم مهرماه 1359 (20 روز بعد از آغاز تجاوز به ایران) از رودخانه کارون عبور کرد که متأسفانه سیستم نظامی ما آن روزها آنقدر مشکل داشت که 20 روز پس از آغاز تجاوز دشمن باز هم غافلگیر شد و نیرویی اندک در شرق کارون مستقر نکرده بود تا دشمن به راحتی از کارون عبور نکند و این مسیر طولانی به دشمن تحمیل شد به واسطه مقاومت قهرمانانه جهان آرا و یاران اندک او و خیلی دیر به جزیره آبادان رسید و آنجا نیز با مقاومت نیروی اندکی از رزمندگان اسلام برخورد کرد و شکست خورد و در شمال رودخانه بهمن شیر متوقف شد، بنابراین مقاومت در خرمشهر، باعث شد که لشکر 3 زرهی ارتش متجاوز با تأخیر سه هفته‌ای پیشروی کند و لشکر 3 زرهی جناح جنوبی لشکر 5 مکانیزه را بر عهده داشت که لشکر 5 به سوی اهواز پیشروی می‌کرد و این تأخیر و در نتیجه ناهماهنگی این تأخیر و در نتیجه ناهماهنگی بین دو لشکر متجاوز تأثیرات عمیقی از خود بر جای گذاشت و دشمن را در رسیدن به اهداف خود که آسان تصور می‌کرد با مشکلات عدیده‌ای مواجه کرد. مقاومت در خرمشهر یعنی، نجات آبادان، مقاومت در خرمشهر یعنی تأخیر در پیشروی دشمن به سمت اهواز، مقاومت در خرمشهر یعنی ناهماهنگی بین لشکرهای اصلی متجاوز به خوزستان یعنی لشکرهای 3 ،5 و 9 و مقاومت در خرمشهر در یک جمله یعنی شکست تلاش اصلی دشمن در کل جنگ در تجاوزش به ایران، خوشا به حال مقاومت در خرمشهر که مظلومانه با اندک نفرات و امکانات، هیمنه و تلاش اصلی دشمن متجاوز و اشغالگر را با شهادت خود و با رشادت، غیرت، ایمان و صبر الهی به شکست کشاندند و به همه نسل‌های آینده ایران اسلامی درس دادند و حزب الله و فلسطینی‌ها و سایر ملت‌های مسلمان از این مقاومت درس گرفتند و خواهند گرفت.
چرا خرمشهر در سال دوم جنگ آزاد شد؟
در تفاوت زمان سقوط خرمشهر و آزادسازی خرمشهر، باید عرض کنم که متأسفانه (یک سال زمان را سال اول جنگ) ما از دست دادیم و کاری اساسی صورت نگرفت و چنانچه استراتژی دکترین سال دوم را همان سال اول جنگ به اجرا می‌گذاشتیم که در توانایی ما بود، خرمشهر در سال اول آزاد می‌شد.
