
حبیب ترکاشوند- وز گذشته میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد همصدا با فرزند شاه مخلوع، گروهک تروریستی پژاک و گروهک فدائیان خلق، اعدام پنج تروریستی که روز یکشنبه به اتهام بمبگذاری در شهرهای مختلف و از جمله حسینیه شیراز اعدام شدند را در بیانیه و یادداشت جداگانه محکوم کردند.درخواست یک گروهک ضدانقلاب
پس از آنکه روز یکشنبه این هفته، پنج تن از تروریستهای عضو پژاک و سایر گروهکهای ضدانقلاب با محکومیت در دادگاه صالحه، به اعدام محکوم شدند، سازمان فدائیان خلق صبح روز بعد طی نامههایی به میرحسین موسوی و کروبی از آنان خواست که این اعدامها را محکوم کنند. در نامه این گروهک آمده است: «همانگونه که اطلاع دارید، صبح روز گذشته پنج زندانی در زندان اوین به دار آویخته شدند. سکوت اصلاحطلبان در برابر اعدام این افراد قابل توجیه نیست و باید آنها هرچه سریعتر در این رابطه موضعگیری کنند.»
این نامه در پایان از آقایان موسوی و کروبی میخواهد فارغ از اتهامات آنها این اعدامها را محکوم کنند «اکنون نیز از شما بهعنوان چهرههای برجسته جریان سبز انتظار میرود اعدام پنج زندانی را محکوم کنید صرفنظر از اتهاماتی که به این زندانیان وارد کردهاند.»موسوی اینبار از کروبی سبقت گرفت
نامه این گروهک ضدانقلاب باعث شد برخلاف موضوع پرونده کهریزک که کروبی به یکباره با ادعای عجیب تجاوز به زندانیان، نظام را متوجه بدترین اتهامات ساخت، اینبار موسوی گوی رقابت از کروبی برباید و بدون صرف وقت و احیاناً حتی پرسش از اطرافیان و مشاوران و همراهان که این افراد چه کسی هستند؟ سابقه آنان چیست؟ عضو چه گروهی هستند و چرا اعدام شدند؟ در بیانیه کوتاه میرحسین آمده است: «اعلام اعدام ناگهانی پنج نفر از شهروندان کشور بدون آنکه توضیحات روشنکنندهای از اتهامات و روند دادرسی و محاکمات به مردم داده شود، شبیه روند ناعادلانهای است که در طول ماههای اخیر منجر به صدور احکام شگفتآور برای عده زیادی از زنان و مردان خدمتگزار و شهروندان عزیز کشور ما شده است.» میرحسین موسوی در ادامه بیانیه خود با اشاره به ماه خرداد (سالگرد انتخابات ریاستجمهوری) که وی آن را ماه حقجویی نام میگذارد، سعی میکند اینگونه القا کند که این اعدامها با مسائل انتخابات مرتبط است و جرم این تروریستها، مسائل سیاسی است و نه چیز دیگر.تناقض موضع میرحسین و همسرش
با اینکه موسوی سعی میکند پنج اعدامی تروریست را از اتهام عضویت در گروهکهای ضدانقلاب مبرا سازد و جرم آنان را سیاسی بداند، همزمان با وی زهرا رهنورد همسر وی در یادداشتی به این بهانه که لحنی ادبی دارد، با پذیرفتن تلویحی عضویت آنان در گروهکها سعی میکند اصل حکم اعدام (که یک اصل مسلم اسلامی است) را زیر سؤال ببرد. وی مینویسد: «اعدامهای تحریکآمیز و خشونتبار این ایام توسط حاکمیت، بهویژه اعدام پنج جوان که روز یکشنبه 19 اردیبهشت به بهانه حضور در گروهکها اعدام شدهاند، سوالهای متنوعی را به ذهن هر انسان آزاده و تحلیلگری متبادر میکند. مثلاً: اصلاً چرا اعدام؟ چرا بدترین مجازات در حق انسانها و ملت اعمال شده است؟»گروهک تروریستی پژاک؛ اول تهدید بعد التماس
همزمان با بیانیههای میرحسین و همسرش، گروهک تروریستی پژاک شاخه گروهک تجزیهطلب «پ.ک.ک» در ایران که اقدامات تروریستیشان باعث شده حتی گروههایی مانند کوموله و دموکرات نیز از آنان تبری بجویند و در یکی از آخرین اقدامات آنان دو تن از امامان جمعه استان کردستان به دست عوامل این گروهک به شهادت رسیدند، طی بیانیهای نظام را تهدید کرد که انتقام اعدام اعضای خود را خواهد گرفت و به بهترین شیوه به این حمله پاسخ خواهد داد.
پژاک که از این اعدامیان با تعبیر قهرمانان دارای موضع انقلابی (!) یاد میکند، در پایان بیانیه خود به یکباره لحن خود را تغییر داده و در موضعی انفعالی از آمادگی خود برای حل صلحآمیز مسائل با دولت جمهوری اسلامی تأکید کرده است.فرزند شاه مخلوع در سوگ تروریستها
رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع نیز برای اینکه از گروهکهای تروریستی و خانواده موسوی عقب نماند، با صدور یک بیانیه، گناه این پنج تروریست را آزادیخواهی و آزادمنشی دانسته است. وی که خواهان برقراری حکومت استبدادی از نوع پهلوی در ایران است مشخص نیست که چگونه پز آزادیخواهی به خود میگیرد.رهنورد و تحریک احساسات قومیتی
از نکات تأسفبار موضع روز گذشته خانم زهرا رهنورد، دست گذاشتن روی مسأله قومیتی و تحریک آنان به بهانه اعدام این پنج تن است. وی در ابتدا جنبش سبز را خواهان وحدت ملی و نظام را متهم به سرکوب قومیتها میکند و مینویسد: «چرا حاکمیت فعلی با سرکوب اقلیتها و جوانان کرد و اعدامها درجهت تحریک این قوم اصیل عمل میکند؟ و سوال پررنگ این است که آیا این اقدامات درجهت وحدت ملی است و یا تجزیه ملی و سایر پیامدهای سوء آن؟»
رهنورد با این ادبیات سعی میکند این اعدامیها را جوانان کرد بنامد و با این ترفند احساسات مردم غیور این منطقه را تحریک کند، اما خانم رهنورد اگر کوچکترین سابقهای از اقدامات تروریستی پژاک داشته باشد خواهد دانست این گروه هیچ جایگاهی درمیان مردم کرد زبان ندارد. کمااینکه حتی به علمای اهل سنت منطقه نیز رحم نمیکنند. در ثانی یکی از این افراد از عاملان بمبگذاری در حسینیه شیراز است که هیچ ارتباطی با پژاک و حتی سایر گروهکهای تجزبهطلب کرد ندارد.
وی همچنین با این بهانه که یکی از این پنج تن زن بوده در ادبیاتی احساسی نظام را متهم به نقض حقوق زنان میکند.
موضعی که تاکنون سابقه نداشته
بیانیه اخیر موسوی اگر چنانچه از سوی یک فرد ناآگاه به مسائل گروهکها صادر میشد تعجبی دربر نداشت. اما برای آقای موسوی که 8 سال نخستوزیری آن را برعهده داشته، این تعجب دوچندان است. موسوی از دهه 60 بیشک با فعالیتهای مخرب گروهکهایی چون مجاهدین خلق، فدائیان خلق، کوموله، دموکرات، خلق عرب، خلق ترکمن و... به خوبی آشناست و میداند چگونه این تروریستها در بدترین شرایط این کشور که تحت تهاجم دشمن خارجی بود تمام سعی خود را در انتقام از این مردم به کار بردند و هزاران نفر را به کام مرگ کشاندند تا آنکه با هوشیاری مردم و نظام و ریشه آنان تقریباً خشکیده شد. سابقه این گروهکها آنقدر سیاه است که هیچ شخص و حزبی حتی اگر با نظام زاویه داشته باشد و در مقابل آن ایستاده باشد، تاکنون این اجازه را به خود نداده که سنگ گروهکها را به سینه بزند چرا که با این موضع اندک وجهه خود را در نزد مردم از بین خواهد برد.
تعجب آنجاست شخصی این موضع را میگیرد که بزرگترین مشکل سد راه دولت او در زمان حیات امام، همین گروهکها بودهاند، البته در آن زمان به پیروی از منویات امام سعی میکرد شر این گروهکها را از دامان ملت پاک کند حال چگونه است پس از 20 سال ایشان بدون تحقیق و بررسی سنگ اعضای اعدام شده پژاک با سیاهترین کارنامه ممکن را به سینه میزند.