کد خبر: 387210
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۱
رهبر فرزانه انقلاب چهارشنبه گذشته در جمع هزاران تن از کارگران پرتلاش کشورمان در تبیین شاخصه‌ها و چشم‌انداز مطلوب از جامعه کارگری و ضرورت توجه به مقوله تولید در کشور به ویژه تولیدات «دانش بنیان» به موضوع مهمی اشاره فرمودند که دغدغه همه کارگران و دلسوزانی بود که از نزدیک با مشکلات جامعه کارگری آشنا بودند. در کنار این خواسته از جامعه کارگری که تلاش مضاعف تنها نسخه نجات بخش کشور از وابستگی است، قطعاً بیش از هر نکته دیگر موضوع «قانون‌گریزی قانون‌دانان» توجه قشر عظیم جامعه کارگری و کسانی که با حوزه تأثیرگذاری طبقه کارگر آشنایی دارند را به خود جلب نمود. مبحثی که به نوعی در رهنمودهای معظم‌له در سنوات گذشته به تناسب شرایط کشور به ویژه در زمان تدوین برنامه‌های توسعه چهارگانه با آن مواجه بوده‌ایم. چه اتفاقی در سنوات گذشته افتاده است که امروز بار دیگر رهبری معظم انقلاب تأکید مجدد بر آن را تکلیفی برای خویش می‌دانند.
1ـ پایان یافتن جنگ، ضرورت بازسازی زیرساخت‌های اساسی کشور را ایجاب می‌کرد. لذا دراین دوره که به واقع به دستور حضرت امام (ره) در سال 1367 آغاز شد، ساخت زیربناهای اقتصادی و صنعتی کشور دغدغه اصلی مسئولان نظام و مردم بود، ضرورت ترمیم ویرانی‌های جنگ، افزایش تولیدات و صادرات کشور و خارج کردن کشور از صادرات صرفاً نفتی و توجه به بخش‌های دیگر صادراتی، امید را در دل ملتی که محرومیت‌های حاصل از رژیم گذشته را چشیده و پایان جنگ تحمیلی را آغازی برای اقتصادی شکوفا همراه با عدالت می‌پنداشتند، زنده کرد. اما ناباورانه دیدند 8 سال دوران سازندگی به دلیل گفتمان متأثر از برنامه‌های اقتصادی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، برای آنها چیزی جز شکاف بیشتر طبقاتی و ظهور طبقه جدیدی از «نوکیسه‌ها» را به ارمغان نداشت. بخشی از نیروهای انقلاب با انگیزه مانور تجمل و انباشت ثروت، از مدیریت و اداره کشور فاصله گرفتند و یا متأثر از این فرهنگ، ایده‌های آرمانخواهانه اسلامی و انقلابی خویش را کنار گذاشتند و برای اینکه از این قافله عقب نمانند، همرنگ این سیاست‌ها شدند و بدون آنکه مفهوم توسعه را بفهمند در چنبره گفتمان «تکنوکرات‌ها یا همان فن‌سالاران کارگزارانی» گرفتار آمدند. در خطبه‌های نماز جمعه مغرورانه و از سر تفاخر برخی واژه‌های عاریتی و وارداتی طبقه تکنوکرات خارجی را با بیانی دیگر عنوان می‌کردند و به صراحت سخن از توجه طبقات برخوردار از مواهب واگذار شده دولتی از سر ترحم به طبقات مستضعف و کارگر جامعه بر زبان می‌راندند.