شما نمی‌توانید انتظار موفقیت و پیروزی داشته باشید در تهاجم به اشغالگر و متجاوز، ولی اصول و مبانی نظامی را رعایت نکنید. یک استراتژی موفق حداقل سه ویژگی دارد، یکی شناسایی عمیق از دشمن و تسلط بر نقاط ضعف و قوت او و دوم بهره‌گیری از همه منابع و امکانات است و سوم انطباق آن استراتژی با واقعیات است. فرمانده کل قوای سال اول جنگ (بنی‌صدر) به دلیل دخالت اهداف سیاسی مثل حذف رقبای سیاسی و حذف نیروهای انقلابی و حزب الهی در عرصه نظامی(فرماندهان و نیروهای سپاهی) به استراتژی نظامی لطمه‌های سنگینی وارد کرد و دو تفکر نظامی و سیاسی را در کنار هم قرار داده بود و این باعث تخریب اصول مبانی و ویژگی‌های استراتژی نظامی از سوی بنی صدر شد، بالاخره در این کشور علاوه بر ارتش، سپاه هم حضور داشت که هم سپاه علاقه‌مند به مشارکت جدی در جنگ بود و هم ارتش نیازمند کمک نیروهای سپاه و بسیج بود و به دلیل اتصال سپاه به پشتوانه عظیم مردمی( بسیج) قادر بود با ده‌ها گردان و تیپ و لشکر به عرصه جنگ وارد شود و بنی‌صدر مانع این حضور بود و به دلیل همین عدم حضور سپاه در عملیات‌های سال اول جنگ هر چهار عملیات گسترده تهاجمی بنی صدر دچار شکست شد وهیچ کدام از مناطق و اراضی‌های حساس مثل خرمشهر در سال اول جنگ از چنگال اشغالگر، آزاد نشد ولی در سال دوم جنگ، تمام این مسائل و موانع برطرف شد و دو فرمانده جوان در رأس سپاه و نیروی زمینی ارتش به نام محسن رضایی و شهید صیاد که هر دو در آغاز سال دوم جنگ از طرف حضرت امام (ره) منصوب شدند، دست برادری و وحدت به هم دادند و ارتش سپاه ید واحده‌ای شدند بر علیه دشمن متجاوز عملیات کردند و تمام عملیات‌ها در سال دوم جنگ به پیروزی انجامید در حالی که دیگر بنی‌صدر و خط فکری او در کشور نبودند و حضور نداشتند و خرمشهر نیز به همان دلیل گفته شده، در ماه بیست و یکم جنگ آزاد شد.
تأثیر کمک‌های بیگانگان به رژیم بعثی عراق و دلایل طولانی شدن جنگ پس از فتح خرمشهرچه بود؟سه سال قبل تمام وابسته‌های نظامی کشورهای بیگانه را به جلسه‌ای دعوت کردم تا ضمن تشریح گوشه‌ای از مجاهدت‌های رزمندگان اسلام و مقاومت ملت ایران در برابر متجاوز و اشغالگر را در هشت سال دفاع مقدس، آنها را آماده کنند و به استان خوزستان جهت بازدید از مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس ببرند. من دو تا عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس (فتح خرمشهر) را از روی نقشه تشریح کردم یکی از وابسته‌های نظامی که از کشورهای اروپایی بود به گمانم وابسته نظامی ایتالیا بود سؤال کرد – و خطاب به اینجانب گفت:‌ شما برای ما در این جلسه دو تا عملیات بزرگ را تشریح کردید و ما به این نتیجه رسیدیم که در این دو تا عملیات نیروهای مسلح ایران طی 50-40روز دو سپاه از سه سپاه ارتش عراق را متلاشی کرده‌اید و با آمار و ارقام این را ثابت کردید – شما در این دو عملیات حدود 40 هزار نفر را اسیر کرده‌اید و همین مقدار را کشته و مجروح کرده‌اید و هزاران دستگاه تانک، نفر بر و ادوات نظامی عراقی‌ها را منهدم کرده‌اید یا به غنیمت گرفته‌اید، سؤال من این است که چرا جنگ تمام نشد؟ و چرا جنگ ادامه پیدا کرد؟
من پاسخ دادم – شما سؤال درستی را مطرح کرده‌اید و این حادثه اگر در هر جنگ متعارفی اتفاق می‌افتاد نتیجه‌اش شکست ارتش متجاوز بود – وقتی که دو سپاه از سه سپاه ارتش متجاوز صدام متلاشی می‌شود، اگر صدام تنها بود و قدرت‌های دیگری از او حمایت نمی‌کردند به طور قطع و یقین باید شکست می‌خورد و تسلیم خواسته‌های ملت ایران می‌شدو جنگ با پیروزی ملت ایران در سال 61 به پایان می‌رسید – ولی به دلیل اینکه آمریکا و سایر قدرت‌های غربی و شوروری و قدرت‌های منطقه‌ای همه برای جلوگیری از سقوط صدام پس از فتح خرمشهر به حمایت از او پرداختند و حقوق ملت ایران را نادیده گرفتند و دولت، ملت و نیروهای مسلح ایران چاره‌ای جز تعقیب متجاوز و ادامه جنگ نداشتند و به طور قطع کمک‌های بیگانگان به رژیم بعثی عراق یکی از دلایل اصلی طولانی شدن جنگ بود. رژیم بعثی عراق در آغاز تجاوز به ایران، 12 لشکر داشت ولی در پایان جنگ استعداد ارتش او به 60 لشکر رسیده بود و این علتی جز کمک قدرت‌های غربی و شرقی و عربی به صدام نداشت.
هفت لشکر زرهی و مکانیزه داشت که هیچ قدرتی در خاورمیانه و حتی در اروپا این قدر نیروی زرهی و مکانیزه نداشتند – تجهیزات ارتش عراق چندین بار طی هشت سال جنگ به دست رزمندگان اسلام منهدم شد ولی به سرعت از طریق بنادر کشورهای کویت – بندر عقبه در اردن و سایر کشورهای عربی، سیل تجهیزات از شوروی، یوگسلاوی، فرانسه، انگلستان، چین و آمریکا به کشور عراق سرازیر می‌شد، رژیم عراق در آغاز جنگ 30 میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت و در طول هشت سال جنگ نیز 100 میلیارد دلار از درآمد دولت را در جنگ هزینه کرد و از کشورهای عربی مثل کویت، امارات و عربستان حدود 80-70 میلیارد دلار گرفت و هزینه جنگ کرد و در مجموع و سر جمع حدود 200 میلیارد دلار برای این تجاور که هیچ نسبتی با منافع ملت عراق نداشت هزینه کرد. متأسفانه چند سال قبل وزیری از دولت اصلاحات حرفی زد که همه رزمندگان اسلام را ناراحت کرد، او گفت جنگ با عراق ایدئولوژیک نبود، جنگ بین اسلام و کفر نبود، درگیری بین دو کشور اسلامی بود و برادر کشی بود که به راه افتاد.
فرض اصلی این آقا این بود که دو کشور اسلامی با یکدیگر درگیر شده‌اند در حالی که حکومت بعثی عراق جنگ را بر پایه اغراض و اهدافی جدا از منافع مردم مسلمان عراق به راه انداخته بود و ملت عراق به زور و اجبار کشیده شده به این جنگ و حضرت امام (ره) نیز حکومت بعثی‌ها را اسلامی و مشروع نمی‌دانستند و مردم مسلمان عراق را از حکومت عراق جدا می‌کردند. و حتی رفتار حکومت عراق را با مردم عراق یکی از دلایل سلب مشروعیت رژیم بعثی می‌دانستند. صدام در تجاوز بعدی‌اش به کویت نیز منافع ملی عراق را نادیده گرفت و نهایتاً مثل یک قمار باز، تمام کشور عراق و منافع ملت عراق را به بازی گرفت و با سیاست‌های غلط خودش و پای ارتش متجاوز آمریکا را به منطقه و کشور خود باز کرد خداوند نظام بی‌پشتوانه مردم و ارتش بی‌پشتوانه مردم را که بخواهد و بتواند مقابل متجاوز و ارتش بیگانه مقاومت بکند، نیافریده است و نهایتاً کشور عراق اشغال شد و خود و رژیمش هم متلاشی شد.
بازتاب پیروزی ایران در فتح خرمشهر چگونه بود؟
خرمشهر به عنوان نماد و مظهر مقاومت و پیروزی بر رژیم متجاوز عراق معروف شد چون در خرمشهر ملت ایران بسیار عالی مقاومت کرد. و در عملیات بیت‌المقدس نیز خیلی کوبنده و عالی آن را با شکست کامل دشمن آزاد کرد، سرعت عمل قوای نظامی ایران در عبور از رودخانه کارون و سقوط مواضع عراق و آزادسازی خرمشهر، تمام امیدهای حامیان عراق را بر باد داد و همه حامیان عراق را به وحشت انداخت و نگران کرد، تا جایی که روزنامه‌های غربی از ضرورت دخالت ابر قدرت‌ها یاد کردند. و صدام نیز با از دست دادن خرمشهر، آخرین و بزرگ‌ترین برگ برنده‌اش را در جنگ از دست داد و به دلیل شکست و فرار بسیار تحقیرآمیز و مفتضحانه ارتش عراق، همه حامیان صدام احساس کردند که رژیم عراق به نقطه پایان خود رسیده است – وضعیت جدیدی که با پیروزی قوای ایران حاصل شده بود و موازنه قوا به سود ملت ایران رقم خورده بوده باعث نگرانی شدید آمریکا شد و آمریکا مجدداً یک‌بار دیگر پس از پیروزی انقلاب، دچار مخاطره شدیدی شد و پیروزی قوای نظامی ایران را در فتح خرمشهر، به منزله تهدید منافع خود در منطقه حیاتی خلیج فارس ارزیابی می‌کرد – وزیر دفاع آمریکا همان موقع گفت:‌ پیروزی‌های ایران به نفع آمریکا نیست و آمریکا در برابر هرگونه تغییر اساسی در منطقه خلیج فارس بی‌تفاوت نخواهد ماند.
به اعتقاد جنابعالی چرا آمریکا اول از صدام حمایت کرد و بعد چرا صدام را به عنوان تهدید ارزیابی کرد و به کشور عراق تجاوز کرد. آمریکا در سیاست‌هایش چه چیزی را تعقیب می‌کند که طی دو دهه دو سیاست متضاد را در قبال عراق در پیش گرفته؟ و اساساً مشکل آمریکا در منطقه خلیج فارس ناشی ازچیست که هنوز هم به ادامه سیاست‌های پیشین می‌پردازد؟
حمایت‌های آمریکا از صدام در جنگ عراق علیه ایران منشأ اصلی بحران و تنش در منطقه شد. صدام دچار توهم شد و به دلیل خصلت تجاوزگری که مورد حمایت هم قرار گرفت، به کویت حمله کرد و این کشور را اشغال کرد و بعد آمریکا به عراق حمله کرد و هم اکنون عراق در اشغال است و بسیاری از مسائل منطقه در حال و آینده متأثر از همین موضوع است. تحولات سه دهه اخیر در منطقه نشان داده است که آمریکایی‌ها درک روشنی از مسائل منطقه ندارند و روش مناسبی را برای حل مسائل انتخاب نمی‌کنند این موضوع برای منطقه نگران کننده است.
1- با پیروزی انقلاب اسلامی منطقه خاورمیانه در مسیر صحیح منافع ملت‌ها و در وضعیت جدید قرار گرفته بود. آمریکا با حمایت از صدام در جنگ با ایران می‌خواست مانع از پیروزی ملت ایران شود، ولی با پیروزی ایرانی‌ها در عملیات‌هایی مثل فتح‌المبین و بیت‌المقدس (آزادی خرمشهر)، پیامدهای انقلاب اسلامی در تمام منطقه آشکارتر شد و آمریکا خود را در برابر ملت‌ها قرار داد.
2- استراتژی آمریکا در برخورد با ایران در جنگ عراق ایران، مسأله منطقه را به مسأله آمریکا با عراق علیه تبدیل کرد و اشغال کویت از سوی صدام و اشغال بغداد از سوی بوش پیامدهای آن است.
3- مکتب دفاعی ایران که با مقاومت در برابر متجاوزان و اشغالگران عراقی شکل گرفته بود با اینگونه عملیات‌ها (عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس) و بعدها فتح فاو و کربلای 5 به اندیشه مسلط نیروهای مسلح و ملت ایران تبدیل شد. این اندیشه و مکتب اکنون پایه‌ای برای مقابله با هر نوع تهدیدات آینده قرار گرفته است و ملت و نیروهای مسلح بر پایه تجربه جنگ و مکتب دفاعی خود، با استراتژی بازدارندگی و دفاع مؤثر، این سرزمین را برای هر دشمن قتلگاه متجاوزان خواهند کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار