
رژیمهای حقوقی و قواعد رفتار بینالمللی و مناسبات جهانی معمولاً متناسب با فضای عمومی و موقعیت بازیگران و نیازهای فوری برای تحقق اهداف درعرصه بینالمللی پایهریزی میشوند. تشکیل سازمان ملل، ساختار اصلی و ضوابط رفتارهای جهانی برای تحقق صلح و امنیت جهانی را پس از دو جنگ جهانی مشخص کرد و به موازات آن، چارچوبهای مربوط به موضوع انرژی هستهای و نظام تعامل کشورهای دارا و ندار قدرت هستهای، در قالب NPT که متناسب با دوره جنگ سرد در دو بلوک جهانی بود، شکل گرفت. اگرچه این ضوابط و چارچوبها در بسیاری از فرازهایش چشماندازهای بینالمللی مطلوبی را تصویر میکرد ولی در بخشهای دیگری از مفاد NPT، فضای تبعیض هستهای را نهادینه میکرد.
شاید به همین دلیل است که ضابطهمند کردن موضوع انرژی هستهای و توانمندیهای هستهای نیازمند اصلاحات ریشهای است. از یکسو باید قواعد و دستورالعملهای لازم برای تضمین چشماندازهای مطلوب را خارج از اراده تحمیلی قدرتهای جهانی شکل داد و از سوی دیگر برای تأمین واقعی شعار صلح و امنیت جهانی و خارج شدن از فضای تبعیض هستهای، نظامهای مستقلی برای قاعدهمند کردن قدرتهای جهانی به مسأله خلع سلاح را باید پیشبینی کرد.
اگر در چارچوب NPT برای دارندگان توان هستهای تعهداتی تعریف شده، باید سازوکارهای لازم برای متعهد کردن قدرتها به این وظایف و شرایط تخلف از این تعهدات نیز طراحی شود، چراکه تعهدات یکجانبه کشورهای فاقد توان هستهای، صرفاً به تحکیم نظام ناعادلانه قدرت در عرصه بینالمللی دامن زده و تضمینکننده صلح و امنیت برای همه نیست. به همین دلیل آنچه باید در NPT مورد اصلاح قرار گیرد، درگام تکمیلی باید در منشور سازمان ملل و حقوق ناعادلانه قدرتها تحت عنوان حق وتو اصلاح لازم به عمل آید.
نکته مهم دیگر این است که قدرتهای استکباری علاقهای به از دست دادن ابزارهای ارعاب و تهدید و سلطه هژمونیک خود ندارند و نشست روز دوشنبه برای اصلاح مفاد NPT نیز با تمایل این کشورها به تحکیم بیشتر قدرت و سلطه خود و تضعیف اراده دیگر کشورهای جهان تشکیل خواهد شد و لذا آنچه از سوی بسیاری از کشورهای جهان بهعنوان مطالبه راهبردی مطرح است اینکه، این قدرتهای جهانی به تعهدات خود برای خلع سلاح و نابود کردن ابزارهای کشتار جمعی هستهای که برای چندبار نابودی جهان کافی است، به نحوی پایبند شوند که امکان فرار از مسئولیت میسر نباشد.
همانگونه که برای کشورهای دیگر راستیآزمایی، بهعنوان اهرم فشار بهکار میرود، چرا یک نظام مستقل بینالمللی که از توان و اختیار کافی نیز برخوردار باشد، نباید به راستیآزمایی در غرب بپردازد؟