تابستان داغ آمریکا در افغانستان فرارسیده است. آنها تصمیم داشتند که پس از تسلط بر استان هلمند به قندهار نیز حمله کنند تا مرکز طالبان را به تصرف خود درآورند و ریشه شبه نظامیان را بخشکانند، اما طالبان راه آنها را با ایجاد موانع ایذایی بست. از طرفی در حالی که هدف آمریکا حمله به سه استان قندهار، قندوز و بغلان است، طالبان عملیات پیشدستانه خود را در گستره عظیمی از پهنای افغانستان آغاز کرده و هر روز بر دامنه و شدت آن میافزاید.
آمریکا تلاش میکند مناطق حساس افغانستان را از وجود طالبان پاک کند و در مقابل شبه نظامیان نیز بر حضور و عملیات خود در این مناطق قوت و شدت بخشیدهاند. قندهار در جنوب افغانستان و همسایه بلوچستان پاکستان است. این استان، مرکز طالبان و مرکز دولت امارت اسلامی افغانستان در زمان حاکم شدن طالبان بین سالهای 96 تا 2001 است و آنهایی که مدعی تشکیل کشور «پشتونستان»هستند، قندهار را پایتخت این کشور میدانند. آمریکا پس از اشغال هلمند قصد داشت ابتدا از منطقه ارغنداب در شمال شرق استان قندهار به منطقه مرزی اسپین بولدک (مرز قندهار و بلوچستان پاکستان) حمله کند تا میان طالبان قندهار و طالبان بلوچستان شکاف بیندازد. ارتش پاکستان نیز قرار بود بین مناطق تحت نفوذ طالبان پاکستان و مرز اسپین بولدک مستقر شود تا به کمک آمریکا دیواری ضخیم بین بلوچستان پاکستان و قندهار ایجاد شود.
آمریکا با این کار میخواست شهر قندهار را محاصره و سرسپردگان آن را در این منطقه دستگیر کند بدون اینکه از پشت سر مورد هدف طالبان پاکستان قرار بگیرد اما در منطقه ارغنداب و دیگر نقاط اطراف استان قندهار با موانع مختلف و حملات انتحاری مواجه شد وحمله خود را به تأخیرانداخت.
از طرفی طالبان با انتقال بخشی از نیروهایش به شمال افغانستان، سعی دارد استانهای بغلان و قندوز را ناامن کند تا آمریکا و ناتو نتوانند بر این مناطق مسلط شوند. استان قندوز در شمال افغانستان است و شهر قندوز از طریق یک جاده مستقیماً به شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان متصل میشود. این مسیر یکی از راههای انتقال نیروها و تجهیزات برای ناتو و آمریکاست. بغلان نیز در مسیر قندوز به کابل قرار دارد و خارجیها از این مسیر امکانات را به دولت افغانستان نیز میرسانند. استان بغلان منطقهای کوهستانی با ارتفاعات بیش از چهار هزار متر است که وقوع درههای عمیق در آن، اجازه اختفا را به شبه نظامیان می دهد. تونل معروف سالنگ در این منطقه واقع شده است.
علاوه بر این مناطق، طالبان عملیات خود را همچنان در شرق افغانستان ادامه میدهد، به طوری که روز جمعه با حمله به سه ایستگاه پلیس در استان پکتیکا (جنوب شرقی کشور) 50 نظامی خارجی و افغان را کشت. انهدام سه تانک آمریکایی در بادغیس (شمال غرب افغانستان) که منجر به کشته شدن تمامی سرنشینان این تانکها شد در کنار حمله به پایگاه آمریکایی بگرام، چنان رعبآور بود که روزنامه لسآنجلس تایمز نوشت، طالبان دوباره قدرت گرفته است. شاید اکنون آمریکاییها با «روبرت بار» نوسینده فعلی روزنامه اتریشی استاندارد و جاسوس اسبق سیا هم عقیده شده باشند که نوشت: «ما در افغانستان، درگیر جنگی شدهایم که پیروزی در آن ممکن نیست. ما فقط وقتمان را تلف میکنیم.»
در این میان برخی معتقد بودند که سفر کرزای به آمریکا و ارائه راهحلهای کاخ سفید به باز شدن گره افغانستان کمک میکند اما دیدار اوباما و کرزای نشان داد که روابط دو کشور پرتنشتر از آن است که با این نمایشها، بتوان برای آینده برنامهریزی کرد. براساس برخی آمارهای ارائه شده در آمریکا، ایالات متحده ماهانه چهار میلیارد دلار در افغانستان هزینه میکند اما بازدهی مناسب را دریافت نمیکند. دولت اوباما دلیل این مسأله را از هم پاشیدگی دولت افغانستان، فساد مالی در دولت و ناتوانی کرزای در اداره کشور میداند. آمریکا میخواهد که نیروهای افغان به جای سربازان آمریکایی بجنگند تا این همه کشته ندهد و در برابرافکار عمومی ایالات متحده زیر سؤال نرود اما نظامیان افغان بیتجربهتر از آنند که از پس مأموریتها برآیند. آمریکا از کرزای میخواهد با طالبان مذاکره کند اما او نگران جایگاه خود است، بنابراین از طالبان به ویژه سرکردگان آن میخواهد افغانستان را به مقصد عربستان سعودی ترک کنند و در آنجا ساکن شوند. طالبان نیز چون کرزای را دست نشانده آمریکا و فردی ضعیف میداند، حاضر به مذاکره با رئیسجمهور و قبول حرفهایش تیسا. از سوی دیگر کرزای خود را فاقد اختیارات لازم میداند و مدعی است که همه چیز در اختیار ناتو و آمریکا قرار دارد. در چنین شرایطی است که طالبان،از وضعیت بغرنج موجود، نهایت استفاده راکرده و پهنه عملیات خود را به کل افغانستان گسترش داده است و از دست آمریکا و متحدان کاری برنمیآید.
دولت افغانستان با فشار آمریکا در مذاکره با طالبان در مالدیو حاضر شده و به گفته هیلاری کلینتون نظارت بر عملکرد دولت افغانستان، افزایش خواهد یافت. انجام این دو عمل برای آن است که روند مذاکره و تطمیع مالی،بخشی از طالبان به درستی انجام شود اما آگاهان مسائل افغانستان، امیدی به کارساز بودن این روشها ندارند. همانطور که کارل آیکنبری، سفیر آمریکا در کابل، کرزای را شریک مناسبی برای همکاری نمیداند حتی اگر اوباما، کلینتون و کراولی(سخنگوی وزارت خارجه آمریکا) از کرزای پشتیبانی کنند. دلیل این مسأله بلعیده شدن پولهای آمریکا در دولت کرزای است. بنا به ادعای مقامات آمریکا مجبور است با کرزای بسازد و بسوزد چرا که فعلاً گزینهای برای جایگزینی او ندارد. مگر اینکه طرح ریچارد هالبروک فرستاده ویژه خود به منطقه افپاک را عملی کند، یعنی یک ناظر بینالمللی که آمریکا هم باشد برای دولت افغانستان تعیین کند. این امر که مورد تأکید هیلاری کلینتون هم قرار گرفته، رسوایی بزرگی برای آمریکا خواهد داشت و هزینههای ایالات متحده در جهان را افزایش خواهد داد. به این ترتیب طالبان از موقعیت سردرگمی آمریکا بیشترین بهره را میبرد و به همین دلیل باید گفت تابستان داغ آمریکا در افغانستان در بهار شروع شده و روزهای سخت و مرگآوری در انتظار نظامیان ناتو و آمریکا و پیمانکاران سیا و پنتاگون است، همانطور که از ابتدای سال میلادی جاری تاکنون حدود 600 نظامی خارجی در افغانستان کشته شدهاند.