کد خبر: 390496
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۲۹


در نشست اخیر شورای وزیران خارجه کشورهای عضو سازمان همکاری‌های شانگهای که در تاشکند ازبکستان برگزار شد روس‌ها فاصله خود را از ایران یک گام بیشتر کرده و نشان دادند که مایلند بر سر سفره آمریکا بنشینند.
در این نشست که روزهای سی و یکم اردیبهشت و یکم خرداد برگزار شد یک دیپلمات روسی گفت که سازمان همکاری‌های امنیتی شانگهای، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک عضو دایم نخواهد پذیرفت.
استدلال این دیپلمات این است که تا زمانی که ایران تحت تحریم قطعنامه‌های شورای امنیت قرار دارد، این سازمان نمی‌تواند عضویتش را بپذیرد.
در نشست اخیر شانگهای درباره توافق بر سر پذیرش اعضای جدید، اوضاع قرقیزستان و ابراز نگرانی شدید از اوضاع افغانستان، توسعه روابط با دیگر اتحادیه‌های چند جانبه بحث و تبادل نظر شد. اگر چه این دیپلمات روسی نخواسته است نامش فاش شود اما وقتی سخنان وی را در کنار اعلام رضایت سرکئی لاوروف از نتایج این نشست قرار دهیم، مشخص می‌شود که موضوع از کجا آب می‌خورد. به ویژه اگر به بند «توافق بر سر پذیرش اعضای جدید» دقت بیشتر داشته باشیم، در حال حاضر کشورهای چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان عضو دائم و کشورهای ایران، هند، پاکستان و مغولستان از اعضای ناظر این سازمان هستند.
جمهوری اسلامی ایران از سال 2008 تقاضای عضویت دایم را در سازمان شانگهای مطرح کرده است. مخالفت روسیه با عضویت ایران در این سازمان اولین و صریح‌ترین موضع‌گیری یک عضو شانگهای با درخواست ایران است.
پیش از این موراتبک ایمانالیف، دبیر کل سازمان همکاری شانگهای در ماه فوریه گفته بود که سازمان درحال ارزیابی درخواست ایران و پاکستان برای عضویت دایم است.
اما به نظر می‌آید توافقات اخیری که بین آمریکا و روسیه و همچنین تحولاتی که در زمینه هسته‌ای ایران پیش آمده، روس‌ها را به این سمت تشویق کرده تا پازل بد قولی‌های مکرر خود را پس از عدم تکمیل نیروگاه بوشهر و همچنین ارسال نکردن موشک‌های S300، با مخالفت عضویت ایران در سازمان شانگهای کامل کند.
در این باره نباید از امتیازهایی که ایالات متحده در اختیار روس‌ها گذاشته چشم‌پوشی کرد. چند ماه پس از اینکه دگمه restart بین وزرای خارجه آمریکا و روسیه فشرده شد روس‌ها موقعیت‌های بهتری را برای عرض اندام در نظام بین‌المللی پیدا کردند. این مسأله را می توان از جولان‌های کرملین از خاورمیانه تا آمریکای لاتین مشاهده کرد. اما بیش‌ترین امتیازی که نصیب روس‌ها شده است را می‌توان در آسیای مرکزی، قفقاز و بخشی از منطقه حساس اوراسیا دید. طی چند ماه اخیر روس‌ها توانسته‌اند بخشی از حوزه‌های سنتی خود را در این منطقه پس بگیرند که اوکراین و قرقیزستان از جمله آنهاست.
آمریکا برای جلب اعتماد روسیه به راحتی این دوکشور را که با انقلاب‌های رنگی سا‌ل‌های 2004 و 2005 روی کار آمده بودند فدا کرد. در اوکراین همان شخصی که در سال 2004 در نتیجه انقلاب رنگی از کار برکنار شده بود، به قدرت بازگشت و در قرقیزستان نیز بخشی از تیمی که انقلاب مخملی 2005 را طراحی کرده بود در حال حاضر با طغیان علیه آن، از روسیه می‌خواهد که سیاست‌های دلخواهش را درباره این کشور بگوید تا اجرایی شود. گرجستان نیز ضلع سوم این توافق است. میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهور گرجستان با اشراف بر اینکه آمریکا وی را به روسیه فروخته است به مدت دو هفته در واشنگتن اتراق کرد تا مگر با باراک اوباما ملاقات کند اما این فرصت به وی داده نشد، یعنی باید به زودی شاهد تغییر وی و بازسپاری گرجستان به روسیه‌ای باشیم که این روزها رفیق گرمابه و گلستان آمریکا شده است.
این بده و بستان‌ها به این معنا است که آمریکا دست کم تا چند سال آینده از سیاست گسترش ناتو به شرق چشم‌ پوشیده است. در قفقاز جنوبی جمهوری آذربایجان بیش از همه خواستار عضویت در ناتو بود. آمریکا اگر چه بیشتر از این مسأله استقبال می‌کرد اما تحولات اخیر نشان می‌‌دهد که واشنگتن، باکو را به ایروان فروخته است. این در حالی است که همه می‌دانند ارمنستان سیاست‌های ریز و درشت خود را با روسیه هماهنگ می‌کند.
مجموعه این امتیازهای آشکار و توجه به توافقات پنهانی که کمتر بر سر زبان‌ها می‌افتد روسیه سوداگر را وسوسه کرده است که ناف خودرا با آمریکا ببندد. بد نیست به این مسأله نیز پرداخته شود که یکی از بزرگ‌ترین دلیلی ومبانی تشکیل سازمان شانگهای جلوگیری از گسترش ناتو به شرق است. اما در حال حاضر و در شرایطی که دولت اوباما ازاین سیاست کمی عقب‌نشینی کرده،
روسیه نیز راحت‌تر تصمیم می‌گیرد و به راحتی به برخی از همسایگان خود که برای جلوگیری از گسترش ناتو به شرق به آنها نیاز داشت، پشت می‌کند، زیرا خطر ناتو فعلاً کمتر احساس می‌شود. در واقع اصل وجودی این سازمان زیر سؤال می‌رود.
حل و فصل مسأله هسته‌ای ایران به طور مسالمت‌آمیز به گونه‌ای که نیازی به تکیه کردن به روسیه و حتی چین نداشته باشد و این امر از طریق دیگر مثل آنگونه که در بیانیه تهران حاصل شد، انجام شود، می‌تواند صورت‌ بندی جدید منطقه‌ای را که در حال شکل گرفتن است به هم بریزد.
از سویی دیگر جمهوری اسلامی ایران با بازگشت به دیپلماسی فعال در آسیای مرکزی و قفقاز حاشیه‌های امنیتی خود را در این منطقه تأمین کند، به خصوص که آمار جمعیت مسلمان این منطقه قابل توجه است. بنابراین به لحاظ فرهنگی ـ سیاسی زمینه مناسبی برای گسترش روابط وجود دارد که اولین نمونه آن را می‌توان در چرخش آذربایجان به سمت ایران مشاهده کرد. توافق گازی ایران ـ آذربایجان و همچنین استقبال مقامات باکو از پیشنهاد ایران مبنی بر میانجیگری در مناقشه قره‌باغ تنها یک نمونه آن است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار