
علي سميعي نويسنده وبلاگ "سوپرشيعه "، مطلبي را با عنوان "پازل وحشت جديد فتنهگران براي ماه حادثهها " در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در بخشي اين مطلب آمده است: شايد اين روزها اين جملات يا شبيه آن را خيلي شنيده باشيد؛ "اسامي مفسدين اقتصادي چرا اعلام نمي شود ؟ "، "پس اسامي كه احمدينژاد از آنها ميگفت چه شد؟ "، " ليست اسامي مفسدين اقتصادي چرا اعلام نميشود، مگر احمدينژاد نگفت آن را در اختيار دارد؟ " و ...
اين ماجرا وقتي جالبتر ميشود كه آن را از زبان برخي فتنه گران و افراد درجه دو و گاهي حلقه سوم فتنه افروز ميشنويم!
به واقع چرا آنها طالب چنين موضوعي شدهاند؟ مگر نميدانند اسامي بسياري از دوستان و نزديكان و يا حتي شايد خودشان در آن ليست وجود دارد؟
اول اينكه بايد به آنها گفت برويد سراغ قوه قضائيه و سازمان بازرسي و ...
دوم بايد خدمت شما عرض كنم اينجاست كه به طرحي جديد از دشمن فتنهگر بر ميخوريم و آن "داغ كردن فضا " براي ماه حادثهها "خرداد " است!
اگر خاطر شريف عزيزان باشد جرقه درگيريها و اغتشاشات سال 88 از مناظره دكتر احمدي نژاد و ميرحسين موسوي شروع شد آنجا كه ايشان در چند سوال ساده از برخي "واقعيتهاي عيان " پرده برداشت؛ "بچههاي آقاي هاشمي در اين مملكت چه كار ميكنند؟ "، "اين چه وضع زندگي آقاي ناطق است؟ " و ...همين سوالهاي به اصطلاح ساده چاشني كودتاي سبز را فعال كرد تا با بر آب ديدن تمام آرزوهايشان فضا را به خونينترين شكل مبدل كنند.
حالا جناح فتنهگر با دست مايه قرار دادن اين موضوع (چاشني) دست به يك انتحار سياسي دوباره زده است.
در ظاهر از حزب الله حريف ميطلبد و در باطن نهايت فشار را در چند سطح سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و در بدترين حالت امنيتي به دولت حزب اللهي -انقلابي ميآورد تا با بازگرداندن فضا به خرداد 88 طرح مخوف و براندزانهاش را به مرحله اجرا بگذارد.
پيشبيني ميشود اين تحركات هر چه به خرداد نزديكتر شويم بيشتر شود و ميشود گفت آنها چيزي براي از دست دادن ندارند مگر اينكه حزب الله آنها را ذرهذره زجركش ميكند و نبايد انتظار داشت آنها دست روي دست بگذارند لذا پيشبيني اينجانب آن است كه حزب الشيطان به زودي وارد فاز انتحار خواهند شد اما مرحله ماقبل آن داغ كردن فضا براي فعاليت شديد و تاثيرگذار است كه در دو جبهه عمده دروني و بروني رقم خواهد خورد.
سران اصلي فتنهگر در خارج از مرزهاي ايران با همكاري كاملاً هماهنگ با سران فتنه داخلي كشور را در بدترين شرايط اقتصادي-اجتماعي و اگر لازم باشد امنيتي قرار خواهند داد و در مرحله بعدي با شعلهور كردن خشم مردم فرودست جامعه مرحله براندازي دولت حزب الله را رقم خواهند زد.
استفاده از چهره دينمدارانه راهبرد اتخاذ شده براي فتنهگران است كه به صورت بسيار دقيقي تدوين شده است.
چيزي شبيه به سوء استفاده از رنگ مقدس ايرانيان مسلمان (سبز) و سيادت و ... اما اين بار با وجهي پيچيدهتر در قسمتي ديگر از اين "پازل وحشت " ميتوان به دو جمله بسيار مشخص از دو شخصيت تاثيرگذار توجه كرد.
اول سخنان بسيار جالب و حائز اهميت هاشميرفسنجاني در سفر سال قبل وي به مشهد مقدس در رابطه با "ورود زنان به عرصه اعتراضات (اغتشاشات) " و نامگذاري سال جديد (89) به سال "بحرانهاي اجتماعي " از طرف سيدمحمد خاتمي اشاره كرد.
كافي است كمي بازتر به فضا نگاه بياندازيد؛ چرا دستهاي خاص براي ترويج "بيحجابي " در سطح شهرها بدون هيچ ممانعتي فعاليت ميكنند؟
چرا مسئولين ذيربط به مانند تساهلي و نسامحي كه با اغشاشاگران ميكردند حالا هم به وظيفه خود عمل نميكند؟چه رازي در اين ميان است؟
اگر به دقت توجه كنيد متوجه اين قسمت از "پازل وحشت " براي ماه حادثهها "خرداد " خواهيد شد.
در قسمتي ديگر از اين نقشه شوم فعاليت بسيار منسجم پياده نظام متمدن و تحصيل كرده را شاهد هستيم.فعالين افراطي در دانشگاهها با وضعيتي "چراغ خاموش " در حال تداركي بزرگ براي آينده نزديك هستند.
يك غفلت كافيست تا جرقه انفجاري كه " شيخ ساده لوح " انتظار مي كشد زده شود .
ناخداگاه به ياد آن نقاش و طرح شانسي اش ميافتم همان كه ميگفت: برخي نقاشها طرح اوليهاي ندارند بلكه در حين كشيدن خطوط به يك طرح ميرسند!هم راست ميگفت هم دروغ.
راستش آنجاست كه ما فكر ميكنيم طرح فوق يك سري خطوط بيربط و درهم است كه ربطي به يك اثر (فتنه جديد) ندارد و فقط دست و پازدنهاي بيحاصل يك نقاش ديوانه ميباشد كه ديگر كارش از خيال به جنون كشيده شده است.
دروغش هم اينجاست كه وي طراح نيست بلكه در بهترين حالت يك خط سياه بر بوم تاريخ ايران است.
قلموي اين پازل وحشت هم شخص ديگري است به مانند رنگ و قوطي رنگها!
نقاش چيرهدست اين "طرح وحشت " بسيار با تجربهتر از اين حرفهاست كه ما فكرش را هم بكنيم!
گرچه ديگر حنايش براي ما رنگي ندارد ! مگر رنگ نفاق و خيانت به بلندترين آرمان بشريت كه همان جمهوري اسلامي ايران باشد!