مردم از خطیب جمعه و کارگزار اجرایی خویش شنیدند که «اگر طبقه پولدار در جامعه افزایش پیدا کند، به دلیل سرمایه‌گذاری این طبقه در بخش‌های اقتصادی کشور، طبقات محروم از مواهب ـ بخوانید ترحم ـ آنها برخوردار خواهند شد» دلسوزان و محرومان جامعه فریاد برآوردند که چنین استدلالی چوبین بود. در پاسخ جز ناسزاگویی و تکفیر چیزی نشنیدند و همواره با این جمله که بدخواهان نمی‌خواهند اقتصاد کشور با سرمایه‌گذاری طبقه مرفه شتاب و رونق بگیرد از گردونه خارج شدند! این بود که برای یک دوره 8 ساله تکنوکرات‌ها بی‌محابا با فرهنگ اصالت سود و فایده، صحنه‌‌گردان جامعه شدند و حاصل این صحنه‌گردانی، ازدیاد شکاف طبقاتی در کشور و فشار مضاعف بر توده‌های کم‌درآمد و کارگر کشور گردید. تا آنجا که توده‌های محروم علاوه بر نگرانی نسبت به ارزش‌های فرهنگی و اسلامی خود که در معرض تهاجم سنگین دشمن قرار گرفته بود، غبطه سیاست‌های بسته اقتصادی دوران جنگ را خوردند. 2 ـ در دوره سازندگی، قانون‌دانان قانون‌گریز به برکت سخاوت‌های میلیاردی از جیب مردم پولدار شدند و گرده خویش را بر دوش مردم زحمتکش و محروم جامعه نهادند. هر روز شنیده می‌شد به برکت سیاست تعدیل اقتصادی و خصوصی‌سازی، فلان کارخانه و شرکت تولیدی به ثمن بخس به شخصی که وابستگی‌اش به خانواده هزار فامیل بر کسی پوشیده نبود، واگذار می‌شد و در کمتر از یک سال کارخانه تعطیل و کارگران بیکار می‌شدند و خریدار با دهن‌کجی هر روز با خودروی گران‌قیمت وارداتی خود ساعتی را وارد کارخانه می‌شد و با لبخند تمسخر از جلوی کارگرانی که چند ماه بود حقوقی دریافت نکرده بودند، سان می‌دید. کارگر از درون می‌سوخت که اولاً توانی که می‌بایست برای تولید گذاشته شود چرا باید برای اعتراض به عدم دریافت حقوق، در قالب تجمعات فرسایشی هزینه گردد و از سوی دیگر، می‌دید مسئولان به دروغ شرایط جدید پس از خصوصی‌سازی را مثبت تلقی می‌کردند. کارگران می‌دیدند کارخانه‌ای که بیش از یک و نیم میلیارد تومان مواد اولیه، تجهیزات و تولیدات انبار شده در خود را جای داده است با 800 میلیون تومان آن هم با شرایط ویژه تسهیلات از بانک و ... به فروش رسیده است و کارفرمای جدید بهترین سرمایه‌گذاری را در فروش محصولات تولید شده قبلی و تعطیلی کارخانه دانسته است. این بود که در کمتر از یک سال صنعت نساجی از گردونه رقابت خارج شد و اصلاح‌طلبان هم آمدند تا آخرین میخ را بر تابوت صنعت به ارمغان گذاشته سازندگی بکوبند. در همان مقطع جنایت دیگری نیز رخ می‌داد و آن هم انباشت سرمایه‌ای بود که در بخش‌های غیرتولیدی و صرفاً واسطه‌گری هزینه می‌شد. قانون‌دانان قانون‌گریزی که در کمترین زمان از تصمیمات دولتی مطلع می‌شدند و یک شبه سرمایه‌ خویش را در بخش‌های مسکن و واردات فلان کالای لوکس متمرکز می‌کردند و در نهایت هم کشور را دچار مصرف‌گرایی صرف می‌کردند و هم صنعت نیمه‌‌تعطیل کشور را تعطیل می‌کردند. آنچه در دوران سازندگی و در ادامه آن در دوران اصلاحات اتفاق افتاد، محصول این سیاست و تصمیمات بود و اصولگرایان صرفاً‌ میراث‌دار سیاست‌هایی بودند که سایه شوم آن 16 سال در کشور مستولی شده بود و امروز چه وقیحانه آن سیاست و برنامه‌ها را به‌رغم تذکرات مکرر رهبری معظم انقلاب مبنایی برای توسعه پایدار کشور معرفی می‌کنند. آنچه رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با کارگران در چهارشنبه گذشته بیان فرمودند، بغض‌های فروخورده کارگرانی بود که این بار نیز از حلقوم مبارک رهبری تراوش می‌کرد. آیا تاکنون از خویش پرسیده‌ایم که چرا برخورداران رانت‌های ویژه اقتصادی و خانواده‌های هزار فامیل در مقابل برخی سیاست‌ها که روزگاری شعار آتشین آن را سر می‌دادند، در مقابل آن گارد می‌گیرند. شعارهایی همچون «هدفمند کردن یارانه» و بسیاری از سیاست‌ها و برنامه‌های اصولی که در گذشته نه چندان دور، شاه بیت همه سخنرانی‌های دولت‌های گذشته بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار